تحقیقی با مدل آمیخته ی به هم تنیده و با هدف فهم عمیق درباره تدریس خصوصی تکمیلی با توصیف منظم از ماهیت و گستره آن، بررسی نگرش های موثر بر مشارکت در این پدیده و ارزیابی تاثیر آن بر یادگیری از دیدگاه های مختلف ذیل اجرا گردید. مشارکت کنندگان سه گروه 300 نفری از دبیران، دانش آموزان دبیرستانی و والدین آنان در سنندج بودند. داده ها به دو شیوه مصاحبه نیمه ساختمند و سه پرسشنامه با روایی و پایایی مطلوب گردآوری شد. نتایج نشان داد که بیشتر دانش آموزان احساس می کردند که از معلمان رسمی و خانواده حمایت آموزشی کافی دریافت نمی کنند و آموزش خصوصی را به صورت همزمان در همان ماه هایی که در مدرسه هستند، دریافت می دارند. پنج عامل تاثیرگذار در گرایش به تدریس خصوصی مشخص گردید: ماهیت وجود موسسات ارائه دهنده تدریس خصوصی تکمیلی و تبلیغات و تشویقات فراوان از طرف آنها؛ سطح درآمد و طبقه اجتماعی- اقتصادی خانواده ها؛ ظرفیت پایین پذیرش دانشجو در دانشگاه های دولتی و مشهور؛ پایین بودن کیفیت آموزش و تدریس در نظام آموزش و پرورش و عدم تناسب مطالب آموزش داده شده و مطالب مورد آزمون قرار گرفته در آزمون های سراسری. از طرف دیگر، مهمترین عوامل عدم مشارکت در تدریس خصوصی شامل ترس از مسخره شدن توسط دبیران، همکلاسی ها یا اعضای فامیل؛ بالابودن هزینه های تدریس خصوصی و وارد آمدن فشار جسمی- روانی زیاد؛ وجود کلاس تقویتی در مدارس و نیافتن معلمان خصوصی خوب توسط والدین بودند. وزارت آموزش و پرورش باید ناظر بر گسترش فعالیت این گونه مراکز باشد، اما در عمل چندان موفق به نظر نمی رسد. برای بهبود وضعیت فعلی، نظارت بیشتری مورد نیاز است .
تعالی معنوی را می توان تجلی درونی دین داری محسوب نمود. (پایدمونت، 2004) در دهه های اخیر با اوج گیری پژوهش های حوزه روانشناسی دین، توجه به پیامدهای تعالی معنوی، فزونی یافته است. هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط ابعاد تعالی معنوی با تاب آوری بود. نمونه پژوهش شامل 270 دانشجوی کارشناسی روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارسنجان بودند. برای اندازه گیری تعالی معنوی از مقیاس تعالی معنوی ساخته ی پایدمونت (1999) استفاده شد. این مقیاس شامل 24 گویه و متشکل از 3 عامل وحدت، کامروایی معنوی و پیوند معنوی بود. جهت سنجش تاب آوری از مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسن (2003؛ اقتباس از جوکار 1386) استفاده شد. به منظور سنجش پایایی ابزارها از ضریب آلفای کرونباخ و باز آزمایی و برای تعیین روایی از روش تحلیل عوامل استفاده شد.
نتایج ضرایب همبستگی بین عوامل و نمره کل مقیاس تعالی معنوی با مقیاس تاب آوری، بیانگر ارتباط معنی دار تعالی معنوی با تاب آوری بود. نتایج حاصل از رگرسیون همزمان تاب، آوری روی عوامل تعالی معنوی، نشان داد که عامل پیوند معنوی و وحدت معنوی پیش بینی کننده های معنی دار تاب آوری بودند. نتایج حاصل بیانگر نقش معنویت در افزایش ظرفیت تاب آوری افراد بود.
هدف این پژوهش، طراحی برنامه درسی فاوا و بررسی اثربخشی آن بر عملکرد دانش آموزان دوره متوسطه بوده است. روش پژوهش از دو بخش زمینه یابی و شبه آزمایشی از نوع طرح آزمون مقدماتی و نهایی تشکیل شده است. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه دانش آموزان، دبیران و متخصصان برنامه درسی و فاوای شهر تهران به ترتیب به تعداد 128934، 12890 و 60 نفر بوده است. حجم نمونه شامل 120 دانش آموز، 120 دبیر و 60 نفر متخصص فاوا و برنامه درسی بوده که با استفاده از شیوه نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از آزمون 97 سوالی 5 گزینه ای در 10 مولفه و همچنین آموزش الگوی برنامه درسی فاوا بر روی دانش آموزان، استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از آمار توصیفی و آمار استنباطی (آنووا، توکی و t مستقل) استفاده شد. تحلیل توصیفی داده ها نشان داد که هر سه گروه آزمودنی ها مولفه های الگوی برنامه درسی فاوای دوره متوسطه را بالاتر از سطح متوسط ارزیابی کرده و در نتیجه آنها را پذیرفته اند. تحلیل استنباطی داده ها نیز نشان داد که بین دیدگاه دانش آموزان، دبیران و متخصصان در رابطه با مبانی فلسفی، اجتماعی و روان شناختی و در حوزه های مفاهیم و اصطلاحات، دانش، مهارت، اصول انتخاب محتوا و سازماندهی در الگوی برنامه درسی فاوا تفاوت معنی داری وجود داشته که با استفاده از آزمون تعقیبی توکی تفاوت بین دیدگاه آزمودنی ها نیز مشخص گردید. همچنین نتایج نشان داد که سطح مبانی، مفاهیم و اصطلاحات، دانش، نگرش، توانش دانش آموزانی که الگوی برنامه درسی فاوا را آموزش دیده اند، به طور معنی داری بالاتر از دانش آموزانی بود که این آموزش را دریافت نکردند.
این پژوهش با هدف امکان سنجی توسعه فن آوریهای نوین آموزشی با رویکرد فن آوری اطلاعات و ارتباطات در مدارس ابتدایی انجام شد. تحقیق توصیفی و از نوع زمینهیابی است. جامعه آماری متشکل از کلیه کارشناسان، مدیران و معلمان مدارس ابتدایی شهرستان ساری به تعداد 1620 نفر میباشد. نمونه آماری با استفاده از جدول کرجسی و مورگان 463 نفر (30 نفر کارشناس، 136 نفر مدیر و 297 نفر معلم) تعیین شد که به روش تصادفی انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسش نامه محقق ساخته با ضریب پایایی 95/0 استفاده شد و داده ها با آزمون خی دو (2) تحلیل شد. نتایج بررسی نشان داد که وضعیت امکانات و تجهیزات رایانه برای امور اداری مدارس مطلوب میباشد؛ اما این امکانات برای امور آموزشی (استفاده معلمان و دانش آموزان) مطلوب نیست؛ یعنی، بیش از یک دوم مدارس برای معلمان و قریب نه دهم مدارس برای دانش آموزان فاقد رایانه هستند. مهارت فن آوری اطلاعات و ارتباطات معلمان در وضعیت مطلوبی قرار ندارد، اما از علاقه و انگیزه بالایی برای استفاده از فن آوریهای نوین در آموزش برخوردار هستند. همچنین وضعیت محتوای آموزش الکترونیکی مطلوب نبود به طوری که کمترین توجه، به کیفیت آموزشی با 4/33 درصد بوده و معلم در تولید محتوای الکترونیکی هیچ نقشی ندارد؛ یعنی، از هنر و فن معلمی در تولید محتوای الکترونیکی بهره ای نبرده اند.
از آنجا که هدف فن آوری های آموزشی تسهیل و بهبود عملکرد یادگیری است، در این راستا شبیه سازهای آموزشی می توانند به عنوان تکنیک و یا رسانه ای موجب تحقق این هدف شوند. در این مقاله تاثیر نرم افزارهای شبیه ساز (مطالعه موردی بر روی Packet trace،PSpice ، Opnet وMatLab) بر یادگیری و یادسپاری دروس و مقایسه آن با روش سنتی تدریس انجام شده است. به این منظور دانشجویان رشته های فنی دانشگاه های غیرانتفاعی شهر ساری در سال تحصیلی 1389- 1388 بررسی شده اند. روش تحقیق شبه آزمایشی بوده و با دو گروه آزمایش و کنترل در قالب طرح پیش آزمون و پس آزمون اجرا شده است. یک گروه با نرم افزارهای شبیه ساز و گروه دیگر به روش سنتی آموزش دیده اند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شده است. یافته های تحقیق با استفاده از نرم افزار SPSS و روش های آمار توصیفی شامل جداول توزیع فراوانی، درصد، میانگین؛ و آمار استنباطی شامل آزمون t تجزیه و تحلیل شده است. نتایج به دست آمده حاکی از آن بود که بین یادگیری و یادسپاری در آموزش با نرم افزارهای شبیه ساز و روش سنتی تدریس تفاوت معناداری وجود دارد. به عبارت دیگر نرم افزارهای شبیه ساز آموزشی بر افزایش یادگیری و یادسپاری دانشجویان نقش مطلوبی داشته اند.
این مقاله نقش متغیرهای خودپنداره ی خواندن دانش آموز، فعالیت های اولیه ی سواد آموزی و نگرش دانش آموزان و والدین به خواندن، در عملکرد سواد خواندن دانش آموزان پایه ی چهارم ابتدایی بر اساس داده های مطالعه ی پیرلز 2006 را مورد بررسی قرار داده است. نمونه ی آماری استفاده شده پس از پالایش، 5179 دانش آموز (2767 پسر و 2412 دختر) چهارم ابتدایی بوده است که در آزمون پیرلز 2006 شرکت کرده بودند. مقیاس های مورد استفاده شامل پرسشنامه ی زمینه یابی یادگیری خواندن برای متغیرهای نگرش والدین به خواندن و فعالی ت های اولیه سواد آموزی، پرسشنامه ی دانش آموز برای متغیر خود پنداره خواندن، و نمره ی کلی سواد خواندن بر اساس مدل راش بود. که به روش تحلیل مسیر، اثر مستقیم، غیرمستقیم و کل متغیر نگرش والدین به خواندن (متغیر برونزا) بر فعالیت های اولیه سوادآموزی، نگرش دانش آموز به خواندن و خود پنداره خواندن دانش آموز (متغیرهای درونزا) مورد بررسی قرار گرفت. پس از تأیید مدل های اندازه گیری متغیرهای نهفته و برازش مدل تابع ساختاری، نتایج نشان دادند که مدل مورد آزمون، برازش مناسبی با داده ها دارد. تمامی اثرات متغیر نگرش والدین به خواندن بر سایر متغیرهای درون زا تأیید شد. هم چنین تمامی اثرات متغیر فعالیت های اولیه ی سواد آموزی بر سایر متغیرهای درون زای پژوهش معنی دار به دست آمد. هیچ کدام از اثرات متغیر نگرش دانش آموز به خواندن بر عملکرد سواد خواندن معنی دار نبود. برای مشخص کردن برابری مدل های پسران و دختران، از آزمون برابری مدل ها استفاده شد که نتایج نشان دادند که از 8 مسیر موجود در مدل، 4 مسیر تفاوت معنی دار دارند که عبارتند از: خودپنداره خواندن دانش آموز به عملکرد سواد خواندن، نگرش خواندن والدین به فعالیت های اولیه سوادآموزی، فعالیت های اولیه سوادآموزی به خودپنداره خواندن و نگرش خواندن دانش آموز به عملکرد سواد خواندن.
یکی از اقدامات اساسی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برای زنده نگه داشتن و پرورش کارآمد دانشجویان ممتاز و دارای استعدادهای درخشان، تصویب طرح پذیرش بدون آزمون برگزیدگان جشنواره های خوارزمی و مسابقات علمی بین المللی در دوره های آموزش عالی است. هدف این پژوهش بررسی میزان موفقیت طرح مذکور بر اساس نشانگرهای رضایتمندی برگزیدگان پذیرفته شده بدون کنکور، دلایل عدم بهره مندی برگزیدگان – به رغم دارا بودن شرایط – از تسهیلات مصوب وزارت علوم، مقایسه وضعیت تحصیلی فعالیت های علمی دانشجویان برگزیده بدون کنکور و دانشجویان عادی – که بدون سهمیه خاصی و از طریق آزمون سراسری پذیرفته شده اند – است. جامعه آماری این پژوهش کلیه برگزیدگان بین سال های 1383 تا 1386 (تعداد 330 نفر) هستند که به صورت تصادفی ساده تعداد 110 نفر برگزیده پذیرفته شده که در هنگان انجام پژوهش دانشجو بودند و تعداد 70 نفر برگزیده که موفق به پذیرش نشده بودند، انتخاب شدند و از طریق پرسشنامه پژوهشگر ساخته اطلاعات لازم گردآوری شد و موردمطالعه قرار گرفتند؛ همچنین برای مقایسه وضعیت تحصیلی و فعالیت های علمی برگزیدگان پذیرفته شده تعداد 110 نفر از دانشجویان هم رشته وهم ورودی ایشان که از طریق آزمون سراسری و بدون استفاده از تسهیلات خاصی وارد دانشگاه شده بودند، انتخاب شدند و موردمطالعه قرار گرفتند. نتایج پژوهش حاکی از عدم رضایتمندی برگزیدگان پذیرفته شده از عوامل برنامه های درسی و آموزشی برای این افراد مدیریت و عملکرد مسئولان ذی ربط در سطح دانشگاه و وزارت علوم، ارائه تجهیزات و امکانات موردنظر به برگزیدگان و درمجموع با نسبت 76 به 24 درصد را نشان می دهد.