این پژوهش با هدف بررسی تأثیر آموزش مهارت های ادراکی سرپرستان شیفت بر میزان رضایت و عملکرد شغلی زیردستان آنان در یکی از مجتمع های صنعتی شهر اصفهان انجام شد. جامعه پژوهش شامل 451 نفر از سرپرستان بود که از میان زیردستان آنان 30 نفر به شکل تصادفی ساده انتخاب شدند. این نمونه به طور تصادفی در 2 گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. پس از اجرای پیش آزمون، سرپرستان گروه آزمایش 15 جلسه آموزش مهارت های ادراکی را دریافت کردند و گروه کنترل در لیست انتظار آموزش ها قرار گرفت. پس از گذراندن دوره آموزشی، در مرحله پس آزمون هر دو گروه ارزیابی شدند. جهت اندازه گیری متغیرهای پژوهش درمراحل پیش و پس آزمون از زیر مقیاس رضایت شغلی در پرسشنامه شناخت شغلی لی (LJCQ) و پرسشنامه ارزیابی عملکرد موجود در سازمان استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش مهارت های ادراکی سرپرستان، تنها رضایت شغلی زیردستان آنان را افزایش داده است (0001/0(p = ، اما در عملکرد شغلی آنها تغییری ایجاد نکرده است. نتایج این پژوهش می تواند در بهبود آموزش های سازمانی و رضایت شغلی در سازمان ها مؤثر باشد.
رای بررسی میزان آگاهی بهداشتی مربیان بهداشت مراکز آموزش استثنایی تعداد 248 نفر مربی بهداشت در 14 استان کشور انتخاب و با استفاده از یک پرسشنامه حاوی 90 سوال چهار گزینه ای آگاهی بهداشتی آنها مورد آزمون قرار گرفت. تحلیل داده ها نشان داد که 36.3 درصد از مربیان مورد آزمون به کمتر از 50 درصد سوالات پاسخ درست داده بودند. میانگین نمره آزمون آگاهی بهداشتی مربیان بهداشت با مدرک تحصیلی فوق دیپلم کمتر از میانگین نمره مربیان بهداشت با مدرک تحصیلی لیسانس بود (48.32±10.6 در برابر 56.61±11.53، p=0.0001). میانگین نمره آزمون آگاهی بهداشتی مربیان بهداشتی که به صورت حق التدریس مشغول به کار بودند کمتر از مربیان بهداشت رسمی بود (48.68±10.6 در برابر 55.57±11.65 بود) (p=0.0001). میانگین نمره آزمون مربیان بهداشتی که بیش از 15 سال سابقه کار داشتند کمتر از سایر مربیان بود (p=0.0001). وضعیت نمره آزمون سنجش آگاهی بهداشتی مربیان بهداشت در مراقبت های مربوط به بهداشت محیط، بهداشت دهان و دندان و آلودگی های انگلی کمتر از سایر مراقبت ها بود. یافته های این مطالعه لزوم و ضرورت آموزش به مربیان بهداشت بویژه مربیان بهداشت با 15 سال سابقه کار، مربیان حق التدریس و فوق دیپلم را نشان می دهد.
اهداف: فرآیند ارزیابی در قالب ارزیابی تکوینی و نهایی صورت می گیرد. ارزیابی تکوینی باید همراه با ارایه بازخورد صورت گیرد. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر بازخورد شفاهی بر پیامدهای یادگیری دانشجویان پرستاری در دانشکده علوم پزشکی آبادان انجام گرفت.
مواد و روش ها: در این مطالعه مداخله ای از نوع نیمه تجربی، 33 نفر از دانشجویان ترم پنجم کارشناسی پرستاری دانشکده علوم پزشکی آبادان که دوره کارآموزی بخش کودکان را در نیم سال اول سال تحصیلی 93- 1392 گذراندند، به روش نمونه گیری آسان و دردسترس (19 نفر در گروه مداخله و 14 نفر در گروه کنترل) انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، فرم مشخصات شرکت کنندگان، پرسش نامه خودایفا در حیطه یادگیری شناختی و چک لیست یادگیری مهارت های بالینی بود. هر مربی در هر دو نوع روش آموزشی حضور داشت. در گروه مداخله، مربی بایستی حداقل یک نوبت در روز و در نزدیک ترین زمان ممکن به عملکرد دانشجو، بازخورد شفاهی را ارایه می نمود. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS 17 و آزمون های آماری مجذورکای، من ویتنی، T مستقل و T زوجی مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: در هر دو گروه، میانگین نمرات فراگیران در حیطه یادگیری شناختی نسبت به پیش آزمون به طور معنی داری بهبود یافت (001/0=p). همچنین تفاضل میانگین نمرات یادگیری بین دو گروه، از نظر آماری معنی دار بود (001/0=p). در حیطه مهارت های بالینی، میانگین نمرات در گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل تفاوت آماری معنی داری داشت (001/0=p).
نتیجه گیری: بازخورد شفاهی می تواند موجب ارتقای یادگیری شناختی و یادگیری مهارت های بالینی دانشجویان پرستاری شود.
این مطالعه با هدف تعیین رابطه ظرفیت خودمهارگری، و خودنظم بخشی با شادزیستی انجام شد. جامعه مورد مطالعه را تمامی دانشجویان دانشگاه گیلان در سال تحصیلی 91-1390 تشکیل می دادند که از میان آن ها نمونه ای به حجم 187 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های خودمهارگری، راهبردهای خودنظم بخشی عاطفی و شادزیستی آکسفورد استفاده شد. نتایج نشان داد بین نمره کل شادزیستی و خرده مقیاس های تجربه مثبت و احساس مثبت آن با ظرفیت خودمهارگری و راهبردهای خودنظم بخشی (شامل شناختی، رفتاری، تمرکز بر تغییر عاطفه و افزایش عاطفه مثبت) رابطه مثبت معنا دار وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد متغیرهای ظرفیت خودمهارگری و راهبرد افزایش عواطف مثبت قادر هستند 17% از واریانس کل شادزیستی دانشجویان را تبیین کنند. همچنین نتایج آزمون تی نشان داد بین نمره کل شادزیستی و خرده مقیاس های آن در دانشجویان مجرد و متأهل تفاوت معنادار وجود دارد.بر اساس یافته های این پژوهش به کارگیری ظرفیت خودمهارگری و خود نظم بخشی می تواند موجب شادزیستی شود.
سرمایه اجتماعی موضوعی بین رشته ای است که در سال های اخیر به طور روزافزونی مورد توجه صاحبنظران حوزه های مختلف علوم، به ویژه حوزه مدیریت و جامعه شناسی قرار گرفته است. بدیهی است که تکوین سرمایه اجتماعی مستلزم وجود عواملی چند است که یکی از این عوامل دین و فرهنگ دینی است. پژوهش حاضر رابطه بین سبک زندگی اسلامی، سرمایه روان شناختی و سرمایه اجتماعی را در قالب یک مدل علّی بررسی کرده است. روش تحقیق حاضر از نوع توصیفی از شاخه همبستگی و مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری تحقیق دربرگیرنده کارمندان پژوهشگاه صنعت نفت بوده است؛ بدین منظور 166 پرسشنامه توزیع و جمع آوری شد. نتایج نشان داد که: 1. سبک زندگی اسلامی بر روی سرمایه اجتماعی اثر مثبت، مستقیم و معناداری دارد؛ 2. سبک زندگی اسلامی بر روی سرمایه روان شناختی اثر مثبت، مستقیم و معناداری دارد و 3. سرمایه روان شناختی در رابطه بین سبک زندگی و سرمایه اجتماعی نقش میانجی معناداری دارد.
بیماری های قلبی عروقی جزو بیماری های مزمن است. این نوع بیماری ها به خاطر ماهیتی که دارند باعث کاهش سلامت روان در بیماران می شوند. هدف پژوهش حاضر، تأثیر درمان مبتنی بر ذهن آگاهی بر سلامت معنوی، بخشش و راهبردهای مقابله ی مذهبی بیماران قلبی شهر اصفهان بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. از بین کلیه بیماران مبتلابه بیماری های قلبی-عروقی که بین ماه های شهریور تا آذر 1395 در بیمارستان قلب شهید چمران اصفهان بستری بودند، 30 نفر به روش نمونه گیری داوطلبانه انتخاب و به صورت تصادفی نفر از بین جامعه انتخاب شدند و به صورت تصادفی 15 نفر در گروه گواه و 15 نفر در گروه آزمایش قرار گرفتند و پرسشنامه های سلامت معنوی، بخشش و راهبردهای مقابله ای در میان آن ها اجرا شد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیری و تحلیل کوواریانس یک راهه و با نرم افزار SPSS.22 تحلیل شدند. گروه به صورت معناداری روی سلامت مذهبی (001/0 , P 97/74 = F) و سلامت وجودی (01/0 ,P 26/7= F)، وجود احساس مثبت (01/0 ,P83/10= F )، فقدان راهبرد مثبت (05/0> , P 21/7 = F) و راهبرد منفی (01/0 ,P 27/16= F ) تأثیر دارد. گروه اثر معناداری بر فقدان احساس منفی (05/0< ,P 04/3 = F) نداشت. بر اساس یافته های این پژوهش، می توان از درمان مبتنی بر ذهن آگاهی در جهت افزایش سلامت معنوی، بخشش و راهبردهای مقابله ای مذهبی بیماران قلبی استفاده کرد؛ بنابراین انجام مداخله های روان شناسی برای بهبود سلامت معنوی، بخشش و راهبردهای مقابله ی مذهبی پیشنهاد می گردد.
خودباوری و اعتماد به نفس بالا از عوامل اساسی سعادت و پیشرفت در زندگی بوده و روان درمانگران برای تقویت آن روش های مختلف به ویژه بهره گیری از قصه و داستان در دوران کودکی را توصیه می کنند. بر همین اساس این پژوهش با هدف شناسایی و ارزیابی شیوه های روانشناختی آموزش اعتماد به نفس که در قصه های کودکان ایرانی مستتر شده است، صورت گرفته است. این پژوهش از نوع توصیفی بوده و روش گردآوری داده ها کتابخانه ای می باشد. در بررسی داده ها نیز از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. با توجه به گستردگی زیاد جامعه مورد مطالعه، از طریق نمونه گیری هدفمند تعداد 141 قصه ایرانی مربوط به گروه های سنی «ب» و «ج» که حدود سنی 7 تا 11 سال را شامل می شود به عنوان نمونه مطالعاتی انتخاب گردید. در هنگام مطالعه با ترسیم ماتریسی که توسط محقق ساخته شد و در بردارندة شیوه های اصلی تقویت اعتماد به نفس بود، قصه های انتخابی مورد ارزیابی قرار گرفتند. در کار تحلیل نیز از رویکرد تفسیری میلز و هابرمن که یکی از معیارهای اساسی در تحلیل محتوای داده ها محسوب می شود استفاده شد. در عین حال برای تعیین رابطه بین متغیرها از آزمون آماری کای اسکوئر استفاده شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که در قصه های ایرانی از شیوه های روان شناختی متفاوتی در جهت تقویت اعتماد به نفس کودکان استفاده شده است که از مهم ترین آن ها می توان به تقویت مثبت اندیشی، تقویت عزت نفس، پرورش حس همذات پنداری، پرورش خلاقیت، کمک به خودشناسی و خویشتن پذیری، کاهش احساس حقارت و تعدیل در خود بزرگ بینی اشاره کرد
در پژوهش حاضر، تأثیر رویدادهای تنیدگیزای زندگی بر سلامت جسمانی و روانی بررسی شده است. از آنجا که چنین رویدادهایی منجر به حالات هیجانی منفی میشوند و سلامت شخص را در معرض تهدید قرار میدهند، هدف اصلی این پژوهش، شناخت میزان تأثیر عوامل تنیدگیزا بر سلامت جسمانی و روانی بود. بدین منظور نمونهای مشتمل بر 392 دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب در مقطع کارشناسی به گونه تصادفی انتخاب و براساس ”پرسشنامه رویدادهای زندگی“ (LEQ) و ”پرسشنامه سلامت عمومی“ (GHQ) ارزشیابی شدند. نتایج حاصل، معناداری َرابطة بین تنیدگی با سلامت جسمانی و روانی را مورد تأیید قرار دادند و این نکته را نیز آشکار کردند که تفاوت بین میزان تنیدگی در دو گروه دانشجویان مذکر و مؤنث معنادار نیست. افزون بر آن، نشان داده شد که اثر تنیدگی بر سلامت جسمانی دانشجویان مذکر و مؤنث معنادار است اما اثر تنیدگی بر سلامت روانی آنان معنادار نیست. در نهایت، یافتههای پژوهش حاضر با برجسته کردن این امر که رویدادهای تنیدگیزای زندگی، پیامدهای روانی و جسمانی زیانآوری برای افراد دارند و میتوانند احتمال پدیدآیی و گسترش بیماریهای جسمانی و روانی را در آنان افزایش دهند، بر ضرورت استفاده از برنامههای پیشگیری در تعدیل نسبی اثرات تنیدگی ناشی از رویدادهای زندگی صحه گذاشته است.
هدف: اعتیاد یک بیماری جسمی ـ روحی و روانی به شمار میآید که به دلیل ماهیت پیشروندهاش در همه ابعاد زندگی سلامتی فرد، خانواده و جامعه را به خطر میاندازد. در پژوهش حاضر به مقایسه ویژگیهای شخصیتی و سلامت روانشناختی افراد بهبودیافته و بازگشت کننده به مصرف موادمخدر پرداخته شده است. روش اجرا: این تحقیق از نوع پس رویدادی بود که جامعه آماری آن را 100 نفر از معتادان مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد سازمان بهزیستی شهرستان لاهیجان و همین طور 100 نفر بهبودیافته تشکیل داد. این تحقیق از خرداد تا شهریور 90 انجام پذیرفت. از پرسشنامه ی کلونینجر (کلونینجر، 1991) برای تعیین ویژگیهای شخصیتی و از پرسشنامه ی SCL-90-R (دروگاتیس و همکاران، 1976) برای تعیین سلامت روانشناختی این افراد استفاده شد. یافتهها: نتایج نشان داد که بین سلامت روانشناختی افراد بهبودیافته و بازگشت کننده به موادمخدر تفاوت معناداری وجود دارد. از بین ویژگیهای شخصیتی متغیر، خودراهبری و نوجویی و از عاملهای مربوط به سلامت روانشناختی، خودبیمارانگاری، افسردگی، وسواس (01/0>p) و حساسیت (05/0>p) احتمال بازگشت به مصرف مواد را در درمانجویان پیشبینی کردند.