پژوهش حاضر با هدف تحلیل ساختاری روابط متغیرهای منابع اطلاعات خودکارآمدی، باورهای خودکارآمدی، هدف گذاری و خود تنظیمی با عملکرد ریاضی انجام شد. جامعه پژوهش کلیه دانش آموزان پایه نهم مقطع متوسطه اول شهرستان سنندج هستند که از این جامعه به شیوه تصادفی، نمونه ای به حجم 396 دانش آموز انتخاب گردید. ابزارپژوهش پرسشنامه های منابع اطلاعات خودکارآمدی در ریاضیات، پرسشنامه هدف گذاری، پرسشنامه خودکارآمدی ریاضی و پرسشنامه خودتنظیمی ریاضی بود. نتایج حاصل از آلفای کرانباخ و تحلیل عاملی تائیدی مرتبه اول بیانگر پایایی و روایی مناسب ابزار پژوهش بود. داده ها با استفاده از تکنیک آماری مدل یابی معادلات ساختاری (تحلیل مسیر تاییدی ) با نرم افزار LISREL 8/50 تحلیل شد، نتایج بیانگر آنند : • متغیر باورهای خودکارآمدی دارای اثر مستقیم، مثبت و معنادار در سطح 01/0 بر عملکرد ریاضی به مقدار (589/0) و فاقد اثر غیر مستقیم و اثرکل بر متغیر عملکرد ریاضی برابر با (589/0) می باشد. • متغیر هدف گذاری دارای اثر مثبت، مستقیم و معنادار در سطح 01/0 بر عملکرد ریاضی به مقدار (453/0)، اثر غیر مستقیم مثبت (211/0) و اثر کل (664/0) بر متغیر عملکرد ریاضی می باشد. • متغیرخود تنظیمی دارای اثر مثبت، مستقیم و معنادار در سطح 01/0 بر عملکرد ریاضی به مقدار (326/0)، اثر غیر مستقیم مثبت(190/0) و اثر کل (516/0) بر متغیر عملکرد ریاضی می باشد. • متغیر منابع اطلاعات خودکارآمدی دارای اثر مثبت، مستقیم و معنادار در سطح 01/0 بر عملکرد ریاضی به مقدار (113/0)، اثر غیر مستقیم مثبت (541/0) و اثر کل (654/0) بر متغیر عملکردریاضی می باشد.
هدف از اجرای پژوهش بررسی تاثیر مداخلات چند بعدی انگیزشی- رفتاری بر عملکرد و انگیزه تحصیلی بود. از یک طرح شبه آزمایشی پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان دختر پایه هفتم مقطع متوسطه اول دبیرستان های دولتی شهر سمنان در سال تحصیلی 92-93 بودند. شرکت کنندگان 72 دانش آموز (38 نفر کنترل و 34 نفر آزمایش) دختر پایه اول متوسطه اول شهر سمنان بودند که به شیوه نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. مؤلفه های رفتاری در 12 جلسه آموزش داده شد. همه آنها پرسشنامه های انگیزش پیشرفت هرمنس(1970) و پرسشنامه چند عاملی انگیزش تحصیلی سمنان (پورآقا و طالع پسند، 1393) را تکمیل کردند. داده ها با مدل تحلیل کوواریانس تحلیل شدند. یافته ها نشان داد مداخله انگیزشی- رفتاری بر مؤلفه های برنامه ریزی، مدیریت تکلیف و پافشاری اثر بخش بود. افزون برآن، مداخلات چند بعدی انگیزشی بر نمره کل عملکرد، سخت کوشی و اعتماد اثر معنادار داشت. مداخله انگیزشی- رفتاری برای افزایش انگیزش و عملکرد در مدارس کارامد بوده و استفاده از آن توصیه می شود.
این پژوهش با هدف تعیین عوامل مؤثّر بر تاب آوری تحصیلی در سه سطح فردی- شخصیتی، خانواده و مدرسه به صورت پیمایشی و با روش نمونه گیری خوشه ای روی 250 دانش آموز، 192 دختر و 58 پسر در مقطع متوسّطة مناطق کمتر توسعه یافته در شهرستان مبارکه انجام شده است. نتایج حاصل از رگرسیون سلسله مراتبی (HLM) نشان می دهد که متغیّرهای سطح فردی (عزّت نفس و انگیزش تحصیلی) و سطح خانواده (سرمایة اجتماعی خانواده) تأثیر معناداری بر تاب آوری تحصیلی دارند. همچنین برخلاف ارتباط متغیّرهای سطح مدرسه با تاب آوری تحصیلی با ورود متغیّرهای سطوح دیگر در مدل نهایی، این تأثیر غیرمعنادار می شود. در نهایت بر اساس یافته های مذکور، پیشنهادهایی برای بهبود تاب آوری تحصیلی ارائه شده است.
هدف پژوهش حاضر، تعیین رابطه خودکارآمدی تحصیلی و پیشرفت تحصیلی با تأکید برنقش واسطه ای متغیرهای درگیری شناختی، درگیری انگیزشی و رفتاری دانشجویان زبان انگلیسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرعباس می باشد. برای این منظور با استفاده از فرمول کرجسی و مورگان و به روش تصادفی ساده، تعداد 230 از دانشجویان انتخاب شدند. پس از تحلیل پرسش نامه، نتایج نشان داد که مدل با داده های این پژوهش، برازش مناسبی دارد و تأثیر مستقیم خودکارآمدی تحصیلی، درگیری عاطفی، درگیری شناختی و درگیری رفتاری بر پیشرفت تحصیلی تأیید شد. متغیر درگیری شناختی، نسبت به سایر متغیرهای بررسی شده در مدل، بیشترین اثر مستقیم را بر پیشرفت تحصیلی دارد. همچنین متغیر خودکارآمدی تحصیلی علاوه بر اثر مستقیم، از طریق متغیرهای واسطه ای درگیری عاطفی، درگیری شناختی و درگیری رفتاری، بر پیشرفت تحصیلی اثر غیرمستقیم دارد.
علاوه این نتایج نشان داد که، ضرایب مسیر در مدل دانشجویان دختر (خودکارآمدی تحصیلی، درگیری شناختی، انگیزشی و رفتاری با پیشرفت تحصیلی)؛ از لحاظ آماری معنی دارتر از ضرایب مسیر مدل دانشجویان پسر است اما در سایر ضرایب مسیر بین مدل دانشجویان زبان انگلیسی دختر و پسر ، تفاوت معنی داری مشاهده نشد.
مقدمه: هدف اساسی پژوهش حاضر مقایسه ابعاد سرشت و منش و نظم جویی شناختی هیجانی در دانشجویان مضطرب و سالم بود. روش: در این مطالعه که از نوع علی -مقایسه ای بود، شرکت کنندگان پژوهش را 87 نفر مضطرب و 87 نفر سالم تشکیل داده که از بین دانشجویان دانشگاه پیام نور رشت انتخاب شده بودند. گروهها بر اساس ویژگی های جمعیت شناختی همتاسازی شدند و پرسشنامه های نظم جویی شناختی هیجانی و سرشت و منش را تکمیل نمودند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین دو گروه مضطرب و سالم در تمامی مؤلفه های نظم جویی شناختی هیجانی و هم چنین آسیب پرهیزی، خود-راهبردی، همکاری و خود-فراروی در ابعاد سرشت و منش تفاوت معناداری وجود دارد. نتیجه گیری: این یافته ها نشان می دهند که نظم جویی شناختی هیجانی و ابعاد سرشت و منش، اضطراب افراد را تحت تأثیر قرار می دهند.
هدف پژوهش حاضر پیش بینی نگرانی بر اساس سیستم های فعال ساز و بازداری رفتاری، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و عدم تحمل بلاتکلیفی در دانشجویان بود. پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع بنیادی و به لحاظ نحوه جمع آوری داده ها از نوع همبستگی بود. به همین منظور از میان دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی تبریز در سال تحصیلی 94-93، 200 نفر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. از مشارکت کنندگان درخواست شد که به مقیاس های سیستم فعال ساز و بازداری رفتاری(BAS/BIS)، پرسش نامه تنظیم شناختی هیجان (SERQ)، مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی (IUS) و پرسش نامه حالت نگرانی ایالت پنسیلوانیا (PSWQ) پاسخ دهند. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس و رگرسیون گام به گام استفاده گردید. نتایج نشان داد که متغیرهای سیستم بازداری رفتاری، راهبردهای منفی تنظیم شناختی هیجان و عدم تحمل بلاتکلیفی با نگرانی رابطه مثبت و معنی دار دارند (01/0> P)، و رابطه راهبردهای مثبت تنظیم شناختی هیجان با نگرانی منفی و معنی دار بود (01/0> P). این متغیرها در مجموع قادر به پیش بینی 1/54 درصد از واریانس نگرانی هستند (001/0>P). همچنین رابطه متغیر سیستم فعال ساز رفتاری با نگرانی معنادار نبود. نگرانی با تنوعی از پیامدهای منفی شامل درجه بالایی از واکنش پذیری هیجانی و سبک های تنظیم ناکارآمد مرتبط است. بنابراین، یافته های پژوهش حاضر دارای تلویحات عملی در عرصه های بالینی است
مقدمه: سرطان پستان، شایع ترین نوع سرطان در زنان است و این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان فعال سازی رفتاری به شیوه ی گروهی بر سبک های اسنادی، کیفیت زندگی و افسردگی زنان مبتلا به سرطان پستان انجام گرفت.
روش کار: این کارآزمایی بالینی با استفاده از طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه شاهد انجام شد. از بین تمام زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به بیمارستان امید مشهد در سال 1394، 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمون و شاهد قرار داده شدند. گروه آزمون طی 8 هفته تحت درمان فعال سازی رفتاری قرار گرفتند در حالی که گروه شاهد در لیست انتظار برای دریافت درمان قرار داشتند. پرسش نامه های سبک های اسنادی پیترسون و سلیگمن (ASQ)، کیفیت زندگی (SF-36) و افسردگی بک- ویرایش دوم (BDI-II) در پیش آزمون و پس آزمون مورد استفاده قرار گرفت. داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس چندگانه در نرم افزار SPSS نسخه ی 22 تحلیل شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که درمان فعال سازی رفتاری به شیوه ی گروهی منجر به تغییر سبک های اسنادی (001/0>P)، افزایش معنی دار کیفیت زندگی (001/0>P) و کاهش افسردگی (001/0>P) در مقایسه با گروه شاهد می شود.
نتیجه گیری: به نظر می رسد فعال سازی رفتاری به شیوه ی گروهی منجر به بهبود سبک های اسنادی، کیفیت زندگی و افسردگی زنان مبتلا به سرطان پستان می شود.
مهارت جرأت ورزی یا رفتار جرأت ورزانه نقش مهمی در برقراری و حفظ ارتباطات و تعاملات بین فردی دارد. جرأت ورزی در مفهوم به معنای توانایی دفاع از مواضع خود، دستیابی به اهداف و فائق آمدن بر دشواری ها، مصمم بودن در رفتار بدون آسیب رساندن به حقوق دیگران و کنترل تکانه های پرخاشگرایانه است. از همین رو شناسایی پیش آیندهای آن مورد توجه محققان بوده است. هدف این پژوهش بررسی نقش واسطه ای تنظیم هیجان در رابطه الگوهای ارتباطات خانواده و استادان با جرأت ورزی است. در این مدل الگوهای ارتباطی خانواده و استادان به عنوان متغیر برون زاد، تنظیم هیجان به عنوان متغیر واسطه ای و جرأت ورزی به عنوان متغیر درون زاد در نظر گرفته شدند. در این مطالعه 317 دانشجوی دختر و پسر دوره کارشناسی سال تحصیلی 91-92 دانشگاه شیراز شرکت داشتند که به شیوه خوشه ای چند مرحله ای تصادفی انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از چهار ابزار الگوهای ارتباطی خانواده، الگوهای ارتباطی استادان، مقیاس جرأت ورزی سازگارانه و پرخاشگرانه و پرسش نامه ی تنظیم هیجان استفاده شد. برای تعیین پایایی پرسش نامه ها از روش آلفای کرونباخ و جهت احراز روایی مقیاس ها از روش تحلیل عوامل استفاده شد. شواهد مؤید پایایی و روایی مطلوب مقیاس ها بود. به منظور بررسی مدل پژوهش، از تحلیل مسیر استفاده شد. به طور کلی نتایج حاکی از آن بود که جهت گیری گفت وشنود و هم نوایی به منزله ابعاد الگوهای ارتباطات خانواده به صورت مستقیم قدرت پیش بینی جرأت ورزی را دارند. همچنین جهت گیری گفت وشنود خانواده و هم نوایی استادان به ترتیب پیش بینی کننده ی مستقیم راهبردهای بازارزیابی شناختی و سرکوب ابرازی تنظیم هیجان هستند. علاوه بر این، راهبرد بازارزیابی شناختی تنظیم هیجان رابطه ی میان جهت گیری گفت وشنود خانواده و جرأت ورزی سازگارانه را واسطه گری می کند. بنابراین، هر چه افراد فضای ارتباطی خانواده را بر مبنای جهت گیری گفت وشنود بیشتر ادراک کنند به میزان بیشتری می توانند از راهبرد بازارزیابی شناختی تنظیم هیجان استفاده کنند و به تناسب آن رفتار جرأت ورزی سازگارانه افزایش می یابد.
هدف از این پژوهش، بررسی تاثیر آموزش مهارت های ارتباطی از مجموعه مهارت های زندگی بر عزت نفس بود. جامعه این پژوهش تمامی دختران 15-13 ساله ساکن در مراکز شبانه-روزی بهزیستی تهران در سال 1387 بود، که تعداد30 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند و به گونه تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش جایگزین شدند.پژوهش در سه مرحله پیش آزمون، مداخله (آموزش) و پس آزمون انجام شد. در فرایند آموزش به گروه آزمایش، مهارت های ارتباطی از مجموعه آموزشی سازمان بهداشت جهانی در ده جلسه دو ساعته در ده هفته آموزش داده شد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت بود.سپس برای تحلیل داده ها از آزمون کوواریانس استفاده شد.نتایج بدست آمده از این مطالعه، نشان داد که آموزش مهارت های ارتباطی روش موثری در افزایش عزت نفس دختران 13 تا 15 ساله ساکن مراکز شبانه روزی بهزیستی است.