سرطان به عنوان یکی از مهمترین بیماری های قرن در بین علت مرگ ومیر بعد از بیماری های قلب و عروق است.تشخیص سرطان و به دنبال آن تحمل درمان های طولانی معمولا تجارب استرس زا به حساب می آید.درمان های روان شناختی می تواند بر کیفیت زندگی این بیماران موثر باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مواجهه درمانی روایتی بر بهبود کیفیت زندگی زنان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه مرتبط با سرطان بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه بیماران زن مبتلا به سرطان دارای اختلال استرس پس از سانحه که در مرکز خون و آنکولوژی بیمارستانهای مطهری فولادشهر در فاصله زمانی اول تیرماه تا اواسط شهریور سال 1395 بستری بودند تشکیل داد. از این میان تعداد 30نفر بصورت نمونه گیری هدفمند انتخاب و پس از جایگزینی تصادفی در دو گروه آزمایشی و گروه کنترل مورد مطالعه قرار گرفتند(در هر گروه 15 نفر). ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (WHOQOL-BRIEF) و مقیاس می سی سی پی بود. فرآینداجرا مواجهه درمانی روایتی به مدت 6 جلسه و هر جلسه 90دقیقه به روایت خاطرات ناخوشایند مرتبط با بیماری پرداختندوگروه کنترل هیچ مداخله ای را دریافت نکردند. نتایج با استفاده ازآزمون کواریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان دادکه مواجهه درمانی روایتی در نمره کلی کیفیت زندگی و مؤلفه های آن شامل سلامت جسمانی، سلامت روانی، ارتباط اجتماعی و سلامت محیط، باعث بهبود کیفیت زندگی زنان مبتلا به اختلال استرس پس ازسانحه مرتبط با سرطان شده است. در نتیجه می توان از روش مواجهه درمانی روایتی به عنوان یک روش مؤثر در بهبود کیفیت زندگی این دسته از بیماران در مراکز آنکولوژی به عنوان درمان های تکمیلی در کنار درمان های پزشکی سود جست.
زمینه: درصد قابل توجهی از دانش آموزان دارای مشکلات یادگیری هستند. دانش آموزانی که دارای مشکلات یادگیری هستند در معرض مشکلات تحصیلی و سازشی متعدد قرار دارند و این مسئله والدین این دانش آموزان را هم تحت تاثیر آسیب های روان شناختی قرار می دهد. این پژوهش با هدف بررسی تاثیر آموزش شناختی – رفتاری والدین در درمان مشکل دیکته نویسی و تعلل در انجام تکالیف درسی دانش آموزان انجام شد. پژوهش حاضر به صورت آزمایشی و در قالب طرح تک آزمودنی ای-بی-ای اجرا شد و رفتارهای دانش آموز در مراحل پیش و پس از درمان مورد ارزیابی قرار گرفت.
روش: جامعه آماری پژوهش، دانش آموزان دارای مشکل دیکته نویسی مراجعه کننده به مرکز مشاوره و خدمات روان شناختی اداره کل آموزش و پرورش استان اردبیل در سال 1392 بودند. نمونه های پژوهش به صورت تصادفی ساده از بین مراجعان مرکز مشاوره انتخاب شدند. از آزمون ریون رنگی کودکان، آزمون مازهای پروتئوس و جدول مشاهده رفتار برای ارزیابی و گردآوری داده ها استفاده شد.
یافته ها: پیگیری وضعیت دانش آموز از طریق مدرسه و خانواده و بررسی فراوانی و نمودار رفتارهای عملکرد او نشان داد که این روش در درمان مشکل دیکته نویسی و تعلل در انجام تکالیف درسی دانش آموز موثر بوده است.
نتیجه گیری: به کارگیری شیوه آموزش شناختی – رفتاری والدین در مراکز مشاوره می تواند در درمان مشکل دیکته نویسی و مشکلات تحصیلی و سازشی دانش آموزان موثر باشد.
رابطه زناشویی، یک رابطه چندوجهی است که متأثر از عوامل گوناگون و در معرض چالش های مختلفی قرار دارد که خیانت زناشویی یکی از آسیب زاترین این چالش ها است. خیانت، نقض تعهد در رابطه دو نفره، توأم با درجاتی از صمیمیت عاطفی و فیزیکی با شخصی غیر از همسر است که می تواند رابطه را با نابودی مواجه کند. بر این اساس هدف پژوهش بررسی تجربه ی زیسته ی زنان آسیب دیده از روابط فرازناشویی است. پژوهش به روش کیفی و با راهبرد پدیدارشناسی توصیفی، شیوه تحلیل کلایزی انجام شد. 14 زن آسیب دیده از روابط فرازناشویی همسر، مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روان درمانی در شهر سنندج که به روش نمونه گیری هدفمند و در دسترس تا حد اشباع نظری انتخاب شدند، مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته انجام شد. نقل قول های مشارکت کنندگان جمع آوری، ثبت، تحلیل و کدگذاری و در قالب مضمون های اصلی و فرعی طبقه بندی گردید و نتیجه تحلیل داده ها سبب دست یابی به 68 کد اولیه، 13 زیر مضمون و 3 مضمون اصلی شد. سه مضمون اصلی عبارت اند از افزایش مشکلات در زندگی، آشفتگی ذهن و نابسامانی در کارکردهای ارتباطی. بر اساس یافته های پژوهش، خیانت می تواند پیامدهای منفی بسیاری بر زنان آسیب دیده و البته کل خانواده بگذارد. واکنش به خیانت در زنان مختلف، متفاوت است و آگاهی از تجارب افراد خیانت دیده و شناخت حالات روانی و انتظارات آنان، این امکان را فراهم می کند که با آموزش همسران پیمان شکن از برخوردهای مخرب با مسئله کاست و با برآورده کردن انتظارات و نیازهای فرد مورد بی وفایی قرارگرفته، احتمال بهبود او و ماندن در رابطه را افزایش داد.
هدف: بررسی اثربخشی گروه درمانی شناختی- انسانگرایانه بر بهبود مهارتهای ارتباطی و حل مساله زنان متاهل روش: روش پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی و طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش، تمامی زنان متاهل مراجعه کننده به یکی از مراکز مشاوره شهر مشهد بودند که به روش نمونه گیری دردسترس تعداد ۲۲ نفر از آنها انتخاب شد و سپس بر اساس تخصیص تصادفی افراد به دو گروه آزمایش و کنترل،(هر گروه ۱۱ نفر) گمارده شدند. آزمودنیها به پرسشنامه حل مساله خانواده و کارکردهای روان شناختی خانواده ایرانی، مقیاس ارتباط پاسخ دادند. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل کواریانس تک متغیره(ANCOVA) مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس تک متغیره نشان دادکه آموزش گروه درمانی شناختی- انسانگرایانه بر افزایش مهارتهای ارتباطی افراد گروه آزمایش تاثیر معناداری داشت(۰۰۱/۰>P). همچنین آموزش گروه درمانی شناختی- انسانگرایانه بر افزایش حل مساله افراد گروه آزمایش نیز تاثیر معناداری داشت(۰۰۱/۰>P).