فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۶۱ تا ۹۸۰ مورد از کل ۱٬۹۹۴ مورد.
تأثیر امیددرمانگری اسلامی بر بهزیستی فاعلی افراد مبتلا به مالتیپل اسکلروسیس و مقایسه آن با امیددرمانگری مبتنی بر نظریه اسنایدر(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر امیددرمانگری اسلامی بر بهزیستی فاعلی زنان مبتلا به ام اس و مقایسه تأثیر آن، با امیددرمانگری اسنایدر بود. برای مقایسه دو سبک درمان، پژوهش آزمایشی سه گروهی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری به کار گرفته شد: گروه آزمایش امیددرمانگری اسلامی؛ گروه آزمایش امیددرمانگری اسنایدر؛ گروه گواه. جامعه آماری افراد مبتلا به ام اس در انجمن ام اس قم بودند. تعداد شرکت کنندگان هر گروه 12 نفر بود و مداخله در 8 جلسه هفتگی 120 دقیقه ای صورت گرفت. متغیر وابسته بهزیستی فاعلی بود که با استفاده از دو مقیاس شادکامی و رضایت از زندگی، در سه مرحله بررسی گردید. تحلیل آماری نشان داد که هر دو روش درمانی، به طور معنادار (05/0 >P ) بهزیستی فاعلی بیماران مبتلا به ام اس را افزایش داده اند، اما تفاوت معناداری میان دو روش درمانگری یافت نشد. نتایج این پژوهش نشان داد که با استفاده از امیددرمانگری اسلامی، می توان نتایجی قابل مقایسه با امیددرمانگری اسنایدر انتظار داشت.
رابطه دینداری و حمایت اجتماعی با شیوه های مقابله با تنیدگی در مادران دارای کودکان با نیازهای ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی عوامل مرتبط با منابع مقابله ای مادران کودکان استثنایی به علت در معرض تنیدگی بودن این افراد واجد اهمیت است. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش دینداری و حمایت اجتماعی با شیوه های مقابله با تنیدگی در مادران کودکان استثنایی بود. روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی و جامعه آماری آن همه مادران کودکان استثنایی شهرستان آستارا بود. داده های پژوهش از 67 نفر که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند، جمع آوری گردید. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های عمل به باورهای دینی، شیوه های مقابله با استرس و حمایت اجتماعی استفاده شد. داده های گردآوری شده با استفاده از آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین دینداری و راهبردهای مقابله با تنیدگی رابطه وجود دارد و رابطه بین حمایت اجتماعی با شیوه های مقابله ای نیز معنادار بود. همچنین هر دو متغیر قادر به پیش بینی شیوه های مقابله ای در مادران کودکان استثنایی بودند. شیوه های مقابله با تنیدگی مادران کودکان استثنایی توسط متغیرهای دینداری و حمایت اجتماعی به خوبی قابل پیش بینی است. بنابراین، پیشنهاد می شود جهت کاهش تنیدگی و نیز ارتقاء شیوه های مقابله ای در این افراد، نقش دینداری و حمایت اجتماعی مورد توجه قرار گیرد.
مأخذ شناسی مشاوره
اثربخشی آموزش معنویت درمانی مبتنی بر مثبت نگری بر میزان امید به زندگی و رضایت از زندگی نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی اثربخشی آموزش معنویت درمانی مبتنی بر مثبت نگری بر میزان امید به زندگی و رضایت از زندگی افراد نوجوان
روش: روش پژوهش حاضر از نوع تحقیقات نیمه آزمایشی و طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش تمامی دانش آموزان سال اول دبیرستان شهر شیراز بودند که به شیوه نمونه گیری در دسترس تعداد ۶۰ نفر از آنها انتخاب شد و سپس بر اساس تخصیص تصادفی افراد به دو گروه آزمایش و کنترل، (هر گروه ۳۰ نفر) گمارده شدند. آزمودنی-ها به پرسشنامه های امید اسنایدر و مقیاس رضایت از زندگی پاسخ دادند. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تک متغیره (ANCOVA) مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج تحلیل کووراریانس تک متغیره نشان داد که آموزش معنویت درمانی بر افزایش امید به زندگی افراد گروه آزمایش تأثیر معناداری داشت (P
روان درمانی در قلمرو دین
منبع:
تربیت ۱۳۷۶ شماره ۱۱۸
حوزههای تخصصی:
رابطة روان بنه های ناسازگار اولیه، ویژگی های شخصیتی و صفت اخلاقی حسادت(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطة بین روان بنه های ناسازگار اولیه، ویژگی های شخصیتی و حسادت است. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است و جامعة آماری آن تمام دانشجویان دانشگاه «آزاد اسلامی» واحد خمین هستند که از این جامعه، تعداد 384 تن به روش «نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای» انتخاب شدند و به پرسش نامه های روان بنه های ناسازگار اولیه، پنج عاملی شخصیتی و مقیاس اسلامی حسادت پاسخ گفتند. داده ها به روش «ضریب همبستگی پیرسون» و «رگرسیون گام به گام» تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشانگر رابطة مثبت و معنادار همة حوزه های روان بنه های ناسازگار اولیه و زیرمقیاس روان آزردگی و رابطة منفی و معنادار زیرمقیاس های برون گرایی، تجربه پذیری، موافق بودن و وظیفه شناسی با حسادت است. همچنین نمرة موافق بودن، بریدگی و طرد، وظیفه شناسی، و محدودیت های مختل، توانایی تبیین بخش معناداری از واریانس حسادت را دارند. نتایج پژوهش گویای اهمیت توجه والدین به نظام تربیتی فرزندان و تمرکز درمانگران و مشاوران اخلاقی بر زیربناهای عمیق این صفت اخلاقی است.
فضای مجازی و نو مفهوم پردازی در مؤلفه های تربیت دینی:چالش و ضرورتی مغفول در نظریه پردازی های تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عده ای بر این باورند که اساسا «خلق ابزار، تابع نوع تفکر آدمی است». عده ایی نیز بر این باورند که «فکر، تابع ابزارهایی است که آدمی خلق می کند» و دسته سومی نیز هستند که معتقدند بین ابزاری که آدمی تولید می کند و تفکر او، نوعی هم گرایی و سازواری می توان به وجود آورد. اگر این پیش فرض که فناوری زاینده تفکر و دانش مختص به خود است (دیدگاه دسته دوم) را بپذیریم؛ بنابراین باید بپذیریم که نخست اینکه فناوری در ایجاد و تحول در معنی و مفهوم دانش نقش بنیادی ایفا می کند. دوم اینکه فناوری مجازی در آینده غیر قابل کنترل است. سوم اینکه باید به منظور کنار آمدن با بعضی از اقتضائات غیر قابل اجتناب فناوری و فضای مجازی، در مؤلفه های تربیت دینی اعم از مفاهیم، تعاریف، حدود و ثغور، دانش دینی، رفتار و عمل دینی نومفهوم پردازی[1] اجتهادی متساهل صورت گیرد. چهارم اینکه به جای منفی دیدن اثرهای هر چند درظاهر چالشی و غیر قابل اجتناب فناوری، آن را فرصتی مثبت برای ارائه تلقی های نو از دین و مؤلفه های تربیت دینی بدانیم. این مقاله در پی تبیین مناسبت نوع دوم بین فناوری و تربیت دینی و الزامات منطقی پذیرش آن است که با روش مفهوم پردازی مفاهیم کلیدی بحث و تحلیل انتقادی (نقد گفتمان های حاکم بر تلقی نسبت به ابزار و رسانه)، نومفهوم پردازی مفاهیم اساسی بحث و همچنین استنتاج (استنتاج مدلولاتی برای تربیت دینی متناظر با ماهیت رسانه های مجازی) تدوین شده است.\n[1]. Reconceptualization#,
دین و روان شناسی
حوزههای تخصصی:
بررسی نظام ارزش شناسی دینی در گفتگوهای درون شخصیِ زوجین مذهبی برخوردار از سازگاری زناشویی بالا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: ارزیابی نظام ارزش شناسی دینی در گفتگوهای درون شخصی زوجین مذهبی برخوردار از رضایت زناشویی بالا.
روش: مطالعه حاضر از نوع پژوهش های کیفی بود که با استفاده از مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته در ۱۱ زوج مذهبی (مسلمان) برخوردار از سازگاری زناشویی بالا انجام گرفت. این زوجین به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و نمونه گیری تا جایی ادامه یافت که پاسخ های شرکت کنندگان به حالت اشباع برسد. تحلیل داده های حال از مصاحبه ها هم با استفاده از شیوه کیفی نظریه زمینه ای انجام شد.
یافته ها: نتایج تحلیل مصاحبه ها نشان داد که نظام ارزش شناسی دینی زوجین شامل ارزش های مذهبی خاصی بود که با ادارک زوجین از مقدس بودن ازدواجشان و ادراک آنها از برخورداری از رحمت خداوند در زندگی زناشویی ارتباط متقابل داشت و هم به طور مستقیم و هم به طور غیر مستقیم از طریق افزایش تعهد زناشویی، منجر به افزایش رضایت زناشویی آنها می شد. یافته های پژوهش حاضر نشان داد که نظام ارزش شناسی دینی از طریق فرآیندهایی می تواند به پیامدهای مثبتی در زندگی زناشویی زوجین مذهبی منجر شود. این فرآیندها در مدل مفهومی که از نتایج حاصل از تحلیل مصاحبه های زوجین بدست آمد نشان داده شد.
بررسی تأثیر آموزش مهارت ارتباطی با رویکرد دینی بر عزت نفس و سلامت روان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، با هدف بررسی تأثیر آموزش مهارت های ارتباطی با رویکرد دینی بر عزت نفس و سلامت روان دانش آموزان دختر انجام گرفته است. روش پژوهش «آزمایشی» از نوع «پیش آزمون – پس آزمون» با گروه کنترل است. ابزارهای پژوهش، شامل پرسش نامة «عزت نفس» کوپر اسمیت و پرسش نامة «سلامت عمومی» کلبرگ بود. جامعة آماری تمام دانش آموزان دختر مقطع متوسطة شهر پرند در سال تحصیلی 1392 – 1393 بود که از بین آنها به صورت تصادفی و با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، 60 نفر انتخاب و در دو گروه آزمایشی و کنترل جایگزین شدند. مداخلة آزمایشی بر روی گروه آزمایش به مدت 17 جلسة 70 دقیقه ای و یک بار در هفته اجرا شد. برای تحلیل داده ها، از آزمون های آماری تحلیل کواریانس استفاده گردید. نتایج حاصل از تحلیل کواریانس نشان داد که تفاوت معنا داری بین میانگین عزت نفس (001/0 P≤ و 32/49 F=) و سلامت روانی (82/83 F= و001/0 P≤) گروه آزمایش و کنترل وجود دارد. آموزش مهارت های ارتباطی با رویکرد دینی موجب بهبود عزت نفس و سلامت روانی دانش آموزان می شود.
پیش بینی تاب آوری خانواده بر اساس بخشایش و معنویت در آموزگاران متأهل
حوزههای تخصصی:
یکی از زمینه های برجسته در گستره سلامت، استوار ساختن و توانمندسازی خانواده ها در برابر مشکلات است. هدف از پژوهش حاضر پیش بینی تاب آوری خانواده بر اساس بخشایش و معنویت بود. روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری دربرگیرنده همه آموزگاران متأهل در شهرستان سلسله در سال تحصیلی 1395-1394 بود. نمونه دربرگیرنده 212 نفر (72 زن و 140 مرد) بود که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب گزینش شدند. ابزار اندازه گیری دربرگیرنده شاخص تاب آوری خانواده، مقیاس بخشایش خانواده و پرسشنامه نگرش و توانایی معنوی بودند. یافته های برآمده از پژوهش نشان داد میان متغیرهای بخشایش و معنویت با متغیر تاب آوری خانواده همبستگی معنادار وجود دارد. افزون بر این میان بخشایش و تاب آوری خانواده همبستگی مثبت و معنادار وجود داشت. یافته ها نشان داد که بخشایش و معنویت می توانند در بالا بردن تاب آوری خانواده نقش داشته باشند.
تشکیلات الهی و نقش آن در برنامه ریزی های فردی و اجتماعی
حوزههای تخصصی:
پیش بینی تاب آوری روان شناختی بر اساس میزان پایبندی مذهبی در زنان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر پیش بینی تاب آوری روان شناختی زنان متأهل منطقه ی 9 شهر تهران بر اساس میزان پایبندی مذهبی، ناپایبندی مذهبی و دوسوگرایی مذهبی در آنان است. نمونه ای مشتمل بر 150 نفر از زنان متأهل که به مراکز فرهنگی و مشاوره ی منطقه ی 9 در سال 1393 مراجعه کرده بودند به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و دو پرسشنامه ی پایبندی مذهبی جان بزرگی (1388) و تاب آوری روان شناختی کانِر و دیویدسون (2003) را تکمیل کردند. داده های پژوهش با روش های ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که تاب آوری با پایبندی مذهبی (165/0) در سطح P<0/01 همبستگی مثبت داشت. این در حالی است که تاب آوری با دوسوگرایی مذهبی (37/0-) در سطح 01/P<0، ناپایبندی مذهبی (17/0-) و پایبندی کل (22/0-) در سطح P<0/05 همبستگی منفی داشت. هم چنین نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیره نشان داد که دوسوگرایی مذهبی و پایبندی مذهبی مشترکاً 18 درصد و پایبندی مذهبی کل 48 درصد از واریانس تاب آوری روان شناختی را در سطح معناداری P<0/01 تبیین می کنند. در این میان ناپایبندی مذهبی به دلیل اینکه قدرت تبیین در پیش بینی تاب آوری را نداشته، از معادله ی رگرسیون حذف شده است.
بررسی اثربخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر پیش فرض های خداپنداره، خودپنداره و آخرت پنداره بر شدت اختلال وسواس بی اختیاری: مطالعه موردی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، معرفی الگوی درمانی شناختی رفتاری مبتنی بر پیش فرض های مذهبی اصلاح خداپنداره، خودپنداره به عنوان مقدمه و زمینه مهم اصلاح خداپنداره و آخرت پنداره و بررسی اثربخشی آن در کاهش شدت اختلال وسواس- بی اختیاری بود. در یک طرح تک موردی، فرایند درمان بر دو مراجع مرد انجام شد. مراجعان، با مقیاس وسواس- بی اختیاری ییل براون به عنوان متغیر وابسته، در چهار مرحله پیش از درمان (خط پایه)، جلسه دهم، جلسه آخر (جلسه بیستم) و سه ماه پس از درمان (پیگیری) سنجیده شدند. در مقیاس ییل براون، نمره مراجع اول از 27 در مرحله پیش از درمان به 6 و مراجع دوم از 18 به صفر در مرحله پس آزمون و پیگیری کاهش نشان دادند. بنابراین، درمان شناختی- رفتاری مبتنی بر پیش فرض های مذهبی خداپنداره، خودپنداره و آخرت پنداره در کاهش شدت اختلال وسواس - بی اختیاری مؤثر است.
ساخت و اعتباریابی مقیاس پایبندی به حجاب(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، طراحی، ساخت و اعتباریابی مقیاس پایبندی به حجاب بر اساس آموزه های قرآن کریم و روایات اهل بیت بوده است. برای این منظور، ابتدا آیات و روایات مرتبط مورد مطالعه، دسته بندی و مفهوم سازی قرار گرفت و پس از طی مراحل سنجه سازی، در ضمن پرسشنامه ای 10 گویه ای بین 385 نفر دانش آموزان دبیرستان های دخترانه که با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شده بودند، اجرا شد. یافته ها نشانگر آن است که مقیاس دارای دو عامل نگرش به حجاب و پایبندی به حجاب بوده و از همسانی درونی مطلوبی برخوردار است (آلفای کرونباخ برابر 812/0). اعتبار پرسش نامه از طریق دو نیمه کردن با روش اسپیرمن براون و گاتمن 781/0 و 780/0 است. میانگین095/0 موافقت کارشناسان در بررسی روایی محتوا نشان داد که پرسش نامه دارای روایی مناسبی است.
راهکارهای مؤثر در ارتقای بینش دینی دانش آموزان استثنایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقصود از روش های آموزش مفاهیم دینی به دانش آموزان استثنایی، فنون، شیوه ها و دستورالعمل هایی است که اهداف و اصول آموزش مفاهیم دینی را به ثمر می رساند و به آن ها عینیت می بخشد . در واقع، مهم ترین و دشوارترین مرحله از فرآیند آموزش، تعیین و تشخیص روش های آموزش مفاهیم دینی، با توجّه به ویژگی های شناختی، عاطفی و انگیزشی به این افراد می باشد .
یکی از روش های مهم و مؤثّر در آموزش مفاهیم دینی به دانش آموزان استثنایی، استفاده از مثال های متنوع است که فهم مسائل انتزاعی را برای دانش آموزانی که از نظر رشد شناختی و تحول روانی ضعیف و یا در سطح پایینی می باشند ، آسان می کند. زبان قصّه یا داستان نیز جالب است. زیرا آنان شیفته شنیدن قصّه و خواندن داستان می باشند . روش نمایشی هم دارای تأثیر فوق العاده ای می باشد و از راه آن می توان آموزه های دینی را در قالب های قابل مشاهده و به گونه ای روشن، آسان و محسوس به کودکان و دانش آموزان استثنایی آموزش داد .