هدف از اين پژوهش بررسي رشد مسير شغلي مبتني بر اميد بر اساس انگيزه تحصيلي و اهمال كاري تحصيلي بود. روش تحقيق از نوع توصیفی- همبستگي بود. نمونه آماري شامل 231 نفر از دانشجويان دختر دانشگاه اصفهان بودند كه با استفاده از روش نمونه گيري خوشه ای انتخاب شدند. ابزار اندازه گيري پژوهش شامل پرسشنامه رشد مسير شغلي مبتني بر اميد (HCCI؛ نورمن اماندسون و همكاران، 2013)، پرسشنامه اهمال كاري تحصيل ( سولومون و راثبلوم، 1984) و پرسشنامه انگيزه تحصيلي (والرند و همكاران، 1989) بود. براي تجزيه و تحليل آماري از شاخص هاي آمار توصيفي و ضريب همبستگي پيرسون و تحليل رگرسيون چند متغيره(همبستگي چندگانه) استفاده شده است. با توجه به ضريب همبستگي پيرسون رابطه معنادار و مثبت بين اميد و مؤلفه هاي انگيزه تحصيلي وجود داشت يعني با افزايش هريك از مؤلفه هاي انگيزه تحصيلي اميد افزايش مي يابد و بين اميد و مؤلفه هاي اهمال كاري تحصيلي رابطه منفی و معنادار بدست آمد يعني با افزايش هريك از مؤلفه هاي اهمال كاري تحصيلي اميد كاهش معناداري يافته است. نتايج تحليل رگرسيون انجام شده پيش بيني اميد را از طريق متغير انگيزه تحصيلي و مؤلفه هاي آن و متغير اهمال كاري تحصيلي و مؤلفه هاي آن مورد تائيد قرار داد.
: هدف از این پژوهش، تاثیر درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی و تاب آوری همسران جانبازان قطع عضو شهر اهواز بود.مواد و روش پژوهش: اینپژوهش از نوع مطالعات نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون و با گروه کنترل بود. بدین منظور، از افرادی که به مرکز مشاوره ایثارگران شهر اهواز مراجعه کرده اند، بمنظور شرکت در پژوهش دعوت شد. سپس از بین داوطلبان 28 نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند و به گونه تصادفی به دو گروه (آزمایش و کنترل) گمارده شدند. سپس گروه آزمایش مورد مداخله ""گروه درمانی کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی"" قرار گرفت و پس از 8 جلسه گروه درمانی، پس آزمون بر روی گروه کنترل و آزمایش اجراشد. ابزار این پژوهش پرسشنامه کیفیت زندگی و تاب آوری بود که به وسیله شرکت کنندگان در مراحل پیش آزمون و پس آزمون تکمیل گردید. یافته ها: نتایج بدست آمده از تحلیل کوواریانس چند متغیری نشان دادند که مداخله درمانی کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی به گونه معنادار منجر به افزایش کیفیت زندگی و تاب آوری گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شد. نتیجه گیری: درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند به عنوان یک برنامه درمانی کارآمد منجر به افزایش کیفیت زندگی و تاب آوری همسران جانبازان قطع عضو شود.
افزایش احتمال بروز طلاق از شوم ترین واقعیت ها و مخاطره آمیزترین پدیده هایی است که می تواند پویایی و سلامت هر جامعه ای را با تهدیدهای جدی همراه نماید، بدین منظور پژوهش حاضر با هدف شناسایی و بازنمایی شناسه های فردی اثرگذار در احتمال آسیب طلاق انجام شده است که با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی از نوع توصیفی انجام شده است. میدان پژوهش دربرگیرنده همه زوج های در شرف ازدواج مراجعه کننده به مرکز بهداشت استان خراسان رضوی و همه درخواست کنندگان طلاق مراجعه کننده به مراکز مداخله بهزیستی است. شرکت کنندگان دربرگیرنده 15 زوج در شرف ازدواج، 20 زوج درخواست کننده طلاق که با روش نمونه گیری هدفمند از نوع ملاکی انتخاب شدند. ملاک های ورود به این پژوهش در درخواست کنندگان ازدواج عبارت بود از: سن میان 18 سال تا 40 سال، تحصیلات سوم راهنمایی به بالا، ازدواج نخست و تمایل به مشارکت در پژوهش؛ در افراد درخواست کننده طلاق، افزون بر موارد فوق مدت زندگی زناشویی حداکثر 10 سال نیز لحاظ گردید. از فن مصاحبه، عمیق و نیمه ساختاریافته به منظور گردآوری داده ها استفاده شد. مصاحبه ها در یک دوره شش ماهه جمع آوری، ثبت و با به کارگیری راهبرد هفت مرحله ای کلایزی تحلیل شد که سرانجام به شناسایی 579 کد اولیه، 25 مقوله فرعی و هفت مقوله اصلی اثرگذار در افزایش احتمال آسیب طلاق دربرگیرنده: خلق وخو، بلوغ فکری و روانی، مهارت های فردی، باورهای فردی، شیوه زندگی، مسائل شخصیتی و ویژگی ظاهری منتج گردید.
هدف این پژوهش، عبارت بود از :بررسی رابطه بین ابعاد ویژگی های شخصیتی، هوش هیجانی و رفتارهای ضدتولید در کارخانه های لبنی شهر شیراز. نمونه مطالعه این پژوهش شامل 300 کارمند از3 کارخانه شهر شیراز در رشته ها و مقاطع گوناگون تحصیلی بودند که از این بین 58 نفر زن و 242 نفر مرد بودند.ابزار پژوهش برای گرداوری داده ها ، پرسشنامه ای سه بخشی شامل پرسشنامه 5 عاملی شخصیت نئو،پرسشنامه هوش هیجانی و پرسشنامه رفتارهای ضدتولید بود. یافته هانشان داد که رابطه معناداری بین هوش هیجانی با گشودگی، خوشایندی، بین رفتار ضدتولید با بی ثباتی هیجانی وجود دارد و بین رفتار ضدتولید با هوش هیجانی رابطه معناداری وجودداشت. بین برونگرایی و وجدانی بودن برحسب مدرک تحصیلی و برونگرایی و برحسب سابقه خدمت کارکنان تفاوت وجود دارد. از بین مؤلفه های شخصیت، وجدانی بودن بر هوش هیجانی و بی ثباتی بر رفتار ضدتولید تأثیر دارد.