هدف پژوهش حاضر تهیه جدول های هنجار مقیاس فرسودگی تحصیلی مسلش- فرم دانشجویان [1] بود. این پزوهش بر روی 238 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه اصفهان که به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده بودند، اجرا شد. داده ها به کمک روش های آمار توصیفی و رسم نمودار ارایه شدند واز توزیع نرمال برخوردار بودند. نمره های خام به دست آمده به نمره های Z و T و رتبه درصدی تبدیل شد و جداول هنجار برای خرده مقیاس های فرسودگی تحصیلی به طور جداگانه محاسبه شد. به منظور تعیین پایایی این ابزار از دو روش همسانی درونی و باز آزمایی استفاده شد. ضریب آلفای کرونباخ برای خرده مقیاس های خستگی عاطفی 88/0، شک و تردید 90/0 و خودکارآمدی 84/0 به دست آمد، که نشان از پایایی مناسب این ابزار داشت. ضریب آلفای به دست آمده در روش بازآزمایی برای خرده مقیاس های خستگی عاطفی 89/0، شک وتردید 84/0 وخودکارآمدی 67/0 به دست آمد. روایی عاملی آزمون نیز به روش تحلیل عوامل و چرخش واریمکس نیز محاسبه شد. برای محاسبه روایی همگرا و واگرا نیز به ترتیب از پرسشنامه افسردگی دانشجویان و مقیاس محقق ساخته علاقه به رشته تحصیلی استفاده شد. ضریب آلفای به دست آمده برای روایی واگرا برای خرده مقیاس های خستگی عاطفی، شک و تردید و خودکارآمدی به ترتیب 21/0-، 53/0- و 32/0- به دست آمد. همچنین، روایی همگرا برای خرده مقیاس های خستگی عاطفی، شک وتردید وخودکارآمدی به ترتیب 74/0/0 و 50/0 به دست آمد. از یافته های مذکور نتیجه گیری می شود که مقیاس فرسودگی تحصیلی- فرم دانشجویان ابزاری ، پایا و روا برای سنجش فرسودگی تحصیلی دانشجویان دختر است.
هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر آموزش ابراز وجود بر مولفه های مهارت های اجتماعی دانش آموزان دختر مقطع پیش دانشگاهی بود. در این تحقیق که از نوع نیمه آزمایشی بود، تعداد 50 دانش آموز به صورت نمونه در دسترس از یکی از مدارس شهرستان ورزقان انتخاب شد و در دوگروه آزمایشی و کنترل (هرگروه 25 نفر) جایگزین شدند. برای اندازه گیری مهارت های اجتماعی از پرسشنامه مهارت های اجتماعی ماتسون (1983) استفاده شد. و برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس یک راهه استفاده شد. تحلیل نتایج نشان داد که آموزش ابراز وجود، تاثیر مثبت و معنی دار بر مولفه های مهارت های اجتماعی دانش آموزان دارد. این یافته ها، به طور تلویحی حاکی از آن است که کاربرد آموزش ابراز وجود در محیط های آموزشگاهی تاثیر بسزایی در ارتقاء مهارت های اجتماعی و زندگی دانش آموزان دارد (001/0P<).
به منظور بررسی پایایی و روایی مقیاس اضطراب هستی (گود و گود، ) نمونه ای متشکل از 226 دانش آموز دختر و 274 دانش آموز پسر به روش نمونه گیری چند مرحله ای از بین دانش آموزان مقطع متوسطه استان ایلام انتخاب شدند و از آنها خواسته شد که به مقیاس اضطراب هستی و مقیاس اضطراب اجتماعی پاسخ دهند. پایایی ابزار پژوهش با روش هماهنگی درونی (آلفای کرونباخ) و بازآزمایی به ترتیب برابر 86/0و80/0 به دست آمد. همچنین به منظور بررسی روایی همگرایی، همبستگی بین مقیاس اضطراب هستی و مقیاس اضطراب اجتماعی محاسبه شد که این همبستگی برابر 53/0 بود. افزون بر این، بیشترین همبستگی مقیاس اضطراب هستی با عامل بی هدف بودن کارها(66/0=r) و کمترین همبستگی آن با عامل عدم علاقه نسبت به انجام کارها (33/0=r) به دست آمد. تحلیل اکتشافی و چرخش عامل ها به شیوه وریمکس نشان داد که ساختار نظری مقیاس از پنج عامل: بی هدف بودن کارها، بی ارزش بودن معنای زندگی، عدم توانایی در متقاعد کردن دیگران، عدم علاقه نسبت به انجام کارها و عدم احساس مسوولیت نسبت به دیگران تشکیل شده است و روی هم 19/38 درصد واریانس کل مقیاس را تبیین می کند.
مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه موجود میان اعتیاد به اینترنت با عملکرد خانواده و سلامت روان انجام شده است. گروه نمونه در پژوهش حاضر 286 دانش آموز دختر دبیرستانی از مناطق چهارگانه شهر تهران (شمال، جنوب، شرق و غرب) بودند که با تکمیل سه پرسشنامه ِ اعتیاد به اینترنت، عملکرد خانواده و سلامت روان در پژوهش شرکت کردند.روش پژوهش از نوع همبستگی بود. جهت بررسی نتایج از روشهای آمار توصیفی (فراوانی و درصد) و آمار استنباطی (همبستگی و رگرسیون) استفاده شده است. بررسی نتایج نشان داد بین اعتیاد به اینترنت با برخی از زیر مجموعه های عملکرد خانواده مثل ابراز وجود، گرایش های ذوقی و تاکیدات مذهبی همبستگی منفی معنی داری وجود دارد. همچنین بین خرده مقیاس های گسستگی در خانواده، تعارض زیاد، سبک خانوادگی مستبد و اعتیاد به اینترنت رابطه مثبت معنی داری به دست آمد. در خصوص رابطه بین سلامت روان و اعتیاد به اینترنت نتایج پژوهش حاکی از رابطه مثبت معنادار بین نمره کلی سلامت روان و دو زیر مجموعه افسردگی و جسمانی سازی با اعتیاد به اینترنت بود. نتیجه تحلیل رگرسیون همزمان نیز نشان داد که از بین کلیه متغیرهای پیش بین مربوط به عملکرد خانواده، گرایش های ذوقی و گسستگی بیشترین واریانس اعتیاد به اینترنت را تبیین میکند. همچنین نتیجه تحلیل رگرسیون همزمان بین نمره اعتیاد به اینترنت با مؤلفه های سلامت روان حاکی از نقش پیش بین جسمانی سازی در تبیین واریانس اعتیاد به اینترنت بود. نتایج این پژوهش ضمن تایید اثرات منفی اعتیاد به اینترنت بر سلامت روان ،بر اهمیت محیط خانوادگی در شدت یافتن استفاده از اینترنت تاکید می کند. از این رو در طراحی برنامه های درمانی محیط خانوادگی افراد حتما باید مدنظر قرار گیرد.
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی اهمالکاری تحصیلی بر اساس هستة کنترل و باورهای مذهبی انجام شده است. در این راستا، نمونه ای متشکل از 447 نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز (225 دختر و 222 پسر) به شیوة نمونه گیری هدفمند انتخاب و پرسش نامه های اهمالکاری تحصیلی، هستة کنترل و جهت گیری مذهبی را تکمیل کردند. در نگاهی کلی، نتایج نشان داد که نمرة کل اهمالکاری تحصیلی به وسیلة بُعد (مؤلفة) اخلاقیات از جهت گیری مذهبی و هستة کنترل درونی به صورت منفی پیش بینی میشود. همچنین معلوم شد که هستة کنترل درونی و بُعد اخلاقیات از جهت گیری مذهبی پیش بینیکنندة منفیِ دو بعد اهمالکاری در آماده سازی تکلیف و اهمالکاری در آماده سازی مقاله هستند. اهمالکاری در آمادگی برای امتحان، توسط هیچیک از ابعاد جهت گیری مذهبی و هستة کنترل درونی پیش بینی نمیشود. مقایسة دختران و پسران نشان داد که میانگین نمرة اهمالکاری در آماده سازی تکالیف و نمرة کل اهمالکاری تحصیلی در پسران بیشتر از دختران است؛ در سایر ابعاد اهمالکاری، تفاوت معنیداری بین دو گروه مشاهده نشد. همچنین مقایسة دانشجویان رشته های دارای محتوای مرتبط و نامرتبط با دین آشکار کرد که از نظر اهمالکاری کلی و اهمالکاری در آماده شدن برای امتحان، اهمالکاری در آماده سازی تکالیف و اهمالکاری در آماده سازی مقاله ها، میانگین دانشجویان رشته های نامرتبط با دین، بیشتر از دانشجویان رشته های مرتبط با دین است.
با وجود علاقه روزافزون صاحبنظران و همچنین نیازهای موجود برای طراحی الگوهای جایگزین و مطلوب در حوزه برنامه درسی، نظام طراحی برنامه درسی با فقدان و بی توجهی نسبت به مفهوم الگو (فهم و درک آن، تقسیم بندی آن، الگوپردازی و دیگر مسائل مرتبط با الگو) روبه روست. از سوی دیگر، طراحی الگو در تحقیقاتی که در این خصوص صورت گرفته، غالباً بدون بسط مفهومی خود الگو، توضیح در مورد نوع الگوی استفاده شده و دلایل استفاده از آن و عموماً تنها با بیان ویژگی های الگوی طراحی شده انجام شده است. لذا در این نوشتار تلاش شده که با استفاده از روش تحلیلی- اسنادی، به این هر دو موضوع پرداخته شود. از این رو، نخست به مفهوم شناسی الگو در تعلیم و تربیت پرداخته، ضمن تشریح الگوها، انواع الگوها در حوزه برنامه درسی آن چنان که در منابع تخصصی آمده، مطرح می گردد؛ سپس، ضمن بیان نمونه هایی از الگوها، به واکاوی الگوی مفهومی در حوزه برنامه درسی پرداخته می شود. در گام بعدی، با در نظر داشتن بعد عملی، پژوهش هایی که با رویکرد طراحی الگو در حوزه برنامه درسی صورت گرفته است، تحلیل و نقد می شوند. در نهایت، ضمن بحث و نتیجه گیری، چنین استدلال شده که باید فهم دقیق و درست از الگو و حساسیت و دقت در روش شناسی پژوهشی طراحی الگو، در مطالعات مرتبط بیشتر مورد توجه قرار گیرد. ضرورت دستیابی به این مهم آشنایی بیشتر با الگو، الگوپردازی و جزآن می باشد.