ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۶۴۱ تا ۱۰٬۶۶۰ مورد از کل ۲۰٬۳۳۷ مورد.
۱۰۶۴۱.

طراحی چارچوب برنامه درسی مبتنی بر شایستگی رشته مکانیک صنایع دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۱ تعداد دانلود : ۸۶۷
هدف پژوهش حاضر طراحی چارچوب برنامه درسی مبتنی بر شایستگی رشته مکانیک صنایع در دوره دوم متوسطه است. رویکرد تحقیقی حسب مفهوم و ماهیت تحقیق «آمیخته یا ترکیبی» و هدف آن کاربردی است و برای انجام آن از روش های تحلیل محتوا و روش تحقیق توصیفی بهره گرفته می شود. نمونه های موردنظر برای گردآوری داده ها عبارت اند از 44 متخصص برنامه ریزی درسی، هنرآموز و خبره حرفه مکانیک صنایع، و 35 منبع مرتبط با موضوع. علاوه برآن، داده های حاصل از فن دلفی، با استفاده از آزمون کندال، فراوانی، درصد و درصد تراکمی تجزیه وتحلیل می شوند. یافته های این پژوهش چارچوب برنامه درسی است مبتنی بر شایستگی رشته مکانیک صنایع، شامل اجزای منطق برنامه درسی، کارکرد برنامه درسی، محدوده و قلمرو برنامه درسی، الگوی طراحی برنامه درسی، ساختار، جدول برنامه درسی، اهداف برنامه درسی، محتوا، فعالیت های یادگیری و روش های ارزشیابی و ویژگی های هر یک از آن ها. این چارچوب که با توافق صاحب نظران حاصل می شود، برای نخستین بار در کشور طراحی می شود و توجه به گزاره های برنامه درسی ملی و قانون نظام جامع آموزش و تربیت فنی، حرفه ای و مهارتی از ویژگی های اصلی در طراحی آن محسوب می شوند. نتایج این پژوهش می تواند علاوه بر تدوین برنامه درسی مبتنی بر شایستگی رشته مکانیک صنایع دوره دوم متوسطه، برای سایر رشته های فنی وحرفه ای، به منظور تدوین چارچوب برنامه درسی مبتنی بر شایستگی، برای نمونه مورد استفاده قرار گیرد.
۱۰۶۴۲.

ارائه چارچوب مفهومی برای طراحی فضای فیزیکی مدرسه های ابتدایی بر مبنای نظریه یادگیری مشارکتی ویگوتسکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸۸ تعداد دانلود : ۹۴۶
هدف پژوهش حاضر، ارائه چارچوب مفهومی برای طراحی فضای فیزیکی مدرسه های ابتدایی بر مبنای «نظریه یادگیری مشارکتی ویگوتسکی» است. رویکرد تحقیقی «روش پژوهش اسنادی» است و برای انجام آن از «تکنیک تحلیل محتوا» استفاده شد. قلمرو موردمطالعه این پژوهش اسناد و مدارک معتبر علمی، استانداردها و گزارش های بین المللی در طراحی مدرسه و نمونه های موردی مدرسه های طراحی شده بر مبنای رویکرد سازنده گرایی اجتماعی است که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. بنا بر یافته های پژوهش، مهم ترین مؤلفه های یادگیری مشارکتی عبارت اند از: ساختن دانش، نقش فعال یادگیرنده، تسهیل یادگیری، تنوع مواد و منابع یادگیری، زمینه و تعامل محوری که در ابعاد فضایی (رنگ، محوطه سازی و انعطاف پذیری)، روان شناختی (مناطق اجتماعی غیررسمی)، فیزیولوژی (دما، تهویه، نور و سروصدا) و رفتاری (پیکربندی U شکل، میزهای گرد، فضاهای بازی، فضاهای شخصی، فضای عمومی یادگیری (خیابان یادگیری)) می تواند بازنمایی مطلوبی از فضای فیزیکی مدرسه های ابتدایی ارائه دهد. همچنین نتایج نشان دادند که ایجاد محیط یادگیری مشارکتی در ابعاد ساخت دانش، تعامل، تنوع در منابع و مواد آموزشی، تسهیل یادگیری و نقش فعال یادگیرنده، نیازمند طراحی فضای فیزیکی با در نظر گرفتن تنوع رنگی، انعطاف پذیری در طراحی فضا و محوطه سازی و نیز ایجاد مناطق اجتماعی غیررسمی است. علاوه بر این، توجه به ویژگی های فیزیولوژی فضا موجب تأثیر بر سرعت یادگیری، کیفیت تدریس، ارتقای رفتار اجتماعی دانش آموزان، تسهیل در دستیابی به هدف های آموزشی، دسترسی به تجهیزات و تسهیلات متنوع یادگیری و ایجاد فضای یادگیری مشارکت محور می شود.
۱۰۶۴۳.

اولویت بندی موانع مشارکت های فرابخشی در ورزش دانش آموزی با استفاده از مدل ساختاری تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۳ تعداد دانلود : ۶۳۵
مشارکت نوعی پیوند چندسویه، سازنده و سودمند میان افراد است که در آن به اصل برابری انسان ها توجه می شود. مشارکت در عرصه های گوناگون، به ویژه در آموزش وپرورش، دارای اهمیت و ضرورت فراوانی است. به گونه ای که محور اصلی توسعه هر کشوری مشارکت در آموزش وپرورش است. بر اساس تحقیقات موجود، مشارکت فرابخشی در ورزش دانش آموزی با وجود فواید و ضرورت فراوان، وضعیت رضایت بخشی ندارد و با موانع متعددی روبروست. از این رو پژوهش حاضر با هدف اولویت بندی موانع مشارکت های فرابخشی در ورزش دانش آموزی، با استفاده از «روش کیفی دلفی و غربال گری فازی» و «روش کمّی مدل سازی ساختاری تفسیری» انجام شد. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی، و از نظر گردآوری داده ها توصیفی از نوع پیمایشی است. برای انجام پژوهش ابتدا با استفاده از روش کیفی دلفی فهرستی از موانع مشارکت فرابخشی (14 مقوله) در ورزش دانش آموزی از طریق تحلیل محتوای ادبیات موجود و 15 مصاحبه انجام شده با خبرگان استخراج شد و با استفاده از روش غربال گری فازی موانع مورد تأیید خبرگان مشخص شدند (12 مقوله). سپس با استفاده از روش کمّی مدل سازی ساختاری- تفسیری، روابط بین موانع مشارکت تعیین و به صورت یکپارچه تحلیل شدند. در نهایت به منظور خوشه بندی موانع از «روش MICMAC» استفاده شد. نتایج نشان دادند که اسناد «بالادستی» و «ناآگاهی» با میزان قدرت نفوذ 12 و قدرت وابستگی 6، از تأثیرگذارترین موانع مشارکت های فرابخشی در ورزش دانش آموزی به حساب می آیند. بنابراین با اصلاح اسناد بالادستی و افزایش سطح آگاهی جامعه، با استفاده از ظرفیت رسانه، روحانیون و افراد مشهور و معتمد محل می توان بسیاری از موانع مشارکت را برطرف کرد.
۱۰۶۴۴.

تحلیلی بر جایگاه عادت و عاملیت در پرورش انسان: ژرف اندیشی در آرای تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۹ تعداد دانلود : ۵۴۶
هدف پژوهش حاضر شناسایی جایگاه «عادت» و «عاملیت» در پرورش انسان است. روش پژوهش، «تحلیل مفهومی» است که ناظر بر فراهم آوردن تبیین روشن از معنای یک مفهوم به واسطه توضیح دقیق ارتباطات آن با سایر مفاهیم است. عادت حالتی است در وجود انسان که در اثر کنش های تکراری پدید می آید و به تدریج دشواری انجام آن کنش را آسان می کند. عاملیت نیز بر مفاهیمی نظیر آزادی عمل، مسئولیت پذیری و پاسخ گویی در بروز یک کنش استوار است و از مبادی میلی، معرفتی و ارادی در وجود انسان نشئت می گیرد. مهم ترین یافته های این پژوهش عبارت اند از: ضرورت پرورش عاملیت در فرایند تربیت و عقب راندن موقت آن؛ رفع مسئولیت متربی هنگام سلب عاملیت؛ نفی مطلق انگاری در پرورش عاملیت به دلیل امکان خطا در مبادی عمل؛ وابستگی خودکنترلی در عاملیت به بلوغ ایمانی و معرفت ارزشی عامل؛ ارزش مضاعف عادت های هوشیار به سبب شکل گیری در بستر عاملیت؛ ارزشمندی عادت های ناهوشیار هنگام ضعف عاملیت؛ نقش مؤثر عادت های ناهوشیار در تقویت مبادی عمل، محدودیت عادت های هوشیار در وابستگی به مبادی عمل؛ جلوگیری از زوال عادت ها از طریق ایجاد پیوند با محرک های ارزشی و عاطفی. نتیجه این پژوهش نشان داد که عادت های هوشیار، در بستر عاملیت شکل می گیرند و با آن معارض نیستند. این عادت ها در جایگاه غایت مطلوب، با پرورش عاملیت در تعارض اند و در مقام تسهیل کننده، مکمل رشد عاملیت هستند. همچنین در منظومه تربیتی، پرورش «عاملیت» و «عادت های هوشیار» در جایگاه «اهداف واسطی» و پرورش «عادت های ناهوشیار» در جایگاه «اهداف ابزاری» قرار دارند.
۱۰۶۴۵.

نقش تشخیصی هوش اخلاقی، ذهن آگاهی و اعتیاد به تلفن همراه در احتمال خودکشی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۱ تعداد دانلود : ۵۹۷
خودکشی، عملی عمدی است که باعث مرگ فرد می شود. پژوهش حاضر با هدف متمایز ساختن دانشجویان با احتمال بالا و پایین خودکشی از یکدیگر، بر اساس مؤلفه های هوش اخلاقی، ذهن آگاهی و اعتیاد به تلفن همراه انجام شد. روش پژوهش حاضر علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 98-1397 بودند که تعداد 492 نفر از آن ها با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های هوش اخلاقی لنیک و کیل، پنج عاملی ذهن آگاهی بائر و همکاران، اعتیاد به تلفن همراه سواری و مقیاس احتمال خودکشی کال و گیل استفاده گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار 22-spss و آزمون تحلیل تشخیصی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته های تجزیه تابع تشخیص، منجر به یک تابع تشخیص معنادار شد که طبق این تابع مؤلفه عمل با آگاهی و اعتیاد به تلفن همراه دارای بالاترین توان تمایز بودند. مؤلفه های بعدی متمایزکننده گروه ها به ترتیب مؤلفه های درستکاری، عدم قضاوت، بخشش، توصیف، دلسوزی و مشاهده بودند. همچنین نتایج تجزیه تابع تشخیص نشان داد که اکثر دانشجویان با احتمال خودکشی بالا با بالاترین درصد تشخیص (5/81 درصد) به درستی از دیگر دانشجویان متمایز شده بودند و 6/80 درصد از افراد دو گروه طبق تابع به دست آمده به طور صحیح مجدداً طبقه بندی شده بودند. نتایج این طبقه بندی مجدد نشانگر توان متغیرهای مذکور در تمایز میان دانشجویان دارای سطوح مختلف احتمال خودکشی بود.
۱۰۶۴۶.

تبیین نمودهای صریح و جنبه های مستتر نقش آفرینی ارزش ها در نظریه برنامه درسی و برنامه ریزی درسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۱ تعداد دانلود : ۴۷۸
هدف این مقاله تبیین نقش هایی است که ارزش ها در نظریه برنامه درسی و عرصه های مربوط به برنامه ریزی درسی ایفاء می کنند. برای تحقق این هدف و پاسخگویی به سوال های مربوط به آن از روش تحلیلی-تبیینی استفاده شده است. پس از مقدمه، بحثی با عنوان حضور ارزش ها در تعلیم و تربیت و دیگر عرصه های علمی ارائه گردیده است. سپس، در قلمرو نظریه برنامه درسی علاوه بر معرفی دیدگاههای حامی حضور ارزش ها، نقش آفرینی ارزش ها در چند محور بررسی شده است که عبارتند از: تبلور ارزش ها در شکل نظریه های برنامه درسی مبتنی بر آموزه های اعتقادی و معنوی؛ ایده تعادل بین ارزش های مختلف یا دغدغه کم توجهی به ارزش های زیبایی شناختی و اخلاقی؛ ملاحظه نظریه پردازی برنامه درسی در قالب گزاره های دانش مدار، واقعیت مدار و ارزش مدار؛ تاکید بر ارتباط نظریه توصیفی و هنجاری و جنبه ارزشی باورهای معرفت شناختی و توجه به ارزش های برآمده از اصول اخلاقی به عنوان معیار مطلوب بودن نظریه برنامه درسی. در عرصه های معطوف به برنامه ریزی درسی دو محور شامل نقد منطق تایلر از منظر تاخیر در توجه به نقش و جایگاه ارزش ها و تلقی ارزش آزاد تا نگاه ارزش مدارانه به برداشت برنامه درسی به مثابه فن آوری مطرح شده است. در قسمت پایانی، نتایج حاصل در چند محور ارائه گردیده است.
۱۰۶۴۷.

رواسازی و اعتباریابی مقیاس ارزش ذهنی تکلیف در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۴ تعداد دانلود : ۵۰۸
مطالعه حاضر با هدف بررسی شاخص های روان سنجی مقیاس 14 گویه ای مقیاس ارزش ذهنی تکلیف(TSV؛ وو و فان، 2016) در جامعه دانشجویی ایرانی انجام شد.شرکت کنندگان 260 نفر از دانشجویان دانشگاه های دولتی شهرستان دامغان بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. شرکت کنندگان در یک جلسه منفرد و به صورت اجرای کلاسی و با چیدمان یکسان ابزارها به ترتیب به مقیاس های ارزش ذهنی تکلیف، رفتارهای پیشرفت و خودکارآمدی پاسخ دادند. به منظور بررسی روایی سازه مقیاس TSV از تحلیل عاملی اکتشافی و تائیدی استفاده شد. نتایج تحلیل مؤلفه های اصلی با چرخش واریماکس نشان داد مقیاس TSV از دو خرده مقیاس ارزش کاربردی- دستیابی و ارزش درونی تشکیل شده است. نتایج تحلیل عاملی تأییدی با مقایسه مدل های رقیب تک عاملی، دوعاملی و چهار عاملی نشان داد که ساختار دوعاملی مقیاس برازش قابل قبول تری با داده ها دارد و کلیه شاخص های برازندگی نیز برازش مدل را تأیید کردند. همچنین، همسانی درونی خرده مقیاس های TSV با استفاده از روش آلفای کرونباخ مناسب بودند. به منظور برآورد روایی ملاکی و همگرا ضرایب همبستگی خرده مقیاس های ارزش ذهنی تکلیف (TSV) با خرده مقیاس های تلاش و پشتکار از مقیاس رفتارهای پیشرفت (وو و فان، 2016) و خودکارآمدی تحصیلی (پینتریچ و دی گروت،1990) در سطح 01/0 معنی دار بودند. درمجموع نتایج مطالعه حاضر شواهدی را برای روایی و اعتبار TSV به مثابه ابزار جهت بررسی ارزش ذهنی تکلیف در بین دانشجویان ایرانی فراهم کرد و می تواند مورد استفاده پژوهشگران قرار گیرد.
۱۰۶۴۸.

نیازسنجی برگزاری دوره والدگری برای زنان شهرستان کاشان برمبنای مدل های بوریچ و تحلیل کوادرانت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۵ تعداد دانلود : ۴۷۶
هدف این پژوهش، نیازسنجی برگزاری دوره والدگری برای زنان شهرستان کاشان برمبنای مدل های بوریچ و تحلیل کوادرانت است. جامعه آماری را زنان دیپلمه شهرستان کاشان و متخصصان رشته های علوم تربیتی، روان شناسی، جامعه شناسی و معارف اسلامی دانشگاه های کاشان تشکیل دادند که جمعیت آنها به ترتیب 25366 و 27 نفر بود. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، 378 نفر نمونه زنان انتخاب شدند. همچنین 21 نفر از متخصصان به صورت سرشماری هدف پژوهش قرار گرفتند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته ای بود که نیازهای آموزشی زنان را بنابر مدل بوریچ از دو بعد اهمیت و توانایی سنجش می کرد؛ سپس به منظور تطبیق نیازها از تحلیل کوادرانت استفاده شد. نتایج مدل بوریچ نشان داد از دیدگاه زنان 4 نیاز آموزشی در اولویت بودند. باتوجه به تحلیل کوادرانت، از دیدگاه زنان و متخصصان 21 موضوع آموزشی، با بیشترین اولویت مطرح شدند که 2 نیاز آموزشی از نیازهای زیستی، 4 نیاز تعلق، 8 نیاز رشد و 7 نیاز اطلاعاتی بودند. مقایسه نتایج حاصل از دو مدل نشان داد که هردو گروه دارای دید یکسانی درباره نیازهای آموزشی زنان بودند و باهم توافق داشتند؛ بنابراین بنابر نتایج حاصل از پژوهش برگزاری دوره والدگری با سرفصل های نیازهای آموزشی اولویت بندی شده ضرورت دارد.
۱۰۶۴۹.

تأثیر یادگیری ترکیبی بر خودتعیین گری و اشتیاق تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲۱ تعداد دانلود : ۶۹۹
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر یادگیری ترکیبی بر خودتعیین گری و ابعاد آن و اشتیاق تحصیلی دانشجویان دانشگاه پیام نور انجام گرفته است. روش تحقیق، نیمه آزمایشی از نوع طرح های پیش آزمون-پس آزمون با گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری پژوهش دانشجویان دانشگاه پیام نور کرمان در سال تحصیلی 97-98 بوده است که با نمونه گیری در دسترس 30 دانشجو، آموزش ترکیبی و 30 دانشجو به روش آموزش سنتی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفنتد. پس از اجرای پیش آزمون روی دو گروه، گروه آزمایش در معرض مداخله قرار گرفتند و پس از پایان آموزش، روی دو گروه پس آزمون اجرا شد. ابزار پژوهش پرسشنامه خودتعیین گری لاگاردیا و همکاران (1993) که پایایی با استفاده از آلفای کرونباخ 86/0 و روایی محتوایی و صوری آن تأیید شده است؛ همچنین پرسشنامه اشتیاق تحصیلی اقتباس از پینتریچ (1991) و شافلی (2002) با پایایی 78/ و روایی 8/0 بود. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کواریانس با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس22 استفاده شد. نتایج تحلیل داده ها نشان داد آموزش ترکیبی بر خودتعیین گری و ابعاد آن و اشتیاق تحصیلی دانشجویان تأثیر داشته است. ازآنجاکه خودتعیین گری نشان دهنده آن است که نیازهای شایستگی، ارتباط و خودمختاری برای رشد و بهزیستی روان شناختی ضروری اند و نیز اشتیاق تحصیلی تلاش فراگیران برای یادگیری و کسب مهارت هاست و شرایط مطلوبی را برای فراگیران فراهم می کند تا آنها به معنای واقعی بیشتر یاد بگیرند. براساس یافته های تحقیق پیشنهاد می شود زمینه برای استفاده از رویکردهای آموزش ترکیبی در بهبود کیفیت یادگیری و آموزش فراهم شود.
۱۰۶۵۰.

فراتحلیلی بر تحقیقات انجام شده در زمینه علل شخصیتی و ارتباطی طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۷ تعداد دانلود : ۸۰۱
هیچ عصری مانند عصر حاضر خطر انحلال کانون خانوادگی و عوارض سوء ناشی از آن مورد توجه قرار نگرفته است و در هیچ عصری مانند این عصر عملاً بشر دچار این خطر و آثار سوء ناشی از آن نبوده است. پیچیده ترین رابطه ها، روابطی است که میان زن و شوهر وجود دارد لذا دستیابی به اطلاعاتی در این زمینه بسیار مشکل و در شرایطی هم غیرممکن خواهد بود. پژوهش های زیادی برای یافتن مهم ترین علل مؤثر بر طلاق، انجام شده اما به نتایج متفاوتی دست یافته اند. به همین دلیل خلاء ناشی از فقدان روش برای سازماندهی، نمایش، پیوند دادن و سرانجام ادغام پژوهش های انجام شده کاملاً احساس می شود. پژوهش حاضر با هدف ترکیب کمی نتایج (فراتحلیل) پژوهش های انجام شده در حوزه علل شخصیتی و ارتباطی مؤثر در طلاق را مورد بررسی قرار داد. 36 مطالعه از طریق جستجوی اینترنتی در بانک های اطلاعاتی داخلی و جستجوی دستی در پژوهشگاه علوم و فناوری ایران در بین سال های 1378 تا 1395 انجام شده بودند، شناسایی و اطلاعات مربوط به آن ها از طریق نرم افزار جامع فراتحلیل (CMA2) تحلیل شدند. یافته ها: شاخص اندازه اثر ترکیبی r برای متغیرهای شخصیتی در مدل ثابت 042/0 و در مدل تصادفی 08/0 و برای متغیرهای ارتباطی در مدل اثرات ثابت 034/0 و در مدل اثرات تصادفی 057/0 که با توجه به معیار کوهن میزان اندازه اثر، در هردو عامل کم بود؛ اما در بررسی اندازه اثر تفکیکی علل شخصیتی، متغیرهای انجام کارهای خلاف و در علل ارتباطی متغیر عدم توجه و عشق اندازه اثر زیاد و رابطه مثبت با طلاق داشتند. با توجه به ناهمگنی در مطالعات، تحلیل تعدیل کننده ها صورت گرفت
۱۰۶۵۱.

تاثیر بازی مبتنی بر هوش اخلاقی بر وجدان، خویشتنداری و مسئولیت پذیری اجتماعی کودکان با استعداد دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۵ تعداد دانلود : ۶۴۹
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر بسته بازی طراحی شده مبتنی بر هوش اخلاقی بر افزایش وجدان، خویشتن داری و مسئولیت پذیری اجتماعی کودکان بااستعداد دبستانی بود. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان دختر با استعداد پایه های چهارم، پنجم و ششم  ابتدایی منطقه سه تهران بودند. از میان مدارس ابتدایی دخترانه منطقه 3، مدرسه ای به طور تصادفی انتخاب شد. از میان دانش آموزان بااستعداد در پایه های مورد نظر تعدادی دانش آموز بنابر تشخیص آموزگاران کلاس شان انتخاب شدند. سپس از میان آن ها تعداد 30 دانش آموز به تصادف انتخاب شدند و بااستعداد بودن آن ها نیز از طریق آزمون هوش گاردنر تائید شد. دانش آموزان به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (16 نفر) و کنترل (14 نفر) گمارده شدند. بسته بازی بر اساس نظریه و کتاب هایی در زمینه بازی و هوش اخلاقی بوربا (2001) طراحی شد و به تائید پنج متخصص روانشناسی کودک و نوجوان رسید. این بسته در گروه آزمایش طی 9 جلسه یک ساعته اجرا شد. ابزار مورد استفاده پژوهش پرسشنامه مسئولیت پذیری کردلو (1389)، هوش اخلاقی علی اکبری دهکردی، گلپایگانی و محتشمی (1394) و هوش چندگانه گاردنر بود. نتایج تحلیل داده ها با استفاده از آزمون کوواریانس برای دو متغیر وجدان و خویشتن داری و نیز آزمون t برای متغیر مسئولیت پذیری نشان داد که بسته بازی طراحی شده در افزایش مؤلفه های وجدان (003/0 = p)، خویشتن داری (006/0= p)، و مسئولیت پذیری (001/0= p) مؤثر واقع شده است و به طور معناداری نمرات پس آزمون گروه آزمایش در این سه مؤلفه از گروه کنترل بالاتر بود. مرحله پیگیری به دلیل محدودیت زمانی و در دسترس نبودن نمونه مورد مطالعه اجرا نشد.
۱۰۶۵۲.

اثربخشی درمان کوتاه مدت راه حل محور بر توانایی حل مسئله و روابط بین فردی دانش آموزان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۶ تعداد دانلود : ۴۵۵
این پژوهش با هدف شناسایی تأثیر درمان کوتاه مدت راه حل محور بر توانایی حل مسئله و روابط بین فردی دانش آموزان دختر انجام شد. روش این پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر تبریز بودند که به صورت تصادفی خوشه ای، از بین نواحی آموزش و پرورش، ناحیه 3 آموزش و پرورش شهر تبریز انتخاب شد. از ناحیه مزبور نیز یک مدرسه انتخاب و از بین آنان تعداد 30 دانش آموز دختر به روش نمونه گیری در دسترس برگزیده شدند، آن گاه به صورت تصادفی در دو گروه گواه (15) و آزمایش(15) قرار داده شدند. درمان راه حل محور کوتاه مدت در قالب هفت جلسه آموزشی برای گروه آزمایش اجرا شد و پس از اتمام جلسات آموزشی، هر دو گروه مجدداً نسبت به پیش آزمون در پس آزمون حل مسئله و روابط بین فردی شرکت کردند. در ادامه برای گردآوری داده های مورد نیاز از پرسشنامه حل مسئله کسیدی و لانگ (1996) و پرسشنامه روابط بین فردی سیگل، اسمیت و ماسکا (2001) استفاده شد که برای تعیین روایی آنها از روایی محتوایی و برای به دست آوردن پایایی نیز از ضریب آلفای کرونباخ بهره گرفته شد که مقدار آن در پرسشنامه های مذکور به ترتیب 0/92 و 0/89 محاسبه گردید. نتایج حاصل از تحلیل کواریانس چند متغیری نشان داد: درمان راه حل محور کوتاه مدت بر حل مسئله و ابعاد آن و روابط بین فردی دانش آموزان مؤثر است. بنایراین می توان در جهت بهبود روابط بین فردی و توسعه مهارت های حل مسئله از رویکرد راه حل محور کوتاه مدت بهره جست.
۱۰۶۵۳.

مفهوم سازی مدیریتِ حکمت بنیانِ مدرسه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴۴ تعداد دانلود : ۴۹۲
هدف این مقاله تبیین مفهوم "مدیریتِ حکمت بنیانِ مدرسه " بود. چارچوب روش شناختی مورد استفاده، رویکرد کیفی از نوع نظریه مبنایی با نگاه سیستمی بود. برای جمع آوری داده از اطلاع رسان ها، مصاحبه های عمیق غیررسمی و تحلیل اسناد استفاده شد. همچنین برمبنای اشباع نظری، 15 تن از حکمای معاصر و فیلسوفان تعلیم و تربیت و علوم اجتماعی در سطح جهانی برای مشارکت در این پژوهش دعوت شدند. 5 سند نیز به عنوان اطلاع رسان مورد استناد قرار گرفت. تحلیل داده ها در ۳ مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام شد. نظریه نهایی نیز حول مقوله محوری "مدیریت حکمت بنیان مدرسه " صورت بندی شد. باور پذیری نظریه تولید شده از طریق راهبردهای بازبینی اعضاء، تحلیل موارد منفی و چند سویه سازی منابع مورد تعدیل قرار گرفت. فرایند تحلیل داده ها تا حد شکل گیری نظریه نیز جهت تامین معیار اعتمادپذیری پژوهش، تا حد ممکن توصیف شد. نتایج نشان داد، "مدیریت حکمت بنیان مدرسه " با اتکا به عوامل نگرشی، نظری و سازمانی قابل بازشناسی است. همچنین این سازه تحت تأثیر شرایط مداخله گر محیطی و سیاست های کلان و شرایط زمینه ای (قابلیت های عملی، قابلیت های فرهنگی، قابلیت های معنوی، قابلیت های نظری) قابل توسعه است. در واقع به کارگیری راهبرد رهبری حکیمانه، موجب توسعه حکمت در مدارس، بالندگی فرهنگی و تحقق اهداف نافع مدرسه خواهد شد.
۱۰۶۵۴.

شناسایی ابعاد و مؤلفه های رفتاری رهبران آموزشی بینش مند در مدارس ابتدایی؛ پژوهشی کیفی و پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۹ تعداد دانلود : ۴۵۷
پژوهش حاضراز نوع کیفی با رویکرد پدیدارشناسانه بوده است. جامعه ی آماری شامل خبرگان و اعضاء هیأت علمی دانشگاه ها در رشته مدیریت آموزشی و مدیران موفق و تحولگرای مدارس ابتدایی شهر مشهد بوده  است که با روش نمونه گیری هدفمند و تا رسیدن به اشباع مقوله 23 نفر به عنوان مشارکت کننده انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته و عمیق گردآوری،  و با استفاده از ترکیب رویکرد هفت مرحله ای کلایزی  و کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. جهت کسب روایی داده ها از بررسی توسط مشارکت کنندگان و جهت پایایی از توافق درونی دو کدگذار  استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد ابعاد و مؤلفه های رفتاری رهبران آموزشی بینش مند در مدارس ابتدایی، ابعاد شخصیتی، ارزشی، دانش حرفه ای، تفکر استراتژیک،  شناختی و  مهارت مدیریت روابط می باشند. . نتایج حاکی از آن است که رهبران آموزشی بینش مند از رویکردهای تقریبا مشابهی که ناظر به اهداف بلندمدت می باشد برخوردارند. بنابراین با به کارگیری فرایندهای گزینشی صحیح و اعمال استراتژی های توانمندسازی مناسب، می توان مدیریت روتین کنونی مدارس را به سمت رهبری بینش مند هدایت کرد.
۱۰۶۵۵.

همکاری بین معلمان مدرسه و ارتقای کیفیت فرآیند یاددهی _ یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰۸ تعداد دانلود : ۷۵۰
فرهنگ همکاری در مدرسه فرصت ها را برای توسعه و پیشرفت حرفه ای، افزایش داده و راهبردهای آموزشی را بهبود می بخشد. این پژوهش با هدف بررسی تاثیر همکاری بین معلمان مدرسه در ارتقای کیفیت فرایند یاددهی و یادگیری به انجام رسید. از نظر نوع هدف، کاربردی و از نظر نوع تحقیق توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری معلمان دوره دوم ابتدایی شهر تهران(تعداد 6000 نفر) بودند و نمونه آماری(361 نفر) با استفاده از جدول کرجسی و مورگان به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تعیین شد. ابزار گردآوری داده ها برای متغیر همکاری، پرسشنامه استاندارد رشد حرفه ای همکارانه صفری(1396) بود و برای متغیر کیفیت فرآیند یاددهی _ یادگیری از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. روایی هر دو پرسشنامه از طریق روایی صوری و پایایی ابعاد آن ها، با استفاده از روش همسانی درونی آلفای کرانباخ تایید شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج حاکی از وجود همبستگی معنادار بین همکاری بین معلمان و ارتقای کیفیت فرآیند یاددهی و یادگیری است و ابعاد تسهیم تجارب، وابستگی متقابل، مسئولیت پذیری و تصمیم گیری و کنترل همکارانه، تبیین معناداری از کیفیت فرایند یاددهی و یادگیری داشته اند و می توانند تغییرات کیفیت یاددهی و یادگیری(مهارت های طراحی تدریس، مهارت های ارائه درس، کیفیت علمی معلم، مهارت های ارزشیابی یادگیری و مهارت های ارتباطی) را تبیین کنند. همچنین بعد تسهیم تجارب، بیشترین و بعد مسئولیت پذیری کمترین تبیین را به خود اختصاص داده اند. یافته های این پژوهش اهمیت تقویت خرده مقیاس های همکاری بین معلمان را در محیط آموزشی برای ارتقاء کیفیت فرآیند یاددهی و یادگیری دانش آموزان مورد تأکید قرار می دهد.
۱۰۶۵۶.

تحلیل ساختاری عملکرد مدیران بر اساس اخلاق حرفه ای با میانجیگری ویژگی های شغلی در مدارس مروج سلامت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۳ تعداد دانلود : ۵۵۲
هدف از انجام این پژوهش، تحلیل ساختاری عملکرد مدیران مدارس بر اساس اخلاق حرفه ای با میانجی گری ویژگی های شغلی آنان بود. روش پژوهش از نوع کمی و توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مدیران مدارس مروج سلامت استان آذربایجان شرقی بود. نمونه تحقیق بر اساس جدول مورگان 291 نفر بوده و از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی استفاده شده است. برای اندازه گیری متغیر های تحقیق از پرسشنامه اخلاق حرفه ای (بهاگیر؛1390)، پرسشنامه ویژگی های شغلی هاکمن و اولدهام (1980) و پرسشنامه محقق ساخته عملکرد مدیران مدارس استفاده شده است. روایی محتوایی پرسشنامه ها توسط متخصصان تایید و پایایی آنها به روش آلفاکرونباخ به ترتیب برای پرسشنامه عملکرد 934/0برای پرسشنامه اخلاق حرفه ای 896/0و برای پرسشنامه ویژگی های شغلی 764/0برآورد شده است. نتایج نشان داد، عملکرد مدیران بر اساس اخلاق حرفه ای با میانجی گری ویژگی های شغلی آنان قابل پیش بینی است (01/0>P). همچنین بین عملکرد مدیران با اخلاق حرفه ای و ویژگی های شغلی رابطه معناداری وجود دارد (01/0>P). با توجه به نقش اخلاق حرفه ای در ارتقاء عملکرد مدیران می توان گفت ارتقاء اخلاق حرفه ای مدیران موجب تحقق ارتقا تسهیل و سلامت دانش آموزان مدارس مروج سلامت می گردد. به منظور تقویت این رابطه از متغیر میانجی ویژگی های شغلی استفاده شده است که پاسخگوی نیازهای آموزش و پرورش می باشد.
۱۰۶۵۷.

طراحی مدل استقرار نظام مدیریت استعداد در مدارس با استفاده از رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۶ تعداد دانلود : ۵۱۷
پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل مدیریت استعداد در مدارس انجام پذیرفته است. این پژوهش بر پایه پژوهش آمیخته و به صورت کیفی و کمی در پارادایم قیاسی استقرایی انجام پذیرفته که از نظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت و روش، توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش کارشناسان آموزش و پرورش و مدیران مدارس مقطع متوسطه شهرستان خرم آباد هستند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند اعضای نمونه آن انتخاب شده اند. در این پژوهش داده های کیفی و کمی به ترتیب با استفاده از نرم افزار Atlas.ti و Matlab برای آماده سازی داده ها جهت انجام مدلسازی با استفاده از رویکرد ISMبکار گرفته شده است. نتایج پژوهش نشان دهنده آن است که وجود نظام کارآمد مدیریت استعداد در مدارس مستلزم تدوین چشم انداز و نگرش مبتنی بر استعداد پروری است. از این رو سازمان آموزش و پرورش باید حین استخدام، خزانه های استعدادی تشکیل دهد که از طریق آن بتواند افراد با استعداد را بر اساس نوع تخصص مورد نیاز به راحتی شناسایی و به استخدام مدارس درآورد. باید توجه داشت که افراد باید با توجه به نوع استعدادشان در تخصص های مرتبط قرار گیرند. بر اساس مدل پژوهش مدارس باید این افراد را با فعالیت های اساسی خود درگیر کنند و آن ها را در فرآیند برنامه ریزی و تصمیم گیری خود دخالت داده و از طرف دیگر برای آن ها برنامه ریزی مسیر شغلی مناسب را انجام دهد تا فرصت رشد و تعالی سازمانی و فردی به صورت تواٌمان برای مدارس و افراد با استعداد بوجود آید.
۱۰۶۵۸.

بازگشت به مدیریت : طراحی و تبیین الگوی نوین صلاحیت های مدیران آموزشی با روش تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۸ تعداد دانلود : ۵۷۷
در این پژوهش سعی بر آن است الگویی بر اساس تحلیل مضمون برای صلاحیت های مدیران مدارس آموزش وپرورش استخراج گردد. جامعه آماری این پژوهش در زمینه اسناد شامل: کلیه مقالات، رساله ها، طرح ها و گزارش های پژوهشی مرتبط با موضوع موردپژوهش در گستره زمانی 2000-2018 در حوزه صلاحیت های مدیران آموزشی با نمونه گیری هدفمند بود. در فرایند تحلیل مضمون با همسوسازی داده ها به تدوین و اعتبار یابی چارچوب صلاحیت های مدیران آموزشی پرداخته شد .پایایی نتایج با استفاده از روش هولستی 95/0 برآورد گردید. بر اساس یافته های این پژوهش صلاحیت های مدیران آموزشی در 4 تم فراگیر دانایی، تعالی معنوی، پویندگی و پایستگی خلاصه گردید. مضمون دانایی شامل دو مضمون پیش سازمان دهنده (یاددهی- یادگیری و سازمانی) و 8 مضمون پایه می باشد. مضمون تعالی معنوی شامل 3 مضمون پیش سازمان دهنده (عشق به هستی، جهان بینی معنوی و ایمان و امید) و 9 مضمون پایه است. مضمون پویندگی شامل 4 مضمون پیش سازمان دهنده (پیشرویی، تشریک مساعی، مدیریت ارتباطات، دیدگاه جهانی) و 8 مضمون پایه است. درنهایت مضمون پایستگی شامل 5 مضمون پیش سازمان دهنده (مدیریت تکنولوژی، مدیریت مالی پایدار، مدیریت نوآفرینی، مدیریت محیط زیست و مدیریت سلامت پایدار) و 13 مضمون پایه می باشد. مدل حاضر می تواند مبنای مناسبی برای مدیران در مدارس و همچنین سنجش و ارائه راهکارهایی برای انتخاب مدیران بر اساس مؤلفه های تعریف شده در این مدل باشد.
۱۰۶۵۹.

بررسی عملکرد اجرای طرح مدارس جامع محیط زیستی: مطالعه موردی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۹ تعداد دانلود : ۵۰۰
رویکرد پژوهش از نوع کمی و راهبرد مورد استفاده توصیفی پیمایشی است. اعضای جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مدیران، معاونین، معلمان و کارشناسان مربوطه در سازمان آموزش و پرورش شهر تهران بودند. برای انجام نمونه گیری، از روشنمونه گیری تصادفی استفاده شد. ابزار گردآوری داده های مورد نیاز نیز پرسشنامه محقق ساخته بود. یافته های پژوهش نشان داد که مدارس جامع محیط زیستی در خصوص پنج مولفه اقدامات آموزشی و پرورشی، فضای سالم، زیبا و استاندارد، مصرف انرژی الکتریکی در تاسیسات روشنایی ساختمان و محوطه، مصرف انرژی الکتریکی در تاسیسات سرمایشی و گرمایشی ساختمان و محوطه و مصرف مواد اولیه و بازیافت عملکرد مناسبی داشته اند ولی در خصوص مولفه های مصرف آب در ساختمان و ناوگان حمل و نقل و جا به جایی عمکلرد مناسبی نداشته اند.
۱۰۶۶۰.

برازش مدل عجین شدگی شغلی معلمان مبتنی بر ادراک از رفتار خادمانه مدیران مدارس و کیفیت زندگی کاری آنها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۲ تعداد دانلود : ۳۷۴
  این پژوهش با رویکرد روش شناسی تحلیلی- پیمایشی از طریق پرسشنامه و روش نمونه گیری طبقه ای در بین 200 نفر از معلمان ناحیه های 2، 3 و 4 سازمان آموزش و پرورش مشهد به تعداد کل 1500 نفر  در سه مقطع ابتدایی، متوسطه اول و متوسطه دوم حاصل شده است. روایی و پایایی پرسشنامه با روش روایی محتوا، تحلیل عاملی تأییدی و آلفای کرونباخ مورد تأیید و سپس داده های جمع آوری شده با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل فرضیه های تحقیق که با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری آزمون شده است، نشان می دهد که رفتار خادمانه مدیران بر کیفیت زندگی کاری و عجین شدگی شغلی معلمان به طور مستقیم اثرگذار بوده ضمن اینکه کیفیت زندگی کاری اثر رفتارخادمانه را بر عجین شدگی شغلی معلمان میانجی گری می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان