فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۸۱ تا ۱٬۸۰۰ مورد از کل ۴٬۴۹۵ مورد.
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۳ زمستان ۱۳۹۳ شماره ۵۲
91-108
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف اثربخشی گروه درمانی شناختی -رفتاری بر خودکارامدی و عزت نفس مردان متاهل مبتلا به سوء مصرف مواد انجام شد. پژوهش حاضر کاربردی و از نوع شبه آزمایشی و طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش مردان متاهل مبتلا به سوءمصرف مواد بستری در کمپ های ترک اعتیاد شهر شیراز در طول تابستان و پاییز سال1393 بودند. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 30 مرد متاهل مبتلا به سوءمصرف مواد انتخاب شدند. از پرسشنامه خودکارامدی جروسالم وشوارز (1992) و عزت نفس کوپر اسمیت (1967) به عنوان پیش آزمون-پس آزمون در این پژوهش استفاده شد و داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحلیل داده ها حاکی از آن است که درمان شناختی رفتاری گروهی بر افزایش خودکارامدی و عزت نفس مردان متاهل مبتلا به سوءمصرف مواد مؤثر بوده و بین دو گروه تفاوت معناداری وجود داشته است. با توجه به نتایج این پژوهش گروه درمانی شناختی رفتاری ، خودکارامدی و عزت نفس در افراد مبتلا به سوءمصرف مواد را افزایش می دهد.
بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کیفیت زندگی زنان نابارور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: ناباروری جنبه های مختلف زندگی فرد را تحت تأثیر قرار می دهد. شاید بتوان گفت ناباروری یکی از عمده ترین وقایع استرس زا در زندگی افراد است. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی درمان مبتنی برتعهد و پذیرش بر کیفیت زندگی زنان نابارور مراجعه کننده به درمانگاه های نازایی شهر شیراز می باشد. روش: تحقیق حاضر از نوع آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل بود. نمونه این پژوهش 29 زوج نابارور بودند که به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (14 نفر) جایگزین گردیدند. برای گروه آزمایش جلسات درمان تعهد و پذیرش (ACT) تشکیل داده شد و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد و در فهرست انتظار ماند. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس چند متغیری نشان داد که درمان تعهد و پذیرش بر افزایش کیفیت زندگی و مؤلفه های سلامت عمومی، نقش جسمانی، عملکرد اجتماعی، درد بدنی، سلامت روانی و سرزندگی مؤثر است (001/0P<). نتیجه گیری: براساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که درمان تعهد و پذیرش موجب بهبود کیفیت زندگی زوجین نابارور می شود و با توجه به میزان بالای ناباروری از این درمان می توان برای افزایش میزان کیفیت زندگی این گروه استفاده کرد.
بررسی رابطه خودپنداره، کیفیت زندگی و سلامت روانی مربیان مهدکودک استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه خودپنداره با کیفیت زندگی و سلامت روانی مربیان مهدکودک استان تهران است. این پژوهش از نوع همبستگی است، که در آن از سه پرسشنامه خودپنداره بک، مقیاس کوتاه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت و سلامت عمومی استفاده شد. جامعه آماری شامل مربیان مهدکودک که در سال 1391 در استان تهران مشغول به فعالیت بود، که به روش تصادفی ساده 289 نفر انتخاب شدند. داده ها از طریق همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تحلیل شد. نتایج این پژوهش نشان داد که زیرمقیاس های خودپنداره بک با زیر مقیاس های سلامت عمومی رابطه مستقیم و معناداری را نشان می دهد. تمام زیرمقیاس های آزمون خودپنداره ی بک با زیرمقیاس های کیفیت زندگی و کیفیت زندگی به صورت کلی و هم چنین سلامت روانی و زیرمقیاس های آن ارتباط مستقیم و معنی داری دارند. هم چنین بیشتر مؤلفه های خودپنداره می توانند زیرمقیاس های کیفیت زندگی و سلامت روانی را پیش بینی نمایند. بنابراین به نظر می رسد که تلاش برای ارتقا خودپنداره، گامی مؤثر در جهت اعتلای سلامت روانی و کیفیت زندگی مربیان مهد است.
بررسی رابطه خودپنداره شغلی، باورهای انگیزشی و فراشناخت با کارآفرینی دانشجویان دانشگاه پیام نور استان آذربایجان غربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه متغیرهای خودپنداره شغلی، باورهای انگیزشی و فراشناخت با کارآفرینی در دانشجویان دانشگاه پیام نور استان آذربایجان غربی است. روش پژوهش حاضر از نوع کاربردی و کمّی است که روش متناسب با آن با توجه به موضوع و اهداف پژوهش، روش توصیفی-تحلیلی است که با بهره گیری از آزمون همبستگی در سال تحصیلی 94-93 انجام شده است. جامعه آماری، کلیه دانشجویان مراکز دانشگاه پیام نور استان آذربایجان غربی 11784 نفر (شامل 5434 مرد و6350 زن) است. تعداد نمونه 1178 نفر (550 مرد و 628 زن) است که با روش نمونه گیری طبقه ای – تصادفی انتخاب شده اند. ابزارهای پژوهش شامل: پرسش نامه خودپنداره شغلی (شفیع آبادی، 1381)، پرسشنامه راهبردهای انگیزشی (پینتری چودیگروت، 1990)، پرسش نامه فراشناخت- 30 (ولز و کارترایت- هاتون، 2004). کارآفرینی روبینسون و همکاران (1991) است. برای تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی (نمودار، میانگین و ...) و تحلیلی (ضریب همبستگی و رگرسیون چندگانه) برای آزمون فرضیه ها استفاده شد. یافته های پژوهش ضریب همبستگی خودپنداره شغلی با کارآفرینی کل آزمودنی ها و در سطح 01/0 معنی دار است. ضریب همبستگی باورهای انگیزشی نیز با کارآفرینی کل آزمودنی ها در سطح 01/0 معنی دار بود. هم چنین ضریب همبستگی فراشناخت با کارآفرینی کل آزمودنی ها در سطح 01/0 معنی دار بود. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه متغیرهای پیش بین خودپنداره شغلی، باورهای انگیزشی و فراشناخت با کارآفرینی کل آزمودنی ها در سطح 01/0 معنی دار است. نتایج نشان داد هرچه ویژگی های خودپنداره شغلی و فراشناخت دانشجویان بیشتر باشد، خلاقیت آن ها بیشتر است و کارآفرین تر هستند.
اثر بخشی برنامه پیشگیری و بهبود رابطه بر افزایش صمیمت زناشویی زوج ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی مداخله ی آموزشی برنامه پیشگیری و بهبود رابطه (PREP) در افزایش صمیمیت زناشویی است.
روش: روش پژوهش در مطالعه حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل است به این منظور از بین زوج های مراجعه کننده به مراکز مشاوره دولتی و خصوصی شهر بجنورد 24 زوج انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار داده شدند. سپس از هر دو گروه پیش آزمون به عمل آمد. آنگاه اعضای گروه آزمایش، مداخله آموزشی برنامه پیشگیری و بهبود را در 11 جلسه (5/1 ساعته) دریافت کردند و اعضای گروه کنترل هیچ مداخله ای را دریافت نکرده و تنها در لیست انتظار قرار گرفتند. پس از اتمام مداخله ها از هر دو گروه پس آزمون گرفته شد. ابزار پژوهشی بکار رفته در این پژوهش پرسشنامه صمیمیت زناشویی اولیاء (1385) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی (استفاده از جداول و ترسیم نمودارها و میانگین و انحراف استاندارد برای متغیرهای پژوهش) و روش های آمار استنباطی شامل آزمون کلموگروف – اسمیرنوف، آزمون t مستقل، آزمون لوین و آزمون آماری کواریانس انجام شد.
نتایج: نتایج بررسی تحلیل کواریانس نشان داد که مداخله ی آموزشی برنامه پیشگیری و بهبود رابطه در افزایش صمیمیت زناشویی و خرده مولفه های آن اثر بخش است (05/0p<).
بحث و نتیجه گیری: افزایش بینش و آگاهی روان شناختی و کسب مهارت های لازم برای با طراوت نگه داشتن زندگی از جمله مهمترین عوامل تاثیرگذار در افزایش صمیمیت زناشویی است و مداخله ی آموزشی برنامه پیشگیری و بهبود رابطه می تواند به عنوان مداخله ی آسان و مقرون به صرفه و با هدف افزایش صمیمیت در زندگی زناشویی در اختیار دست اندرکاران حوزه خانواده قرار بگیرد.
اثر بخشی آموزش گروهی مبتنی بر تحلیل ارتباط متقابل بر کاهش خشم و عصبیت دانش آموزان دختر پایه اول دبیرستان شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۳ بهار ۱۳۹۳ شماره ۴۹
23-41
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش بررسی اثر بخشی آموزش گروهی مبتنی بر تحلیل ارتباط متقابل بر کاهش خشم و عصبیت دانش آموزان دختر پایه اول دبیرستان شهر رشت است. این پژوهش نیمه تجربی بر روی 60 نفر از دانش آموزانی که در آزمون پرخاشگری (AGQ) نمره بالایی بدست آورده بودند، اجرا گردید. این نمونه از طریق گزینش تصادفی چند مرحله ای انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه همتا (گروه آزمایش و گروه گواه) تقسیم شدند، آموزش گروهی به شیوه تحلیل ارتباط متقابل که بر طبق مجموعه مفاهیم این نظریه تهیه شده بود، طی 8 جلسه ی 90 دقیقه ای و هفته ای یک بار به گروه آزمایش ارائه و طی این مدت گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت ننمودند. بعد از اتمام آموزش پس آزمون بر روی دو گروه اجرا گردید. اطلاعات مذکور با استفاده ازتحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصله نشان داد که اختلاف معنی داری بین گروه آزمایش و کنترل و جود دارد ( )، به عبارت دیگر مداخله آزمایشی (آموزش گروهی مبتنی بر تحلیل ارتباط متقابل) موجب کاهش خشم و عصبیت در گروه آزمایشی در مقایسه با گروه گواه شده است.
اثربخشی آموزش شناختی-رفتاری گروهی بر دلبستگی، نگرش های ناکارآمد و میزان سازگاری زناشویی افراد متاهل(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف ارزیابی میزان اثربخشی آموزش شناختی-رفتاری گروهی بر دلبستگی، نگرش های ناکارآمد و میزان سازگاری زناشویی افراد متاهل انجام شد.
روش کار: شرکت کنندگان این کارآزمایی بالینی، 16 نفر از متاهلین با سبک دلبستگی ناایمن و سازگاری زناشویی پایین بودند که به صورت در دسترس از مراجعین به مجتمع بهداشتی-درمانی شهرداری مشهد در سال 1390 انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 8 نفره ی آزمون و شاهد قرار گرفتند. شرکت کنندگان هر دو گروه با مقیاس های سبک های دلبستگی بزرگسالان کالینز و رید (RAAS)، سازگاری زناشویی لاک و والاس (LWMAS) و مقیاس نگرش های ناکارآمد (DAS) ارزیابی شدند. گروه آزمون در 8 جلسه ی هفتگی گروه درمانی شناختی-رفتاری (2 ماه) در مجتمع بهداشتی-درمانی شهرداری مشهد شرکت کردند. گروه شاهد نیز هم زمان تحت 8 جلسه آموزش مهارت های زندگی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از آزمون های مک نمار، تحلیل کوواریانس یک سویه و تی گروه های مستقل با کمک نرم افزارSPSSتحلیل شدند.
یافته ها: آموزش شناختی-رفتاری گروهی باعث کاهش معنی دار نگرش های ناکارآمد (001/0P<) و اضطراب و افزایش میزان وابستگی در روابط می شود و
می تواند به بهبود سبک دلبستگی بینجامد (005/0P<). هم چنین تعداد بیشتری از افراد گروه آزمون در مقایسه با گروه شاهد به سازگاری زناشویی رسیده اند. درصد بهبودی آزمودنی های گروه آزمون در تمام متغیرهای پژوهش بیشتر از درصد بهبودی آزمودنی های گروه شاهد بود.
نتیجه گیری: آموزش شناختی-رفتاری گروهی به عنوان یک رویکرد درمانی
می تواند در تغییر میزان وابستگی،اضطراب، نگرش های ناکارآمد و سبک های دلبستگی زوجین، موثر باشد.
اثربخشی افزایش دانش جنسی بر رضایت زناشویی زنان متاهل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت بنیان خانواده و از آنجا که مسائل جنسی یکی از مؤلفه های مهم برای داشتن یک زندگی بانشاط و پایدار است، پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی افزایش دانش جنسی بر رضایت زناشویی زنان متأهل انجام گردید.پژوهش حاضر نوعی پژوهش شبه آزمایشی است که در آن بعد از اجرای پرسشنامه رضایت زناشویی اسپانیر و رضایت جنسی لارسون بر روی زنان متأهل مراجعه کننده به سرا ی محله صادقیه (منطقه18) 30 نفر از آنها به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و درحال انتظار ( کنترل) جایگزین شده و در 12 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش قرار گرفتند.
بعد از اجرای پس آزمون و اجرای آزمون در جلسه پیگیری تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس نشان داد که افزایش دانش جنسی با 99% اطمینان (f=28.64) موجب افزایش رضایت زناشویی می گردد اما این افزایش تا جلسه پیگیری که یک ماه بعد برگزار شد ادامه نداشت و فرضیه دوم پژوهش (f=./32) رد شد.
پژوهش حاضر نشان داد که افزایش دانش جنسی موجب افزایش رضایت زناشویی زنان می گردد اما این افزایش تا جلسه پیگیری ادامه نداشت. بنابراین، برای این که نتایج حاصل از این روش آموزشی ادامه داشته باشد در پژوهش های آتی باید تمهیداتی در نظر گرفت. برای مثال می توان از وسایل کمک آموزشی بیشتر استفاده شود یا اینکه تکالیف بیشتری برای اجرا در منزل به آزمودنی ها داده شود
اثربخشی روایت درمانی بر افزایش صمیمیت زوجین و ابعاد آن: تلویحاتی برای درمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: صمیمیت به عنوان یک نیاز روانشناختی اولیه در نظر گرفته می شود که به طور گسترده در روانشناسی بالینی و اجتماعی مورد مطالعه قرار گرفته است. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی روایت درمانی بر افزایش صمیمیت زوجین و ابعاد آن انجام گرفت. روش: در این مداخله نیمه آزمایشی که با استفاده از دو گروه آزمایش و کنترل انجام شد، 20 زوج که به دلیل مشکلات زناشویی به مرکز مشاوره سازمان بهزیستی شهر بهشهر مراجعه کرده بودند با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. با کمک پرسشنامه صمیمیت زوجین، ابتدا میزان صمیمیت زوجین قبل از مداخله بر روی هر دو گروه آزمایش و کنترل اندازه گیری شد (پیش آزمون) و بعد از مداخله بر روی گروه آزمایش در طی 8 جلسه، پرسشنامه مجدداً بر روی هر دو گروه اجرا شد (پس آزمون). داده ها با کمک آماره های توصیفی و روش کوواریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که در مقایسه با گروه کنترل، روایت درمانی صمیمیت زوجین و سه بعد آن به نام صمیمیت عاطفی، ارتباطی و کلی را در گروه آزمایش به طور معناداری افزایش داد (01/0P<). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر، بررسی تأثیر روایت درمانی بر صمیمیت زوجین، می تواند تلویحات ارزشمندی را در مورد بهداشت روانی زوجین فراهم کند. نتایج و پیامدهای پژوهش در این مقاله تشریح و تبیین خواهند شد.
اثربخشی آموزش مهارت مقابله با خلق منفی بر اضطراب و استرس دانش آموزان پسر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت مقابله با خلق منفی بر اضطراب و استرس دانش آموزان مدارس متوسطه پسرانه ی شهر کاشان انجام گرفت. روش پژوهش حاضر آزمایشی بوده و طرح پژوهش از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل می باشد. جامعه ی آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 93-1392 شهر کاشان بوده و نمونه ی تحقیق شامل 30 دانش آموز به روش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از ابزار پژوهشی پرسشنامه ی اضطراب و استرس(Dass) استفاده شد. داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزار spss و با روش آماری تحلیل کواریانس چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل نشان داد که بین دو گروه در هر دو متغیر وابسته(یعنی اضطراب و استرس) تفاوت معناداری وجود دارد. به عبارت دیگر بین دو گروه آزمایشی و کنترل در میزان متغیرهای اضطراب و استرس تفاوت معناداری مشاهده گردید. یافته های این پژوهش نشانگر آن است که آموزش مهارت مقابله با خلق منفی باعث کاهش اضطراب و کاهش استرس دانش آموزان می شود.
ارائه مدل ساختاری پیش بینی ابعاد فرسودگی شغلی براساس کیفیت زندگی کاری، تعهد سازمانی و مدیریت دانش مدیران دانشگاه آزاد اسلامی منطقه یک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ارائه ی مدل ساختاری پیش بینی ابعاد فرسودگی شغلی مدیران دانشگاه آزاد منطقه یک براساس کیفیت زندگی کاری، تعهد سازمانی و مدیریت دانش است. جامعه ی آماری مورد بررسی این تحقیق شامل 660 نفر از مدیران دانشگاه آزاد اسلامی منطقه یک بود که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای و با استفاده از جدول مورگان تعداد 250 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شد. برای جمع آوری داده های تحقیق از سه پرسشنامه ی فرسودگی شغلی، کیفیت زندگی کاری، تعهد سازمانی و مدیریت دانش استفاده گردید که با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ پایایی تمامی پرسشنامه ها محاسبه گردید. نتایج ضریب همبستگی، رگرسیون چند متغیره و تحلیل مسیر نشان داد که 1- بین کیفیت زندگی کاری و دو بعد فرسودگی شغلی(خستگی عاطفی و مسخ شخصیت) رابطه ی منفی و معنی دار وجود دارد و کیفیت زندگی کاری به ترتیب متغیرهای خستگی عاطفی و مسخ شخصیت را پیش بینی نمود. 2- تعهد سازمانی تنها قادر به پیش بینی عملکرد فردی در فرسودگی شغلی مدیران بود. 3- مدیریت دانش قادر به پیش بینی ابعاد فرسودگی شغلی نبود؛ به جز بعد عملکرد فردی که یک رابطه ی مثبت و مستقیمی با مدیریت دانش را نشان داده و بالاخره مدل مورد تایید قرار گرفت.
تدوین برنامه تلفیقی مهارتهای فرزندپروری اتیسم و تعیین اثربخشی آن در رضایت زناشویی، کاهش تعارض در شیوه فرزندپروی و حساس کفایت از نقش والدینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی رضایت شغلی و بهره وری شغلی کارکنان دور کار و غیر دورکار بر حسب نوع عضویت کارکنان وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشرفت در فن آوری اطلاعات و ارتباطات به عنوان ابزاری، تعاملات بین سازمانی و افراد را هر چه بیشتر تسهیل نموده و مفهوم کار را به معنای سنتی آن از نظر مکانی و زمانی تغییر داده است. یکی از این تغییرات، پیدایش الگوهای روش کار مبتنی بر رایانه، به نام دورکاری است. پژوهش حاضر به منظور بررسی رضایت شغلی و بهره وری شغلی کارکنان دورکار و غیردورکار وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی صورت گرفت. روش پژوهش توصیفی و جامعه آماری این پژوهش کلیه ی کارمندان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی بودند که از بین آن ها به صورت تصادفی 240 نفر شامل 120 نفر کارمند دورکار و 120 نفر کارمند غیردورکار انتخاب شدند و پرسشنامه های رضایت شغلی دانت و پرسشنامه بهره وری برگرفته از مدل هرسی و گلد اسمیت توسط آن ها تکمیل گردید داده ها با استفاده از تحلیل تمییز تحلیل شد. نتایج این پژوهش نشان داد که تابع تمییز بدست آمده از قدرت تشخیصی مناسبی برای پیش بینی واریانس متغیر ملاک در دو گروه دورکار و غیر دورکار برخوردار است. همچنین میانگین رضایت شغلی و بهره وری شغلی در دورکاران بیشتر از غیر دورکاران است.
شناسایی عوامل درون فردی تاثیرگذار بر سکوت سازمانی در ستاد دانشگاه علوم پزشکی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رقابت و حفظ حیات سازمانی در دنیای متغیر و چالش برانگیز امروز مستلزم بهره گیری از سرمایه انسانی گران بهایی است که خلاق، مسئولیت پذیر، با اعتماد به نفس، معتقد به تسهیم اطلاعات و دانش سازمانی بوده و منافع خود را در راستای منافع سازمان دانسته و برای رسیدن به اهداف سازمان به تسهیم اطلاعات و دانش موجود در سراسر هرم سازمانی پرداخته تا با اظهار نظرات نوآورانه و راه حل های خلاقانه خویش سدی محکم در مقابل پدیده های مخربی هم چون فرسودگی شغلی و سکوت سازمانی ایجاد نمایند. این پژوهش که از نوع پیمایشی، کاربردی و با هدف شناسایی عوامل درون فردی مؤثر در ایجاد سکوت سازمانی، دارای 5 فرضیه بوده است. داده های به دست آمده از 234 نفر نمونه که از بین کلیه کارکنان ستاد دانشگاه علوم پزشکی ایران انتخاب شده اند، توسط تحلیل عاملی تأییدی و مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده و از نرم افزار اسمارت پی ال اس نسخه 2 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج و یافته های پژوهش نشان داده است که متغیرهای بی اعتمادی و بدبینی به مدیر، همنوایی با جمع و طفره رفتن اجتماعی بر سکوت سازمانی تأثیر معنادار داشته و متغیرهای حفظ موقعیت کنونی و گروه اندیشی هیچ گونه تأثیری بر سکوت سازمانی ندارند.
بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی و انطباق پذیری مسیر شغلی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انطباق پذیری شغلی به عنوان ساختار چندبعدی تعریف می شود که با ظرفیت افراد جهت تغییر و انتقالات موفقیت آمیز ارتباط دارد، ظرفیتی که از دوران کودکی و در خانواده فرد به تدریج شکل گرفته است. هدف این مقاله بررسی رابطه بین سبک های دلبستگی و انطباق پذیری مسیر شغلی در دانشجویان کارشناسی دانشگاه اصفهان است. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان کارشناسی دانشگاه اصفهان می باشد (7279 نفر ) که تعداد 415 نفر به عنوان حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان و نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه سبک های دلبستگی هازن و شیور (1987) و پرسش نامه انطباق پذیری مسیر شغلی ساویکاس و پرفلی (2012) می باشد. که پس از توزیع و جمع آوری، داده ها با نرم افزار spss نسخه 17 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که بین سبک دلبستگی ایمن و دغدغه، اعتماد،کنترل و کنجکاوی مسیر شغلی دانشجویان رابطه مثبت معناداری وجود دارد (05/0p<). هم چنین بین سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی و دغدغه مسیر شغلی همبستگی منفی معناداری وجود دارد و با اعتماد و کنترل و کنجکاوی مسیر شغلی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (05/0p<). به-علاوه بین سبک دلبستگی ناایمن دوسوگرا با دغدغه مسیر شغلی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و با اعتماد مسیر شغلی رابطه وجود ندارد و با بعد کنترل و کنجکاوی مسیر شغلی رابطه منفی معناداری وجود دارد (05/0p<). از نتایج این تحقیق می توان استنباط کرد که سبک-های دلبستگی نقش مهمی در انطباق پذیری مسیر شغلی دارند و هم-چنین تبیین کننده ابعاد انطباق پذیری مسیر شغلی می باشند که باید به آن ها توجه شود.
ارائه الگویی ساختاری برای ارزیابی شایستگی های محوری اعضای هیأت علمی دانشگاه ارومیه: کاربرد فرایند تحلیل سلسله مراتبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر ارائه الگویی ساختاری برای ارزیابی شایستگی های اعضای هیأت علمی با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی بود. روش پژوهش توصیفی- پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش در مرحله اول، 331 نفر از دانشجویان دانشگاه ارومیه در سال تحصیلی 92-1391 و در مرحله دوم 20 نفر از دانشجویان دکتری علوم تربیتی بودند. ابزارهای پژوهش دو پرسشنامه محقق ساخته بودند که روایی و پایایی آن ها بررسی و تأیید شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها نیز از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون، t تک نمونه ای، t مستقل، تحلیل واریانس، تحلیل عاملی تأییدی و تحلیل سلسله مراتبی استفاده شد. یافته ها نشان دادند که: 1- مدل چهاربعدی برای ارزیابی شایستگی های اعضای هیأت علمی از برازش خوبی برخوردار بود؛ 2- بعد شایستگی های پژوهشی دارای میانگینی پایین تر و بعد شایستگی های مدیریتی دارای میانگینی بالاتر از میانگین نظری بود؛ 3- بین دختران و پسران به جز در بعد شایستگی های آموزشی تفاوت معنی داری مشاهده نگردید؛ 4- در بین حوزه های سه گانه ریاضی، علوم پایه و انسانی، تنها در بعد شایستگی های پژوهشی اختلاف بین میانگین های حوزه های سه گانه معنی دار بود؛ 5- نتایج حاصل از مقایسه های زوجی نیز نشان داد که شایستگی های ارتباطی برای اعضای هیأت علمی دارای اولویت ویژه ای است و پس از آن شایستگی های آموزشی، پژوهشی و مدیریتی قرار داشتند.
اثربخشی مداخله شناختی رفتاری مبتنی بر مدل مارلات بر کاهش عود در افراد وابسته به مواد افیونی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۱۳ بهار ۱۳۹۳ شماره ۴۹
57-81
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله شناختی رفتاری مبتنی بر مدل مارلات بر کاهش عود در افراد وابسته به مواد افیونی انجام شده است. در یک طرح آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل، 30 نفر از افراد وابسته به مواد افیونی مراجعه کننده به کلینیک های ترک اعتیاد خرم آباد، به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) بررسی شدند. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه 2 ساعته تحت درمان شناختی رفتاری مبتنی بر مدل مارلات قرار گرفتند و گروه گواه درمان خاصی دریافت نکردند. همه شرکت کنندگان در آغاز پژوهش و پایان جلسات هفتگی، بوسیله آزمایش ادرار مورد سنجش قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها، روش های آمار توصیفی و آزمون خی دو به کار برده شد. نتایج نشان داد که بین دو گروه آزمایش و کنترل از لحاظ میزان عود، از هفته چهارم درمان به بعد تفاوت معناداری وجود دارد، یعنی میزان عود در گروه کنترل از هفته چهارم به بعد به طور معناداری بیشتر از گروه کنترل بود. با توجه به یافته ها می-توان چنین نتیجه گرفت که درمان شناختی رفتاری مبتنی بر مدل مارلات بر کاهش عود در افراد وابسته به مواد افیونی موثر است.
رابطه سرسختی روانشناختی و تعارض کار- خانواده با توجه به نقش میانجی بهزیستی روانی در قالب استرس شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استرس یکی از ابعاد مهم در مطالعات بهزیستی روانی است که نقش آن در بسیاری از بیماری های جسمی، اختلالات روانی و پیامدهای منفیِ کاری به تأیید رسیده است. از آنجایی که میزان فشار روانی وارده بر هر فرد تحت تأثیر ارزیابی های شناختی او از موقعیت استرس زاست، می توان این متغیر مهم را میانجی رابطه بین تفاوت های فردی و مشکلات روانی و سازمانی دانست. پژوهش حاضر در همین راستا به بررسی نقش واسطه ای فشار روانی شغلی در رابطه بین سرسختی روانشناختی و تعارض کار-خانواده می پردازد. جامعه آماری این پژوهشِ رابطه ای، کلیه کارکنان یک شرکت صنعتی در اصفهان می باشند که 217 نفر از آن ها با استفاده از نمونه-گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده و پرسشنامه ها را تکمیل کردند. نتایج پژوهش حاکی از رابطه منفی معنادار بین سرسختی و استرس، سرسختی و تعارض کار-خانواده، و هم-چنین رابطه مثبت معنادار بین استرس و تعارض کار-خانواده بود. هم چنین براساس تحلیل میانجی و روش بوت استراپ نشان داده شد که فشار روانی شغلی میانجی رابطه سرسختی و تعارض کار-خانواده است. سرسختی روان شناختی به ارزیابی شناختی مثبت از رویدادهای استرس زا و درگیری درنقش-های چندگانه منجر می شود و از همین طریق استرس شغلی را کاهش می دهد. استرس کمتر نیز به مدیریت بهتر حوزه-های کاری و خانوادگی انجامیده و از ایجاد تداخل بین این حوزه ها جلوگیری می کند. این نکته نقش کلیدی بهزیستی روانی را در رابطه بین ویژگی های شخصیتی و ناسازگاری های شغلی نمایان می سازد.
اثربخشی آموزش مهارت های مدیریت زمان بر اهمال کاری دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش اثربخشی آموزش مهارت های مدیریت زمان بر اهمال کاری دانش آموزان مورد مطالعه قرار گرفته است. بدین منظور نمونه ای شامل 70 دانش آموز به صورت نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای از بین تمامی دانش آموزان پسر مقطع متوسطه ی شهرستان تبریز انتخاب و سپس به صورت تصادفی ساده در دو گروه آزمایش(n=35) و کنترل(n=35) قرار گرفتند. در مرحله ی بعد، ابتدا پرسشنامه ی اهمال کاری تاکمن(پیش آزمون) در هر دوگروه(آزمایش و کنترل) اجرا شد. سپس گروه آزمایش در طی 10 جلسه ی 2 ساعته تحت آموزش مهارت های مدیریت زمان قرار گرفتند. پس از اتمام جلسات پرسشنامه ی اهمال کاری(پس آزمون) دوباره در هر دو گروه مورد سنجش قرار گرفت. داده ها با روش تحلیل آنووا مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که آموزش مهارت های مدیریت زمان، اهمال کاری را در دانش آموزان کاهش می دهد. می توان نتیجه گرفت که اغلب دانش آموزان در طول سال تحصیلی برنامه مدونی برای مدیریت زمان مطالعه خود ندارند و این باعث پسرفت و شکست در عملکرد تحصیلی شده و منجر به کاهش در احساس خودکارآمدی و گرایش دانش آموزان به طرف اهمال کاری می شود. بنابراین لازم است تا آموزش مدیریت زمان با تاکید بیشتری انجام گیرد تا باعث نهادینه شدن مدیریت زمان در آنها شود.