به منظور بررسی شیوع دست برتری در مقاطع تحصیلی دانشگاهی، نمونه ای 683 نفری (519 زن و 164 مرد) با میانگین سنی 7/26 و دامنه سنی 70-18 سال از دو دانشگاه دولتی و آزاد که هر سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری داشتند، با روش خوشه ای- تصادفی انتخاب شدند و با آزمون دست برتری ادینبورگ (علی پور و آگاه هریس، 1386) مورد سنجش قرار گرفتند. درصد شیوع چپ دستی در کارشناسی 6%، کارشناسی ارشد 05/7% و دکتری 9% بود که نشان می دهد در مقاطع تحصیلی کارشناسی ارشد و دکتری شیوع چپ دست برتری افزایش می یابد. تحلیل نتایج نشان می دهد که اختلاف میزان شیوع چپ دست برتری در دوره کارشناسی با میزان شیوع چپ دست برتری در جامعه کلی (10 درصد) معنادار است (32/2=01/0α و30/4zp=)، ولی با دوره کارشناسی ارشد و دکتری تفاوت معنادار ندارد. همچنین نتایج پژوهش حاضر نشان داد که میزان دوسوتوانی در دوره دکتری و کارشناسی تفاوتی ندارند، اما نسبت آن در دوره کارشناسی ارشد در زنان بیشتر از مردان است. مقایسه نسبت های راست برتری کامل در دو جنس صرف نظر از جهت برتری، نشان داد که درصد جانبی شدن در مردان بیشتر است، اما نسبت های چپ دست برتری کامل، چپ دست برتری و راست دست برتری نسبی در میان آنان تفاوت معنادار ندارند. نتایج نشان داد که بیشتر مشکلات زیستی- روانی مربوط به افراد دوسوتوان دوره کارشناسی ارشد است که به گونه معنادار بیشتر از سایر طبقات دست برتری در مقاطع مختلف است و این نیز مربوط به زنان است. سنجش آثار علمی- پژوهشی در طبقات دست برتری به تفکیک زنان و مردان دوره دکتری که هیأت علمی دانشگاه نیز بودند، نشان داد که آثار علمی- پژوهشی مردان راست دست برتر به گونه معنادار بیشتر از سایر طبقات دست برتری و زنان است. در یک جمع بندی نتایج پژوهش حاضر بیانگر آن است که شیوع چپ دستی در مقاطع بالاتر افزایش می یابد و آثار علمی- پژوهشی راست دست های مرد بیشتر است.
ا ستفاده از تلفن همراه در زندگی اقشار مختلف جامعه از جمله دانشجویان گسترش روز افزونی پیدا کرده است. هدف پژوهش حاضر بررسی تفاوت های جنسیتی در انگیزش، میزان و نوع استفاده از تلفن همراه در دانشجویان بود. نمونه پژوهش شامل 300 نفر (150 زن، 150 مرد) از دانشجویان دانشگاه اصفهان بود. ابزار مورد استفاده پرسشنامه محقق ساخته با عنوان پرسشنامه انگیزش برای استفاده از تلفن همراه (MMUI) بود که سوال-هایی را در رابطه با ویژگی های جمعیت شناختی، انگیزه، نوع و میزان استفاده از تلفن همراه در دانشجویان مطرح می کرد. یافته ها نشان دهنده وجود تفاوت های جنسیتی معنادار از نظر انگیزش و نوع استفاده از امکانات تلفن همراه در دانشجویان بود. همچنین مشاهده شد بین وضعیت تاهل، تحصیلات والدین و میزان استفاده از تلفن همراه رابطه معنادار وجود دارد. با این حال، بین جنسیت و میزان استفاده از تلفن همراه رابطه معنادار مشاهده نشد. این یافته ها حاکی از این است که الگوهای استفاده از تلفن همراه مانند الگوهای استفاده از سایر رسانه ها و فناوری ها از جمله اینترنت، کامپیوتر، لپ تاپ و موارد دیگر در زنان و مردان متفاوت است.
مشکلات و مسائل روانی بر کیفیت زندگی افراد تأثیر دارد ازاین رو شناخت عوامل مؤثر بر آن از اهمیت فراوانی برخوردار است. پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی معنا درمانی گروهی بر ارتقای سلامت روان دانش آموزان خوابگاهی صورت گرفت. در این پژوهش جامعه ی آماری، دانش آموزان پسر سال اول متوسطه که در مدارس شبانه روزی شهرستان دیواندره در سال تحصیلی 91-90 مشغول به تحصیل بودند، می باشد. تعداد اعضای نمونه 20 نفر بودند که به صورت نمونه گیری تصادفی و بر اساس نمرات آن ها در پرسش نامه ی سلامت عمومی (GHQ28)، انتخاب شدند، سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 10 نفر) قرار گرفتند. این پرسش نامه دارای روایی و پایایی مناسب است. روش تحقیق به صورت نیمه آزمایشی بود. از آزمون تحلیل چند متغیره برای آزمون تأیید یا رد فرضیه های پژوهش استفاده شد. این پژوهش دارای 5 فرضیه درزمینه ی تأثیر معنادرمانی گروهی در کاهش علائم جسمانی، اضطراب و بی خوابی، افسردگی و افزایش عملکرد اجتماعی و سلامت عمومی بود. در فرضیه های کاهش علائم جسمانی و اضطراب و افزایش عملکرد اجتماعی و سلامت عمومی فرض صفر رد شد، اما معنا درمانی گروهی بر کاهش افسردگی تأثیر معناداری نداشت. در پایان می توان نتیجه گرفت معنادرمانی گروهی بر ارتقای سلامت روان دانش آموزان خوابگاهی مؤثر است.
سرویس های مداخله به هنگام خدمات تشخیصی- درمانی درکودکان در معرض تکامل غیر طبیعی در سالهای اول زندگی هستند که در مواجهه با ناتوانی های مشخص یا عوامل خطرساز طبی و روانشناختی همانند نارس بودن یا بی توجهی والدین می باشند. در این بحث به انواع ساختار بین بخشی و برنامه های پیگیری شیرخواران پر خطر اشاره شده و نظرات رایج در خصوص اثربخشی این روندها در پیشرفت تکامل کودک عنوان می گردد. نقش متخصص کودکان در تیم پیگیری به عنوان مراقب، ارجاع دهنده، هماهنگ کننده تیم مداخله و در پاسخگویی به کودک- خانواده مطرح است.