هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین پیش بینی کنندههای خرسندی زناشویی، از بین باورهای معنوی و ارتباطی، کیفیت ارتباط و متغیرهای جمعیت شناختی (سن، سطح تحصیلات، جنسیت) انجام گرفت.
روش: این تحقیق از نوع توصیفی همبستگی است. برای جمع آوری دادهها؛ تعداد 358 نفر از متأهلین شهرستان مریوان به شیوه نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش عبارتند از: سیاهه باورهای ارتباطی (RBI)، مقیاس تقدس ازدواج، مقیاس ارتباط در خانواد (FCS)، و ابزار خرسندی زناشویی (MHM). برای تحلیل دادهها از از رگرسیون پسرو و تحلیل مسیر استفاده شد.
یافتهها: نتایج حاصل از تحلیل داده نشان داد که باور به تقدس ازدواج، مخرب بودن مخالفت و عدم تغییر همسر به طور مستقیم و غیر مستقیم؛ کمال گرایی جنسی و ذهن خوانی به طور غیر مستقیم (با واسطه گری کیفیت ارتباط و سن) توانستند خرسندی زناشویی را پیش بینی کنند.
نتیجه گیری: باور به مقدس و الهی بودن ازدواج از مهمترین عوامل تأثیر گذار بر خرسندی زناشویی است، و این در حالی است که باورهای نامعقول ارتباطی بشدت اثر مخربی بر آن دارند. کیفیت ارتباط و سن نیز در این میان نقشی واسطهای ایفا میکنند.
کلیدواژهها: خرسندی زناشویی، باورهای ارتباطی، کیفیت ارتباط، باور به تقدس ازدواج.. .
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی مداخله ی آموزشی برنامه پیشگیری و بهبود رابطه (PREP) در افزایش صمیمیت زناشویی است.
روش: روش پژوهش در مطالعه حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل است به این منظور از بین زوج های مراجعه کننده به مراکز مشاوره دولتی و خصوصی شهر بجنورد 24 زوج انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار داده شدند. سپس از هر دو گروه پیش آزمون به عمل آمد. آنگاه اعضای گروه آزمایش، مداخله آموزشی برنامه پیشگیری و بهبود را در 11 جلسه (5/1 ساعته) دریافت کردند و اعضای گروه کنترل هیچ مداخله ای را دریافت نکرده و تنها در لیست انتظار قرار گرفتند. پس از اتمام مداخله ها از هر دو گروه پس آزمون گرفته شد. ابزار پژوهشی بکار رفته در این پژوهش پرسشنامه صمیمیت زناشویی اولیاء (1385) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی (استفاده از جداول و ترسیم نمودارها و میانگین و انحراف استاندارد برای متغیرهای پژوهش) و روش های آمار استنباطی شامل آزمون کلموگروف – اسمیرنوف، آزمون t مستقل، آزمون لوین و آزمون آماری کواریانس انجام شد.
نتایج: نتایج بررسی تحلیل کواریانس نشان داد که مداخله ی آموزشی برنامه پیشگیری و بهبود رابطه در افزایش صمیمیت زناشویی و خرده مولفه های آن اثر بخش است (05/0p<).
بحث و نتیجه گیری: افزایش بینش و آگاهی روان شناختی و کسب مهارت های لازم برای با طراوت نگه داشتن زندگی از جمله مهمترین عوامل تاثیرگذار در افزایش صمیمیت زناشویی است و مداخله ی آموزشی برنامه پیشگیری و بهبود رابطه می تواند به عنوان مداخله ی آسان و مقرون به صرفه و با هدف افزایش صمیمیت در زندگی زناشویی در اختیار دست اندرکاران حوزه خانواده قرار بگیرد.
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر درمان کوتاه مدت راه حل محور بر پرخاشگری کودکان و نوجوانان بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان دختر مدارس ابتدایی و دبیرستان شهر ساری سال تحصیلی 91-92 بودند. از این جامعه آماری دو مدرسه به صورت تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و نظام سنجش مبتنی بر تجربه آخنباخ بین آن ها اجرا شد. 32 نفر از کودکان و نوجوانانی که از نظر مشکلات رفتاری (پرخاشگری) در مرز بالینی قرار داشتند، یعنی نمره آن ها از این تست بالاتر از ۶۰ بود، انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی و طرح آن پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه پرخاشگری باس و پری در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. محتوای جلسات طبق نظریه درمان راه حل محور دی شازر تهیه شد. به منظور تحلیل داده های پژوهش از روش آماری آنووا استفاده شد. نتایج تحلیل آنوا حاکی از آن بود که میانگین نمرات پرخاشگری گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل کاهش معناداری پیدا کرده است. بنابراین، درمان کوتاه مدت راه حل محور در کاهش پرخاشگری کودکان و نوجوانان مؤثر بوده است.
هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین سبک های هویت و دین داری با بلوغ شغلی در میان دانشجویان بود. بدین منظور، با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، 400 نفر از دانشجویان دانشگاه علّامه طباطبائی در سال تحصیلی 93-92 انتخاب شدند و به سه پرسش نامه سبک های هویت (ISI-6G) برزونسکی (1998)، عمل به باورهای دینی (معبد) گلزاری (1379) و بلوغ شغلی ساویکاس و پرفلی (2011) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که بین سبک های هویت و دین داری، با بلوغ شغلی در سطح 01/0p< رابطه مثبت معنادار وجود دارد. تعهد هویت پیش بینی کننده اصلی (به صورت مثبت) و سبک هویت سردرگم/ اجتنابی پیش بینی کننده (به صورت منفی) برای بلوغ شغلی است. دین داری در بعد انجام واجبات، بلوغ شغلی را پیش بینی می کند. علاوه بر این، سبک هویت هنجاری و تعهد هویت، سهم بالایی در پیش بینی دین داری و ابعاد آن به صورت مثبت دارند. از یافته های این تحقیق می توان راهبردهایی جهت غنابخشی به وضعیت هویتی جوانان از طریق تعمیق باورهای دینی و نیز آموزش و کمک به ارتقای سطح بلوغ شغلی آنان استخراج نمود.
اهداف: دانشجویان پرستاری به دلیل عوامل استرس زای دانشجویی و شرایط بالینی و کارورزی چالش برانگیز، بیشتر در معرض خستگی هیجانی و فرسودگی تحصیلی قرار می گیرند که ممکن است اشتیاق تحصیلی و عملکرد تحصیلی آنها را تحت تاثیر قرار دهد. هدف پژوهش حاضر تبیین اشتیاق تحصیلی دانشجویان پرستاری براساس بهزیستی اجتماعی و سرزندگی اجتماعی بود.
ابزار و روش ها: در این پژوهش همبستگی که در دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی اراک در سال تحصیلی 94-1393 انجام شد، 210 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده از 3 پرسش نامه اشتیاق تحصیلی، بهزیستی اجتماعی کییز و سرزندگی تحصیلی استفاده شد. داده ها با نرم افزار SPSS 18 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و از آزمون های همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره برای تحلیل داده ها استفاده شد.
یافته ها: میانگین نمره کلی بهزیستی اجتماعی 21/13±68/98، اشتیاق تحصیلی 98/5±55/40 و سرزندگی تحصیلی 85/7±58/18 بود. بهزیستی اجتماعی با اشتیاق تحصیلی (001/0p<؛ 183/0=r) و نیز خرده مقیاس های اشتیاق عاطفی (048/0p<؛ 103/0=r) و اشتیاق شناختی (003/0p<؛ 154/0=r) همبستگی مثبت و معنی داری داشت. با توجه به عدم وجود همبستگی بین سرزندگی تحصیلی و اشتیاق تحصیلی و خرده مقیاس های آن سرزندگی تحصیلی قدرت پیش بینی اشتیاق تحصیلی را نداشت، اما بهزیستی اجتماعی توان پیش بینی 33% از واریانس اشتیاق تحصیلی را داشت.
نتیجه گیری: بهزیستی اجتماعی عامل مهمی در تعیین اشتیاق تحصیلی دانشجویان پرستاری است ولی سرزندگی تحصیلی نقشی در این زمینه ندارد.
"
کارایی خانواده درمانگری شناختی ـ رفتاری در درمان اختلالهای روانتنی از نوع عضلانی، با استفاده از یک طرح تک آزمودنی از نوع A-B مورد بررسی قرار گرفت. تعداد 3 نفر (2 مرد و 1 زن) مبتلا به اختلال روان ـ تنی عضلانی استخوانی (کمردرد و گردن درد) که به یک کلینیک خصوصی روان درمانگری ارجاع شده بودند، به عنوان گروه نمونة این پژوهش انتخاب شدند. پس از مصاحبة بالینی روان درمانگر، آزمودنیها به آزمونهای MMPI و SCL-90-R پاسخ دادند و سپس روش خانوادهدرمانگری شناختی ـ رفتاری در مورد آنها اجرا شد. نتایج آزمودنیها در پس آزمون کارایی بالای این روش درمانگری در حل تعارضها و مشکلات بین فردی از طریق آموزش مهارتهایی مانند حل مسأله، برقراری ارتباط مؤثر، مقابلة کارآمد و جرأتورزی را نشان داد. پیشنهاد میشود در پژوهشهای بعدی کارآیی سایر روشهای درمانگری از جمله دارودرمانگری، رفتاردرمانگری و شناختدرمانگری فردی و گروهی بررسی و با یکدیگر مقایسه شود.
"
تشابهات یا تفاوت های ویژگی های شخصیتی زوجین یکی از مهم ترین عواملی است که می تواند ثبات و رضایت زناشویی زوجین را پیش بینی کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه تشابه ویژگی های شخصیتی زوجین و رضایت زناشویی آنها انجام شد. نمونه مورد بررسی شامل۱۰۰ زوج متاهل بودند که حداقل یک سال از زندگی مشترک آنها می گذشت. شرکت کنندگان، فرم کوتاه مقیاس شخصیتی پنج عاملی (NEO-FFI) و پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ (ENRICH) را تکمیل کردند. نتایج نشان داد که شباهت زوجین در ویژگی برون گرایی، پیش بینی کننده افزایش رضایت زناشویی زنان بود. زوجینی که هر دو در ویژگی نورزگرایی نمرات بالا داشتند در مقایسه با زوجینی که هر دو در این ویژگی نمرات پایین داشتند، به طور معنا دار رضایت کمتری از زندگی زناشویی گزارش کردند. زوجینی که هر دو در ویژگی های همسازی و وظیفه شناسی نیز نمرات بالایی داشتند، در مقایسه با زوجینی که هر دو در این ویژگی ها نمرات پایین کسب کرده بودند، به طور معنادار رضایت بیشتری از زندگی زناشویی داشتند. زوجینی که هر دو در ویژگی های همسازی و وظیفه شناسی، نمرات بالا داشتند در مقایسه با زوجینی که هر دو در این ویژگی ها نمرات پایین کسب کردند، به طور معنا دار رضایت بیشتری از زندگی زناشویی گزارش کردند. بر اساس یافته های این پژوهش، تشابه ویژگی های شخصیتی به تنهایی باعث افزایش رضایت زناشویی نمی شود.
هدف: خودکشی یکی از علل اصلی مرگ و میر، خصوصاً در نوجوانان و جوانان است. هدف از پژوهش حاضر بررسی ساختاری الگوی سه مرحله ای خودکشی در دانشجویان بود روش : پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی بود که با روش مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی بود که 630 نفر از آنها به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه اقدام به خودکشی دهینگرا، بودوشک و اُکانر (2016) ، خرده مقیاس نشانگان افسردگی _ گرایش به خودکشی، مقیاس درد روانی بر مبنای تئوری اشنیدمن (1993) ، مقیاس ناامیدی فراسر و همکاران (2014) ، پرسشنامه نیازهای بین فردی جوینر و همکاران (2005)، توانایی اکتساب شده خودادراکی برای خودکشی بر اساس مطالعه ریمکویسین، هاوگود، اُگورمن و دی لئو (2016)، پرسشنامه ظرفیت خودکشی دیهینگرا (2018) بود. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که مجموعه ناامیدی و درد روانی مهم ترین پیش بینی گرهای افکار خودکشی هستند و نبود نیازهای بین فردی نقش محافظتی دارد. با این حال، تنها توانایی اکتساب شده خودکشی، آن هم به طور محدودی توانایی پیش بینی اقدام به خودکشی را دارد. بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان دادند درد روانی و ناامیدی هم به طور مستقیم و هم به طور غیرمستقیم از طریق ایده خودکشی و ظرفیت ادراکی خودکشی روی اقدام به خودکشی تاثیر معنادار می گذارد. همچنین ارتباط بین ظرفیت اکتسابی خودکشی با اقدام به خودکشی در مدل به دلیل بار عاملی پایین و برازش بهتر مدل حذف شد. از این یافته ها نتیجه گرفته می شود که این مدل از برازش مناسبی در جامعه ایرانی برخوردار است. مجموعه ی از ناامیدی و درد روانی مطابق با مدل سه مرحله ای منجر به تشکیل افکار خودکشی می شود و نبود نیازهای بین فردی می تواند به عنوان یک عامل محافظتی عمل کند.