فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۹۴۱ تا ۲٬۹۶۰ مورد از کل ۶٬۴۵۳ مورد.
ارتباط بین هوش معنوی و انگیزه داوطلبی در انجمن های ورزشی وزارت آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه داوطلبان یکی از منابع ارزشمند انسانی برای سازمانها به شمار می آیند به طوری که هر چقدر مدیران با عوامل مرتبط با مدیریت داوطلبان آشنایی داشته باشند، حفظ، نگهداری و کیفیت کار آنها نیز بیشتر خواهد شد. این پژوهش با هدف بررسی رابطه هوش معنوی و انگیزه داوطلبان به عنوان دو عامل مهم در مدیریت داوطلبان صورت گرفته است. این تحقیق از نوع همبستگی است و جامعه آماری آن شامل همه مسئولان انجمنهای ورزشی آموزش و پرورش کل کشور و برابر 806 تن بوده که به صورت داوطلبانه با انجمنهای ورزشی همکاری می کرده اند. تعداد نمونه آماری با استفاده از جدول مورگان 260 تن تعیین شده است. اطلاعات از طریق تکمیل پرسشنامه های محقق ساخته انگیزش و هوش معنوی داوطلبان گردآوری شده است. برای تحلیل داده ها روشهای آماری همبستگی، تیم ستقل و فرید من به کار رفته است. نتایج پژوهش نشان داده است که برای متغیر هوش معنوی بیشترین و کم ترین میزان رتبه به ترتیب به تفکر انتقادی وجودی و توسعه حالت آگاهی و برای متغیر انگیزش به اجتماع و توسعه شغلی اختصاص دارد. میان هوش معنوی و انگیزش داوطلبان نیز ارتباط معنا دار وجود داشت(05/0P<). مقایسه دو گروه زن و مرد داوطلب، تفاوت معنادار در مؤلفه های تفکر انتقادی وجودی، آگاهی و توسعه حالت آگاهی برای متغیر هوش معنوی و تفاوت معنا دار را در مؤلفه های حفاظتی و توسعه شغلی برای متغیر انگیزش نشان داد (05/0P<).محققان توصیه می کنند که به کارگیری روش های علمی مدیریتی در حوزه ورزش دانش آموزی برای بهبود مدیریت منابع انسانی در این بخش بسیار اثر بخش خواهد بود.
معارف در ممالک دیگران: معارف در روسیه سویت
حوزههای تخصصی:
نقش خودکارآمدی و هراس اجتماعی در پیش بینی وابستگی به اینترنت در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اختلال اعتیاد اینترنتی جلب توجه فزاینده ای در رسانه های عمومی و در میان پژوهشگران داشته، به عنوان مقوله ای از اعتیاد رفتاری مفهوم سازی شده و معیارهای تشخیصی مختلفی برای آن پیشنهاد گردیده است. هرچند، توافقی درباره درستی تشخیص اختلال اعتیاد اینترنتی وجود ندارد، اولین نگرانی درباره همبودی های آن است. هدف عمده پژوهش حاضر بررسی ارتباط میان وابستگی به اینترنت، هراس اجتماعی و خودکارآمدی در میان دانش آموزان بود. بدین منظور، نمونه ای به روش خوشه ای و به تعداد 100 نفر از دانش آموزان انتخاب شد. تمامی شرکت کنندگان به سوال های سه پرسشنامه اعتیاد به اینترنت یانگ، پرسشنامه هراس اجتماعی و خودکارآمدی عمومی شرر پاسخ دادند. پس از جمع آوری داده ها نتایج با استفاده از روش های آماری همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که میان وابستگی به اینترنت و هراس اجتماعی (791/0=r و 01/0P <) و همچنین میان هراس اجتماعی و خودکارآمدی (752/0- =r و 01/0P <) رابطه معناداری وجود دارد. بعلاوه، نتایج رگرسیون گام به گام مشخص کرد که خودکارآمدی و هراس اجتماعی می توانند در مجموعه 66 درصد از واریانس وابستگی به اینترنت را پیش بینی کنند. با توجه به نتایج پژوهش حاضر بر لزوم توجه به حضور همزمان هر دو اختلال مذکور در یک فرد و تقویت خودکارآمدی دانش آموزان تأکید می شود.
مسائل و چالش های معنوی کودکان مبتلا به سرطان: تجربه والدین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: سرطان از بیماری مزمن و از دومین علل اصلی مرگ در کودکان است. علاوه بر مسائل بالینی با خود چالش ها و بحران های معنوی به همراه دارد. در این راستا خانواده به عنوان یکی از اعضاء مراقب کننده از ایشان با این چالش ها مواجه هستند. در پژوهش حاضر در پی شناسایی تجربه والدین در مواجه با مسائل و چالش های معنوی کودکان مبتلا به سرطان هستیم.
روش: پژوهش حاضر با استفاده از رویکرد پدیدارشناسی و با روش تحلیل محتوا انجام شد. برای جمع آوری اطلاعات تعداد 21 نفر از والدین به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به مدت 3 ماه مورد مصاحبه نیمه عمیق قرار گرفتند. داده ها به روش تجزیه و تحلیل مداوم مقایسه ای بررسی شد.
یافته ها: مفاهیم استخراج شده در 8 درون مایه اصلی سؤالات فلسفی، ایمان و امید، ارتباط با طبیعت، بازی و تفریح، عشق و حمایت اجتماعی، ابراز ترس و اضطراب، ابراز پرخاشگری، مکانیزم دفاعی و امید به آینده قرار گرفتند.
نتیجه گیری: در پژوهش حاضر تجربه والدین با ژرفای بیشتری مورد بررسی قرار گرفت. مواردی همچون سؤالات فلسفی مختلف، ایمان و امید و مورد عشق و حمایت اجتماعی قرار گرفتن عمده دغدغه والدین در ارتباط با کودکان مبتلا به سرطان بود. در این راستا لازم است آموزش های لازم برای توانمند کردن والدین جهت مراقبت معنوی از کودکان مبتلا به سرطان صورت گیرد.
یک نویسنده ، یک ادعا(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
ین نوشته، به معرفی و نقدی خلاصه از کتاب نظریههای سکولار و مذهبی در رشد اخلاقی پرداخته است. در این نوشته، پس از معرفی نویسنده کتاب، فصلبندی و خلاصه محتوای کتاب ارائه میشود. سپس نکاتی نقدگونه درباره محتوای بخش سوم کتاب و توفیق نویسنده در دستیابی به هدفی که مدعی آن است بیان میگردد. در پایان، فهرستی از دیگر آثار همین نویسنده ارائه خواهد شد. محتوای بخشهای کتاب چنین است: بخش اول، چارچوبی برای مقایسه نظریهها ارائه میکند؛ بخش دوم، به نظریههای سکولار میپردازد؛ بخش سوم، مدعی ارائه نظریههای نهفته در آموزههای ادیان است و بخش چهارم، تاملات پایانی نویسنده را تشکیل میدهد.
مفهوم پردازی هویت حرفه ای اعضای هیات علمی؛ ارائه یک مدل کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تدوین و کاوش الگوی کیفی هویت حرفه ای اعضای هیات علمی انجام شد. پژوهش، از نظر طرح، جزء پژوهش های کیفی و از منظر راهبرد، جزء پژوهش های مطالعه موردی کیفی است. مشارکت کنندگان بالقوه ی پژوهش، اعضای هیات علمی دانشگاه های کشور در حوزه ی روانشناسی و آموزش عالی هستند که با روش نمونه گیری هدفمند صاحب نظران کلیدی و در ادامه تکنیک اشباع نظری، 12 تن از اعضای هیات علمی دانشگاه های؛ شیراز، تربیت مدرس، رازی کرمانشاه، یزد و علوم تحقیقات تهران انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از دو ابزار""بررسی اسناد"" و ""مصاحبه نیمه ساختار یافته"" استفاده گردید. با روش همسو سازی، اعتبارپذیری داده ها تایید شد. به منظور تحلیل داده ها، از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. پس از آن اقدام به کدگذاری داده ها برای شناخت عوامل، ملاک ها و نشانگرهای الگو گردید. سرانجام یافته اصلی پژوهش، طراحی مدل هویت حرفه ای اعضای هیات علمی با 5 مضمون فراگیر 1) زمینه ای 2) شخصی 3) فرهنگی اجتماعی 4) حرفه ای و 5) سیاسی اقتصادی بود. یافته های این مطالعه می تواند در سیاست گذاری در زمینه ارتقای هویت حرفه ای اعضای هیات علمی مورد توجه برنامه ریزان و مدیران آموزش عالی قرار گیرد.
اثربخشی آموزش گروهی به شیوه یکپارچه توحیدی بر سطح پرخاشگری(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، شناسایی میزان اثربخشی آموزش گروهی به شیوه یکپارچه توحیدی بر سطح پرخاشگری زندانیان مرد زندان مرکزی شهرکرد بود. این پژوهش، یک مطالعه آزمایشی با گروه کنترل است که جامعه آماری آن را کلیه زندانیان مرد زندان مرکزی شهرکرد در سال 1391 تشکیل می دادند. حجم نمونه پژوهش، 40 نفر زندانی بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده چند مرحله ای انتخاب و به صورت تصادفی 20 نفر در گروه آزمایش و 20 نفر در گروه کنترل جایگزین گردیدند. از پرسش نامه عمومی پرخاشگری (AGQ)، به عنوان ابزار غربالگری استفاده گردید. سپس برنامه آموزش گروهی به شیوه یکپارچه توحیدی، به مدت 12 جلسه یک و نیم ساعته بر روی اعضای گروه آزمایشی اجرا شد. پس از پایان مداخله درمانی پس آزمون و بعد از یک ماه آزمون پیگیری از هر دو گروه اخذ گردید. نتایج نشان داد که بین میانگین نمره پرخاشگری دو گروه در مرحله پس آزمون و پیگیری، تفاوت معنی دار وجود دارد. در نتیجه، می توان گفت: آموزش گروهی به شیوه یکپارچه توحیدی بر کاهش پرخاشگری زندانیان مرد زندان مرکزی شهرکرد مؤثر است.
اثربخشی آموزش شنا بر خودکارآمدی دانش آموزان دختر پایه سوم ابتدایی شهرتهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به منظور بررسی اثربخشی آموزش شنا بر خودکارآمدی دانش آموزان دختر دوره ابتدایی انجام گرفته است. آموزش فعالیت جسمی منظم و مفرحی مانند شنا که در مدارس برای ارتقای رفتارهای مرتبط با سلامت کودکان طراحی شده است، باید گذشته از غنی کردن برنامه درس تربیت بدنی، زمینه توانمندسازی خودکارآمدی آنها را نیز مهیا کند. جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان دختر پایه سوم ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی 92-1391بود. در این پژوهش نیمه تجربی، 381 نفر به روش خوشه ای چند مرحله ای تصادفی در دو گروه تجربی و شاهد انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته بود. پژوهش با روش پیش آزمون و پس آزمون در دو گروه و مداخله آموزش شنا در گروه آزمون (دوازده جلسه برنامه آموزش شنا) عملیاتی شده است. در تحلیل داده vها از آزمونهای کولموگروف- اسمیرنوف، تی زوجی مستقل، آزمون کای دو و همبستگی اسپیرمن استفاده شده است. اثربخشی آموزش شنا بر خودکارآمدی عمومی و دو حیطه اجتماعی و عاطفی با احتمال بسیار قوی تایید شده است. در حیطه جسمی و تحصیلی خودکارآمدی، تفاوت معناداری مشاهده نشده است. اثرات سازنده آموزش شنا بر خودکارآمدی دانش آموزان نشان می دهد که می توان با برنامه ریزی دقیق آموزشی، دانش آموزان را توانمند ساخته و زمینه های رفتار سالم را بنا نهاد.
تاثیر آموزش حقوق متقابل والد – فرزند از دیدگاه آموزه های اسلامی بر کاهش تعارضات والد- فرزند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به منظور بررسی تأثیر آگاهی از حقوق متقابل والد- فرزند از دیدگاه آموزه های اسلامی برکاهش تعارضات والد – فرزند (مادر- دختر) در نوجوانان انجام گرفته است. روش: روش پژوهش تجربی و طرح تحقیق از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش، دانش آموزان دختر مقطع متوسطه شهرستان گرگان در سال تحصیلی 1392-1391 بودند. نمونه مورد پژوهش که شامل 24 نفر( 8 نفر والدین ، 8 نفر فرزندان همان والدین به عنوان گروه های آزمایش و 8 نفر فرزند به عنوان گروه کنترل ) بودند به صورت تصادفی درگروههای آزمایش و کنترل جایگزین شدند. در این پژوهش بر اساس تعالیم و آموزه های اسلامی حقوقی که هریک از اعضای خانواده نسبت به یکدیگر دارند در طی 6 جلسه به شیوه ی گروهی به گروه های آزمایش به صورت جداگانه آموزش داده شد. ابزار سنجش، پرسشنامه تاکتیک های تعارض مورای- اشتراس فرم تعارض با والدین بود که از فرزندان پیش آزمون و پس آزمون گرفته شد. در این پژوهش از آزمون تحلیل کوواریانس جهت آزمون اختلاف میانگین های گروه ها استفاده گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش آگاهی از حقوق والد – فرزند به والدین و فرزندانشان در افزایش مهارت استدلال، کاهش پرخاشگری کلامی و کاهش تعارض های فرزندان در ارتباط با والدین مؤثر بوده است.
تأثیر آموزش فلسفه برای کودکان بر تفکر منطقی دانش آموزان دختر و پسر سوم راهنمایی منطقه سامن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تعیین تأثیر آموزش فلسفه برای کودکان بر تفکر منطقی دانش آموزان دختر و پسر پایه سوم راهنمایی منطقه آموزش و پرورش سامن در سال تحصیلی 91-90 بود. از بین این دانش آموزان نمونه ای با حجم 96 نفر به شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و کنترل جایگزین گردید. سپس با استفاده از آزمون مهارت های استدلال نیوجرسی، پیش آزمون به عمل آمد. آنگاه به گروه های آزمایش، به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای آموزش فلسفه برای کودکان ارائه گردید؛ اما گروه کنترل به روال معمول ادامه دادند. در پایان تفکر منطقی آزمودنی ها با آزمون مذکور، اندازه گیری شد. تحلیل داده ها با تحلیل کوواریانس نشان داد که تعامل آموزش فلسفه برای کودکان و جنسیت بر تفکر منطقی دانش آموزان تأثیر معنی دار داشته است. به علاوه آموزش فلسفه برای کودکان بر تفکر منطقی دانش آموزان دختر و پسر نیز به طور جداگانه تأثیر معنی دار داشت و این تأثیرها در سطح آلفا کمتر از 01/0 معنی دار بود.
رابطه احساس رضایت بدنی و کمال گرایی با رفتارهای تغذیه ای نامطلوب در دانشجویان دختر دانشگاه تبریز(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: رفتارهای تغذیه ای نامطلوب در حال حاضر یک مشکل فراگیر می باشد. رفتارهای تغذیه ای نامطلوب شامل ناتوانی مهار کردن خوردن، محدودیت در رفتارهای خوردن با هدف تحت تأثیر قرار دادن شکل و وزن بدن و تمایل به خوردن بیش از اندازه در موقعیت های هیجانی منفی می باشد. پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین رضایت بدنی تصوری و کمال گرایی با رفتارهای تغذیه ای نامطلوب و نقش میانجی کمال گرایی در رابطه بین رضایت بدنی و رفتارهای تغذیه ای نامطلوب انجام شد
مواد و روش ها: مطالعه روی دانشجویان دانشگاه تبریز با روش توصیفی- همبستگی انجام شد. 340 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه تبریز با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. مقیاس تجدید نظر شده کمال گرایی Slaney و همکاران، مقیاس احساس عزت بدنی Franzoi و Shields و پرسش نامه سه عاملی رفتارهای خوردن Tholin و همکاران به کار گرفته شد.
یافته ها: رضایت از جذابیت زنانگی (301/0- = β)، رضایت از وزن بدنی (29/0- = β)، ناهمخوانی بین واقعیت و ایده آل (15/0- = β) و تمایل به نظم و سازمان دهی (13/0- = β) به ترتیب بر رفتار تغذیه ای نامطلوب، بیشترین تأثیر را دارند. همچنین کمال گرایی به صورت نسبی رابطه بین رضایت بدنی و رفتارهای تغذیه ای نامطلوب را میانجی گری کرده است.
نتیجه گیری: این مطالعات تلویحات کاربردی برای کارهای بالینی دارد. این یافته ها روشن نمود که توجه به عواملی مانند کمال گرایی و رضایت بدنی در کارهای بالینی از اهمیت برخوردار است. از طریق بهبود افکار مثبت نسبت به بدن و خود و کاهش کمال گرایی منفی می توان رفتارهای تغذیه ای نامطلوب را کاهش داد.
ارزیابی استانداردهای سواد اطلاعاتی دانشجویان و رابطه آن با گرایش به یادگیری الکترونیکی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
This research aimed at evaluating the students’ information literacy and its relation with their tendency to e-learning. The research method was descriptive (correlation) from the point of view of gathering data, and an applied one from the point of view of objective (goal). The statistical population included all 9335 humanity major students of Islamic Azad University of Tehran Central Branch. 384 were selected as the statistical sample using Morgan table and through the use of classified random sampling method. The instruments for data-gathering were two researcher-made questionnaires, one for assessing students’ information literacy (on a scale of 7) and the other for e-learning (on a scale of 6). Formal, content and construct validity of both instruments were evaluated, and their reliability was estimated through Cronbach Alpha 0/80 and 0/73 respectively. Using SPSS software, the gathered data was analyzed through the use of descriptive and inferential methods such as Kolmogorov- Smirnov, one sample t-test, independent t and Freedman and Pearson correlation coefficient. The results showed that student's tendency toward e-learning and their level of awareness regarding the five above mentioned standards of information literacy were higher than average level. The results also showed that there was a meaningful relationship between the level of information literacy of students and their tendency toward e-learning.
پیش بینی رضایت زناشویی بر اساس ارتباط و صمیمت جنسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی پژوهش حاضر پیش بینی رضایت زناشویی از روی دو عامل(صمیمیت جنسی و ارتباط) بود و بر ماهیت رابطه ی متعامل این دو متغیّر در این پیش بینی تأکید داشت و بدین منظور از فنون معادلات ساختاری بهره جست. روش: در این مطالعه هم بستگی، نمونه ی پژوهش 266 نفر(125 مرد،141 زن) والدین دانش آموزان مدارس ابتدایی و راهنمایی شهر کرمانشاه در سال 1390 بودند، که به شیوه ی نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. در این مطالعه از مقیاس سازگاری زناشویی(اسپاینر،1976) و پرسش نامه ی انریچ (اولسن و همکاران، 1987) استفاده شد. یافته ها: مدل معادلات ساختاری نشان داد هر دو عامل ارتباط و صمیمیت جنسی به طور مستقیم و معناداری بر رضایت زناشویی اثر می گذارند. نتایج نشان داد عامل ارتباط با میانجیگری صمیمت جنسی به طور غیرمستقیم به طور معناداری با رضایت زناشویی رابطه داشت. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد مهارت های ارتباطی زوجین به طور مسقیم می تواند سبب خشنودی و رضایت زناشویی آنها شود، امّا بخشی از اثرگذاری آن از طریق صمیمیت جنسی توجیه می شود. مشاوران خانواده می توانند آموزش مهارت های ارتباطی و صمیمت جنسی را آماج مداخلات درمانی خویش قرار دهند.