ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۶۶۱ تا ۱۷٬۶۸۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۱۷۶۶۱.

بررسی چند اصل تعلیمی-تربیتی از دیدگاه مولانا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۷
مثنوی و اشعار مولانا دارای دو جنبه عام و خاص است که جنبه عام شامل حکایات و تمثیلات است و جنبه خاص معناشناسی است. اشعار و آثار مولانا از آبشخور قرآن بهره گرفته و جاودان مانده است. یکی از خصوصیات منحصر ب فرد  اشعار مولانا که همواره انسان را شیفته خود می کند، طرز بیان مسایل تعلیمی و اندرزی است. به جراّت می توان گفت که     مهم ترین موضوع در آثار مولانا و به ویژه مثنوی، عناصر تعلیمی- تربیتی، اخلاقی و ارزشی است. مولانا در اکثر اشعارش ابتدا ذهن خواننده را برای به نتیجه رساندن یک تمثیل در مسیر معرفتی که مدنظرش است باز می کند و سپس به بیان داستان پرداخته و در انتها نتیجه گیری را به دست خواننده می سپارد، چرا که هم او مرشد به حقی است و هم خوانندگانش مریدان شایسته ای و لذا بدون گفتن صریح نتیجه نهایی خواننده را به مسیر درست حقیقت بدون نگرانی از انحراف او هدایت می کند و این بهترین الگوی تربیتی و رشد می تواند باشد. بررسی همه عناصر تعلیمی در مثنوی معنوی در حوصله این مقاله نیست و در اینجا فقط به سه الگوی تعلیمی- تربیتی تنبیه، تشویق و خاموشی پرداخته خواهد شد. 
۱۷۶۶۲.

بررسی وتحلیل عناصر ِ داستان ِ غنایی حُسن و دل سیبک نیشابوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۰ تعداد دانلود : ۳۱۲
مولانا محمدبن یحیی سیبک نیشابوری ، ازشاعران و نویسندگان قرن نهم هجری است، وی کتاب «حُسن و دل» را به سال 840 ه ق ، ساخته است. حُسن و دل داستانی است غنایی که به زبان سمبولیک وبا نثری مسجع نوشته شده و دارای تازگی ها و لطایف ویژه ای است. چنان که از متن داستان برمی آید انگیزه ی این تصنیف، نمایش ِتلاشی است پُرحادثه برای دستیابی به « آب حیات» که نویسنده پس از عرض تأویلاتی بسیار و در مسیر این تلاش ها آدمی را به مقصد رهنمون می کند و اما در این نمایش، صحنه، تن و جان آدمی است، بازیگران، اعضای آن. دراین داستان بسیاری ازجنبه هاوعناصرداستانی متعارف درادبیات داستانی دیده می شودکه هدف این مقاله بررسی و تحلیل فراوانی عناصرداستانی نظیر : زاویه دید، طرح،ساختار،اندیشه وتم،کشمکش،شخصیت و شخصیت پردازی،گفت وگو وزمان مکان است. گویی این داستان با بهره مندی ازفنون عناصر داستان پردازی نوین بیان شده است. هم چنین پرداخت عناصرداستانی دراین داستان به گونه ای است که مخاطب در برخورد باآن به مثابه یکی از شخصیت های داستان حضور فعال دارد. مقاله حاضربه منظوربررسی وتحلیل حُسن ودل سیبک نیشابوری،به شیوه ی کتابخانه ای نوشته شده است ویافته های پژوهش به شکل توصیفی وتحلیلی ارائه شده اند.
۱۷۶۶۳.

نگاهی انتقادی به نوع ادبی حَماسه در ادبیات فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷۵ تعداد دانلود : ۸۸۰
آیا تشریح و تبیین نوع حماسی در ادبیّات فارسی سابقه ای داشته است؟ در تعریف کلیشه ای، مکرّر و نسبتاً غربی این نوع در ایران، کلیّت و پیکره ی میراث ادب فارسی مورد توجّه بوده است؟ نگرش های شاهکاراندیشانه و نخبه گرای پژوهندگان تا چه میزان در تعیین مختصّات مطلق و تغییرناپذیر نوع حماسی اثرگذار بوده است؟ در پی پاسخ بدین پرسش ها، جُستار حاضر در دو بخش کوشیده، نگاهی انتقادی به نوع حماسی فارسی داشته باشد. بخش نخستین مروری بر توصیف نوع ادبی و چگونگی تکوین این دانش در غرب داشته و به دنبال آن نظرات مؤثّر و متفاوت ناقدان این رویکرد مطرح شده است. برآیندهای این بخش ناظر بر کارکردهای تنظیم کننده، تأویل گرا و معناساز انواع، تغییر و دگرگونی گونه ها و تعلّق ذاتی و همیشگی آثار به انواع مادر در عین تحوّل صوری و معنایی آن هاست. در بخش پسین، ابتدا به تحلیل ماهیّت حماسه پرداخته و وجوه اشتراک و افتراق تعاریف موجود از این نوع نشان داده شده، سپس دیدگاه جلال خالقی مطلق نسبت به نوع حماسی معرّفی و بررسی شده است. در فرجام نیز با تکیه بر همین دیدگاه اخیر و نظریّه ی انواع ادبی معاصر، از دو منظر ماهیّت زبانی و تأثیر نگرش شاهکاراندیشی و نخبه گرایی، نوع حماسی در بوته ی نقد قرار گرفته است.
۱۷۶۶۴.

غزاله ی خورشید: نگاهی به نظریه و دنیای متن، همراه با دیگرخوانیِ قصه ی «خورشید توی آسمان و خورشید توی دل من»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱۴ تعداد دانلود : ۹۲۷
هدف این جستار، دیگرخوانیِ یکی از کتاب­های مجموعه­ی­ 10 جلدی داستان­های فکری، 10 جلدی نوشته­ی مرتضی خسرونژاد و نشان دادنِ توانِ دیگرخوانی در بررسیِ آثار ادبیات کودک و آشکار کردنِ ارزش­هایِ ادبی موجود در اثر بررسیده است. برای دستیابی به این هدف، پس از مروری کوتاه بر پیشینه، معنا و کارکردِ نظریه­ی ادبی، به افسون­وارگی و لغزندگیِ موقعیتِ نقد و نظریه­ی ادبیات کودک نیز به اهمیتِ دیگرخوانی در خویش­بنیان­فکنیِ فلسفیِ کار «نظریه­سازان»، می پردازیم. آنگاه برای نشان دادن کاربرد نظریه در عمل، که همان رسیدن به خوانش انتقادی است، از روش پیشنهادی رادریک مگیلیس، یعنی گلچین روش­ها بهره می­گیریم. نخست از دیدگاه اسطوره ای/کهن الگویی (و در همان حال با تأکید بر مفهوم­های نسبیت و تمرکززدایی) به قصه­ی «خورشید توی آسمان و خورشید توی دل من» که به شناختِ دو مفهومِ بنیادیِ تمرکززدایی و زمان می پردازد، می نگریم. سپس با نگاه به نظریه­ی بینامتنیت می­کوشیم از زاویه­ای دیگر این قصه ی فلسفی- ادبی را بررسیم و چراییِ و چه­سانیِ لذّت­آوری­اش را واکاویم. برآیندِ کار دستیابی به طیف­های معناییِ گونا­گون در اثر نگاه به متن از چشم اندازهای چند نظریه و آگاهی بر لغزنده بودن معناسازی و معنایابی در ادبیات است.
۱۷۶۶۵.

تحلیل تقابل ها و تضادهای واژگانی در شعر سنایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۳۶ تعداد دانلود : ۱۳۷۸
بحث تقابل ها یکی از مهمّ ترین مباحث مورد توجّه ساختارگرایان است که می توان ریشه آن را در باورهای اساطیری و فرهنگی بشر دانست. این مبحث که جایگاهی ویژه در زبان شناسی دارد، می تواند در پژوهش های ادبی؛ بویژه در نقد و تحلیل متون نیز نقش ارزشمندی ایفا کند. در پژوهش حاضر به بررسی تقابل های واژگانی در شعر حکیم سنایی، شاعر برجسته سده های پنجم و ششم هجری که با تحوّلات و نوآوری هایش در غزل، قصیده و مثنوی، از جمله شاعران جریان ساز ادب پارسی محسوب می شود، پرداخته شده است. پرسش اصلی این نوشتار آن است که سنایی به چه میزان از تقابل سود جسته و دلایل کاربرد این عناصر در شعر او چه بوده است؟ نتایج بررسی نشان می دهد، تقابل واژگان با بار معنایی متّضاد و متقابل، بخش گسترده ای از شعر وی را در برگرفته است. با نگاهی ساختارگرایانه به شعر او، می توان گفت این واژگان متقابل، همچون نشانه هایی در شعر سنایی اند که با کلّیّت آثار او مرتبط هستند، به این معنی که از هر جهت که به شعر او بنگریم، عواملی وجود دارد که شعر او را به سوی دوگانگی سوق می دهد. این نشانه ها تبیین عینی شخصیّت سنایی، ناخودآگاه فردی و جمعی او، اوضاع جامعه و روزگارش، توجّه او به مضامین عرفانی، وجود اندیشه های تعلیمی در شعر او و ویژگی های معنی شناسی و هنری زبان شاعر است.
۱۷۶۶۸.

بررسی طلسم و طلسم گشایی در قصه های عامیانه فارسی (سمک عیار، حسین کُرد و امیرارسلان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۷۸ تعداد دانلود : ۲۶۴۹
در بسیاری از قصه های عامیانه عناصری دخالت دارد که شاید بتوان آنها را امروزه به خرافات و عقاید بدوی انسان های گذشته تعبیرکرد؛ عناصری همچون: سحر، جادو و طلسم. در این پژوهش نگارنده از میان امّهات قصّه های مکتوب سه اثر مشهور را برگزیده است و در پی تبیین جلوه های مختلف طلسم و چگونگی گشایش آنهاست تا دریابد این عناصر چه ارتباطی با هم دارند. هدف این مقاله، بررسی جلوه های عینی طلسم در میان ایرانیان در خلال اهم قصه های عامیانه فارسی است. با مطالعه انجام شده در این گفتار نزدیکی برخی از طلسمات دیده شد و حتی در برخی از آنها مانند حسین کرد و امیرارسلان زوال طلسمات به طریقی یکسان تصویر شده این بیانگر تقریب زمانی این دو قصه است. آتش محور اصلی طلسمات است و از این منظر تأثیری پذیری از آموزه های اسلامی مبنی بر آفرینش دیوان و جنّیان از آتش بوضوح دیده می شود، طلسم و طلسم گذاران در سرزمینی غیر از ایران هستند و در ایران سپند جایی برای این اعمال شیطانی دیده نمی شود.
۱۷۶۷۰.

مولوی و منطق الطیر خاقانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۸۵ تعداد دانلود : ۱۱۱۲
منطق الطیر تعبیری است برگرفته از قرآن که از آن هم در معنای ظاهری (زبان مرغان) و هم در معنای باطنی (زبانی رمزی میان خداوند و انبیا/ اولیا) تعبیر و تفسیر کرده اند. این تعبیر، دست مایة آفرینش رساﻠﺔ الطیرها و به ویژه منظومة منطق الطیر عطار شده است که به شرح معنوی سفر ارواح از غربتکدة غربی خاک، به ســوی اصل شرقی افلاک پرداخته اند. افزون بر کاربرد فراوان این ترکیب و مترادفات آن در شعر فارسی، مولانا نیز بارها از آن یاد کرده و ازجمله در پایان دفتر دوم مثنوی، از تعبیر «منطق الطیر خاقانی» در مقابلِ «منطق الطیر سلیمانی» استفاده کرده است. عموم شارحان، این تعبیر را اشاره ای طعن آمیز به قصیده منطق الطیر خاقانی دانسته اند. نگارنده ضمن ردّ این نگاه، منطق الطیر سلیمانی (منسوب به سلیمان = انسان کامل) را زبان ولی خدا می داند که با ارواح به فراخور درک و استعداد هر یک سخن میگوید و منطق الطیر خاقانی (منسوب به خاقان= پادشاهان دنیوی)، درک و دریافت عوام از این زبان رمزی به صورت صوتی ظاهری است.
۱۷۶۷۱.

بررسی فصاحت مولانا در کلیات شمس تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۶ تعداد دانلود : ۱۷۶۴
علمای علم بلاغت عربی و فارسی شرط عمده بلاغت را فصاحت دانسته اند. فصاحت به کلمه، کلام و متکلم تعلق دارد. فصاحت متکلم عادت و ملکه نفسانی او در برآوردن کلمات و کلام فصیح است و فصاحت کلام نیز در صورتی میسر است که فصاحت کلمه مهیا باشد. فصاحت کلمه مبرا بودن آن از چهار عیب است: تنافر حروف، غرابت استعمال، مخالفت قیاس و کراهت در سمع. از سوی دیگر طبق نظر فرمالیستهای روس، آشنایی زدایی از زبان معیار، موجب ادبی شدن کلام می گردد. یکی از شیوه های برجسته سازی کلام، هنجارشکنی است. اما نکته این است که هنجارشکنیهای آوایی، دستوری، زمانی، سبکی، گویشی و واژگانی، همان مصادیق تنافر حروف، غرابت استعمال، مخالفت قیاس و کراهت در سمع در بلاغت عربی و فارسی هستند! بیشتر این هنجارشکنیها در غزلیات شمس دارای ارزش موسیقایی هستند. این مقاله علاوه بر بررسی تقابل نظر فرمالیستهای روس با علمای بلاغت، در کلیات شمس، با ارایه تحلیل آماری مقادیر هرکدام از هنجارشکنیهای فوق و ارزش هنری آنها را روشن می سازد.
۱۷۶۷۲.

نقش تصویر در تأویل متن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۵ تعداد دانلود : ۲۸۱
تحلیل و بررسی تصاویر خلق شده توسط هر یک از شاعران، مشخص کننده ی نوع نگرش آن ها نسبت به پیرامون خویش است. در این میان نقش هنرهای بیانی و تمهیدات ادبی و صور خیال در راستای ساختن این تصاویر، انکار ناشدنی و پر اهمیت است. تشبیه، از جمله هنرهای اصلی علم بیان که خود زیر ساخت صنایع بلاغی دیگر همچون استعاره نیز هست، برگرفته از ذهن خلاقِ سازنده ی خویش، گستره ای از سادگی و تکرار تا تازگی و ابداع را در بر می گیرد. در این مقاله برآنیم تا با محور قرار دادن مقوله ی وجه شبه به شرح و بیان نقش تصویر در تأویل، در شعر فارسی بپردازیم و نشان دهیم آنچه یک تصویر را، اگر چه تکراری، ممتاز و برجسته می سازد، وجه شبهی است که شاعر برای آن، چه در روساخت و چه در زیر ساخت تصویر در نظر می گیرد. تعدد وجه شبه و چندمعنایی بودن آن، موجب می شود با تصاویری مواجه گردیم که چندین تفسیر و معنا از آن ها قابل دریافت باشد و سبب ساز تأویل های متعدد شود. بنابراین یکی از مواضع هرمنوتیک در شعر، که همان علم تفسیر و تأویل متن در ادبیات است، زمانی است که در یک تصویر با چند وجه معنایی مواجه باشیم. عدم ذکر وجه شبه و دوگانگی آن (صنعت استخدام) در تشبیه و بررسی استعاره و نماد از زوایای مختلف معنایی با درنظر گرفتن چندین فضای متفاوت از موارد دیگری است که در برخورد با یک تصویر، تأویل های چندگانه ای را به دنبال خواهد داشت.
۱۷۶۷۴.

جلوه های عاشقان و مرگ آنان در شاهنامه فردوسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۴ تعداد دانلود : ۴۴۲
سخن گفتن از عشق آن هم با آن دل انگیزی در نگاه اول، سهل و در چشم انداز دیگر کاری دشوار است «که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها». دشوارتر از آن رو که پدیده ای نفسانی است که تا تجربه نشود، درک آن مشکل است و مهرانگیز از آن رو که پاک ترین احساسات انسانی است. در اهمیتش باید گفت که عشق نیز حماسه ای است که لطافت آن در منش و روح پهلوان تبلور می یابد. در این میان، شاهنامه کتابی است که از زندگی حرف می زند، بنابراین هرچه در زندگی هست، در این کتاب هم هست، از جمله عشق. در شاهنامه با عشق، به طور طبیعی روبرو هستیم؛ با مشارکت جسم و جان، هر جا زنی است و مردی، در آن غریزه ذاتی انسان تلطیف شده و با تمدّن آراسته گردیده و برجسته ترین نمونه آن در بخش پهلوانی شاهنامه، دلدادگی زال و رودابه است. مقاله حاضر با روش توصیفی- تحلیلی، به معرفی عاشقان و مرگ آنان در شاهنامه و همچنین به بیان سختی ها و مشکلات پیش روی آنان پرداخته است.
۱۷۶۷۵.

تصویر مرگ در اندیشه ی صائب تبریزی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۶ تعداد دانلود : ۴۵۴
مرگ از موضوعاتی است که بسته به اینکه در کدام فرهنگ و محیط جغرافیایی مطرح شود، دارای معانی متفاوتی است. افراد و گروه های مختلف به مرگ از دیدگاه های گوناگونی نگریسته اند و هریک از زاویه ای این پدیده ی رازآلود را مورد توجه قرار داده اند. مرگ در نگاه عرفان اسلامی تصویری بسیار زیبا و با شکوه دارد. در این طرز از نگاه مرگ نابودی و فنا نیست بلکه رفتن از مرحله ای به مرحله ی دیگر و آغاز حیاتی دوباره است. صائب تبریزی نیز از شاعران صاحب اندیشه ای است که دغدغه ی مرگ و زندگی بعد از آن در اشعارش نمود بسیاری یافته است. در این مقاله سعی شده است با مطالعه در دیوان این شاعر سترگ، دیدگاه و طرز فکر وی به مقوله ی مرگ در معرض دید و داوری خوانندگان قرار بگیرد. ذائقه ی عرفانی صائب باعث شده است که وی به مرگ نگاهی عارفانه داشته باشد. او مرگ را فرصت بال افشانی می داند و این پدیده را با عباراتی نظیر عید، دولت جاوید و صبح امید یاد می کند. موضوع مرگ ارادی، به عنوان یکی از محوری ترین دیدگاه های عرفانی در اشعار او نیز جلوه و نمود خاصی دارد.
۱۷۶۷۶.

تبیین تعلیمی فقر از دیدگاه عرفای اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۸ تعداد دانلود : ۳۰۹
فقر از دیدگاه «ابونصر سراج» چهارمین مقام از مقامات سلوک محسوب می شود و منظور از آن عدم التفات به ماسوی الله و مقر بودن به نیازمندی در برابر حق تعالی است. فقر دارای مراتبی است: بعضی از مراتب آن به قناعت و خلو دست و بعضی به زهد و طلب کسب ثواب اخروی و بعضی دیگر به مرتبه ی خلو قلب ازحب دنیا و فنا و اسقاط صفات باز می گردد. در مرتبه ی آخر که بالاترین مرتبه ی فقر محسوب می شود سالک تنها خود را مجرایی برای نفاذ امر خداوند می داندو به آنچه برایش مقدر کرده است راضی است با توجه به این تعریف فقیر می تواند از لحاظ مالی غنی هم باشد ولی چون بدان رغبتی ندارد فقیر محسوب می شود.  
۱۷۶۷۷.

آموزه های اخلاقی – تعلیمی ِخردنامه های فیلسوفان یونان در اقبال نامه نظامی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۲ تعداد دانلود : ۳۸۶
نظامی یکی از معدود گویندگانی است که ردّپای حکمت یونان و آرای فلاسفه باستان را می توان در آثارش جستجو کرد. وی با تلفیق آموزه های اسلامی و موازین فلسفی، به اصول حکیمانه، صبغه ای دینی- مذهبی داد. بنیاد حکمت فلاسفه پیشین بر مبنای اصول انسانی و هدف آن، پرورش قوای روحانی بود. از این رو شاید به جرأت بتوان خاستگاه ادب تعلیمی را در حکمت فیلسوفان یافت؛ زیرا اینان در واقع، اولین معلمان اخلاق جهت تربیت بشریت بودند و با بهره گیری از ادلّه و براهین عقلی و نیز ملموس و عینی ساختن مسائل، آدمیان را جهت رسیدن به کمال هدایت می کردند. نظامی در مجموعه اقبال نامه، با به تصویر کشیدن مشرب فلسفی حکما، به نوعی سعی در تربیت مخاطب خویش و نصیحت کردن وی داشته است. آنچه که در این مقاله بررسی می شود، تحلیل دیدگاه های تربیتی سه فیلسوف نامدار یونانی (سقراط، افلاطون، ارسطو) با استناد به کلام نظامی در منظومه اقبال نامه است. در اصل بر آنیم تا بن مایه ها ی تربیتی آموزه های آنان و نیز نقش آن ها را در پایه گذاری این نوع ادبیات مورد نقد و ارزیابی قرار دهیم.
۱۷۶۸۰.

ریخت شناسی چیستان های منظوم محلی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۵۸ تعداد دانلود : ۱۳۰۵
یکی از گونه های ادبی در ادب رسمی و فرهنگ مردم ایران چیستان است. چیستان نوعی تفنن ادبی است که جز کارکرد سرگرم کننده ، جنبه های آموزشی و فرهنگی دیگری نیز دارد. این گونة ادبی در ادبیات محلی مناطق مختلف ایران از تنوع فراوانی برخوردار است و با نام هایی مانند چیزچیزک، متّلوکه، واگوشک، تِشتانوک، چاچاک، چنچن، چوچه، چی چی کی، چاوچه، ماتال، مسئله، تاپماجالار و نظایر آن شناخته می شود. در این مقاله به بررسی ابعاد ادبی و هنری و درون مایه های چیستان می پردازیم و ضمن شکل شناسی و ساختاریابی صوری و معنایی آن در مناطق مختلف، انواع و کارکردها و مضامین آن ها را بررسی و تحلیل می کنیم. گونه شناسی این نوع ادبی در فرهنگ عامه، ما را با تنوع در بهره گیری از اوقات فراغت و چگونگی آمادگی ذهنی و تربیت کودکان و جوانان برای ورود به عرصة زندگی آشنا می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان