این پژوهش، با هدف بررسی نقش فن آوری اطلاعات در توسعه آموزش های مهارت محور و ارایه راه کارهایی جهت رفع موانع پیش روی آن در سازمان آموزش فنی و حرفه ای استان گلستان انجام شد. پژوهش حاضر، از نوع زمینه یابی و از لحاظ هدف، کاربردی است. جامعه آماری، کلیه مربیان مراکز آموزش فنی و حرفه ای استان گلستان به تعداد 152 نفر می باشند که در سه گروه آموزشی خدمات، کشاورزی و صنعت در سال 1391 به کار مشغول بوده اند. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده و با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه 107 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه محقق ساخته می باشد که روایی آن توسط متخصصان، مورد تأیید قرار گرفته و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، 87/0 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها در سطح استنباطی با استفاده از نرم افزار آماری SPSS متناسب با سنجش داده ها و مفروضات آماری، از روش t تک نمونه ای استفاده گردیده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که نقش فن آوری اطلاعات در توسعه آموزش های مهارت محور در سازمان آموزشی فنی و حرفه ای استان گلستان فراتر از حد انتظار می باشد و بهره مندی و استفاده از این فن آوری در مراکز آموزشی فنی و حرفه ای استان گلستان می تواند، تا حد قابل تو جهی در رسیدن به آرمان های سازمان فنی و حرفه ای، از قبیل: ایجاد فرصت های برابر آموزشی، به روز کردن آموزش های مهارتی، گسترش و بهبود کارآفرینی و خلاقیت در جامعه، تربیت نیروی انسانی مورد نیاز بخش های مختلف اقتصادی و توسعه و معرفی مهارت های جدید، تأثیرگذار باشد.
مقدمه: هدف این تحقیق، ارزیابی اثربخشی بازیهای رایانهای بر میزان توجه افراد عقبماندهی ذهنی بود.
روشکار: مطالعهی حاضر یک کارآزمایی بالینی کنترل شده بود که در سال 84-1383 انجام شد. دو مرکز از مراکز نگهداری افراد عقبماندهی ذهنی در شهر تهران که حاضر به همکاری بودند، انتخاب شدند. یکی از مراکز به تصادف به عنوان گروه آزمون و مرکز دیگر به عنوان گروه شاهد و در هر مرکز تعداد 30 نفر به تصادف انتخاب شدند. برنامهی بازیهای رایانهای طی 12 هفته 3 جلسهای اجرا گردید. نمرهی توجه افراد با استفاده از ابزار تولوز-پیرون در 3 مرحلهی قبل، بلافاصله بعد و 5 هفته بعد از مداخله محاسبه شد. برای مقایسهی نمرات توجه در مراحل مختلف مداخله از آزمون اندازهگیری تکراری استفاده شد. عملیات آماری با استفاده از SPSS نسخهی 19 انجام شد.
یافتهها: بر اساس نتایج بلافاصله بعد از مداخله، میانگین نمرهی توجه افراد گروه آزمون 33/19 وگروه شاهد 09/9 بود و مداخله، تاثیر معنی داری در افزایش نمرهی توجه افراد داشت (001/0P<، 7/13=F1.3, 75.2). همچنین در گروه آزمون پس از 5 هفته از پایان مداخله، نمرهی توجه نسبت به بلافاصله بعد از مداخله کاهش یافت.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج این مطالعه، بازیهای رایانهای به مدت 35 جلسه می تواند نمرهی توجه افراد عقبماندهی ذهنی را افزایش دهد، اما این نمرهی توجه 5 هفته بعد از مداخله رو به کاهش می رود. لذا این مداخله پایا نیست.
هدف این پژوهش، ارزیابی کارآمدی دوره های یادگیری الکترونیکی دانشگاه تربیت مدرس از دیدگاه کاربران است. روش پژوهش، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه مورد مطالعه، دانشجویان در حال تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه تربیت مدرس می باشند. حجم نمونه، شامل 66 نفر از دانشجویان رشته های فن آوری اطلاعات، فن آوری اطلاعات و ارتباطات، حقوق خصوصی، حقوق بین الملل و مدیریت سیستم، از جامعه دانشجویان این رشته ها بوده اند که با شیوه نمونه گیری غیرتصادفی هدف مند انتخاب شده اند. جهت جمع آوری داده ها از پرسش نامه محقق ساخته 53 سؤالی بسته پاسخ پنج گزینه ای با هشت معیار، استفاده شده است. پایایی پرسش نامه بر اساس ضریب آلفای کرونباخ 96/0 برآورد گردید و روایی آن مورد تأیید متخصصان مربوطه قرار گرفت. در این پژوهش، از تی تک متغیری برای هر آیتم استفاده و تفسیر شده است. نتایج پژوهش، به لحاظ آماری نشانگر آن است که کاربران سامانه یادگیری الکترونیکی به سامانه دسترسی مطلوب دارند؛ از پشتیبانی مناسب بهره مند می باشند؛ از آزمون و ارزشیابی مناسب بهره مند می باشند؛ از تمرین ها و تکالیف مناسب بهره مند نمی باشند، از منابع مناسب بهره مند می باشند؛ از محتوای الکترونیکی مناسب بهره مند نمی باشند، از واسط کاربری مناسب بهره مند نمی باشند؛ و از ارایه درس مناسب بهره مند می باشند.
امروزه توجه به آموزش مهارت های اجتماعی دانش آموزان با نیاز ویژه که مشکلاتی در ارتباطات اجتماعی و شیوه تصمیم گیری دارند، از اهمیت بالایی برخوردار است. این مسئله در نزد دانش آموزان ناشنوای هنرستانی در خور توجه است. یکی از فرآیندهای رشد اجتماعی در افراد، خودکارآمدی است. این مفهوم در نظریه رشد اجتماعی آلبرت باندورا، باور به توانمندی های فردی است که در تصمیم گیری های فرد برای آینده موثر است. از این رو به نظر می رسد آموزش خودکارآمدی برای دانش آموزان، به خصوص دانش آموزان ناشنوای هنرستانی می تواند میزان سازگاری و رشد تصمیم گیری های فردی را در آن ها افزایش دهد. دلایل اهمیت این موضوع برای مربیان و کارشناسان گروه آسیب دیده شنوایی، خلاءهای موجود و سرانجام ارائه راهکارهای گوناگون در جهت آموزش خودکارآمدی به دانش آموزان ناشنوایی که در تصمیم گیری برای انتخاب رشته یا شغل آینده دچار مشکلاتی هستند، قابل بحث و بررسی است.
در مطالعه حاضر، تاثیر آموزش راهبردهای فراشناختی SQP4R و خود نظارتی در درک مطلب خواندن دانش آموزان کم توان ذهنی پایه پنجم مورد بررسی قرار گرفت. به این منظور 30 نفر از دانش آموزان کم توان ذهنی از دو مدرسه مختلف انتخاب شدند، پس از اجرای پیش آزمون درک مطلب بر روی هر دو گروه (آزمایش و کنترل)، به گروه آزمایشی در 16 جلسه 45 دقیقه ای روش SQP4R و خودنظارتی آموزش داده شد. پس از اجرای 16 جلسه آموزشی از آزمودنی های دو گروه پس آزمون درک مطلب به عمل آمد. تحلیل کوواریانس نشان داد که به کار گیری راهبرد فراشناختی SQP4R به همراه خود نظارتی در درک مطلب خواندن دانش آموزان موثر بوده است. نتایج به دست آمده از فرضیه پژوهش مبنی بر عملکرد بهتر دانش آموزانی که راهبرد فراشناختی SQP4R و خودنظارتی را دریافت کرده اند، حمایت می کند. آموزش این راهبردها، درک مطلب دانش آموزان را افزایش داد و به نگهداری اطلاعات کمک کرد.
در دنیای تعلیم و تربیت، اصطلاح «پودمان» یک متدولوژی است که به تعیین ساختار برنامه درسی یا برنامه آموزشی یک دوره دراز مدت در قسمت های جداگانه مشخص، یعنی در پودمان های شایستگی کمک می کند. «پودمان» به عنوان یک واحد یاددهی مستقل بدون ارتباط با سایر واحدها نگریسته نمی شود، بلکه به عنوان مرحله و جزء لاینفکی از یک صلاحیت گسترده تر یا گروهی از شایستگی های (یک حرف بزرگ) نگریسته می شود، برنامه یک «حرفه بزرگ» می تواند به تعدادی از «پودمان ها» تقسیم شود. هر پودمان ممکن است به تعریف کم و بیش واضحی از شایستگی ها در یک زمینه شغلی خاص اشاره داشته باشد که می تواند بسته به هر یک از نیازها از سایر پودمان ها به طرق مختلف تفکیک شود تا به شایستگی دست یابد به عبارت دیگر یک پودمان برخی قابلیت ها و دانش، مهارت های عملی و تجربه عملی مورد نیاز را به دست می دهد که می تواند به سنجش و اخذ گواهینامه منجر شود. در هر حال اصطلاح «ایجاد پودمان» تداعی کننده فرصت اصلاح نظام آموزش فنی حرفه ای برای افراد با نیازهای ویژه است که برنامه درسی آموزش های حرفه ای را با توجه به تقاضاهای بسیار متحول آموزش بینندگان، موسسات آموزشی و بازار کار بازسازی می کند. اصلاح طلبان آموزش فنی و حرفه ای ممکن است در ایران در رابطه با رویکرد پودمانی تنگناهایی پیش روی داشته باشند. تهیه برنامه آموزشی پودمانی مستلزم انطباق آن با نیاز گروه های هدف کارآموز و جامعه بومی و ملی است. تنگناهایی که اصلاح طلبان آموزش فنی و حرفه ای ممکن است در ایران در رابطه با رویکرد پودمانی پیش روی داشته باشند، مسائلی از این قبیل هستند: صلاحیت مورد نیاز تدوین کنندگان برنامه های درسی / انطباق موسسات آموزشی / انطباق فراگیران / انطباق مدرسان و مربیان / تهیه آزمون های عملکرد / ارتقای موسسات آموزشی که در سطور زیر به آن پرداخته شده است.
مهارت بینایی- حرکتی یکی از مهارت های لازم برای برقراری ارتباط غیرکلامی است. این مهارت که شامل یکپارچگی بینایی- حرکتی و هماهنگی چشم و دست است، در کودکان با آسیب شنوایی که به طور مکرر از زبان اشاره برای برقراری ارتباط استفاده می کنند، بسیار حائز اهمیت است تا به امروز بررسی های متعددی توسط پژوهشگران در زمینه ی رشد ادراک بینایی و مهارت بینایی- حرکتی در افراد آسیب دیده ی شنوایی انجام شده است. در این مقاله مطالعات انجام شده در زمینه ی مهارت بینایی- حرکتی و مهارت های مرتبط با آن در افراد با آسیب شنوایی مورد بررسی قرار گرفته است.
هدف از پژوهش حاضر بررسی مقایسه ای امید به زندگی و خوشبینی در دانش آموزان راهنمایی دختر ناشنوا و شنوای شهر اصفهان بود. روش پژوهش از نوع عل ّی- مقایسه ای بود. بر این اساس تعداد60 نفر از دانش آموزان دختر در مقطع راهنمایی (30 نفر دانش آموز ناشنوا و 30 نفر دانش آموز شنوا) به طور تصادفی انتخاب و پرسشنامه هشت سؤالی جهت گیری به زندگی شیر و کارور (1985) و مقیاس خود گزارشی امید اسنایدر (1991) بزرگسالان را تکمیل کردند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها علاوه بر استفاده از شاخص های آمار توصیفی، آزمون T دو گروه مستقل و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته هانشان داد که تفاوت میانگین به دست آمده بین دو گروه در مقیاس امید برابر 04/7 بود که نشان از نمره بالاتر دانش آموزان شنوا از ناشنوا بوده است. علاوه بر این، تفاوت میانگین دو گروه در متغیر خوشبینی برابر 2 بود و نشان از نمره بالاتر دانش آموزان شنوا در مقیاس خوشبینی از دانش آموزان ناشنوا بوده است. از سوی دیگر نتایج آزمونt نشان داد که تفاوت بین دو گروه در متغیر های بین سن، امید به زندگی و خوش بینی معنادار است. بر اساس نتایج به دست آمده دانش آموزان ناشنوا در مقایسه با دانش آموزان شنوا آسیب پذیری بیشتری در متغیرهای امید و خوشبینی داشته اند و متعاقب این مسئله باید تحت خدمات روان شناختی و مشاوره ای قرار گیرند. ازآنجا که اعتقاد بر آن است که سازه های روان شناسی مثبت از جمله امید می تواند از افراد در برابر رویدادهای استرس زا حمایت کند، به نظر می رسد که تدوین و اجرای برنامه های پیشگیرانه برای دانش آموزان ناشنوا مفید فایده باشد. علاوه بر این یافته های مطالعات گوناگون نشان می دهد که خوش بینی اثر مطلوب روی سلامتی و رفتارهای سازشی دارد که در مقابله با موقعیت های استرس زا، افراد را یاری می کند و باید در گروه ناشنوا تلاش در جهت ارتقای آن صورت گیرد.
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر روش یادگیری مشارکتی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان کم توان ذهنی می باشد . بدین منظور 38 دانش آموز کم توان ذهنی پایه پنجم از بین مدارس استثنایی شهر تبریز به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفت . قبل از شروع برنامه مداخله ای به روش یادگیری مشارکتی ، آزمون پیشرفت تحصیلی از نوع محقق ساخته برای هر دو گروه به عنوان پیش آزمون اجرا شد . سپس برنامه تهیه شده در 10 جلسه 45 دقیقه ای به گروه آزمایش با استفاده از روش یادگیری مشارکتی و به گروه کنترل با استفاده از روش سنتی تدریس گردید . پس از پایان آموزش ها، آزمون پیشرفت تحصیلی محقق ساخته مجدداً برای هر دو گروه به عنوان پس آزمون اجرا گردید . داده ها با استفاده از آزمون آماری کواریانس مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت . نتایج نشان می دهد که یادگیری مشارکتی در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان کم توان ذهنی موثر بوده است.
کم توانی ذهنی، اصطلاحی است که در خصوص دانش آموزانی به کار می رود که محدودیت های اساسی در عملکرد ذهنی و مهارت های ارتباطی و اجتماعی دارند. این محدودیت ها منجر به این می شود که دانش آموز کم توان ذهنی مطالب درسی را دیر یاد بگیرد. از این رو، مدارس این گونه دانش آموزان با مشکلاتی از قبیل مشکلات یادگیری مواجه هستند. همچنین، این دانش آموزان معمولاً با کمبود انگیزه، شناخته شده اند و جلب توجه آنها توسط معلمان به مطالب آموزشی، امری دشوار است. دانش آموزان کم توان ذهنی به نسبت سایر دانش آموزان عادی، برای دریافت خدمات و برنامه های آموزشی پیشرفته از اولویت بیشتری برخوردارند. دانش آموزان کم توان ذهنی، تنها در صورتی یاد می گیرند و به موفقیت نائل می شوند که برای آموزش آنها از روش ها، تجهیزات و فناوری های مناسبی استفاده شده باشد. در این مقاله سعی شده است الزامات آموزشی در بازی های رایانه ای ، انواع خاص آن و راهکارهای کاربرد موفقیت آمیز آن برای دانش آموزان کم توان ذهنی تشریح شود .
هدف از این پژوهش، بررسی اثر بخشی پنج وسیله آموزشی ساخته شده در زمینه بازتاب منظم و نامنظم نور، بازتاب نور، بازتابش رنگ ها، تصویر در آینه ها و نور بر عملکرد تحصیلی دانش-آموزان پایه چهارم ابتدایی بود. جامعه آماری مورد مطالعه، دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی شهر تهران بودند که از راه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و با استفاده از طرح دو گروهی شبه تجربی مورد مطالعه قرار گرفتند. در این روش تاثیر هر یک از وسایل به گونه جداگانه بر روی پنج گروه آزمایش و پنج گروه گواه از دانش آموزان با استفاده از آزمون تی، مورد بررسی قرار گرفت . نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که؛ از پنج وسیله ی ساخته شده، وسایل بازتاب منظم و نامنظم نور، بازتاب نور و بازتابش رنگ ها تاثیری بر مقدار یادگیری دانش آموزان نداشته اند، و تنها دو وسیله تصویر در آینه ها و نور تفاوت معنی داری را بین عملکرد دو گروه آزمایش و گواه نشان دادند.
دیرپاترین صورت بندی نظری در قلمرو برنامه درسی ""منطق تایلر"" است که در کتاب معروف ""اصول اساسی برنامه درسی و آموزش"" منعکس شده است. این مقاله که با روش تحلیلی انجام شده، در صدد پاسخگویی به دو سؤال محوری است: 1) چه مضامینی از منطق تایلر هنوز هم موجه و قابل اعتناست؟ 2) مضامین مغفول این منطق کدامند؟ در این راستا ویژگی ها و عناصر اساسی منطق تایلر از قبیل اهداف آموزشی؛ منابع تعیین اهداف (فراگیران، جامعه و متخصصان موضوعات درسی)؛ انتخاب، سازمان دهی و ارزشیابی تجارب یادگیری؛ و نوع الگوی برنامه درسی مورد مطالعه و تفسیر قرار می گیرد. آنچه مقاله حاضر را متمایز می سازد، بهره گیری از مصاحبه های تایلر برای فهم بهتر منطق او می باشد.
هدف از این پژوهش بررسی دیدگاه دبیران و مدیران مقطع متوسطه در مورد جایگاه ارزشها در زندگی فردی و سازمانی است. روش پژوهش توصیفی - پیمایشی است و برای این منظور از 1775 دبیر شهر زاهدان 315 نفر و از 110 مدیر این مقطع 86 نفر با استفاده از جدول تعیین نمونه مورگان تعیین و سپس از روش نمونه گیری متناسب با حجم برای تعیین حجم نمونه زیر گروهها استفاده شد. در نهایت، از نمونه گیری در دسترس برای گردآوری داده ها استفاده شد. ابزار مورد (%93) استفاده، پرسشنامه مقیاس ارزش یلماز و بالچی بوده و از مجموع 401 نمونه 374 پرسشنامه ها قابل بررسی بودند. آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه 95 /. و به تفکیک ارزشهای 0 محاسبه شد. روشهای آماری استفاده شده در پژوهش / 0 و 96 / فردی و ارزشهای سازمانی 91 مستقل بود. یافته ها t عبارت است از محاسبه فراوانی ها، میانگین ها، انحراف معیار، میانه و آزمون نشان می دهند که هم در ارزش های فردی و هم در ارزش های سازمانی مدیران و دبیران مدارس متوسطه در چند ارزش اولویت دار و چند مورد کم اهمیت هم عقیدهاند. آنها اغلب به تعهد کاری، آزادی تصمیم و عمل، صداقت، دینداری و پیشرفت در حوزه زندگی شخصی توجه میکنند و کمتر به ارزشهایی همچون مادیات، پول و ثروت اهمیت میدهند. در حوزه زندگی سازمانی هم ارزشهایی همچون همکاری، تعهد، احترام به دیگران، بی طرفی و صداقت جزو ارزش های مهم به لحاظ اولویت از دیدگاه هر دو گروه بودند. در این حوزه نیز اهمیت کمتر به مواردی همچون پول و مستقل نیز بیانگر وجود تفاوت در میانگین مدیران و دبیران در t ثروت داده شده است. آزمون مواردی نظیر بی طرفی، پشتکار، صداقت، احترام به دیگران، مسئولیت پذیری و خلاقیت در دو حوزه ارزش های فردی و سازمانی بود.