ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۴۶۱ تا ۶٬۴۷۹ مورد از کل ۶٬۴۷۹ مورد.
۶۴۶۱.

Effectiveness of Cognitive Behavioral Therapy on Anxiety, Lifestyle, and Experiential Avoidance in Patients with Meniere's(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۳
Objective: Patients with Ménière's often experience multiple psychological problems and are not satisfied with the results of medication therapy. This study aimed to evaluate the effectiveness of cognitive-behavioral therapy (CBT) on anxiety, lifestyle, and experiential avoidance in patients with Ménière's disease.  Method: The study employed a quasi-experimental design with a pre-test, post-test, and one-month follow-up approach. The statistical population comprised all patients diagnosed with Ménière's disease who sought treatment at the specialized ear clinic affiliated with Mashhad Medical Sciences Hospital between January and March 2023. From this population, 30 patients meeting the inclusion criteria were selected using an oriented sampling method. Participants were randomly assigned to a CBT intervention group (n = 15) and a control group (n = 15). Data collected at three time points—pre-intervention, post-intervention, and 30 days after the intervention—using the Smith Lifestyle Questionnaire, Bond Experiential Avoidance Questionnaire, and the Anxiety subscale of the DASS-21. The data were analyzed using repeated measures analysis of variance. Results: The results indicated a significant reduction in anxiety levels in the CBT group compared to the control group in both the post-test and follow-up assessments (P < 0.05). Additionally, a significant improvement was observed in lifestyle scores in the CBT group relative to the control group (P < 0.05). The difference in experiential avoidance between the two groups was also statistically significant (P < 0.05).  Conclusion: The findings suggest that cognitive-behavioral therapy is effective in reducing anxiety and experiential avoidance while improving lifestyle in patients with Ménière's disease. These results underscore the potential of CBT as an adjunctive treatment in managing the psychological and lifestyle-related challenges associated with Ménière's disease.
۶۴۶۲.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی - رفتاری و هیپنوتراپی بر استرس ادراک شده زنان یائسه مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۴
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی مقایسه اثربخشی درمان شناختی-رفتاری و هیپنوتراپی بر استرس ادراک شده زنان یائسه مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان یائسه مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر مراجعه کننده به کیلینک های گوارش شهر تهران در زمستان سال 1403 بودند. تعداد 45 زن به صورت تصادفی ساده در 3 گروه شناختی-رفتاری (15 زن)، هیپنوتراپی (15 زن) و گروه کنترل (15 زن) قرار گرفتند. سپس گروه آزمایش اول تحت 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان شناختی-رفتاری و گروه آزمایش دوم 8 جلسه 90 دقیقه ای هیپنوتراپی قرار گرفتند. از مقیاس استرس ادراک شده (PSC) کوهن و همکاران (1983) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی برای تحلیل داده ها استفاده شد. نرم افزار تحلیل داده ها SPSS نسخه 29 بود. یافته ها: نتایج نشان داد هر دو مداخله مذکور در مرحله پس آزمون و پیگیری اثربخشی معناداری بر استرس ادراک شده داشته است (05/0>P). همچنین نتایج آزمون تعقیبی نشان داد که درمان شناختی-رفتاری اثربخشی بیشتری نسبت به هیپنوتراپی بر کاهش استرس ادراک شده دارد (05/0>P). نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که درمان شناختی-رفتاری و هیپنوتراپی می توانند به عنوان شیوه های درمانی مناسب برای کاهش استرس ادراک شده در زنان یائسه مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر در مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی به کار برده شوند و تقدم استفاده در کاهش استرس ادراک شده زنان یائسه مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر با درمان شناختی-رفتاری است
۶۴۶۳.

تبیین مفهوم کرامت از دیدگاه سالمندان شهر تهران: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۲
فرایند رو به رشد جمعیت سالمند در کشور از یک سو و تغییرات جدی در سبک زندگی و هنجارهای اجتماعی از سوی دیگر، دغدغه های متخصصان این حوزه را در خصوص سلامت روان قشر سالمند افزایش داده است. کرامت، به عنوان یکی از اساسی ترین مفاهیم انسانی، نقشی کلیدی در حفظ عزت نفس و هویت افراد، به ویژه سالمندان، ایفا می کند و بیانگر این باور است که انسان ها از تجلیات خداوند هستند و همه انسان ها، صرف نظر از ظرفیت یا رفتارشان، از چنین جایگاهی برخوردار هستند. این پژوهش با هدف تبیین مفهوم کرامت از دیدگاه سالمندان انجام شد تا ابعاد مختلف این مفهوم را از نگاه آنها بررسی و عوامل مؤثر بر تجربه کرامت را شناسایی کند. پژوهش حاضر به لحاظ روش شناسی، از نوع کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی هرمنوتیک و با تأکید بر دیدگاه روش «ون منن» بود. مشارکت کنندگان این پژوهش را سالمندان تهرانی بالای 65 سال در سال 1402 تشکیل دادند که با رعایت معیارهای پژوهش و بیشترین تنوع در ویژگی ها، وارد مصاحبه شدند. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه عمیق با پرسش های باز پاسخ استفاده شد و با رعایت اصل اشباع، گردآوری داده ها در مصاحبه یازدهم متوقف شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از رویکرد ون منن استفاده شد. از تجزیه وتحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها، 5 مضمون اصلی شامل احترام، امنیت خاطر، استقلال، تعامل، ارزش های انسانی و اخلاقی به دست آمدند. نتایج حاصل از پژوهش حاضر حاکی از آن است که مجموعه اقدامات حمایتی در ارتباط با سالمندان باید بر محور توانمندسازی، احترام مندی، ایجاد حس مفید و مؤثر بودن و در یک بافت تعاملی مثبت باشد تا کرامت سالمندان به عنوان ذخایر عاطفی و معنوی جامعه حفظ شود.  
۶۴۶۴.

بررسی اثربخشی آموزش استفاده از توانمندی های منش بر اشتیاق و بهزیستی شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۴
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر آموزش استفاده از توانمندی های منش بر متغیرهای اشتیاق و بهزیستی شغلی بود. جامعه مورد مطالعه این پژوهش کارکنان یک شرکت نیمه صنعتی در سال ۱۴۰۳-۱۴۰۴ بودند که 40 نفر از کارکنان آن به صورت تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. روش پژوهش حاضر شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون و با گروه کنترل بود. مداخله آموزشی شامل ۳ جلسه گروهی آموزشی به همراه ارائه راهنمایی ها و پاسخ به پرسش ها و ابهامات کارکنان در طول ۲۱ روز برای تشویق به به کارگیری عملی توانمندی های منش اجرا شد. ابزارهای استفاده شده شامل پرسشنامه های ارزش های فعال در عمل، اشتیاق شغلی و بهزیستی شغلی بودند. داده ها با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره با اندازه گیری های مکرر تجزیه وتحلیل شدند. نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد پس از کنترل نمرات پیش آزمون، تفاوتی معنادار بین گروه آزمایش و کنترل در ترکیب خطی متغیرهای وابسته مشاهده شد. همچنین، تحلیل های تک متغیره برای متغیرهای اشتیاق شغلی و بهزیستی شغلی افزایشی معنادار را نشان داد. همچنین، تحلیل های مقایسه های زمانی (پس آزمون و دوره پیگیری) نشان دهنده پایداری معنادار اثرات مثبت مداخله بر اشتیاق شغلی و بهزیستی شغلی در طول زمان بود. یافته های پژوهش حاکی از آن است که آموزش استفاده از توانمندی های منش می تواند به عنوان یک راهکار با به کارگیری منابع درونی و با تأکید بر ویژگی های مثبت شخصیت، به عنوان یک راهبرد کاربردی برای افزایش انگیزه و اشتیاق در محیط های کاری و نیز از طریق افزایش آگاهی فردی، تقویت حس معنا و بهبود فضای کار، به بهبود معنادار بهزیستی شغلی کمک کند.  
۶۴۶۵.

الگویابی پیشایندها و پسایند های روانشناختی بیماری ریزش موی سکه ای مبتنی بر رویکرد فراتشخیصی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۳
مقدمه: ریزش موی سکه ای یک بیماری مزمن چند عاملی است که سبب شناسی دقیق آن شناسایی نشده است، لیکن مطالعات مختلف نقش عوامل روانی را در به وجود آمدن این بیماری مطرح می کنند. با توجه به نگاه عمیق رویکرد فراتشخیصی به سبب شناسی اختلالات، هدف این مطالعه مدل یابی عوامل روانشناختی پیشایند و پیامد بیماری ریزش موی سکه ای بر اساس رویکرد فراتشخیصی می باشد. روش: نمونه ی این مطالعه را200 نفر از بیماران مبتلا به بیماری ریزش موی سکه ای مراجعه کننده به کلینیک های پوست دانشگاه علوم پزشکی مشهد تشکیل دادند که از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه ی چند بعدی اختلالات هیجانی، پرسشنامه حساسیت اضطرابی فلوید، پرسشنامه تنظیم هیجان گراس و جان، پرسشنامه چندبعدی اجتناب تجربی و فرم کوتاه پرسشنامه ذهن آگاهی فرایبورگ بودند که بصورت خودگزارشی توسط بیماران تکمیل گردند. یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که روانرنجورخویی و حساسیت اضطرابی به عنوان متغیرهای پیش بین، اختلالات هیجانی در بیماران را پیش بینی می کنند. ذهن آگاهی در این مطالعه به عنوان متغیر میانجی شناسایی شد، لیکن نقش میانجی متغیرهای بدتنظیمی هیجان و اجتناب تجربی در این مدل تایید نشد (p<0.05)، نقش تعدیل کننده سن و جنس در مطالعه حاضر، معنی دار نبود. دراین مطالعه همبستگی معنی داری بین تمام متغیرها به جز تنظیم هیجان با شدت بیماری برقرار بود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج مطالعه حاضر، فاکتورهای زیربنایی فراتشخیصی در شکل گیری و روند ریزش موی سکه ای نقش دارند و جهت درمان این بیماری می بایست برنامه های درمانی جامع بصورت ترکیبی با تاکید بر عوامل زیربنایی شکل دهنده ی بیماری در نظر گرفته شود.
۶۴۶۶.

Structural Model of Impulsivity and Food Addiction with the Mediating Role of Food Craving and Emotional Processing(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۲
Objective: The present study was conducted to investigate the potential role of food craving and emotional processing in explaining and predicting the relationship between impulsivity and food addiction. Method : This study was descriptive and correlational research. The statistical population included all people with obesity who were referred to the health centers and nutrition clinics in Tehran in the spring and summer of 2023. In this research, 357 participants were selected through the convenience sampling method. Body mass index, the Barratt Impulsiveness Scale (Fossati et al., 2001), the Yale food addiction scale (Gerhard et al., 2009), the food craving questionnaire - trait (Sepda Benito et al., 2000), and the Emotional processing scale (Baker et al., 2007) were used to collect data. Data were analyzed using structural equation modeling through Amos24 software. Results : The results showed that the model fits appropriately with the observed data. The coefficient of the direct path of impulsivity and food addiction was positive and significant. The indirect relationship between impulsivity and food addiction through food craving and emotional processing was also positive and significant. This finding indicates that both emotional processing and food craving mediate the relationship between impulsivity and food addiction positively and meaningfully. Conclusion : It seems that emotional processing problems and impulsivity play a significant role in the etiology and continuation of pathological eating, and focusing on the interaction of these factors can be beneficial in the prevention and treatment of eating problems in overweight and obese people.
۶۴۶۷.

Hardiness, Death Anxiety, and Coping Strategies in Women with Breast Cancer and Cardiovascular Disease(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۸
Objective: Psychological hardiness, death anxiety, and coping strategies may differ between the two groups of patients with cardiovascular disease and breast cancer.  Method : This study employs a descriptive, causal-comparative design. Subjects of this study included two groups of women with breast cancer and cardiovascular disease: 60 patients (30 cardiovascular and 30 breast cancer).  Ahvaz Psychological Hardiness Scale, Collet-Lester Fear of Death Scale, and Lazarus Coping Strategies Questionnaire were used to assess the study's three variables. Results: MANOVA results showed a significant difference in psychological hardiness and death anxiety between the two patient groups. Women with cardiovascular disease had higher hardness (F=4/84, P=0.3) and lower death anxiety (F=4/71, P=0.3) than women with breast cancer. Women with breast cancer used emotion-focused strategies more than those with cardiovascular disease, while women with cardiovascular disease used problem-focused coping strategies (F=4/42, P=0.4).   Conclusion : The type of chronic disease can affect the role of positive psychological factors in chronic diseases. Women with breast cancer have more stress and anxiety about death. They use ineffective strategies to cope with the stress.
۶۴۶۸.

بررسی تجارب زیسته درون فردی و بین فردی فرزندان جانبازان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۸
چکیده: هدف این پژوهش، بررسی تجارب زیسته درون فردی و بین فردی فرزندان جانبازان بود. پژوهش به روش ترکیبی انجام شد؛ در بخش کمّی، ویژگی های نمونه با آمار توصیفی بررسی گردید و در بخش کیفی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با رویکرد تحلیل مضمون تحلیل شد. یافته ها نشان داد که در بُعد هیجانی–عاطفی، فشار روانی، احساس غرور، هیجانات منفی، محرومیت هیجانی، حس ترحم و امید به آینده تجربه شده است. در بُعد خانوادگی، تربیت مبتنی بر ارزش ها، افزایش مسئولیت ها، تعارضات ارتباطی و محدودیت تعاملات خانوادگی مشاهده گردید. در بُعد اجتماعی، برچسب زنی، بی عدالتی، مسئولیت پذیری اجتماعی و احساس عدم قدرشناسی گزارش شد. در بُعد تحصیلی–شغلی، تجربه برچسب «دانشجوی سهمیه ای»، نبود برنامه ریزی برای شکوفایی استعدادها و گرایش به رشته های خاص مطرح گردید. در بُعد اقتصادی، مشکلات مالی، هزینه های بالای درمان و باور به درآمد حلال شناسایی شد. در بُعد معنوی–ارزشی، پایبندی به اصول دینی و در برخی موارد کاهش باورمندی دینی گزارش شد. این نتایج بیانگر پیچیدگی و چندوجهی بودن تجارب فرزندان جانبازان و ضرورت توجه نهادهای حمایتی به ابعاد روانی، اجتماعی، اقتصادی و خانوادگی آنان است.
۶۴۶۹.

تبیین عوامل تاثیرگذار بر سلامت روان دانشجویان و فراگیران پلیس زن: یک مطالعه ی کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۷
با توجه به اهمیت مسائل مربوط به سلامت روان در بین دانشجویان و فراگیران پلیس، پژوهش حاضر با هدف تبیین پدیدارشناختی عوامل موثر بر سلامت روان دانشجویان و فراگیران مجتمع آموزش عالی زنان پلیس انجام شد. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی، و به لحاظ ماهیت داده ها از نوع کیفی بود، که با روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعه مشارکت کننده، دانشجویان و فراگیران مجتمع آموزشی زنان پلیس در سال 1402-1401 بودند. از بین آنان با استفاده از نمونه گیری هدفمند و داوطلبانه دانشجویان و فراگیرانی که نمره بالایی از پرسشنامه (scl-90) کسب کرده بودند، انتخاب شدند. پس از مصاحبه با 22 نفر پاسخ ها به اشباع رسید. اطلاعات با استفاده از مصاحبه نیمه ساخت یافته جمع آوری شد. جهت سنجش پایایی داده های کیفی، نه تنها به ضبط مصاحبه ها و پیاده کردن دقیق مصاحبه ها توجه شد، بلکه در طول مصاحبه مفاهیم دریافت شده به طور مداوم با خود پاسخگویان کنترل شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از رویکرد تحلیل مضمون براون و کلارک ( 2006) انجام شد و داده ها جمع آوری، ثبت و سپس کدگذاری شد و حداکثر مقوله ها و مضامین مشترک جمع آوری گردید. ا
۶۴۷۰.

مدل مفهومی روان شناختی ایثار بر اساس منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۶
پژوهش حاضر با هدف تبیین مدل مفهومی ایثار بر اساس منابع اسلامی صورت گرفته است. برای تحقق این هدف ابتدا واژه های مرتبط با «ایثار» در کلام عربی احصا و سپس نمونه گیری در منابع اسلامی صورت گرفت و بر اساس اصل اشباع به 5198 عبارت منتهی شد. داده ها در سه مرحله غربال شد. در مرحله ی اول داده های تکراری، در مرحله ی دوم داده های منابع ضعیف و در مرحله ی سوم داده هایی نامرتبط با معنای موضوع پژوهش حذف شده و نتیجه به 53 داده رسید. برای پردازش داده ها از روش کیفی و رویکرد تحلیل مضمون استفاده شد. ابتدا در مرحله ی کدگذاری داده ها به 67 کد معنادار افزایش یافت و سپس در مرحله ی شناسایی مضامین به 3 مضمون سازمان دهنده و 13 مضمون پایه منتهی شد. یافته ی پژوهش، مضمون فراگیر «ایثار» با مضمون سازمان دهنده ی «فاعل ایثار» (ایثارگر) شامل مضامین پایه اختیار، کرامت، ایمان ایثارگر، زهد، تهذیب، نیت رضای خداوند، نیازمندی ایثارگر و مضمون سازمان دهنده ی «مخاطب ایثار» شامل مضامین پایه ی ایمان مخاطب، تحت ذمه مسلمین، نیازمندی مخاطب و مضمون سازمان دهنده ی «موضوع ایثار» شامل مضامین پایه پایه دنیوی، مملوک ایثارگر، اکثر دارای ایثارگر بود.
۶۴۷۱.

شناسایی و تبیین پیشران های جنگ شناختی موثر بر سیستم های فرماندهی و کنترل در نبردهای آینده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۷
جنگ شناختی به عنوان یکی از مهم ترین ابعاد نبردهای آینده، ماهیت سیستم های فرماندهی و کنترل را متحول کرده و با بهره گیری از فناوری های نوین، بر فرآیندهای تصمیم گیری و ادراک انسانی تأثیر می گذارد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین پیشران های جنگ شناختی که مؤثر بر سیستم های فرماندهی و کنترل در نبردهای آینده هستند، انجام شده است. روش تحقیق ترکیبی از مطالعات اسنادی، کتابخانه ای و نشست های تخصصی بوده که طی آن 80 عامل کلیدی مرتبط با جنگ شناختی از طریق مرور سیستماتیک شناسایی شد. سپس، این عوامل با استفاده از نظرات تخصصی 21 خبره و صاحب نظر در حوزه نظامی و آینده پژوهی مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت به 12 پیشران اصلی دسته بندی شد و استفاده از روش کداس فازی و تعیین هفت معیار ارزیابی پیشران های نهایی اولویت بندی شدند. نتایج نشان داد که "جنگ شناختی مبتنی بر تعاملات سایبری فرد به فرد" با نمره 0.60 رتبه نخست و پس از آن "جنگ شناختی مبتنی بر شبیه سازی های اخلاقی و روانی" و "استفاده از هوش جمعی در تصمیم گیری جنگ شناختی" به ترتیب در رتبه های دوم و سوم قرار گرفت. همچنین، پیشران هایی مانند "سیستم های فرماندهی مبتنی بر پردازش های کوانتومی" و "ترکیب جنگ شناختی با داده های بیومتریک" در رتبه های پایین تر جدول قرار گرفتند. یافته های این پژوهش نشان داد فناوری های نوظهور، خصوصاً هوش مصنوعی، بلاک چین و پردازش های کوانتومی، نقش تعیین کننده ای در آینده جنگ شناختی و سیستم های فرماندهی و کنترل خواهند داشت. این نتایج می تواند به سیاست گذاران و فرماندهان نظامی در اتخاذ راهبردهای نوین برای مقابله و بهره گیری از جنگ شناختی در میدان نبردهای آینده کمک کند.
۶۴۷۲.

ارائه مدل درک جانبازان از نقش معنویت و باورهای دینی در فرآیند توانبخشی روانی بر پایه نظریه زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۰
پژوهش حاضر با هدف شناسایی درک جانبازان از نقش معنویت و باورهای دینی در فرآیند توانبخشی روانی و ارائه یک مدل نظری مبتنی بر نظریه زمینه ای انجام شد. روش پژوهش، کیفی از نوع گراندد تئوری با رویکرد نظام مند اشتراوس و کوربین بود. جامعه پژوهش شامل جانبازان ساکن ارومیه در سال ۱۴۰۴ بود. نمونه گیری به صورت نظری و تا رسیدن به اشباع انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۵ نفر گردآوری شد. تحلیل اطلاعات در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت. تحلیل داده ها منجر به شناسایی شش مقوله اصلی شامل شرایط علّی (تاب آوری معنوی، سرمایه اجتماعی ایمان محور، خودمراقبتی معنوی)، پدیده محوری (بازسازی روانی در پرتو معنویت)، شرایط زمینه ای (تعامل اجتماعی معنویت محور، محیط فرهنگی حمایتگر، ستون های ایمان گذشته)، شرایط مداخله گر (محدودیت های زیست روانشناختی، آسیب پذیری اقتصادی، کمبود منابع حمایتی)، راهبردها (شبکه سازی معنوی-اجتماعی، تقویت خودشفقتی دینی، کاربست آموزه های دینی در تنظیم هیجانات)، و پیامدها (ارتقاء تاب آوری روانی، کاهش آسیب پذیری روانی، توانمندسازی اجتماعی مبتنی بر معنویت) شد. یافته ها نشان داد معنویت و باورهای دینی نقش مؤثری در تسکین رنج، بازسازی روانی و بهبود کیفیت زندگی جانبازان دارند. بر این اساس، مدل مفهومی ارائه شده می تواند مبنایی برای طراحی مداخلات روانی-معنوی در فرآیند توانبخشی باشد.
۶۴۷۳.

اثربخشی گروه درمانی راه حل محور بر تاب آوری و عزت نفس مادران دارای فرزندان با اختلال بیش فعال در خانواده های نیروهای مسلح(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۸
این پژوهش با هدف تاب آوری و عزت نفس مادران دارای کودکان بیش فعال، نقشی کلیدی در تعامل با این کودکان دارد، به ویژه در خانواده های نیروهای مسلح که ممکن است با چالش های روان شناختی ویژه ای روبه رو باشند این پژوهش باهدف تعیین اثربخشی گروه درمانی راه حل محور بر افزایش تاب آوری و عزت نفس مادران دارای فرزندان با اختلال بیش فعالی/ نقص توجه در خانواده های نیروهای مسلح انجام گرفته است. روش این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی مادران دارای فرزند بیش فعال در خانواده های نیروهای مسلح، مراجعه کننده به مرکز مشاوره دانشگاه الزهرا در تابستان 1403 بود که پس از فراخوان، ۳۰ نفر از آن ها انتخاب و به دو گروه ۱۵ نفره آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش طی ۱۰ جلسه ۶۰ دقیقه ای مداخله گروه درمانی راه حل محور را دریافت کرد. برای سنجش تاب آوری و عزت نفس به ترتیب از ابزارهای کانر و دیویدسون (۲۰۰۳) و پرسشنامه عزت نفس کوپراسمیت (۱۹۶۷) استفاده شد. تحلیل داده ها با آزمون کوواریانس یک متغیره (ANCOVA) و به کمک نرم افزار SPSS 27 انجام گردید. یافته ها نشان داد مداخله گروه درمانی راه حل محور در افزایش تاب آوری و عزت نفس مادران در خانواده های نیروهای مسلح اثربخش است. (p<0. 1) یافته ها حاکی از آن است که گروه درمانی راه حل محور می تواند به بهبود تاب آوری و عزت نفس مادران دارای فرزند بیش فعال در خانواده های نیروهای مسلح کمک کند که این مسئله می تواند نقش مهمی در بهبود کیفیت زندگی این مادران و خانواده ها ایفا کند.
۶۴۷۴.

پیش بینی بهزیستی ذهنی براساس ترس از ارزیابی منفی با میانجی گری خوداطمینان بخشی و خودانتقادی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۵
هدف این پژوهش، پیش بینی بهزیستی ذهنی براساس ترس از ارزیابی منفی با میانجی گری خوداطمینان بخشی و خودانتقادی در دانشجویان بود. این مطالعه ازنظر روش پیمایشی، مقطعی بود و جامعه آماری آن شامل کلیه دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی در سال تحصیلی 02-1401 می شد که از بین آنها، 291 نفر (178 زن و 113 مرد) با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. شرکت کنندگان مقیاس های اشکال خودانتقادگری و خوداطمینان بخشی، بهزیستی ذهنی وارویک ادینبورگ و ترس از ارزیابی منفی - گویه مستقیم را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از روش همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد مدل پیشنهادی پژوهش پس از اصلاح، از برازش قوی برخوردار است و بهزیستی ذهنی براساس ترس از ارزیابی منفی به طور غیرمستقیم با میانجی گری خوداطمینان بخشی و خودانتقادی در دانشجویان پیش بینی می شود. اگرچه بین ترس از ارزیابی منفی و بهزیستی ذهنی همبستگی منفی معناداری یافت شد، ترس از ارزیابی منفی نتوانست به طور مستقیم بهزیستی ذهنی را پیش بینی کند؛ بنابراین، می توان نتیجه گرفت ارتقا خوداطمینان بخشی و کاهش خودانتقادی می تواند اثرات منفی ترس از ارزیابی منفی را کاهش و بهزیستی ذهنی در دانشجویان را افزایش دهد.  
۶۴۷۵.

Comparing Health-Related Quality of Life and Stress Appraisal among Women with Overweight, Obesity, and a History of Bariatric Surgery(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۷
Objective: This study compared health-related quality of life (HRQoL) and stress appraisal among overweight, obese, and post-bariatric surgery women. Method: We used a descriptive, causal-comparative design with 90 women. Each group—overweight, obese, and post-bariatric surgery—contained 30 participants. Participants were purposively sampled from Imam Reza Hospital. The Short Form Health Survey (SF-36) assessed physical (PCS) and mental (MCS) HRQoL. The Stress Appraisal Measure (SAM) evaluated perceived stress. We analyzed data using MANOVA and Tukey’s post hoc tests in SPSS 26. Results: MANOVA showed significant group differences (F = 8.65, p < 0.001, η² = 0.23). Tukey’s post hoc tests found that overweight women had higher PCS and MCS scores and lower stress appraisal than both obese and post-bariatric groups. The post-bariatric group had higher PCS and MCS than the obese group. Stress appraisal did not differ significantly between these two groups. Conclusion: Bariatric surgery improves HRQoL compared with obesity, but not to levels seen in the overweight. High stress remains after surgery. These findings highlight the need for psychological support and early interventions to maintain HRQoL and manage stress.
۶۴۷۶.

Navigating the Storm: The Impact of COVID-19 on University Faculty Members – A Qualitative Insight(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۸
Objective : The COVID-19 pandemic has had a profound impact on various aspects of life; however, understanding its specific effects on university faculty members has remained limited. The present study aims to explore the psychological, professional, and social consequences of the pandemic on the faculty of Shahrekord University. Method : A phenomenological approach was adopted, involving semi-structured interviews with 12 purposefully selected faculty members from Shahrekord University. The interviews were transcribed and analyzed using Marshall and Rossman’s reductionist and interpretive methods.   Results : Data analysis revealed two main categories of challenges faced by faculty members: professional and psychological. Professionally, they experienced disruptions in their research, difficulties with online teaching, burnout, and limited opportunities for academic growth and development. Psychologically, they reported heightened anxiety, fear of illness, and feelings of isolation. To cope, participants employed various strategies, including social interaction, religious practices, diverse teaching methods, limited in-person contact, physical exercise, and cognitive techniques. Conclusions : The findings underscore the importance of providing culturally sensitive mental health support, faculty training in coping strategies, and institutional flexibility to enhance resilience and maintain educational quality during crises.
۶۴۷۷.

مدل یابی آمادگی و اشتیاق به درمان براساس ذهن آگاهی با نقش میانجی تمرکززدایی و احساس حقارت در افراد وابسته به مواد تحت درمان نگهدارنده با متادون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۷
مقدمه: اشتیاق و آمادگی برای تغییر اولین گام های حیاتی در پیشگیری از بازگشت به وابستگی به مواد است. بنابراین، بررسی آن برای مداخلات درمانی موثر ضروری است. از این رو، هدف از پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی تمرکززدایی و احساس حقارت در رابطه بین ذهن آگاهی با اشتیاق و آمادگی به درمان در افراد وابسته به مواد تحت درمان نگهدارنده با متادون بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. از میان بیماران وابسته به مواد تحت درمان با متادون مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر شاهرود در سال 1403 با توجه به ملاک های ورود و خروج، 312 نفر به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل مقیاس مراحل آمادگی برای تغییر و اشتیاق درمان میلر و تونیگان (1997)، پرسشنامه پنج وجهی ذهن آگاهی بائر و همکاران (2006)، پرسشنامه تجربه ها فرسکو و همکاران (2007) و پرسشنامه تلاش برای اجتناب از حقارت گیلبرت و همکاران (2007) بود. به منظور تحلیل مدل پژوهش از مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که ذهن آگاهی بر اشتیاق و آمادگی به درمان اثر مستقیم و معناداری دارد (001/0>P و 276/0β = ). همچنین، اثر مستقیم ذهن آگاهی بر تمرکززدایی  (416/0β = ) و اجتناب از حقارت (468/0β = ) به صورت مثبت و اثر تمرکززدایی (237/0β = ) و اجتناب از حقارت (403/0β = ) بر اشتیاق و آمادگی به درمان نیز به صورت مثبت در سطح (001/0>P) معنادار شدند و تمرکززدایی و احساس حقارت در رابطه ذهن آگاهی و اشتیاق و آمادگی به درمان نقش واسطه ای دارد (001/0>P و 287/0β = ). در مجموع نتایج نشان داد که مدل از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتیجه گیری: این یافته ها نشان می دهد که افزایش تمرکززدایی، ذهن آگاهی و تلاش برای جبران حقارت می تواند به طور قابل توجهی به افزایش اشتیاق و آمادگی برای تغییر در افراد وابسته به مواد کمک کند.
۶۴۷۸.

مدل یابی معادلات ساختاری پریشانی روانشناختی بر اساس شفقت به خود با نقش میانجی تصویر بدنی منفی در زنان متاهل مبتلا به سرطان پستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۵
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی مدل یابی معادلات ساختاری پریشانی روانشناختی بر اساس شفقت به خود با نقش میانجی تصویر بدنی منفی در زنان متاهل مبتلا به سرطان پستان بود. روش: روش این مطالعه توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش زنان مبتلا به سرطان پستان شهر کرمان در شهریور ماه سال 1403 بودند. حجم نمونه بر اساس مدل کلاین(2023) و با روش نمونه گیری در دسترس 400 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل مقیاس پریشانی روانشناختی کسلر (K-10) کسلر و همکاران (2003)، فرم کوتاه مقیاس شفقت خود (SF-SCS) رائس و همکاران(2011) و سیاهه تصویر بدنی منفی (BICI) لیتلتون و همکاران (2005) بود. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری تحلیل شد. نرم افزار تحلیل داده ها برنامه SPSS و AMOS نسخه 28 بود. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که اثرات مستقیم شفقت به خود (66/0- =β و 001/0=sig) بر روی پریشانی روانشناختی معنادار است. همچنین نتایج نشان داد که تصویر بدنی منفی در رابطه بین شفقت به خود (71/0- =β و 001/0=sig) با پریشانی روانشناختی نقش میانجی و معنادار دارد. همچنین مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (06/0=RMSEA و 05/0>p) و 97 درصد از واریانس پریشانی روانشناختی تبیین می شود. نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش و نقش شفقت به خود و تصویر بدنی بر پریشانی روانشناختی در زنان مبتلا به سرطان پستان استفاده از نتایج این پژوهش برای کاهش پریشانی روانشناختی در زنان مبتلا به سرطان پستان پیشنهاد می شود.
۶۴۷۹.

مدل یابی سلامت معنوی بر اساس جهت گیری مذهبی و امید به زندگی با میانجیگری تحمل ناراحتی و نظم جویی هیجانی و نقش تعدیلگر جنسیت در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۸
مقدمه: سلامت معنوی به عنوان یک بعد فردی و اجتماعی نقش مهمی در طی زندگی فرد و جامعه دارد و توجه روزافزونی را به خود اختصاص داده است.  بنابراین هدف پژوهش مدل یابی سلامت معنوی بر اساس امید به زندگی و جهت گیری مذهبی با میانجی گری نظم جویی هیجانی و تحمل ناراحتی و نقش تعدیلگر جنسیت در بین دانشجویان است. روش: پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی و از نوع کاربردی بود. جامعه آماری 4000 نفر از دانشجویان (مرد و زن) دانشگاه ازاد اسلامی واحد تهران مرکزی بود که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای تعداد 352 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه های جهت گیری مذهبی آلپورت (1950)، امید به زندگی اشنایدر (۱۹۹۱)، سلامت معنوی الیسون (1982)، نظم جویی هیجانی گرانفسکی (۲۰۰۱) و تحمل ناراحتی سیمونز (۲۰۰۵) بود. تجزیه و تحلیل داده ها شامل آمار توصیفی و در بخش استنباطی از مدلسازی معادلات ساختاری و نرم افزار Smart pls4 استفاده شده است. یافته ها: نتایج نشان می دهد به ترتیب بیشترین تاثیرگذاری را متغیر امید به زندگی (β=0.415) و جهت گیری مذهبی (β=0.369) بر سلامت معنوی دانشجویان با مقدار p < 0.05 داشته اند. نتیجه گیری: امید به زندگی و جهت گیری مذهبی نقش مهمی در سلامت معنوی افراد دارند و متغیر جنسیت نقش تعدیلگر در این فرآیند ندارد و تفاوت معناداری در خصوص تاثیرگذاری آیتم های روانشناسی فوق بر سلامت معنوی در دو گروه دانشجویان مرد و زن وجود ندارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان