فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۲۱ تا ۶۴۰ مورد از کل ۱٬۳۲۶ مورد.
اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیکی گروهی (مبتنی بر آموزش مهارت ها) بر پرخاشگری نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با توجه به اینکه پرخاشگری پیامدهای زیانباری برای نوجوان و اطرافیان آنها دارد، این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیکی گروهی (مبتنی بر آموزش مهارت ها) بر پرخاشگری نوجوانان انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی به صورت پیش آزمون-پس آزمون با دو گروه آزمایش و کنترل می باشد. نمونه آماری شامل 24 نوجوان پرخاشگر (با توجه به نمره حاصله از پرسشنامه پرخاشگری باس و پری ) بودند که از بین مدارس شبانه روزی انتخاب شدند و پس از موافقت با شرکت در پژوهش، به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. ابزار این پژوهش، پرسشنامه پرخاشگری باس و پری بوده. معیار ورود به پژوهش، کسب نمره یک انحراف استاندارد بالای میانگین در این مقیاس بود. روش درمانی پژوهش، شامل هشت جلسه درمانی بر اساس دستورالعمل اجرایی میلر و همکاران بود. یافته ها: با توجه به یافته های پژوهش، رفتار درمانی دیالکتیک باعث کاهش پرخاشگری نوجوانان گردید. در بررسی ابعاد پرخاشگری شامل رفتاری(فیزیکی و کلامی )، شناختی و هیجانی بر اساس آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری، آثار بین آزمودنی های فقط بعد هیجانی پرخاشگری به سطح معنا داری آماری رسید. نتیجه گیری: رفتار درمانی دیالکتیکی گروهی مبتنی بر آموزش مهارت ها، از طریق اثرگذاری بر بعد هیجانی پرخاشگری باعث بهبودی پرخاشگری نوجوانان می گردد. با وجود این، رفتار درمانی دیالکتیک گروهی طی یک دوره درمانی 8 جلسه ای برای کاهش ابعاد رفتاری و شناختی پرخاشگری نوجوانان کافی نیست. این امر لزوم یک مداخله جامع تر برای کاهش دو بعد دیگر را یادآور می سازد.
مقایسة سبک های هویت و کیفیت دوستی در دانش آموزان دختر و پسر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، مقایسة سبک های هویت و کیفیت دوستی در نوجوانان دختر و پسر شهرستان خاش بود. بدین منظور تعداد ۴۰۰ دانش آموز دختر و پسر (۱۹۹ دختر و ۲۰۱ پسر) به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای از سطح شهرستان خاش انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامة سبک های هویت برزونسکی (۱۹۹۲) و پرسشنامة کیفیت دوستی ظهره وند و حجازی (۱۳۷۹) بود. به منظورِ تجزیه و تحلیل داده ها، از آزمون t برای مقایسة میانگین دو گروه مستقل استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان دهندة تفاوت معنادار بین میانگین نمرات گروه دختران و پسران در کلیة مؤلفه های پرسشنامة سبک های هویت به غیر از سبک سردرگم- اجتنابی است. همچنین، بین میانگین نمرات گروه دختران و پسران در نمرة کل پرسشنامة کیفیت دوستی و در مؤلفة رضایت مندی حداقل در سطح اطمینان، ۹۵ درصد تفاوت معناداری وجود ندارد؛ ولی در مؤلفه های مجاورت، خود فاش سازی و اعتماد بین میانگین نمرات گروه دختران و پسران تفاوت معناداری وجود دارد.
پرخاشگری کودکان
منبع:
پیوند ۱۳۶۵ شماره ۸۴
حوزههای تخصصی:
مقایسه عوامل زمینه ساز تقاضای طلاق بر حسب جنسیّت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر عوامل طلاق بر حسب جنسیّت در افراد متقاضی طلاق در دادگاه های خانواده تهران ( شهید محلاتی- ونک) طی سال های ۱۳۸۵-۱۳۸۶بررسی شد. افراد گروه نمونه شامل ۳۰۰ نفر ارجاعی از دادگاه ها و روش پژوهش توصیفی و مقطعی، با انجام دادن مصاحبه ساخت یافته بوده است. دلایل تقاضای طلاق پس از مصاحبه مشخص شده و به صورت عوامل اقتصادی، روانی، فرهنگی-اجتماعی، مشکلات جنسی، جسمی، اعتیاد، خشونت و ازدواج مجدد دسته بندی شد. داده ها به صورت فراوانی و درصد نمایش داده شد و با آزمون کای دو در 2 گروه مرد و زن مقایسه شد. نتایج نشان داد هرچند بیش ترین دلیل طلاق در هر دو جنسیّت (۴/۸۴ ٪ از زنان و۹۰٪ از مردان) عدم تفاهم و سازش بوده است؛ اما تقاضای طلاق در زنان بیش تر تحت تأثیر عوامل اقتصادی ، خشونت ، مشکلات جنسی و اعتیاد بوده در حالی که مردان بیش تر به دلیل مشکلات فرهنگی-اجتماعی متقاضی طلاق بوده اند. ا ز نتایج پژوهش حاضر در برنامه ریزی لازم در آموزش و مشاوره های قبل از ازدواج، همچنین لزوم آگاه سازی زوجین در زمینه دریافت مشاوره تخصصی در زمان بروز مشکل و اقدام به طلاق می توان برای پیشگیری از وقوع طلاق به کار گرفته شود.
ویژگی های افراد خردمند بر پایه نظریه های ضمنی: با نگاهی بر تفاوت گروه های سنی و جنسیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی ویژگی های افراد خردمند در قالب نظریه های ضمنی بر پایه یک پژوهش کیفی و کمی انجام شد. شرکت کنندگان 334 نفر بودند (189 مرد و 145 زن) که بطور تصادفی انتخاب و در سه گروه سنی نوجوان (113 نفر)، جوان (134 نفر) و میانسال (87 نفر) جایگزین شدند و پرسشنامه باز پاسخ خردمندی محقق ساخته را پرکردند. یافته ها نشان داد در کل نمونه افراد به صفت/ رفتار همه جانبه نگری به عنوان اولین صفت/ رفتار با 1/39 درصد اشاره کردند و سایر صفات/ رفتارها به ترتیب باایمان، متفکر و منطقی، صبور و باگذشت، صاحب علم و دانش، مهربان، اهل احترام به خود و دیگران، عاقل، آینده نگر و باهوش بود. در مردان و زنان اولین صفت/رفتار عاقل بود که به ترتیب 4/35 و 8/44 درصد را به خود اختصاص داده بود و صفت/ رفتارها با ترتیب هایی متفاوت فقط در ویژگی های باایمان، باهوش، آینده نگر، متفکر و منطقی، اهل عدالت و صاحب درک و فهم به لحاظ آماری معنا دار به دست آمدند. علاوه بر این، تفاوت هایی نیز در ترتیب صفات/رفتارها درگروه های سنی از لحاظ درصد فراوانی مشاهده شد. تنها تفاوت معنا دار مربوط به صفت/رفتار اهل احترام به خود و دیگران بود که در گروه جوان بیش از دو گروه دیگر مشاهده شد.
تو پرخاشگری ، بدی ، بدی ، بدی
حوزههای تخصصی:
کودک و مرگ والدین
"اشک "
منبع:
مکتب مام ۱۳۵۵ شماره ۷۸
حوزههای تخصصی:
بررسی سبک های کنترل هیجانی پیش بین در پرخاشگری دانشجویان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی رابطه سبک های کنترل هیجانی با میزان پرخاشگری در دانشجویان دختر کارشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز بود. نمونه ای به حجم 100 نفر از دانشجویان دختر مقطع کارشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز، به روش تصادفی چندمرحله ای خوشه ای انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده جهت جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه سبک های کنترل هیجانی و پرسشنامه پرخاشگری بود. جهت تحلیل داده ها از روش تحلیل همبستگی متعارف استفاده شد. با توجه به یافته های پژوهش، ضرایب ساختاری بدست آمده در این پژوهش نشان می دهند که الگویی از نمره های بالا در کنترل خوش خیم و نشخوار ذهنی با الگویی از نمره های پایین در خصومت، خشم، پرخاشگری کلامی، پرخاشگری غیرمستقیم و پرخاشگری جسمی همبسته هستند. بنابراین، یافته های این پژوهش نشان می دهد که ترکیب کنترل خوش خیم و نشخوار ذهنی پایین احتمال خصومت، خشم، پرخاشگری کلامی، پرخاشگری غیرمستقیم و پرخاشگری جسمی بالا می برد. پس می توان نتیجه گرفت که سبک های کنترل هیجانی از جمله کنترل خوش خیم و نشخوار ذهنی می تواند خشم و پرخاشگری افراد را کاهش دهد.
انسان، شخصیت، تربیت
منبع:
پیوند ۱۳۶۴ شماره ۷۵
حوزههای تخصصی:
بررسی ویژگی های روان شناختی مجرمین خشونت(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: خشونت، به عنوان یک مسئله ی اجتماعی اذهان صاحب نظران و افکار عمومی را به خود مشغول داشته است. هدف پژوهش حاضر تبیین علل روان شناختی خشونت (قتل و نزاع) و ارتباط بین ویژگی های روان شناختی و ارتکاب به اعمال خشونت آمیز می باشد.
روش کار: در این پژوهش تحلیلی-مقایسه ای، نمونه ی پژوهش شامل 223 نفر از مجرمین مرد خشونت و زندانیان مالی در زندان های استان های کرمانشاه، کردستان و ایلام و افراد عادی بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسش نامه های جمعیت شناختی، چک لیست نشانه های اختلال روانی (SCL-90) و مصاحبه ی نیمه ساختاریافته بر اساس چهارمین ویراست راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی جمع آوری و برای تحلیل داده ها از آزمون تی و تحلیل واریانس با استفاده از نرم افزار SPSSنسخه ی 22 استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که تفاوت معنی داری بین سه گروه در ابعاد فوبیا، اضطراب، افسردگی، افکار وسواسی، شکایات جسمانی، حساسیت بین فردی، پرخاشگری، روان پریشی و میزان عزت نفس و مجموع علایم مرضی، وجود دارد (001/0=P) ولی در ابعاد افکار پارانویید، ابعاد درون گرایی-برون گرایی، کنترل هیجانی و اعتماد به نفس، تفاوت معنی داری به دست نیامد (05/0<P).
نتیجه گیری: بنا بر نتایج این پژوهش، گروه مجرمین خشونت، علایم مرضی بالاتری داشتند و به نظر می رسد که علایم مرضی یاد شده می توانند در بروز پرخاشگری موثر باشد که مستلزم توجه ویژه در حوزه ی جرم و جنایت است.
کنترل خشم
حوزههای تخصصی:
پرخاشگری و ارتباط آن با ویژگیهای جمعیت شناختی پرستاران بخش اطفال بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
حوزههای تخصصی:
تبیین عوامل مؤثر بر نگرش به کامپیوتر در میان دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف بررسی رابطه بین طبقه اجتماعی- اقتصادی، داشتن کامپیوتر شخصی و دسترسی به اینترنت و سابقه شرکت در کلاس های آموزش کامپیوتر، با نگرش نسبت به کامپیوتر در دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. این تحقیق، توصیفی و از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری آن شامل کلیه دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در سال 1390 است. نمونه آماری، شامل 180 نفر (115 دختر و 65 پسر) بود که به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. ابزار اصلی جمع آوری اطلاعات، مقیاس نگرش نسبت به کامپیوتر (CAS) بود. پایایی کل این مقیاس به روش آلفای کرونباخ، 92/0 به دست آمد. برای تحلیل نتایج از ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تی گروه های مستقل و رگرسیون به روش همزمان استفاده شد. نتایج نشان داد که طبقه اجتماعی- اقتصادی با اضطراب نسبت به کامپیوتر همبستگی مثبت و معنادار (05/0P <) دارد؛ دارا بودن کامپیوتر شخصی و سابقه شرکت در کلاس های آموزشی با اضطراب، اطمینان و نگرش کلی نسبت به کامپیوتر در سطح (01/0P <) و با علاقه مندی در سطح (05/0P <) رابطه مثبت و معنادار نشان داد. طبق نتایج، بین دو جنس در ارتباط با نگرش نسبت به کامپیوتر تفاوت معناداری دیده نشد. ضمن این که طبق نتایج، دارا بودن کامپیوتر شخصی به طور معناداری (008/0P <) و سابقه شرکت در کلاس های کامپیوتری به طور معناداری (004/0P <) قادر به پیش بینی نگرش نسبت به کامپیوتر بودند. نتایج این تحقیق گویای تأثیر قابل توجه داشتن کامپیوتر شخصی و شرکت در کلاس های آموزشی کامپیوتر بر نگرش مثبت به کامپیوتر است.