فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۲۶۱ تا ۶٬۲۸۰ مورد از کل ۷٬۳۹۵ مورد.
در تقابل فلسفه و علم
حوزههای تخصصی:
ضمانت اجرایی عمل در حقوق اسلام
حوزههای تخصصی:
تحلیل و بررسی کتاب حیات پس از ایمان اثر فیلیپ کیچر (گزارشِ آلوین پلنتینگا؛ نقد و بررسی از دیدگاه علامه طباطبایی (ره))
حوزههای تخصصی:
دربارة نقش دین در فرهنگ و تمدّن بشری در گذشته و آینده دو دیدگاه متفاوت وجود دارد. بعضی از اندیشمندان برای دین نقش سازنده، مثبت و متعالی تعریف کرده اند، امّا برخی از فیلسوفان دین معاصر، مانند کیچر در کتاب حیات پس از ایمان با نگاه شکّاکانه و سکولاریستی به دین، بر این باورند که ادیان به دلیل گزارش ها و تصویرهای متفاوت و گاه متعارض که از «امر متعالی» بیان می کنند و تنوّع گسترده آموزه ها و آرای دینی و نیز ناهمخوانی آنها با یکدیگر، غیرواقعی هستند و قابل اعتماد نیستند. بنابراین، از منظر کیچر ارزش های حاکم بر آیندة فرهنگ و تمدّن بشری ارزش های سکولاریستی جهان شمول است. این کتاب بعد از گزارش متن آن به قلمِ آلوین پلنتینگا، فیلسوف مشهور و نکته سنج مسیحی، مورد ملاحظات انتقادی و دفاعِ به زعم ما ناموفق او قرار گرفته است. علاّمه طباطبائی به عنوان یک فیلسوف مسلمان معاصر بعد از بیان تعریف و ماهیّت دین و تقسیم آن به دین حقّ و باطل اوّلاً تنوّع دینی را محدود به ادیان ابراهیمی و ثانیاً حقیقت و روح حاکم بر ادیان را تسلیم حقّ و بیان الهی می داند. ایشان اختلاف در شرایع را به لحاظ نقص و کمال، کمیّت و کیفیّت نه اختلاف ذاتی و از نوع تعارض و تنافی بیان می کند و معتقد است، همان گونه که فرهنگ گذشته بشر متأثّر از تعالیم انبیاء بوده، فرهنگ حاکم بر آینده بشر نیز متأثّر از فرهنگ، ارزش ها و مؤلّفه های دین است. از جمله دلیل های علاّمه در این باب، فطری بودن دین و ثبات ارزش های فطری است. این پژوهش بعد از ترجمه و تحقیق دقیق کتابِ حیات پس از ایمانِ کیچر بر اساس گزارش پلنتینگا، به روش توصیفی و تحلیل متن و به شیوه کتابخانه ای، به بررسی و نقد نظرهای کیچر از منظر علاّمه طباطبائی می پردازد.
مسئله شر در الهیات پویشی و حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال چهاردهم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳ (پیاپی ۳۲)
589 - 607
حوزههای تخصصی:
بیشتر مباحثی که در اندیشه های فلسفی و کلامی غرب، درباره مسئله شر مطرح شده اند، به جنبه نظری آن، (آن گونه که در ساختار کتاب مقدس بیان شده است) توجه داشته اند. این مباحث اغلب با اشاره به منطقی بودن مسئله مذکور، ناسازگاری قدرت و علم مطلق خدا و رحمت واسعه او، وجود انواع مختلف شر در عالم را چالشی جدی پیش روی مؤمنان دانسته اند. الهیات پویشی به عنوان جنبش نوینی در مباحث کلامی - فلسفی با بهره گیری از دیدگاه های فلسفی وایتهد و پیروان او در مکتبشیکاگو، با ارائه تبیین و توصیف یکسره متفاوتی از تبیین سنتیِ مطرح در ادیان، به نوعی با تغییر دادن یا پاک کردن صورت مسئله مورد بحث، سعی در یافتن راه حلی برای پاسخگویی به مسئله شر داشته است. انکار قدرت مطلق خداوند و علم او به آینده، ارائه تفسیر متفاوتی درباره ارتباط میان خدا و جهان و نیز تفکیک شر ظاهری از شر واقعی، از مهم ترین مبانی الهیات پویشی در مواجهه با مسئله شر محسوب می شود. در جستار حاضر، برآنیم تا با تکیه بر آرای فلسفی و کلامی ملاصدرا، به ویژه اصالت وجود، تشکیک وجود، عدمی و نسبی بودن شر، رویکرد الهیات پویشی در مواجهه با مسئله شر را نقد و بررسی کنیم.
لایب نیز (4)
صوری سازی مکانیک لاگرانژی و ناوردایی معادلات لاگرانژ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر اساس دیدگاه تجربه گرایان منطقی، که به دیدگاه مورد قبول شهرت دارد، نظریة علمی مجموعه ای از گزاره هاست که در منطق مرتبة اول صورت بندی می شوند. مطابق با دیدگاه رقیب که با نام دیدگاه معنایی یا غیرگزاره ای شناخته می شود، نظریة علمی مجموعه ای از مدل هاست. در این مقاله سعی می شود نشان داده شود که دیدگاه مورد قبول نمی تواند الگوی قابل قبولی از تعین نیروهای تعمیم یافته در مکانیک کلاسیک ارائه کند. بر این اساس در قسمت دوم، از ناوردایی معادلات لاگرانژ و استلزامات آن بحث می شود. در آخر این بخش این نکته مورد تأکید قرار می گیرد که ناوردایی معادلات لاگرانژ مستلزم این است که مقادیر فیزیکی هم جنس هم بُعد نباشند. در بخش سوم، آخرین نسخة دیدگاه مورد قبول معرفی می شود. سپس صوری سازی مکانیک لاگرانژی در این دیدگاه ارزیابی و مشاهده می شود که این دیدگاه نمی تواند مقادیر فیزیکی هم جنس را به صورت یک سان متعین کند. در بخش آخر، دیدگاهِ معناییِ سوپیز اسنید معرفی می شود و نسخة ساختاری مکانیک لاگرانژی مطرح خواهد شد. در نهایت نشان داده می شود که این دیدگاه می تواند مقادیر فیزیکی هم جنس را به صورت یک سان متعین کند
میزان شناخت
حوزههای تخصصی:
معنویت و قرن بیست و یکم
منبع:
نامه فرهنگ ۱۳۷۶ شماره ۲۶
حوزههای تخصصی:
کتاب آلفای کوچک
اصالت همبستگی لورنس بنجور و معرفت شناسی باور تجربی
حوزههای تخصصی:
محاوره ی فایدون: معرفت محض و امتناع آن در دنیا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در محاوره فایدون، افزون بر موضوع اصلی که اثبات جاودانگی نفس است، یکی از موضوعات فرعی عبارت است از ادّعای افلاطون مبنی بر اینکه حصول معرفت محض، طی زندگی دنیوی ناممکن است. نوشته حاضر نخست، به دنبال توصیف و تبیین همین مدّعا است. سپس می کوشیم با استفاده از مطالب خود محاوره، به تبیین معنای معرفت محض بپردازیم. برای معرفت محض، دو معنی ممکن ارائه کرده ایم: الف- معرفت محض به معنی شناخت بی واسطه و ب- معرفت محض به معنی مثال معرفت (خود معرفت). همچنین تلاش می کنیم تا بر پایه این دو معنا از معرفت محض، دو دلیل در اثبات مدّعای افلاطون بیان کنیم: دلیل نخست از راه تفکیک شناخت بی واسطه از شناخت باواسطه و دلیل دوم از راه امتناع رسیدن تقلید به مثال خودش. مطالب فایدون، از بابت موضوع بحث، گاهی کوتاه و اندک است. هم با تفصیل مباحث و هم با برگرفتن نکته هائی از جاهای دیگر محاوره و بازسازی آنها، کوشیده ایم دلایل را تقریر و اقامه کنیم.
بازخوانی سنت های فکری کلامی در کتاب ایوب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کتاب ایوب، ازجمله کتب حکمت در عهد قدیم است. این کتاب، به عنوان یکی از شاهکارهای ادبی جهان، به برخی از مهم ترین چالش های فکری یعنی مسئله رنج و معنای زندگی می پردازد. به گونه ای که آن را اساساً کتابی در باب تئودیسه یا عدل الهی دانسته اند. اما به نظر می رسد، واجد مؤلفه ها و عناصری برای رویکردی الهیاتی باشد. در بازخوانی این کتاب، به راحتی می توان نمونه هایی از مناقشات کلامی جریان های مختلف فکری در دنیای اسلام همچون اشاعره، معتزله و شیعه را هم یافت. بحث رنج و آلام بشری به طور مستقل جایگاه مهمی در کلام اسلامی ندارد، بلکه در عمدة گرایش ها، تحت الشعاع مبحث «تکلیف» قرار گرفته است. هدف از تحلیل محتوای این کتاب و استفاده از روش مطالعه نقد تاریخی و هرمنوتیک، صرفاً بازخوانی برای بازیابی برخی از مهم ترین آموزه های دیرپای ادیان وحیانی است. این امر با توجه به تغییرات انسان شناختی عصر حاضر و نیازهای حاصله از جابه جا شدن پارادایم های آن می تواند به بازسازی اضلاعی برای الهیات جدید یاری رساند.
بررسی امکان بومی سازی علوم انسانی از منظر هستی شناسی بنیادین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مارتین هیدگر تحلیل انسان را به منزلة اقدامی تمهیدی برای پرسش از معنای وجود تلقی می کند و به آن «هستی شناسی بنیادین» می گوید. از منظر هیدگر بررسی دقیق پرسش از وجود منوط به این است که در وهلة نخست آن کسی را که پرسش های وجودی درمی افکند، یعنی «دازاین» را شفاف سازیم.
هیدگر فیلسوفی وجودی است و بر این باور است که مابعد الطبیعه در تمثیل درخت شناسایی دکارت به عنوان ریشة درخت در خاک وجود قوام می گیرد. با این ملاحظه، بنیاد همة معارف اعم از انسانی و طبیعی به هستی و نحوة گشودگی آن بر دازاین بازمی گردد و تبیین خصائص و مقومات علوم در هر دورة تاریخی منوط به فهم نسبت وجود با آن دوره است. علوم انسانی در هر یک از ادوار و جوامع انسانی در نسبتی مستقیم با فلسفه ها و نظام های وجودی آن روزگار است.
مقاله با رجوع به برخی از آثار هیدگر از جمله کتاب هستی و زمان به این نکته پرداخته است که مدنیت و علوم غربی برآمده از باطنی است که تقرب به آن و سپس گذشت از آن منوط به درک این باطن و واکاوی آن است. با توجه به معیارهایی که هیدگر ارائه می کند، مقاله کوشش خواهد کرد شرایط امکان تقرب به علوم انسانی غربی را بررسی کند و چگونگی یک تعامل کارساز و مفید با آن را برای فرهنگ و تمدن سرزمین ما که خود در نسبت هستی شناختی ویژه ای منشاء آثار معرفتی دوران سازی بوده است، تبیین کند.
ایا ما میمون بوده ایم ؟
منبع:
ارمغان ۱۳۱۱ شماره ۵
حوزههای تخصصی: