فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۴۸۱ تا ۳٬۵۰۰ مورد از کل ۷٬۳۹۵ مورد.
فضا و زمان (2)
دنیای تصّور، هنر و ادبیات از منظر سارتر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تصور چیست؟ تصاویر ذهنی چگونه شکل میگیرند؟ چگونه حاصل تصور به شکل اثر هنری یا ادبی ظهور مییابد؟ چه عواملی باعث میشوند که کسی دنیای تصور را بر دنیای واقعی ترجیح داده، آن را هدف «انتخاب» خویش قرار دهد، و در نهایت هنرمند و یا نویسنده شود؟ این ها سؤالاتی است که ژان پل سارتر، نویسنده و فیلسوف فرانسوی را درسال های1920 تا 1940 به خود مشغول کرده بود و پس از آن نیز در ابعادی دیگر محور آثاری شد که او به زندگی نویسندگان و شاعران اختصاص داد. سارتر اندیشة خود را در زمینة تصور بر اساس چگونگی «آگاهی» از تصاویر ذهنی گذاشت و با تأکید بر «وجود» این تصاویر و ارتباط آن ها با تجربه های واقعی فرد، دنیای تصور را دنیایی دور از دسترس و نتیجة «نفی دنیای عینی» دانست. سپس به نوشتن زندگینامه پرداخت تا نظریه های خود را محک زند و با جستجو در عللی که یک فرد را به دنیای تصور و سپس به «حرفة نویسندگی» میکشاند، جایگاه نویسنده، و جایگاه خود را به عنوان نویسنده، مورد ارزیابی قرار دهد.
جایگاه هنر در گستره شریعت
منبع:
سروش اندیشه ۱۳۸۱ شماره ۲
حوزههای تخصصی:
کثرت گرایی آیزایا برلین و تفاوت آن با نسبی گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کثرت گرایی ارزشی مدّ نظر برلین، با تأکید بر توافق ناپذیری و تلفیق ناپذیری ارزش ها بر این نکته صحه می گذارد که هیچ گونه معیار و مقولات عام و مشترک وجود ندارد که به کمک آنها بتوان به اولویت بندی ارزش ها در یک نظام منسجم ودر نتیجه ارزشداوری خیرها و غایات پرداخت. از سویی به نظر می رسد نسبی گرایی با ردّ هرگونه عینیت در اخلاق و ارزشها و با تأکید بر عدم وجود معیارهای عام برای مفاهمه و داوری ارزشی، و ردّ مونیسم اخلاقی و تکیه بر تکثر، مرزهای مشترکی با کثرت گرایی پیدا می کند. برلین می کوشد تا میان کثرت گرایی ارزشی خویش با نسبی گرایی تفاوت قائل شود . درنیمه اول این مقاله پلورالیسم ارزشی برلین مطرح شده و در نیمه دوم نشان خواهیم داد که تلاش های برلین برای فاصله گرفتن از نسبی گرایی چندان قرین توفیق نیست.
اراده خیر از دیدگاه کانت
کثرت گرایی دینی
منبع:
علامه ۱۳۸۳ شماره ۱ و ۲
حوزههای تخصصی:
رهیافت جامعه شناسانه به فلسفة علم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جامعه شناسی علم به منزله حوزه ای جدا، جدی، و نیرومند از شناخت بشری تا دهة 1970 حضور پررنگی در مناقشه های فیلسوفان نداشت. ولی از حدود اوایل آن دهه، بسیاری از فیلسوفان به گونه ای فزاینده به این حوزه از شناخت بشری روی آوردند. این حوزه از آن زمان تاکنون پیشرفت بزرگی کرده است و دگرگونی های مهمی را پشت سر گذاشته است. در مقالة حاضر نیز، با تمرکز بر جامعه شناسی علم، سعی می شود مؤلفه های اصلی و عناصر سازندة آن و نمایندگان و آثار عمدة آن در سده های اخیر بازنمایانده شود. جامعه شناسی علم حوزه ای است که دادوستد استواری را با فلسفه آغاز کرده است. پاره ای از مسائلی که در جامعه شناسی علم مطرح شده اند، در تاریخ علم نیز مطرح بوده اند، ولی جامعه شناسی علم، یا به عبارت دقیق تر جامعه شناسیِ شناخت بشری، مدعی جانشینی، یا رشتة جانشین فلسفة علم است. مدعای اصلی در مقالة حاضر این است که آنچه موجب بروز رویدادهای علمی می شود، آنچه موجب می شود مردم نظریه ای را به جای نظریه ا ی دیگر باور کنند کنش و واکنش نیروهای اجتماعی است. علم کنشی اجتماعی است و در هیچ دوره ای متکی به دستاوردهای فردی دانشمندان نبوده و نیست. دانشمندان به شکلی جدا و منفرد کار نمی کنند که باعث پیدایش دوره های جدیدی در علم شوند، بلکه خود محصول مناقشه ها، رفع اختلاف ها، سلسله مراتب ها، نابرابری های قدرت، و عامل های اجتماعی دیگرند. تردیدی نیست که تأکید بر جنبه های اجتماعی علم و نادیده گرفتن تأثیر ساختار واقعی جهان، پیامدهای افراطی بسیاری دارد. هدف مقالة حاضر فقط تقریر مباحث عمده در جامعه شناسی علم است ولی نقد و بررسی آن، مجال دیگری می طلبد.
ون فراسن و تجربه گرایی برسازنده
حوزههای تخصصی:
اسپینوزا و تفسیر متون دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسپینوزا از نخستین اندیشمندانی است که در دوره جدید،نگاه تازه ای در تفسیر متون دینی داشته است و می توان او را از پایه گذاران علم تفسیر بر مبانی تجدد به شمار آورد.اسپیوزا در نوشته های مختلف و از جمله به طور مستقل در فصل هفتم از کتاب «دین و دولت»به این بحث پرداخته است ؛این نوشتار در صدد بیان دیدگاه او در این زمینه است.
تحلیل فراسوی روانشناختی فروید از دین
منبع:
قبسات ۱۳۷۶ شماره ۳
حوزههای تخصصی:
پسامدرنیسم و فیلم
حوزههای تخصصی:
«نقد روش گرایی» از منظر هرمنوتیک فلسفی گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقد گادامر بر روش گرایی یکی از آموزه های اساسی هرمنوتیک فلسفی اوست. گادامر حقیقت را فراتر از آن می داند که بتوان با اتخاذ روش به تمام آن رسید. وی انحصار حقیقت در فرآیندهای روشمند را نقد می کند اما لزوم کار روشمند را نفی نمی کند. در این مقاله ریشه های روش گرایی در یونان باستان و دوران جدید و تقریر گادامر از اندیشه های فرا روشی فیلسوفان یونان بررسی می شود و نقد پدیدارشناسانه گادامر بر سوبژکتیویسم دکارتی و معرفت شناسی کانتی و روش گرایی هرمنوتیک کلاسیک از جمله جدا انگاری سوژه و ابژه و ناکامی روش گرایی در رسیدن به اهداف علمی و ناتوانی در رسیدن به تمام حقیقت و تناقض درونی آن بیان می گردد.
گادامر تلقی غلط از منطق و عدم شناخت محدودیت ها و مرزهای توانمندی آن را یکی از علل پیدایش پندارهای نادرست درباره روش و انتظارات نا به جا از روش گرایی، از جمله توان حصول حقیقت، می داند و در نقد آن، به سراغ ریشه های یونانی روش گرایی رفته و تفاوت منطق علمی و منطق حِکمی را در تقابل اندیشه های دیونیزیوسی و آپولونی میان فیلسوفان رواقی و پیروان آکادمی قدیم بررسی می نماید تا اثبات کند که توقع دستیابی به حقیقت با توسل به روش گرایی، اندیشه ای نوظهور و دارای ایرادات مبنایی است. گادامر اندیشه فرا روشی و عقلانیت هرمنوتیک را به عنوان جایگزین روش گرایی و عقلانیت متدیک معرفی می کند و توجه به دیالکتیک، حکمت عملی، بلاغت و امتزاج افق ها را راهکار رسیدن به بخش هایی از حقیقت می داند که فراسوی روش گرایی قرار دارد.
محدودیتهای معرفت
بازشناسی ده فرمان در تورات و قرآن پس از قرون وسطا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله درصدد بررسی ماهیت ده فرمان و تبیین ارزش آن از نظر محققانی همچون ابن تیمیه، ابن خلدون، سید قطب، ابو عبدالله قرطبی و فخررازی است. به گفته دانشمندان یهود، تورات مشتمل بر 613 حکم است. در میان این احکام، ده حکم اهمیتى ویژه دارند. این فرمان ها محور شریعت یهودند و همة احکام شریعت یهود در همین فرامین ریشه دارد. در واقع، قوم اسرائیل با پذیرفتنِ این فرمان ها با خدا هم پیمان شده است. تعبیر قرآن کریم از «الواح»، اشاره به دو لوح شامل ده فرمان از کتاب مقدس است که در آیه 145 سوره اعراف به آنها اشاره شده است. نظر به اهمیتی که ده فرمان در نزد عالمان یهود یافت و اشارات دقیق و لطیفی که قرآن کریم به آن دارد، پس از قرون وسطا، حکما و متکلمان و محققانی همچون سید قطب، خطیب تبریزی، ابن تیمیه، ابن خلدون و دیگران با دیدگاه های متفاوت، به نقد و بررسی در این باره پرداختند که تفصیل این بحث در این مقاله مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است.