با اندکی غور و بررسی در تاریخچه نیایش (به عنوان راهبردی اثربخش) می توان سابقه نیایش را با آفرینش بشر همراه دانسته، منشا آن را در دوران های مختلف کشاورزی، صنعتی و فراصنعتی با تغییرات پیوسته و اصلاحات آرام در محتوا و فرایند آن جستجو نمود.نیایش در بررسی پژوهشگرانه فرهنگ های فارسی به معانی پرستش، دعای نیکو ، آفرین، دعا از روی تضرع و زاری، عبادت، ستایش و دوستی و مهربانی آمده است. در نیایش انسان به عنوان نیایشگر یا نیایش کن به ستایش و سپاس معبود خویش یعنی صانع حقیقی جهان پرداخته، نیازهای خویش را با حالت گریه و زاری و وضعیت بدنی خاص که دال برخضوع و خشوع می باشد به گونه ای از دل به زبان می راند که به اجابت آن امیدوار بوده، در انتظار پاسخ آنها ثانیه شماری می نماید.از میان گفت و گوها می توان به مکالمه دو نفری یعنی نماز که در آن تبادل کلام و تعامل در شراکت برگفت و گوهای تک نفری و همچنین گفت و گوهای درون فردی رجحان دارد، اشاره نمود.در نماز که برجسته ترین نشانه های معرفت می باشد، از یک سوی بشر و از سوی دیگر خدای عزوجل، عابد و معبود، طالب و مطلوب، محب و محبوب همچون دو دلداده با کلام دلنشین و سخن موزون به مصداق سخن کز دل برون آید نشیند لاجرم بر دل، به راز و نیاز سرگرم می شوند، در این موقعیت انسان به عنوان نیایشگر یا نیایش کن و آفریدگار به عنوان نیایش شونده و یا نیایش پذیر و مجیب (اجابت کننده) خوانده می شوند.پژوهشگر در این مقاله ضمن تبیین مفاهیم حقیقی نیایش، مؤلفه ها و رموز آن را روشن نموده، فلسفه و منشا نیایش را در اسلام از جهات شناختی، اخلاقی، عاطفی، اجتماعی و سیاسی مورد بحث قرار داده با ذکر نمونه هائی از آن نیایش را از انگیزه های معرفت شناسی دانشجو به پیوندجویی و رشد خلاقیت فردی معرفی نموده، در پایان تحقیق ضمن تحلیل نتائج اخلاقی، تربیتی و اجتماعی راهبردهائی را در جهت ترویج فرهنگ نیایش در دانشگاه ارائه داده است.
هدف از این پژوهش پیش بینی کاهش مصرف مواد در دانش آموزان دبیرستانی، بر اساس دلبستگی به خدا، نگرش مذهبی، حمایت اجتماعی و هیجان خواهی بود. آزمودنی های پژوهش شامل 600 دانش آموز بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از میان دانش آموزان پسر دبیرستان های شهرستان نجف آباد (اصفهان) در سال تحصیل 92-1391 انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از سیاهه گرایش به مصرف مواد مخدر قربانی، پرسش نامه دلبستگی به خدا بک و مک دونالد، پرسش نامه نگرش مذهبی سراج زاده، پرسش نامه حمایت اجتماعی فلمینگ و همکاران و مقیاس هیجان خواهی فرم پنجم زاکرمن استفاده شد. نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیری نشان داد حدود 47 درصد از واریانس گرایش یا عدم گرایش به مصرف مواد توسط دلبستگی به خدا، نگرش مذهبی، حمایت اجتماعی و هیجان خواهی و حدود 52 درصد از واریانس گرایش یا عدم گرایش به مصرف مواد توسط مؤلفه های توکل به خدا، ماجراجویی یا خطرپذیری، حمایت خانواده و بعد اعتقادی تبیین می شود. همچنین ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که دلبستگی به خدا (41/0- r=)، نگرش مذهبی (35/0- r=)، حمایت اجتماعی (29/0- r=) و هیجان خواهی (18/0 r=) با گرایش به مصرف مواد همبستگی معنی داری دارند (05/0P<). با توجه به نقش عوامل و ویژگی های مذهبی، خانوادگی و شخصیتی در گرایش به مصرف مواد مخدر، پیشنهاد می شود برای پیشگیری از گرایش به مصرف مواد در نوجوانان و جوانان، به تقویت دلبستگی به خدا، نگرش مذهبی، حمایت اجتماعی و تعدیل هیجان خواهی در دانش آموزان از سنین پایین پرداخته شود.
استرس یکی از عوامل مؤثر در کاهش عملکرد کارکنان است. تحقیقات بسیاری، برخی از عوامل مرتبط با استرس را بررسی کرده اند. هدف این پژوهش بررسی نقش شخصیت و هوش هیجانی در استرس ادراک شده در میان کارکنان بود. شرکت کنندگان این تحقیق، 306 نفر از کارکنان شرکت موتوژن تبریز بودند. از آن ها خواسته شد پرسشنامه شخصیتی NEO-FFI (کوستا و مک کری، 1992)، آزمون هوش هیجانی (برادبری و گریوز، 2005) و مقیاس استرس ادراک شده (14-PSS؛ کوهن و همکاران، 1983) را تکمیل کنند. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه سلسله مراتبی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که روان رنجورخویی با استرس ادراک شده رابطه مثبت، و سایر عوامل شخصیت (به غیر از انعطاف پذیری) و ابعاد هوش هیجانی با استرس ادراک شده رابطه منفی داشتند (01/0p<). تأهل، سطح تحصیلات، روان رنجورخویی، خودمدیریتی و مدیریت روابط نقش معنی داری در پیش بینی استرس ادراک شده داشتند و این عوامل 7/56 درصد واریانس استرس ادراک شده را تبیین کردند (567/0=R2). نتایج این تحقیق، بیانگر این است که مداخلات روان درمانی و آموزش های روانی کارکنان شرکت های تولیدی و کارخانجات، می توانند در کنار عوامل جمعیت شناختی بر برخی از مؤلفه های هوش هیجانی و همچنین بر روان رنجورخویی توجه داشته باشند.
هدف این پژوهش پاسخ به این سؤال است که آیا سبک های هویت می توانند سبک های خودتعیین گری مذهبی را پیش بینی کنند؟ نمونه مورد مطالعه، تعداد 346 دانش آموز دورة پیش دانشگاهی (18 تا 21 سال) شهرستان زاهدان بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه خودتعیین گری مذهبی (SRQ-R) و پرسش نامه سبک های هویت ISI-6G)) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد. نتایج نشان داد سبک های هویت هنجاری و هویت سردرگم/ اجتنابی می توانند سبک خودتعیین گری مذهبی درون فکنی شده را پیش بینی کنند. همچنین سبک های هویت هنجاری و هویت اطلاعاتی می توانند سبک خودتعیین گری مذهبی خودپذیر را پیش بینی کنند.
زمینه و هدف:خواهران و برادران کودکان با نشانگان داون در معرض انواع خطرات و آسیب های روان شناختی قرار دارند، بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بخشی آموزش تاب آوری بر سلامت روانی خواهران و برادرانِ کودکان با نشانگان داون صورت گرفت.
مواد و روش ها : پژوهش مذکور از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری بود. جامعه آماری آن کلیه دختران و پسران 14 تا 18 ساله دارای خواهر یا برادر با نشانگان داون بودند. 30 نفر از خواهران و برادران کودکان با نشانگان داون به روش نمونه گیری از کل جامعه انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایشی و کنترل تقسیم شدند. ابزار پژوهش، مقیاس سلامت روانی 28 بود که دو مؤلفه بهزیستی روانی و درماندگی روانی را شامل می شد.
یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس مختلط به همراه اندازه گیری مکرر نشان داد که بهزیستی روانی خواهران و برادران کودکان با نشانگان داون گروه آزمایشی در مرحله پس آزمون به طور معنی داری افزایش و درماندگی روانی شان کاهش یافته و اثرات مشاهده شده در مرحله پیگیری پایدار مانده بود. از سوی دیگر تأثیر شرکت در برنامه آموزش تاب آوری بر اساس جنسیت معنی دار نبود.
نتیجه گیری:یافته های پژوهش نشان داد که آموزش مهارت های مرتبط با تاب آوری می تواند سلامت روانی خواهران و برادران کودکان با نشانگان داون را افزایش دهد.
همزمان با تغییرات سریع فنون و مهارت ها و ظهور پدیده های نوین در فناوری اطلاعات و تأثیر آن ها بر شیوه ها و روش های زیستن فرایند یادگیری نیز که یکی از ارکان اساسی و بنیادین جوامع است متحول و دگرگون شده است. گسترش تحولات در عرصه فناوری اطلاعاتی و ارتباطی تاًثیرات چشمگیری روی جنبه های مختلف زندگی بشر برجای گذاشته است که در این میان بر آموزش نیز بی تاًثیر نبوده است، تا جایی که موجبات پیدایش نوع جدیدی از یادگیری به نام یادگیری الکترونیکی را فراهم آورده است، این در حالی است که آموزش و یادگیری الکترونیکی به عنوان پارادایمی جدید، توانسته است پاسخگوی حجم عظیمی از نظام آموزش و یادگیری کنونی باشد. در این مقاله، ضمن پرداختن به مفهوم یادگیری، یادگیری الکترونیکی، مزایا و ویژگی ها، اهمیت و ضرورت یادگیری الکترونیکی در سازمان ها به بررسی تاثیر فناوری اطلاعات بر بهبود و توسعه کیفیت یادگیری، محیط یادگیری و غیره خواهد پرداخت.
هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد کارکرد خانواده در فرایند مشاوره خانواده با جهت گیری اسلامی است. به این منظور از روش نظریه برخاسته از داده ها استفاده شد. بنابراین از مطالعه منابع و متون دینی و مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته استفاده گردید. نمونه گیری به روش نظری انجام شد. داده ها از طریق مطالعه منابع و مصاحبه با کارشناسان و یادداشت های فنی جمع آوری شدند. داده ها با استفاده از کد گذاری باز،کد گذاری محوری و کد گذاری گزینشی مورد تحلیل قرار گرفت. در مجموع تعداد 65 گزاره مفهومی استخراج گردید. سپس گزاره های مفهومی با توجه به ماهیت مشترک در مقولات کلی تر طبقه بندی شدند و 10 مقوله کلی به دست آمد. براساس پارادایم کدگذاری محوری الگوی تجسمی ابعاد کارکرد خانواده در ترسیم و در مرحله کدگذاری گزینشی نظریه میانی تدوین شد. یافته های پژوهش نشان داد مقوله هسته ای تعالی خانواده است که ابعاد نقش ها و وظایف، ارتباطات، حریم ها و رفتار به عنوان شرایط علی می تواند عامل تعالی خانواده باشد، تعالی خانواده تحت تأثیر دو بعد تقویت و کنترل قرار می گیرد به گونه ای که بعد کنترل مانع آسیب به خانواده شده و بعد تقویت زمینه تقویت سایر ابعاد را فراهم می سازد. تعامل تعالی خانواده با سایر ابعاد باعث می شود انسان در درون خانواده به تعالی و رشد فردی برسد. براساس یافته های پژوهش الگوی نظری مشاوره خانواده با جهت گیری اسلامی تدوین می شود که می توان براساس آن خانواده را ارزیابی، آسیب شناسی و درمان نمود.
پژوهش حاضر به منظور بررسی وضعیت فضای فیزیکی و تجهیزات(آموزشی و پرورشی) و مقایسه آنها با استانداردها و شاخص های برنامه توسعه کشوری در مدارس دولتی و غیردولتی متوسطه عمومی در شهر تبریز در سال تحصیلی 1390-1389 انجام شده است. روش تحقیق از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ نوع، توصیفی پیمایشی می باشد. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه مدارس عمومی دولتی و غیردولتی به همراه مدیران مدارس، 321 می باشد. حجم نمونه ی آماری شامل 114 مدرسه متوسطه به همراه مدیران و 20 کارشناس آموزش متوسطه می باشد که به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای سنجش وضعیت فضا و تجهیزات از پرسشنامه و استانداردهای سازمان نوسازی مدارس و شاخص های برنامه توسعه کشوری استفاده شده است. نتایج مستخرج از SPSS وضعیت فضاهای آموزشی و ساختمان مدارس از نظر موقعیت مکانی(دور بودن از آلودگی هوا، صوتی، کارخانجات، ...) در حالت مطلوب و تجهیزات آموزشی و پرورشی در سطح متوسط و فضاهای پرورشی نامطلوب می باشند. میانگین سرانه فضاهای آموزشی و پرورشی به جز فضاهای پرورشی پایین تر از میانگین سرانه استاندارد نوسازی مدارس هستند. کلیه مدارس متوسطه نظری شهر تبریز به شاخص اوّل برنامه توسعه کشوری(شاخص تراکم دانش آموزی) رسیده اند و در حالت مطلوب می باشند و در سایر شاخص ها با سند توسعه کشوری فاصله دارند.
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین جدایی روان شناختی و سبک های هویتی دانشجویان انجام گرفت. در مطالعه مقطعی حاضر، 204 دانشجوی کارشناسی ترم اول دانشگاه تبریز با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شده و پرسشنامه های سبک هویتی برزونسکی و جدایی روان شناختی هافمن را تکمیل کردند.
برای ارزیابی روابط بین مقیاس های فرعی سبک-های هویتی و خرده مقیاس های جدایی روان-شناختی (استقلال نگرشی، هیجانی، تعارضی و کنشی) از تحلیل همبستگی کانونیک بهره گرفته شد.
نتایج تحلیل نشان دادند که ابعاد استقلال هیجانی، نگرشی و کنشی در بین دانشجویان دختر و پسر به طور معنا داری متفاوت بوده و این تفاوت ها به سود پسران می باشد. هم چنین در بین دختران، استقلال نگرشی از پدر و استقلال هیجانی از مادر و در بین پسران استقلال کنشی از مادر مهم ترین پیش بینی کننده های سبک هویت اطلاعاتی بودند. مؤلفه های استقلال نگرشی و کنشی از پدر نقش پیش بینی کننده منفی در سبک هویتی هنجاری دانشجویان دختر و استقلال نگرشی از مادر و هیجانی از پدر، سبک هویتی هنجاری دانشجویان پسر را به صورت منفی پیش بینی کردند. علاوه بر این، استقلال هیجانی و تعارضی از مادر می تواند سبک هویت اجتنابی را در دانشجویان دختر تبیین نماید. یافته های این پژوهش می تواند به عنوان مقدمه ای جهت برنامه-ریزی مداخلات آموزشی و روان شناختی در بین دانشجویان با توجه به فرهنگ ایران مورد استفاده قرار گیرد.
هدف اساسی پژوهش حاضر بررسی رابطه بین کارآفرینی مدیران و بهره وری خدمات آنان و تعیین الگوی ریاضی برای بهره وری خدمات مدیران بر اساس کارآفرینی در دانشگاه آزاد اسلامی است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه مدیران واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی تشکیل می دهد. با روش نمونه گیری تصادفی مرحله ای و طبقه ای تعداد 474 نفر از مدیران واحدهای مناطق مختلف دانشگاه آزاد اسلامی و به ازای هر مدیر 3 کارمند تحت سرپرستی آنها یعنی 1422 نفر انتخاب شدند. از بین این تعداد، 456 پرسشنامه مربوط به مدیران و 1368 پرسشنامه مربوط به کارمندان آنها تکمیل و تحلیل شد. ابزار سنجش عبارتند از پرسشنامه های محقق ساخته کارآفرینی و بهره وری خدمات مدیران است که پرسشنامه کارآفرینی روی مدیران و پرسشنامه بهره وری به طور همزمان روی سه نفر از کارمندان آنها اجرا گردید. نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیری خطی نشان می دهد که بین کارآفرینی و بهره وری خدمات مدیران رابطه وجود دارد (=0.11, P0.05)، و الگوی ریاضی برای بهره وری خدمات مدیران در واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی بر اساس کارآفرینی به قرار زیر است: 137.803 + کارآفرینی مدیران =0.11× بهره وری.