هدف؛ هدف مقاله تعیین ارتباط سلامت روانی و شادکامی با موفقیت تحصیلی بوده است. روش؛ روش مورد استفاده از نوع مطالعات پیمایشی ( survey) بوده است. نمونه تحقیق شامل 180 نفر (122 دختر، 58 پسر) بوده که به شیوه تصادفی طبقه ای از بین دانشجویان کارشناسی ارشد دانشکده علوم انسانی انتخاب شدند. ابزارهای تحقیق عبارتند از پرسشنامه سلامت روانی GHQ-28 و پرسشنامه شادکامی آکسفورد، و از معدل به عنوان شاخص موفقیت تحصیلی دانشجویان استفاده شده است. یافته ها؛ تحلیل یافته ها نشان داد که: 1- همبستگی بین سلامت روان و موفقیت تحصیلی 041/0- می باشد. 2- همچنین نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان می دهد که بین دو متغیر سلامت روان و شادکامی همبستگی معنادار 60 /0- وجود دارد. 3- میانگین سلامت روان برای دختران و پسران به ترتیب 63 /21 و 75/21 می باشد. با توجه به اینکه مقدارt به دست آمده 068/0 با سطح معناداری 946/0 می باشد، می توان گفت بین دانشجویان دختر و پسر از نظر سلامت روان تفاوت معنادار وجود ندارد. 4- با توجه به اینکه مقدارt به دست آمده 14/0 با سطح معناداری 889/0 می باشد، می توان گفت بین دانشجویان دختر و پسر از نظر شادکامی تفاوت معنادار وجود ندارد. نتیجه گیری؛ نتایج پژوهش نشان داد: 1) بین سلامت روان و موفقیت تحصیلی رابطه وجود ندارد. 2) بین شادکامی و موفقیت تحصیلی رابطه وجود ندارد. 3) بین سلامت روان و شادکامی رابطه معنی دار وجود دارد؛ هر چه فرد از سلامت روان بالاتری برخوردار باشد میزان شادکامی وی افزایش خواهد یافت و همین طور شادکامی فرد، سلامت روان بالاتری را برای وی به ارمغان خواهد آورد. 4) بین دانشجویان دختر و پسر از نظر سلامت روان تفاوتی وجود ندارد. 5) شادکامی در دو گروه دانشجویان دختر و پسر تفاوت معناداری ندارد. 6) بین دانشجویان در کشور ما و کشورهای توسعه یافته از نظر شادکامی تفاوت وجود ندارد.
هدف: این تحقیق به منظور تبیین اهداف خلقت انسان و تبیین تکالیف مهم ارسال پیامبران، به توضیح و ارتباط این دو بُعد و مفاهیم مرتبط با آن از منظر آیات قرآن و روایات معصومین(ع) در راستای نگرش علم روان شناسی پرداخته است. روش: تحقیق به کار گرفته شده در این مقاله، پژوهش در حیطه تحقیقات توصیفی و از گونه تحلیل اسنادی به روش کتابخانه ای است که اطلاعات جمع آوری شده به واسطه تحلیل محتوا، به بررسی تحلیلی متون انتخابی از کتاب و سنت و پژوهش های روان شناختی پرداخته است. یافته ها: عقل مرکز ساختاری شناخت و قوای ادراکی است که توانایی ادراک و تشخیص نیکی ها و حقایق، تدبیر امور مربوط به مسائل دنیوی، اُخروی و... را دارد. علم، به عنوان مجموعه ای از معلومات و دانش هایی که به صورت اکتسابی یا به صورت حضوری وارد ذهن و عقل انسان شده و به عنوان محتوای آن سازمان در فرایند تعلیم، استعدادهای ساختاری و قوای شناختی عقل را از قوه به فعل تبدیل می کند. قلب نیز به عنوان یک جزء ساختاری از خلقت فطری و معنوی انسان، قوای عاطفی و تمایلات را به صورت محتوایی در فرایند تزکیه و تهذیب شکوفا می کند. تزکیه، به فرایند شکوفایی و تکاملی نگرشها و کشش های مثبت قلب با محتواهای عاطفی، همچون: رحمت، رافت، انس، الفت، ذکر، انابه و... اشاره دارد که انسان را به کمال و تعالی سوق می دهد. تهذیب، به پاک کردن و زدودن دل از تمایلات شهوانی و خواهش های نفسانی، با محتواهای منفی همچون: حرص، حسد، بخل، غیض، قساوت و... اشاره دارد که انسان را از حضیض ذلت و سقوط به سوی اسفل سافلین باز می دارد. نتیجه گیری: تزکیه و تهذیب، در دو بُعد نیاز قلب و نفس، به پاک کردن قلب از تمایلات شهوانی و زدودن نفس از گناهان و دل نبستن به مظاهر دنیوی و از بین بردن صفاتی همچون: کبر، غلظت، قساوت، ترس، اضطراب، حسرت و... از یک طرف و شکوفا و بارور کردن استعدادهای مثبت، آرزوها و امیدها در مسیر تقرب و کمال و دستیابی به خصوصیات مثبت و رشد دادن فضایل و کرامات اخلاقی در قلب، مانند صمیمیت، انس، الفت، انابه، آرامش، خشوع و... می پردازد.
ساختار سازمانی و تحلیل رفتگی شغلی دو مقوله مهم هستند که امروزه در حوزه تئوری های مدیریت رفتار سازمانی از جایگاه ویژه ای برخوردارند. این دو مبحث دارای نقاط مشترک فراوانی هستند که برهم تأثیرگذارند. با توجه به اهمیت این دو مقوله، در این پژوهش تلاش گردیده تا ضمن تعریفی روشن از مسأله تحقیق و ادبیات مربوط به این دو مقوله، ارتباط این دو مفهوم با یکدیگر در بین کارکنان دانشگاه شهید بهشتی، مورد بررسی قرار گیرد. با توجه به هدف و ماهیت موضوع و فرضیه ها، تحقیق حاضر از نوع توصیفی/ همبستگی است. جامعه آماری این تحقیق600 نفر از کارکنان دانشگاه می باشند،که با استفاده از جدول مورگان 234 نفر به روش تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده های دو پرسشنامه ساختار سازمانی با ضریب آلفای 78% و پرسش نامه تحلیل رفتگی شغلی مسلچ با ضریب آلفای 86 % است. نتایج نشان داد که بین تمام عوامل ساختار سازمانی و تحلیل رفتگی شغلی همبستگی مثبت و معنادار است.
هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه سخت روئی با میزان کمرویی در دانشجویان است. روش پژوهش از نوع همبستگی است. با استفاده از روش نمونه گیری چندمرحله ای 300 نفر از دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه صنعتی شریف در سال تحصیلی 1388 انتخاب شدند و به پرسشنامه سخت روئی کوباسا (1979) و پرسشنامة کمرویی زیمباردو (1990) پاسخ دادند. یافته ها نشان داد 3/14 درصد از دانشجویان از نظر کمرویی در سطح پایین تر از متوسط و 70 درصد از آنان در سطح متوسط، 7/15 درصد از دانشجویان در سطح بالاتر از متوسط بوده که این وضعیت مخاطره آمیز است. رابطه بین ویژگی های سخت روئی دانشجویان با میزان کمرویی آنان منفی و معکوس بود. از روی نمرات سخت روئی میتوان میزان کمرویی دانشجویان را پیش-بینی کرد و میزان قدرت پیش بینی مؤلفة کنترل بیشتر از مؤلفه های چالش و تعهد در سخت روئی است. نتایج نشان داد سخت روئی به عنوان یک تعدیل گر کمرویی عمل می کند و دانشجویان با سخت روئی در سطح بالا کمرویی کمتری را تجـــربه می کنند. این یافته می تواند راهگشای سیاستگذاری-های مناسب در زمینه آسیب های روانی از کمرویی و ارائه برنامه-های پیشگیرانه و برنامه های مرتبط با ارتقاء سخت روئی در دانشجویان باشد.
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ویژگی سلامت معنوی با میزان درگیری شغلی در اعضای هیات علمی است. روش تحقیق، از نوع همبستگی بود و جامعه آماری متشکل از کلیه اعضای هیات علمی زن و مرد دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول در سال 90 بود. نمونه مورد مطالعه (66 نفر) با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های درگیری شغلیس کانونگو (1982) و پرسشنامه سلامت معنوی آلیسون _ پولوتزین (1982) بود. روش تجزیه و تحلیل داده ها شامل همبستگی ساده پیرسون و رگرسیون چندمتغیره بود. تحلیل داده ها نشان داد که به طور کلی ابعاد سلامت معنوی با درگیری شغلی همبستگی مثبت و معنی دار دارند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که 36/. درصد واریانس درگیری شغلی توسط متغیرهای پیش بین سلامت مذهبی و وجودی قابل تبیین است (01/0 < (P. یافته ها اهمیت توجه به سلامت معنوی و مذهبی در سازمان را نشان می دهند.
هدف پژوهش بررسی رابطه بین استرس شغلی و رضایت زناشویی زنان شاغل در وزارت کار و امور اجتماعی انجام گرفته است. دو پرسشنامه استرس شغلی فیلیپ ال رایس (1992) و پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ (1997) توسط 100 نفر از کارمندان زن شاغل در وزارت کار و امور اجتماعی که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند تکمیل و بررسی شد. نتایج نشان داد که زنان شاغل دچار استرس شغلی می باشند. نتایج هم چنین نشان می دهد که ضریب همبستگی منفی (392/0- = r ، 001/0 >P) بین استرس شغلی و رضایت زناشویی وجود دارد. بین رضایت زناشویی و روابط بین فردی (328/0-= r، 5/0>(P در متغیرهای استرس شغلی ضریب همبستگی منفی وجود دارد. بین دیگر متغیرهای استرس شغلی یعنی وضعیت جسمانی و علائق شغلی و رضایت زناشویی رابطه ای وجود ندارد. بین متغیر استرس شغلی با متغیر رضایت زناشویی روابط دوتایی ضریب همبستگی منفی (364/0-=r، 05/0 > (Pوجود دارد، بین متغیر استرس شغلی با متغیر رضایت زناشویی روابط جنسی ضریب همبستگی منفی (315/0-= r، 05/0 >P) وجود دارد. بین متغیر استرس شغلی و دیگر متغیرهای رضایت زناشویی همبستگی مشاهده نشد.
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر درمان چند وجهی اسلامی به شیوه گروهی بر افسردگی و عزت نفس دانشجویان انجام شده است. پانصد دانشجو به پرسش نامة افسردگی بک و پرسش نامه عزت نفس آیزنک پاسخ داده اند. سپس شصت نفر که افسردگی بالا و عزت نفس پایینی داشتند، به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل (در هر گروه سی نفر) تقسیم شدند. داده ها با شاخص های آماری، چون روش تحلیل کوواریانس چند متغیری (MANCOVA) تحلیل شده است. نتایج نشان میدهد که درمان با رویکرد چندوجهی اسلامی به شیوه گروهی میتواند در کاهش افسردگی و افزایش عزت نفس دانشجویان مؤثر باشد. دادههای حاصل از پژوهش به روش تحلیل کوواریانس چند متغیری (MANCOVA) تحلیل و بررسی شد. یافتهها بیانگر این است که درمان چند وجهی اسلامی به شیوه گروهی توانسته در کاهش افسردگی و افزایش عزت نفس گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل، مؤثر واقع شود.
پژوهش حاضر با هدف بررسی خطاهای شناختی که به عنوان زیربنای احساس فرد برای رفتار می تواند بسیار تاثیرگذار باشد، انجام گرفت. هدف ما در این تحقیق، بررسی انواع خطاهای شناختی و زمینه های پیدایش آن است تا از مسیر شناخت آن ها، بتوانیم از بروز رفتارهای منفی برخاسته از افکار منفی جلوگیری کنیم. روش تحقیق در این پژوهش، روشی تحلیلی است که بر مبانی دینی مبتنی بر آیات و روایات و داده های روان شناسی و علوم تربیتی انجام گرفته است. یافته ها نشان میدهد که نگاه مثبت به رفتار و انگیزه های انسانی آن، در مواجهه با دیگران، مهم ترین عاملی است که ما را از خطاهای شناختی باز میدارد. این تحقیق نشان میدهد که خطاهای شناختی عمدتا برخاسته از حدس های غیرقطعی است و فردی که دارای خطای فکری است، همواره میخواهد رفتار دیگران را حدس بزند و بر اساس تحلیل نادرست آن ها را به اموری منفی متصف سازد،اما در باره خودش اعتقاد دارد که درست حدس میزند. آن چه ضرورت دارد اینست که فرآیند ذهن خوانی را بررسی کنیم و ببینیم دسترسی ما به افکار دیگران چگونه پدید میآید و چه دلیل و شاهدی میتوانیم پیدا کنیم که حدس ما با واقعیت منطبق است؟
این پژوهش، با هدف بیان رابطة ابعاد شخصیت و دین داری معلمان و تعیین میزان پیش بینی دین داری توسط ابعاد شخصیت، به روش توصیفی همبستگی انجام گرفته است. از میان جامعه آماری یعنی معلمان شاغل در شهرستان رودان، 274 نفر معلم زن و مرد، با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی متناسب با حجم طبقات انتخاب شدند که به پرسش نامه ویژگیهای جمعیت شناختی، دین داری و شخصیت پاسخ داده اند. تحلیل داده ها به روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام انجام گرفته است. نتایج نشان میدهد که ابعاد شخصیت برون گرایی، توافق و وجدانی بودن با دین داری رابطة مثبت، و روان رنجورخویی با آن رابطه ای منفی دارد. نتایج تحلیل داده ها به تفکیک جنسیت در معلمان مرد نیز روابطی مشابه با همه معلمان را نشان میدهد. اما در معلمان زن روان رنجورخویی با دین داری رابطة معناداری نشان نداد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان میدهد که ابعاد برون گرایی، توافق و وجدانی بودن در همه معلمان به طور مثبت، و بُعد روان رنجورخویی به صورت منفی، دین داری را پیش بینی میکند. اما در معلمان مرد دو بعد برون گرایی وتوافق، و در معلمان زن فقط وجدانی بودن دین داری را پیش بینی کرده است.
هدف از تحقیق حاضر، بررسی رابطه بین انجام فریضه نماز و سلامت عمومی دانشجویان است. در این پژوهش «سلامت کلی جسمانی، اضطراب، عملکرد اجتماعی و افسردگی» به عنوان ملاکهای سلامت عمومی، بررسیشده، و متغیرهای رفتاری، شناختی و عاطفی (نگرش و احساس) دانشجویان نسبت به انجام فریضة نماز به عنوان متغیرهای میانجی مورد مطالعه قرار گرفته است. نمونه، شامل230 نفر از دانشجویان دانشگاه های شهر کرمان میباشد. این دانشجویان پرسش نامه سلامت عمومی (GHQ ) و پرسش نامه محقق ساخته نماز را تکمیل کرده اند. یافته های حاصل از این مطالعه نشان میدهد که بین نمرات دانشجویانی که مقید به انجام فریضه نماز هستند و دانشجویانی که مقید نیستند در مقیاس های پرسش نامة سلامت عمومی (به جز اختلال در عملکرد اجتماعی) تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین یافته های این مطالعه، نشان میدهد که بین علایم جسمانی و اضطراب و بیخوابی از یک طرف و بُعد رفتاری انجام فریضه نماز، همبستگی معناداری وجود دارد. همین طور نتایج این تحقیق حاکی از همبستگی معناداری بین افسردگی و ابعاد شناختی، احساسی و رفتاری فریضه نماز است. p< 0.01)). همچنین بین دانشجویان پسر و دختر در مقیاس افسردگی و نیز در ابعاد سه گانه فریضه نماز، تفاوت معناداری مشاهده میشود.
این پژوهش به بررسی نقش مذهب بر کاهش علائم اختلال وسواس می پردازد. برای انجام پژوهش حاضر طرح آزمایشی، پیش آزمون ‐ پس آزمون با گروه کنترل مورد استفاده قرار گرفت. بدین منظور سی نفر از بیماران مبتلا به اختلال وسواس در شهر مشهد به صورت تصادفی در دسترس انتخاب و در دو گروه، آزمایش (پانزده نفر) و کنترل (پانزده نفر) جایگزین شدند. آزمودنی ها به وسیله پرسشنامه ییل براون در پیش آزمون و پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفتند. تعداد دوازده جلسه درمان اسلامی برای گروه آزمایش انجام گرفت. جلسات درمانی یک بار در هفته و هر جلسه به مدت یک ساعت و درمجموع دوازده جلسه برگزار شد. تحلیل نتایج با استفاده از روش تحلیل واریانس چندمتغیّری (مانوا) نشان داد که درمان اسلامی در کاهش علائم اختلال وسواس مؤثر است.
هدف از پژوهش حاضر مطالعه رابطه بین هوش معنوی و رفتار شهروندی سازمانی است. جامعه آماری آن معلمان دوره متوسطه شهرستان زنجان در سال تحصیلی 89-88 به حجم 234 نفر بودند که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. آزمودنی ها به دو پرسشنامه خود گزارش دهی هوش معنوی گینک (SISRI-24) و رفتار شهروندی سازمانی پادساکوف و همکاران (1990) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که بین هوش معنوی کل با رفتار شهروندی سازمانی کلی معلمان همبستگی مثبت و معنا داری وجود دارد. همچنین مؤلفه های هوش معنوی (تفکر انتقادی وجودی، آگاهی متعالی، معناسازی شخصی و گسترش خودآگاهی) می توانند مؤلفه نوع دوستی و وظیفه شناسی معلمان را تبیین و مؤلفه های تفکر انتقادی وجودی، آگاهی متعالی و معنا سازی شخصی می توانند مؤلفه احترام و رفتار شهروندی سازمانی کلی معلمان را پیش بینی کنند. مؤلفه های پیش بین معنا سازی شخصی و آگاهی متعالی، مؤلفه بردباری و مؤلفه های پیش بین گسترش خودآگاهی و تفکر انتقادی وجودی می توانند آداب اجتماعی معلمان را تبیین نمایند.
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مدیریت استرس مبتنی بر روش شناختی-رفتاری بر اختلالات اضطرابی، افسردگی و میزان باروری زنان نابارور شهر اهواز بوده است.
روش: این پژوهش از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل است. جامعه مورد مطالعه شامل 40 نفر از زنان نابارور شهر اهواز طی سال های 85-88 بوده است. برای انتخاب نمونه این پژوهش از روش نمونه گیری داوطلبانه در دسترس با گمارش تصادفی در گروه ها استفاده شد. از میان افراد مراجعه کننده زنانی که بر اساس پرسشنامه افسردگی بک، پرسشنامه اضطراب کتل و مصاحبه بالینی مبتلا به اختلال اضطراب و افسردگی بوده و از لحاظ متغیرهای موردنظر در پژوهش همتاسازی شده بودند؛ انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل به طور برابر (20نفر) قرار گرفتند. آزمودنی های گروه آزمایش به مدت 12 جلسه 2 ساعته تحت درمان مدیریت استرس مبتنی بر فنون شناختی – رفتاری قرار گرفتند. داده های حاصل با استفاده از تحلیل کوواریانس و اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج حاصل آشکار ساخت که میان دو گروه آزمایش و کنترل از لحاظ افسردگی و اضطراب پس از خاتمه جلسات درمانی تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین میان دو گروه از لحاظ افسردگی در مرحله پیگیری 12ماهه تفاوت معنی داری وجود داشت. میزان افسردگی و اضطراب گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در مرحله پس آزمون و پیگیری نسبت به مرحله پیش آزمون کاهش معناداری داشته است. از سوی دیگر، تعداد 9 زن از زنان نابارور بعد از 6 ماه تا یکسال باردار شدند.
نتیجه گیری: آموزش مدیریت استرس مبتنی بر نظریه شناختی-رفتاری باعث کاهش افسردگی و اضطراب در زنان نابارور پس از خاتمه جلسات درمانی و بعد از دوره پیگیری 12ماهه شد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین ساختار انگیزشی و رضایت زناشویی انجام گرفت. ساختار اگیزشی مجموعه مولفه هایی است که موفقیت افراد را در دستیابی به اهداف متعدد زندگی، از جمله در حیطه خانوادگی، تعیین می کند. شرکت کنندگان (تعداد = 122، 79% زن) با استفاده از روش نمونه گیری غیر تصادفی از میان دانشجویان متأهل دانشگاه فردوسی انتخاب شدند و پرسشنامه های اهداف شخصی (PCI) و رضایت زناشویی را کامل کردند. برای خلاصه کردن داده های حاصل از PCI از روش تحلیل مؤلفه اصلی (PCA) استفاده شد. بر اساس الگوی بارهای عاملی، شاخص انگیزش انطباقی محاسبه شد. برای آزمون روابط بین رضایت زناشویی کلی و مؤلفه های آن با انگیزش انطباقی از روش تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی استفاده شد. نتایج نشان داد که بعد از کنترل اثر سن، جنسیت، سال های تأهل، تعداد فرزند، سن و شغل همسر، افزایش در انگیزشی انطباقی، افزایش در رضایت زناشویی کلی و مؤلفه های آن را پیش بینی می کند. ساختار انگیزشی انطباقی، 8/6 درصد از تغییر در واریانس نمره کلی رضایت زناشویی، 7/6 درصد از تغییر در واریانس جاذبه، 1/3 درصد از تغییر در واریانس تفاهم، 5/3 درصد از تغییر در واریانس طرز تلفی و 4/10 درصد از تغییر در واریانس سرمایه گذاری را پیش بینی کرد. نتیجه آن که به نظر می رسد که سطح کلی موفقیت در دستیابی به اهداف در حیطه های مختلف زندگی می تواند عامل مهمی در تعیین رضایت زناشویی باشد. نتایج در ارتباط با سودمندی مشاوره انگیزشی برای ارتقاء رضایت زناشویی مورد بحث قرار گرفته است.
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین ابعاد مدیریت دانش با سطوح یادگیری سازمانی در بین اعضاء هیئت علمی دانشگاه اصفهان انجام شده است. روش پژوهش علی و از نوع همبستگی بود و جامعه آماری پژوهش را کلیه اعضاء هیئت علمی دانشگاه اصفهان تشکیل می دادند که با کمک جدول تعیین حجم کوهن و همکاران (2000)، 217 نفر از اعضاء هیئت علمی به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از دو پرسشنامه ی مدیریت دانش حسین قلی زاده و همکاران (1384) و یادگیری سازمانی واتکینز و مارسیک (2003) استفاده گردید. به منظور تحلیل داده های گردآوری شده از ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه گام به گام، تحلیل واریانس چند متغیره، آزمون شفه و مدل سازی معادله ساختاری استفاده گردید. یافته های بدست آمده نشان داد که بین ابعاد مدیریت دانش با سطوح یادگیری سازمانی در سطح 05/0≥ p رابطه معنادار وجود دارد. همچنین از بین سطوح یادگیری سازمانی به ترتیب سطح فردی و سطح گروهی بهترین پیش بینی کننده های مدیریت دانش می باشند. به علاوه تحلیل واریانس چند متغیره گویای عدم تفاوت بین نظرات اعضاء هیئت علمی در مورد ابعاد مدیریت دانش بر حسب جنسیت، رشته تحصیلی، مدرک تحصیلی، مرتبه علمی و سابقه خدمت و وجود تفاوت در مورد سطح سازمانی در دانشگاه اصفهان بر حسب مرتبه علمی و سابقه خدمت بود. همچنین نتایج حاصل از مدل سازی معادله ساختاری حاکی از تأثیر مستقیم یادگیری سازمانی بر مدیریت دانش با شاخص های برازش مناسب بوده است.
اعتقاد و ایمان به خدا و انجام اعمال و مناسک مذهبی توسط افراد، در سلامت روانی و جسمانی و نیز، در شکلگیری شخصیت و سبک زندگی سالم نقش مهم و مؤثر دارد و به افراد در مقابله با انواع استرسها و فشارهای روانی و محیطی کمک میکند؛ لذا در این تحقیق رابطه بین میزان مذهبی بودن و پایبندی به اعمال و مناسک مذهبی با ناامیدی و مؤلفههای شخصیتی، آزمون شخصیتی نوجوانان آیزنگ در گروهی از نوجوانان که به دلایل مختلف در کانون اصلاح و تربیت محبوسند بررسی شده است. بدین منظور تعداد 40 نفر از مددجویان محبوس، با لحاظ نمونهگیری در دسترس به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند و پرسشنامههای PIOS برای ارزیابی حساسیت مذهبی و مقیاس ناامیدی بک برای ارزیابی میزان ناامیدی و پرسشنامه شخصیتی آیزنگ برای ارزیابی شخصیت به اجرا درآمدند و نتایج بیانگر آن شد که میانگین سنی آزمودنیها 17 سال با انحراف معیار 59/1 است و این بین حساسیت مذهبی و ناامیدی یک همبستگی معنیداری به دست داد. همچنین نتایج ضرایب همبستگی پیرسون بین حساسیت مذهبی با صفات شخصیتی نشان داد که بین حساسیت مذهبی با نوروتیسم، سایکوتیسم و رفتارهای ضداجتماعی همبستگی منفی معناداری وجود دارد و همبستگی به دست آمده بین حساسیت مذهبی و برونگرایی از لحاظ آماری معنادارنیست. در تبیین یافـتهها مـیتوان گـفت، افـرادی که بیشتر به اعمال و مناسک مذهـبی اهمیت میدهند و از لحاظ اعتقادی و ایمانی بیشتر نسبت به مذهب پایبندند اولاً، نسبتاً امیدوارترند و ثانیاً، از لحاظ سلامت روانی و صفات شخصیتی در شرایط مناسب و نرمالی قرار دارند.