رابطه فرسودگی شغلی و خودتنظیمی با توجه به نقش میانجی گر اهمال کاری: یک الگوی ساختاری
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی الگوی مفهومی رابطه فرسودگی شغلی با خودتنظیمی و نقش میانجی گر اهمال کاری بود. این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی بوده و روش تحلیل آن از نوع الگویابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه مدیران دوره های ابتدایی شهر مشهد منطقه تبادکان تشکیل دادند. از این جامعه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده به تعداد 240 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. در این پژوهش از پرسشنامه های اهمال کاری تاکمن، فرسودگی شغلی مسلش و خودتنظیمی براون و همکاران استفاده شد. یافته های تحقیق حاکی از آن بودند که فرسودگی شغلی با خودتنظیمی دارای رابطه منفی و معنی دار بوده و با اهمال کاری رابطه مثبت و معنی دار داشته است. همچنین نقش میانجی گر متغیر اهمال کاری شغلی نیز بر اساس یافته های پژوهش حاضر تأیید شد.