هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه ناگویی هیجانی و ویژگی های شخصیتی با فرسودگی شغلی دبیران زن آموزش و پرورش بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دبیران زن آموزش و پرورش شهر کرمانشاه بود که از بین آنها به روش نمونه گیری خوشه ای نمونه ای به حجم 300 نفر انتخاب گردید. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های ناگویی هیجانی تورنتو، شخصیتی پنج عاملی نئو و فرسودگی شغلی ماسلاچ استفاده شد. طرح پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود و برای تحلیل داده ها از تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین مؤلفه های ناگویی هیجانی (دشواری در شناسایی احساسات، دشواری در توصیف احساسات و تفکر عینی) و فرسودگی شغلی رابطه مثبت، بین روان نژندی و فرسودگی شغلی رابطه مثبت، بین برونگرایی و فرس ودگی شغلی راب طه منفی، بین با وج دان بودن و فرسودگی ش غلی رابطه مثبت و بین انعطاف پذیری و فرسودگی شغلی رابطه م نفی وجود دارد و متغیرهای دشواری در ش ناسایی اح ساسات، دشواری در توصیف احساسات، روان ن ژندی، برونگرایی و باوجدان بودن توانایی پیش بینی فرسودگی شغلی را دارند. بنابراین می توان با تدابیر مناسب به سلامت محیط شغلی و کاهش فرسودگی شغلی دبیران کمک کرد.
این پژوهش، با هدف بررسی و مقایسه میزان رضایتمندی از زندگی مشترک بین دانشجویانی که ازدواج دانشجویی داشته اند با دانشجویانی که ازدواج غیردانشجویی داشته اند، انجام شده است. کلیه دانشجویان متاهل در حال تحصیلی دانشگاه فردوسی مشهد به عنوان جامعه آماری در این پژوهش مورد نظر قرار گرفته اند. در این پژوهش 107 نفر دانشجوی متاهل اعم از زن و مرد بر اساس نمونه گیری در دسترس انتخاب شده اند. ضمن آنکه روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است و ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه رضایتمندی زناشویی (MSI) بوده است که اعتبار آن 77.47 توسط صالحی (1370) گزارش شده است. در این تحقیق چهار مقوله جاذبه، تفاهم، طرز تلقی و سرمایه گذاری در زوجین مورد بررسی قرار گرفته است. داده های پژوهش هم در آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بین دو گروه در پاسخگویی به دو مقوله جاذبه و سرمایه گذاری تفاوتی به چشم نمی خود در حالیکه در ارتباط با دو مقوله تفاهم و طرز تلقی، سطح تفاوت بین دو گروه معنادار می باشد و رضایتمندی کلی متاثر از این مقوله است. از دیگر نتایج آنکه بین رضایتمندی زناشویی دانشجویانی که ازدواج دانشجویی داشته اند با گروهی که ازدواج غیردانشجویی داشته اند تفاوت معناداری وجود دارد و مرد و زنانی که ازدواج دانشجویی داشته اند میزان رضایتمندی زناشویی بیشتری را گزارش کرده اند.
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی مشاوره گروهی عقلانی عاطفی رفتاری بر کاهش نگرش های ناکارآمد انتخاب همسر دختران و پسران شهر بندرعباس است. بدین منظور، 32 نفر از دختران و پسران به شیوه تصادفی در دسترس انتخاب شده، در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. مشاوره گروهی عقلانی عاطفی رفتاری، طی 8 جلسه هفتگی در شهر بندرعباس انجام شد. پرسشنامه مقیاس نگرش های ناکارآمد مربوط به انتخاب همسر (ARMSS) در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون تکمیل شد نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که میانگین نمره های نگرش های ناکارآمد در زمینه انتخاب همسر در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه در مرحله پس آزمون، کاهش معناداری پیدا کرده است (001/0P<). همچنین، نتایج تحلیل کواریانس مشخص ساخت که میانگین نمره های خرده مقیاس های باورهای غیرمنطقی در زمینه نگرش های همسرگزینی (عشق باوری، تجربه محوری، ایده آل نگری، متضادجویی، آسان بینی و خوش باوری) گروه آزمایش نسبت به گروه گواه در مرحله پس آزمون کاهش معناداری پیدا کرده است.
در پژوهش حاضر رابطه بین رفتار شهروندی سازمانی و کار تیمی در میان کارکنان دانشگاه کردستان مورد بررسی قرار گرفت. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. نمونه مورد بررسی 106 نفر از کارکنان دانشگاه کردستان بودند که بر حسب جنسیت و نوع استخدام به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. به منظور گردآوری اطلاعات، از پرسشنامه رفتار شهروندی سازمانی و پرسشنامه کار تیمی استفاده گردید، که روائی و پایائی آن ها نیز مورد تایید قرار گرفت. در پایان، داده-های به دست آمده با روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاکی از ارتباط مثبت و معنی دار رفتار شهروندی سازمانی و کار تیمی در سطح 01/0 می باشد (P<0/01). در این تحقیق کار تیمی به عنوان متغیر ملاک و متغیرهای نوع دوستی، ادب و نزاکت، وجدان، جوانمردی و فضیلت مدنی به عنوان متغیرهای پیش بین وارد مدل رگرسیون شدند. نتایج بررسی نشان داد که از میان متغیرهای موجود، متغیرهای ادب و نزاکت، و وجدان به عنوان یکی از مهم ترین پیش بینی کننده-های کار تیمی در میان کارکنان دانشگاه کردستان است و بیشترین درصد تغییرات (واریانس) کار تیمی را به خود اختصاص داده است.
هدف پژوهش حاضر پیش بینی سازگاری زناشویی براساس تصمیم گیری و حل مسأله، انسجام خانواده، راهبردهای مقابله، مهارت های ارتباطی و باورهای مذهبی بود. روش پژوهش از نوع همبستگی بود و جامعه آماری شامل کلیه معلمان متأهل مقطع ابتدایی شهرکرج در سال تحصیلی 94-93 بودند که براساس جدول مورگان 358 نفر به صورت نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های سازگاری دوتایی و فرایندخانواده استفاده شد. داده ها از طریق همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام تجزیه وتحلیل شدند. نتایج همبستگی نشان داد که عوامل فرایندی خانواده با سازگاری زناشویی رابطه معناداری دارند (01/0 >p) و نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که به غیراز باورها مذهبی، مؤلفه های انسجام خانواده، مهارت های ارتباطی، مهارت های مقابله و تصمیم گیری و حل مسأله باهم 6/49% از واریانس سازگاری زناشویی را تبیین می کنند. می توان نتیجه گرفت که عوامل فرایندی خانواده توان پیش بینی سازگاری زناشویی را دارند.
پژوهش حاضر به منظور بررسی پژوهش های انجام شده در ارتباط با اثربخشی مداخلات روان شناختی بر عزت نفس دانش آموزان دورة دبیرستان و راهنمایی انجام شد. در این خصوص، فراتحلیل با یکپارچه کردن نتایج حاصل از انجام تحقیقات مختلف، تلاش می کند تا میزان اندازة اثر مداخلات روان شناختی را مشخص کند. بدین منظور با استفاده از ملاک های درون گنجی به منظور انتخاب نمونة پژوهش، از بین 40 پژوهش، 27 پژوهش را که از لحاظِ روش شناختی مورد تأیید قرار گرفتند، انتخاب و فراتحلیل بر روی آنها انجام گرفت. تعداد کل آزمودنی هایی که در پژوهش های انتخاب شده مشارکت داشتند، برای دانش آموزان دبیرستان 655 نفر و برای دانش آموزان راهنمایی برابر با 1151 نفر بود. ابزار پژوهش، چک لیست فراتحلیل بود. پژوهش حاضر مبتنی بر 27 اندازه اثر بود. نتایج پژوهش نشان داد، میزان اندازه اثر مداخلات روان شناختی بر عزت نفس دانش آموزان، مطابق جدول تفسیر اندازه اثر کهن در حد بالاست. بنابراین مداخلات روان شناختی بر ارتقاء عزت نفس دانش آموزان در ایران تأثیر بسیار زیادی داشته است.
این پژوهش، با هدف مقایسه بهزیستی معنوی، بهزیستی روان شناختی و کارآمدی خانواده در میان دانشجویان و طلاب به روش پیمایشی انجام شد. جامعه آماری، دانشجویان مرد و زن متأهل کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه ها و طلاب سطح 2 و 3 حوزه های علمیه شهر قم بود که تعداد 391 نفر از آنان به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. برای انجام این پژوهش، از سه پرسش نامه بهزیستی معنوی، بهزیستی روان شناختی و کارآمدی خانواده استفاده شد. داده ها توسط شاخص های مرکزی، شاخص های پراکندگی و آزمون مقایسه میانگین چند متغیره و با کمک نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان داد که بین میانگین نمره بهزیستی معنوی، بهزیستی روان شناختی و کارآمدی خانواده دانشجویان و طلاب در سطح (05/0P≤) تفاوت معناداری وجود دارد.
مطالعه تاثیر کار بر نگرش های افراد از موضوعات مهم جامعه شناسی است. از طرف دیگر سرمایه اجتماعی به عنوان منابع و پاداش هایی که افراد از طریق روابط اجتماعی به دست می آورند، در چند دهه گذشته مقبولیت گسترده ای یافته است، ولی تحقیقات چندانی در ارتباط با تاثیر سرمایه اجتماعی بر فعالیت شغلی صورت نگرفته است.
هدف از نگارش مقاله حاضر، بررسی تاثیر سرمایه اجتماعی بر فعالیت شغلی دبیران مقاطع متوسطه شهرستان اصفهان است. به این منظور با بهره گیری از آرای صاحب نظرانی مانند پوتنام و کلمن در ابتدا به سنجش میزان سرمایه اجتماعی در میان دبیران رسمی نواحی پنجگانه آموزش و پرورش شهرستان اصفهان پرداخته و سپس چگونگی رابطه و تاثیر آن بر فعالیت شغلی آنان بررسی شده است. در این زمینه مؤلفه های سرمایه اجتماعی شامل کیفیت روابط (اعتمادورزی) و کمیت روابط (عضویتهای گروهی و انجمنی و روابط همیارانه) مورد بررسی و سنجش قرار گرفته اند.
روش تحقیق از نوع همبستگی و به صورت پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری شامل 5443 نفر دبیران مرد و زن شهرستان اصفهان در سال 86 ـ 1385 می شد که از بین آنان با استفاده از فرمول کوکران، 329 نفر به روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. شیوه جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه بود. آلفای کرونباخ فعالیت شغلی 72/0 و برای سرمایه اجتماعی 85/0 بود.
نتایج این پژوهش نشان داد که میانگین میزان سرمایه اجتماعی دبیران در یک طیف پنج درجه ای از یک تا پنج، 54/2 (اعتماد برابر با 02/3 و شبکه ارتباطات برابر با 10/2) و میانگین میزان فعالیت شغلی آنها برابر با 72/2 است. در مورد رابطه میان سرمایه اجتماعی و فعالیت شغلی دبیران، یافته های این تحقیق نشان داد که سرمایه اجتماعی با ابعاد فعالیت شغلی به ترتیب کیفیت آموزشی فعالیت (42/0=r)، میزان فعالیت آموزشی(39/0=r) و کیفیت پژوهشی فعالیت (28/0 = r) رابطه داشته و هر سه مورد نیز معنادار هستند. به طور کلی ابعاد گوناگون سرمایه اجتماعی، 19 درصد تغییرات فعالیت شغلی را تبیین کردند.