فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۰۶۱ تا ۱۷٬۰۸۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
بررسی ویژگی های طنز در رادیو
حوزههای تخصصی:
البنیه السّردیّه والخطاب السّردی فی الروایه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انبثقت الدراسات السردیّه الواعیه بفنّ السرد من نتائج البحث النقدیّ للشکلانیین الروس، منذ منتصف القرن العشرین، فی نطاق هاجس علمیّ دفع الناقد ""تودوروف"" إلى تحدید علمٍ خاصٍ بالسرد أطلق علیه مصطلح (السردیّه) الذی یعنی (علم السرد) ویهتمّ بتحدید البُنى الداخلیه فی السرد، وتمییز خصائصها النوعیه، والکشف عن العلاقات التی تربط بعضها ببعض من حیث هی عناصر ثابته فی المبنى الروائی وتکشف عن العلاقات التی تربطها بمکونات الخطاب السردیّ، ومعرفه آلیه اشتغالها، وتحدید نظام عملها وقواعده، مما هیأ للدارسین أرضیه علمیه تمکّنهم من تحدید أسالیب الخطاب القادره على توصیل الرساله السردیه فی صوره منتج فنیّ هو قصه أو روایه، وأصبحت دراسه هذا الفن بوصفه فرعاً أدبیاً قائماً بذاته تُبنى على خصائصه الداخلیه النوعیه بعیداً عن التدخلات الخارجیه أو إسقاطات ما حول النصّ على النصّ.
یهتمّ هذا البحث بمصطلحی (البنیّه السردیّه) و(الخطاب السردیّ) بوصفهما یشکلان المنهج التطبیقی لمصطلحین أساسیین هما: (الأدبیّه) الذی یُعنى بالکشف عن الخصائص النوعیّه للسرد، ولمصطلح (الشعریّه) المعنیّ بالکشف عن خصائص الخطاب السردیّ الذی یتمثّل فی النصّ الروائی الحامل لإرسالیه لغویه یتجاذبها طرفان (المرسِل = الراوی، والمرسَل إلیه = المرویّ له)، علماً بأنّ الهدف المرکزی للمصطلحین یتوخى التأکید على الخصوصیه النوعیه لمقولات الفن الروائی، وتتفق المناهج االنقدیه بالرغم من اختلاف مذاهبها على أنّ دراسه الفن السردیّ لا بدّ أن تنطلق من البنیه السردیه بما تتضمنه بُنیاتها الداخلیه من خصائص نوعیه، حیث ترتبط عناصر التکوین السردیّ فیما بینها بعلاقات ذات صبغه وظیفیه وتقنیه وتعمل على تأسیس النصّ الروائی (الخطاب السردیّ) وفق أسالیب متنوعه تحدّدها ضوابط البنیّه السردیّه.
فالخطاب السردیّ لیس أیّ صیاغه نثریه، إنه فرع أدبی قائم بذاته ینبنی على عناصر ومکونات ذات خصائص نوعیه تشتغل وفق نظام تضبطه المفاهیم السردیه فی قواعد ثابته.
التقابل فی الصحیفه السجادیه وأثره فی الانسجام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نتیجهً لتطوّر العلوم فی جمیع المجالات وبخاصه الأدب ظهرت نظریات جدیده تحاول تحلیل النصوص وتفسیرها من منظار یختلف عمّا تعوّدنا علیه فی القدیم. فتغیّرت أغراض أدوات البیان ووسائله عمّا کان فی العلوم القدیمه فی ضوء هذه النظریات. ومن أکثر هذه النظریات انتشاراً وشیوعاً هی ما یتّصل بلسانیّات النص التی تعتبر النص کلاماً متّصلاً ذا وحده جلیّه تنطوی علی بدایه ونهایه ویتّسم بالانسجام والتماسک.
یعدّ الانسجامُ من أبرز خصائص النصّ الذی تحدّث عنه اللغویون، ومنهم: هالیدای ورقیه حسن اللذین ألفّا کتاباً یحمل نفس العنوان وذکرا عوامل مختلفه تربط بین أجزاء النص، منها التقابل الذی هو نوع من التضام الذی یندرج فی المصاحبه اللغویه التی تلعب دوراً بارزاً بأنواعها المختلفه فی انسجام النص واستمراریته. إنّ هذا التقابل یُعدّ من أکثر علاقات المعنی شیوعاً وانتشاراً فی الصحیفه السجادیه، ویشکّل ظاهره لغویه أسلوبیه ممیزه فیها.
یهدف هذا البحث إلی دراسه دور هذا العنصر البدیعی کعاملٍ من عوامل الانسجام فی الصحیفه السجادیه متّبعاً فیه الأسلوب الوصفی - التحلیلی. وتدلّ النتائج علی أنّ أسلوب التقابل فی الصحیفه یؤدّی إلى تحسین النص کمحسّنٍ بدیعیٍ معنویٍ فی ضوء البلاغه القدیمه ویعدّ وسیله من أبرز وسائل الانسجام بین الجمل فی ضوء اللسانیات الحدیثه، بحیث یتجاوز هذا الانسجام دائره جمله واحده أو عدّه جمل ویربط کلّ الأدعیه کنصّ واحد یتمحور حول محور التقابل بین موقفَی الحق والباطل اللذین یتمثّلان فی الکلمات البیضاء والسوداء.
الواقعیه فی شعر نزار قبانی السیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال پنجم تابستان ۱۳۹۲ شماره ۱۸
97 - 109
حوزههای تخصصی:
نزار قبانی شاعر کبیر بین الشعراء المعاصرین الذی اشتهر بشعر المرأه وشعره السیاسی؛ لکننا نجد فی شعره السیاسی بعض السمات الخاصه القریبه من الأدب الواقعی. فمن المعلوم بأنّ لجغرافیا الوطن العربی، ولعاداته ودینه وسننه وأفکار أفراد مجتمعه تأثیرات خاصّه علی المذهب الواقعی و هذا لأنّ مهمّه الأدب الواقعی تصویر واقع المجتمعات وبما أنّ واقع العالم العربی یختلف عن الواقع الأوروبی، فهناک اختلافات بینهما ولکنّ هذا لا یعنی بأنّه مختلف تماماً عن نظیره الغربی بل فضلا عن سمات اجتماعیّه الأدب، اتّسمت الواقعیّه العربیّه ببعض السمات المحلیه والمناسبه للأدب العربی. وهذا ما بعث الباحثین علی کتابه هذه المقاله التی تستهدف أن تظهر الواقعیه الأدبیه فی شعر نزار قبانی السیاسی وتثبته مستخدمه سمات هذا المکتب الأدبی الفنیه.
اندیشه های تعلیمی جهانی درافسانه های ازوپ و کلیله ودمنه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال هفتم تابستان ۱۳۹۲ شماره ۲۶
9 - 24
حوزههای تخصصی:
یکی از انواع چهارگانه ادبیات که از روزگاران کهن مورد تأکید و اتفاق نظر ملت های صاحب فرهنگ و تمدن جهان بوده و هست، ادبیات تعلیمی است. ادبیات تعلیمی به نوعی از ادبیات گفته می شود که در آن خالق اثر با در مقابلْ قراردادن دو مفهوم خیر و شرّ به طورغیرمستقیم سعی دارد تا مضامین اخلاقی و حکمی را، که در ادبیات کلاسیک جهان عموماً به زبان حیوانات (فابل) و در قالب پند و اندرز است، به دیگران آموزش دهد. در میان آثار تعلیمی جهان به زبان فابل، دو اثر به نام های «افسانه های ازوپ» و «کلیله و دمنه»، که یکی متعلق به دنیای غرب و دیگری متعلق به جهان شرق است، بیش از آثار دیگر با مضامین اخلاقی و حکمی همراه است. برهمین اساس، نگارنده برآن است تا برخی از اصول اخلاقی افسانه های ازوپ و کلیله و دمنه را، که در تاریخ ادبیات جهان از جایگاه ارجمندی برخوردارند و در حوزه ادبیات تعلیمی مورد تأکید بسیاری از اندیشمندان اخلاق گرا می باشند، نقد و بررسی نماید. شایان ذکر است که آموزه های تعلیمی دو اثر مذکور در عرصه های مختلف زندگی بیش از همه در مسائل دینی، اجتماعی و سیاسی نمود دارد.
بیداری اسلامی، مردمی در اشعار فرخی و شابی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال هفتم تابستان ۱۳۹۲ شماره ۲۶
25 - 45
حوزههای تخصصی:
واژه مقاومت وبیداری اسلامی همواره با ظلم و ستم حاکمان عجین بوده وگسترش ظلم وبی عدالتی وتقویت انگیزه دفاع از حق در شکل گیری و احیای آن نقش بسزایی داشته است. در میان شاعران پارسی و عرب زبانِ معاصر، میرزا محمد فرخی یزدی و ابوالقاسم الشابی، با تحت تأثیر قرارگرفتنمحیط سیاسی اجتماعی عصر خود، اشعاری با هدف مقاومت وبیداری اسلامی و مردمی در برابر تجاوز کشورهای استعمارگر و استقامت در برابر ظلم و ستم آنها سروده اند. در این پژوهش برآنیم تا جلوه های بیداری اسلامی و مردمی را در اشعار این دو شاعر مورد بررسی قرار دهیم. نتیجه اینکه؛ شاعران، نماینده مردمی مظلوم وستمدیده هستند که از ظلم و جور حاکمان زمان خود به جوش آمده و تصمیم به انقلاب وعدالت خواهی گرفته؛ و مبارزه خود را در قالب اشعاری با هدف آگاهی، بیداری و مقاومت مردمی و اسلامی در برابر ظلم و بیداد به انجام رسانیده اند.
نوستالژی فلسفی در شعر ابوالعلاء معرّی و عطار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال هفتم بهار ۱۳۹۲ شماره ۲۵
161 - 178
حوزههای تخصصی:
"نوستالژی" یا غم غربت همان حس دلتنگی شاعر ی ا نویسنده است ، در فقدان چیزهایی که در موقعیت کنونی برای او دور از دسترس است. تغییر و تحول اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی در برانگیختن این حس غریب غربت بسیار مؤثر است. یکی از انواع نوستالژی شامل نگرش بدبینانه و پوچانگارانه به جهان هست ، و به طور کلی اندوه مرگ و فناپذیری انسان است که از آن به "نوستالژی فلسفی" تعبیر می شود . در این مقاله با پژوهش در اشعار ابوالعلاء معرّی و عطار نیشابور ، ی غم مرگ و فناپذیری و نگاه بدبینانه آنان به جهان مورد بررسی تطبیقی قرار گرفته است.
عبدالله ابن مقفع و افزودن اندیشه های مانوی به کلیله و دمنه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از نکته هایی که ابوریحان بیرونی در کتاب تحقیق ماللهند مطرح کرده، گرایش یا اعتقاد عبدالله ابن مقفع به مانی و سنت مانوی و راه یافتن باورهای مانویان، از راه ترجمه کلیله و دمنه، به باب برزویه طبیب و دیگر بخش های این کتاب است. سخن ابوریحان، سرآغاز پژوهش های گسترده ای در این زمینه شد که اغلب ناظر بر عوامل متنی است. اما بررسی عوامل فرامتنی، نتایج دیگری به دست خواهد داد؛ عواملی مانند: پیوند کسانی که در ترجمه یا به نظم درآوردن کلیله و دمنه نقش داشته اند یا مشوقان آنها با دین مانوی، نفوذ کلیله و دمنه در سغد و ماوراءالنهر و پیوستگی دیرینه آن دیار با مانویان و مهمتر از همه، اطلاعات دقیق ابوریحان از اصول عقاید مانویان. در کنار اینها، پیوستگی های دین مانی با دین بودایی و تشخص اندیشه های بودایی در کلیله و دمنه، نشان می دهد که این اثر از این حیث نیز می تواند مورد توجه مانویان قرار گیرد. در کنار هم قرار گرفتن این داده ها، نشان می دهد کلیله و دمنه از آثاری است که سخت مورد توجه مانویان بوده و این مسأله در آن دوره شهرت داشته و بر این اساس، نمی توان سخن ابوریحان را بی پایه خواند.
زندگینامه اثیرالدین اومانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اثیرالدین اومانی از شاعران قرن ششم و هفتم هجری است و تنها اثر برجای مانده از او، دیوان اوست که شامل قصاید، غزلیات، قطعات، رباعیات و ترکیب بند است و محتوای اصلی دیوان اودر تمام قالب ها، مدح یا هجو است. از آن جا که شعر این شاعر، پیوندی میان سبک خراسانی و عراقی است، همچنین به دلیل شامل بودن دیوانش بر زبان معیار روزگار خود و نیز استفاده از الفاظ، لغات، اصطلاحات، کنایات و تعبیرات رایج آن عهد ، اشارات مختلف تاریخی و تاریخ ادبی آن دوره و احتوای عناصر گوناگون فرهنگی بودن اشعارش و نیز در خمول و گمنامی ماندن شاعر، نوشتن زندگینامه ای از او ضروری و تا حدودی راه گشای کشف و بازگشایی بسیاری از مشکلات دیوان های همدوره و دوره های پس از این شاعر است. مقاله حاضر، ضمن بررسی و تفحص دردیوان اثیرالدین اومانی، به کشف و استخراج مطالب و مواردی درباره زندگی او می پردازد که تاکنون یا از دید تاریخ ادب نویسان و تذکره نگاران پنهان مانده و یا دقت و اهتمام کافی در بررسی آن مبذول نگشته است.
نگاهی به سیر قصه های عامیانه در دوره صفویه با محوریت رموز حمزه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان و ادب رسمی ایران با زبان فارسی دری، در دو رشته شعر و نثر وجود داشته است. این ادبیات، دو قشر یا طبقه عمده اجتماعی، یعنی باسوادان و عوام را همواره پوشش داده است. افزون بر ادبیات رسمی که به مخاطبان باسواد اختصاص داشت، ادبیات عامیانه نیز درحوزه شعر و نثر، مردم عادی و کوچه و بازار را مخاطب خویش قرارداده بود. به جهت عدم سواد و کتابت در میان مخاطبان ادبیات عامیانه، متأسفانه این آثار کمتر به صورت مکتوب درآمد؛ هرچند که در همه موضوعات فرهنگی آن زمان، وسعت معنایی داشت و نمونه های آن نیز به صورت تصنیف های دینی و نوحه ها و تصانیف مردمی و ملی کاربردی فراوان هم داشته است. وسعت ادبیات عامیانه به حدی بود که حتی برخی از شاهکارهای ادبی ما مثل شاهنامه فردوسی نیز در میان مردم عادی و معمولی، بسیار رواج داشت. در حوزه ادبیات منثور عامیانه نیز با توجه به اینکه این گونه آثار هنری بر مبنای تخیلات عامه پسند ساخته شده است، با درونمایه های غنی خود که بر گرفته از منش قهرمانان ملی و یا مذهبی است، روایت شده و یا دوباره باز سازی شده اند. این آثار اگر چه به مخاطبان عادی جامعه تعلق دارد، اما از ارزش هنری فراوانی برخورداراست. در این مقاله، روند قصه های عامیانه در دوره صفویه که نقطه اوج آن می باشد، با درونمایه های آن مورد ارزیابی و مداقه قرار می گیرد و با توجه به اشتراک این درونمایه ها در اکثر این گونه آثار، با نمودار قرار دادن و بررسی یک داستان از این مجموعه تقریباً گسترده (حمزه نامه)، سعی می شود به گونه ای نقد و بررسی شود که باقی داستان ها را نیز بتواند مورد پوشش خود قرار دهد.
بررسی روایت و تصویرگری در گرشاسب نامه اسدی طوسی
منبع:
پژوهش های ادبی و بلاغی سال اول تابستان ۱۳۹۲ شماره ۳
59 - 75
حوزههای تخصصی:
در این مقاله سعی شده است علاوه بر ، بررسی شاهنامه و گرشاسبنامه از نظر زیبایی شناسی و ساختار های زبانی و فکری ، آنها را با روشی تحلیلی از حیث کیفیت روایت و تصویرگری بسنجیم .روایت ها و تصویرگری های اسدی در گرشاسبنامه ، موجز ، زیاد ومکرر است اما به مانند تصویر های فردوسی ، هدفمند و مرتبط نیست. شیوه اسدی در روایت استفاده از مناظره و تمثیل است . برخلاف شاهنامه که داستان ها بیشتر از زبان قهرمانان نقل می گردد ، داستان های اسدی از زبان راوی بیان می شود. تکرار در گرشاسبنامه کم است اما مضمون ها غالباً تکراری است . اسدی در روایت ماجراهای بزمی و غنایی موفق تر از توصیف صحنه های رزمی عمل می کند و حتی توصیفات رزمی او نیز رنگی از مضامین و مفاهیم غنایی دارد . بر خلاف توصیفات تک بعدی اسدی توصیفات فردوسی چند بعدی و مینییاتوری است . حماسه گرشاسبنامه را باید حماسه ای شخصی و با محوریت فرد ، به شمار آورد اما حماسه شاهنامه ، حماسه ای ملی و با محوریت ایران است . بر خلاف گرشاسب که به ضحاک خدمت می کند ، رستم هرگز در خدمت دشمنان ایران نبوده است . اسدی یکی از استادان بزرگ حماسه سرایی است و کتاب او یکی از ارزشمند ترین آثار حماسی ایران به شمار می آید ، اما گرشاسبنامه از نظر ارزش های ادبی و قدرت روایتگری و خلق تصاویر هنری با شاهنامه ، برابری نمی کند .
ناهمخوانی های ساختار داستان در ویس و رامین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طرح داستان های کهن، با گونه های امروزین دگرسانی های بنیادینی دارد. در طرح نمونه های کهن، نظمی دیگرگونه به چشم می خورد، به گونه ای که حتّی برخی رخدادهای آنها از چارچوب «علّت و معلول» بیرون اند. امّا در همان «طرح» ویژ ه این داستان ها، گاه نابسامانی هایی دیده می شود؛ بدین معنا که برخی از این داستان ها در مقایسه با نمونه های هم روزگارشان، گونه ای «انحراف از معیار» دارند که می توان آن را ناهمخوانی در ساختار دانست. یکی از این داستان های کهن که ناهمخوانی ها و ناهنجاری هایی از این دست ابهاماتی در آن پدید آورده است، داستان ویس و رامین است. این پژوهش، ویس و رامین را از نظر ساختار بررسی می کند و ناهماهنگی ها و ناهمخوانی های آن را می نمایاند.
معیارهای عشق پاک در منظومه خسرو و شیرین
حوزههای تخصصی:
بررسی مقوله عشق در ادب فارسی در ابعاد گوناگون از زمان های دور تا امروز مطمح نظر پژوهشگران بوده و هست. همچنین پژوهش درباره خسرو شیرین نظامی نیز بسیار است. اما بررسی این موضوع منحصرًا در منظومه عاشقانه خسرو و شیرین و نشان دادن ویژگی های آن و ارائه معیارهایی که حکایت از پاکی عاشق و معشوق و رابطه عاشقانه آن ها داشته باشد، به صورت مستقل انجام نیافته است. در این مقاله اثبات شده است که همه عشق های مندرج درادبیات غنایی از نوع تن کامگی نیست؛ عشق هایی چون حب عذری در لیلی ومجنون وعشق پاک در خسرو و شیرین نیز وجود دارد .پس از بیان تفاوت حب عذری با عشق پاک در فرایندی وجود عشق پاک با شواهد شعری در خسرو و شیرین نشان داده شده است. آن گاه معیارهای آن در منظومه خسرو و شیرین نظامی به همراه نمونه ها و تحلیل داستان باز کاویده شده است.
بدیع بلخی و پندنامه انوشیروان
حوزههای تخصصی:
ابومحمد بدیع بلخی از شاعران قرن چهارم هجری است که درنام وکنیه وزندگانی وآثار او بین تذکره نویسان اختلافات زیادی وجوددارد، ازآثار او مثنوی راحه الانسان است که برگرفته ا زپند نامه انوشیروان می باشد. موضوع شعری این پند نامه که سراسر حکمت وپند و اندرز است بیشتر جنبه علمی وساده دارد ویادآور پندهائی است که از بزرگان ایران باستان به جای مانده وخودشاعر هم روایت های گوناگونی را از زبان شخصیت های اساطیری ،تاریخی بیان کرده است. دراین مقاله به معرفی این پند نامه و ویژگی های سبکی وادبی وهنری آن پرداخته شده است.
بازتاب تاریخی- هنری بازی چوگان در شعر فارسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بر این باوریم که ادبیات هر ملت یکی از عناصر اصلی هویت ساز آن به شمار می رود، به همین جهت می توان گفت ادبیّات فارسی آینه تمام نمای فرهنگ و آداب و رسوم این سرزمین است. یکی از موضوعات مورد توجّه شاعران ادوار مختلف شعر فارسی، بازی های سنتی نظیر چوگان است و شاید بتوان کمتر شاعری را نام برد که واژه «چوگان» در اشعارش وجود نداشته باشد. بازی چوگان از نظر تاریخی در ایران دارای فراز و فرودهایی است به گونه ای که در دوران صفویه به افول و فراموشی سپرده شد، اما بعد از سه قرن دوباره احیا می شود. شاید بتوان دلیل این امر را در پیشینه و ریشه این ورزش در ایران نام برد. در متون منظوم شعر فارسی (به خصوص سبک خراسانی) با کاربرد فراوان واژه چوگان رو به رو هستیم و این کاربرد به دو صورت در شعر سبک خراسانی نمود یافته است: هم نشانگر پیشینه تاریخی این ورزش است و هم کاربردی ادبی دارد و شاعر با استفاده از این واژه صناعات ادبی زیبایی نظیر، استعاره، تصویر، تشبیه و کنایه خلق نموده است. نتایج پژوهش حاضر که به شیوه توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای فراهم آمده است، نشان می دهد که با تکیه بر شعر فارسی، بازی چوگان خاستگاه ایرانی دارد و با سه صنعت: تشبیه، استعاره و کنایه در شعر فارسی نمود یافته است.
جلوه های طبیعت در آثار شهریار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات زبان و ادبیات غنایی سال سوم زمستان ۱۳۹۲ شماره ۹
47 - 66
حوزههای تخصصی:
طبیعت از ابتدا تا امروز همواره یکی از خاستگاه ها و سرچشمه های هنر بوده است. از همه بارزتر در هنر شعر، که نمونه ها و نشانه های آن را از قدیم ترین ایّام تاکنون، در آثار منظوم و شاعرانه همه کشورهای جهان می توان دید. برای مثال، از ترانه ها و شعرهای «سافو» در سرزمین سرسبز و سواحل جادویی یونان گرفته تا اشعار شاعران عرب از جمله «امرءالقیس» در بیابان های پر از «ربع و اطلال و دمن» یا تغزّلات آغاز قصاید قصیده سرایان قرون پنجم و ششم مانند: فرّخی، ازرقی، خاقانی و بویژه منوچهری که شاعر طبیعت نام گرفته است. از شاعران معاصر آن که شعرش سرتاسر بوی طبیعت می دهد، شهریار است. در دیوان شهریار، کمتر شعر و سروده ای را می توان یافت که جلوه و عنصری از طبیعت در آن به کار نرفته باشد. از این رو، در این پژوهش که به روش تحلیلی-توصیفی انجام شده عناصر طبیعت در شعر شهریار بررسی گردیده است. نتیجه به دست آمده این است که از آسمان و ستارگان گرفته تا سبزه زار و بوستان و گل ها و از حیوانات تا دریا و وابسته های آن، همه و همه در ساخت تصاویر شعری شهریار یاری دهنده او در بیان مفاهیم درونی هستند. در بیش از نود درصد از سروده های وی، جلوه ای از مظاهر طبیعت به کار رفته است که این خود نشانگر روح لطیف و طبیعت گرای این شاعر نامدار معاصر است.
عناصر رمانتیک در اشعار شهریار
حوزههای تخصصی:
در فایل اصل مقاله موجود است