هدف اساسی پژوهش حاضر بررسی ذهنیت فلسفی مدیران مناطق مختلف دانشگاه آزاد اسلامی است. جامعه آماری این پژوهش را تمام مدیران واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی تشکیل می دهند. با روش نمونه گیری تصادفی مرحله ای و طبقه بندی تعداد 558 نفر از مدیران واحدهای مختلف دانشگاه آزاد اسلامی انتخاب شدند. ابزار سنجش عبارت از پرسشنامه محقق ساخته ذهنیت فلسفی است نتایج تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون پیگردی LSD نشان داد که: 1- بین ذهنیت فلسفی مدیران دانشگاه آزاد اسلامی به تفکیک منطقه تفاوت معنی دار وجود دارد. 2- میانگین نمره ذهنیت فلسفی مدیران منطقه 8 از مدیران مناطق 2، 3، 4، 5، 7 ،10 و منطقه 12 بزرگتر است و برعکس میانگین نمره ذهنیت فلسفی مدیران سایر مناطق ذکر شده به همان اندازه از میانگین نمره ذهنیت فلسفی مدیران منطقه 8 کوچکتر است. میانگین نمره ذهنیت فلسفی مدیران منطقه 9 از مدیران منطقه 12 بزرگتر است. برعکس میانگین نمره ذهنیت فلسفی مدیران منطقه 12 به همان اندازه از مدیران منطقه 9 کوچکتر است. همچنین میانگین نمره ذهنیت فلسفی مدیران منطقه 11 از مدیران مناطق 2، 4، 5، 7 ،10 و 12 بزرگتر است و برعکس میانگین نمره ذهنیت فلسفی مدیران سایر مناطق ذکر شده به همان اندازه از میانگین نمره ذهنیت فلسفی مدیران منطقه 11 کوچکتر است.
هدف: بررسی منابع قدرت مورد استفاده مدیران و رابطه آن با جو سازمانی در مدارس دخترانه شهر تهران بود .روش: توصیفی از نوع همبستگی بودونمونه ای شامل 160 نفراز میان 14152نفردبیران دبیرستان های دولتی دخترانه شهر تهران به روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شد . داده ها با بهره گیری از دو پرسشنامه استاندارد شده قدرت ساموئل سرتو و پرسشنامه استاندارد توصیفی جو سازمانی اصلاح شده در مدارس متوسطه (OCDQ - RS ) کات کامپ و مول هرن گرد اوری وبا استفاده از ضریب همبستگی پیرسون تحلیل گردید. نتایج: نشان دادکه بین قدرت پاداشی ، تخصصی و مرجعیتی مدیران و جو سازمانی مدارس رابطه مثبت و معنی دار و بین قدرت اجباری مدیران و جو سازمانی رابطه منفی و معکوس وجود دارد . ولی بین قدرت قانونی مدیران و جو سازمانی مدارس رابطه معنا داری حاصل نشد.
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین جو سازمانی و مدیریت تعارض از دیدگاه دبیران طراحی شده است. روش: جامعه ی آماری شامل کلیه دبیران دبیرستان های دولتی دخترانه شهر تهران بوده، ،نمونه ی پژوهش شامل 375 نفر بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده است. برای سنجش متغیرها از پرسشنامه جو سازمانی «هالپین و کرافت » و پرسشنامه مدیریت تعارض ""استفان رابینز"" استفاده شده است.نتایج: یافته های پژوهش حاکی از آن است که تنها 6 درصد تغییرات برخورد با تعارض به 2 مولفه ی جوّ سازمانی (روحیه و صمیمیت ) مربوط می شود و بقیه (94 درصد) به عوامل دیگر مربوط می شود. همچنین ضریب همبستگی چندگانه بین مولفه های روحیه و صمیمیت از جوّ سازمانی و مدیریت تعارض معادل 244/0 و معنی دار بوده است. در همبستگی های ساده بین مؤلفه های مدیریت تعارض با جو سازمانی نیز یافته ها نشان می دهد که بعد روحیه جو سازمانی با شیوه های همکاری و مصالحه در برخورد با تعارض ( مستقیم ) بین بعد مزاحمت جو سازمانی با شیوه همکاری ( معکوس ) ؛ بین بعد علاقه مندی جو سازمانی و استفاده از شیوه همکاری ( مستقیم ) و شیوه اجتناب ( معکوس ) ؛ بین بعد صمیمیت جوسازمانی با شیوه های رقابت (رابطه معکوس )، همکاری ( رابطه مستقیم ) ، اجتناب و گذشت (رابطه معکوس) ؛ بین بعد ملاحظه گری جوسازمانی با شیوه های همکاری(رابطه معکوس) ، اجتناب و گذشت (رابطه مستقیم) ؛ بین بعد فاصله گیری جوسازمانی با شیوه های رقابت (رابطه معکوس) و مصالحه (رابطه معکوس) ؛ بین بعد نفوذ جوسازمانی با شیوه های همکاری (رابطه مستقیم) و گذشت (رابطه معکوس) ؛ بین بعد تاکید بر تولید جوسازمانی با شیوه های رقابت (رابطه معکوس) ، همکاری و مصالحه (رابطه مستقیم) رابطه معنی داری مشاهده شده است.