دیدگاهی که سعدی برای برقراری جامعه ای مطلوب به ویژه از سوی حکومت و اعضای نظام حاکم عرضه می کند، در کتاب های «گلستان» و «بوستان» در مرکز توجه قرار گرفته اند؛ به صورتی که سعدی باب اول این دو کتاب را به همین موضوع اختصاص داده است. از میان ابواب ده گانه بوستان، باب اول با عنوان «در عدل و تدبیر و رأی» برای بررسی و تحلیل گفتمان با تکیه بر حکومت اداری برگزیده شده است؛ زیرا بیشتر حکایت ها و مواعظ این باب درباره شیوه حکومت داری و روابط اجتماعی است و در هشت باب دیگر، حکایت های انگشت شماری درباره حکومت و ارتباط ارکان جامعه با هم مشاهده می شود. داده ها و اطلاعات این پژوهش (حکایت های باب اول بوستان) بر اساس رویکرد تحلیل انتقادی گفتمان بررسی شده است. از میان نظریه های موجود در تحلیل انتقادی گفتمان، مبانی روش شناسی «نورمن فرکلاف» - که تحلیل خود را بر پایه دستور نقش گرای هالیدی در سه بعد متن، گفتمان و جامعه، انجام می دهد - انتخاب شده است. نتایج برآمده از پژوهش را می توان در این گزاره خلاصه کرد: هر چند بوستان سعدی متنی در جهت حفظ ساختار حکومت زمانه خود و نه در برابر آن است، نگاه سعدی به حکومت با تأکید بر رفاه رعیت و آبادی کشور قابل توجه است. این دریافت را می توان از کنارهم گذاری داده های تحلیل گفتمان و شرایط اجتماعی دوره سعدی به دست آورد.
هدف این پژوهش، تبیین آمیزه مفهومی جنگ و شکار و بررسی ابعاد خاص حوزه آمیخته در غزلیات سعدی بر اساس نظریه «فوکونیه» و «ترنر» است. در غزلیات سعدی یکی از مفاهیم شناختی پربسامد، جنگ و شکار به عنوان حوزه درونداد برای عشق است. نظریه آمیزه مفهومی به عنوان ابزاری کارآمد در درک چگونگی تعامل نظام مفهومی با حوزه های آن به کار گرفته می شود. فوکونیه و ترنر، نظریه الگوی چندفضایی یا شبکه ای را مطرح کردند. در الگوی شبکه ای، مفاهیم مشترک دو حوزه دروندادی، فضای عام را می سازند. علاوه بر این تعامل این دو حوزه دروندادی، فضای آمیخته ای را پدید می آورد که ساختار مفهومی آن به تنهایی از فضاهای دروندادی درک نمی شود. در این پژوهش نشان خواهیم داد که عمده مفاهیم در عشق بر محور معشوق و الفاظ خاصی که در وصف او به کار گرفته می شود، استوار است و در حوزه آمیخته مفاهیمی پارادوکسیکال مانند مرگی که حیات ابد است یا اسارت عین آزادی مطرح می شود. پس از ترسیم ابعاد آمیزه مفهومی جنگ و شکار خواهیم کوشید به این پرسش پاسخ دهیم که پارادوکس حاصل در حوزه آمیخته چگونه ایجاد می شود. فرضیه آن است که پارادوکس حاصل در آمیزه ناشی از تأثیر مفاهیم عرفانی عشق در گفتمان صوفیانه بر الگوهای ذهنی شاعر است، حتی اگر غزل در ردیف غزل های عاشقانه قرار داشته باشد.
طنزهای «غلام رضا روحانی» ضمن بازتاب اوضاع اجتماعی ایران در دوره پهلوی اول و اوایل پهلوی دوم، حکایت از هم زیستی و هم دلی او با توده مردم داشته و از لحاظ زبان شناختی و جامعه شناختی قابل بررسی است. مقاله حاضر با روشی تحلیلی-توصیفی درصدد است به بررسی مهم ترین درون مایه های طنز در اشعار روحانی، نگرش وی نسبت به موضوعات و مناسبات اجتماعی و چگونگی بازتاب آنها بپردازد. روحانی ضمن طرح دیدگاه های انتقادی سیاسی- اجتماعی، برای بازنمود هنری تر و تأثیرگذارتر آنها از عناصر و شگردهای زبانی و بیانی مختلف استفاده می کند؛ مثلاً با استفاده از باهم آیی واژگانی، تضاد معنایی بسترهای مناسبی را برای به چالش کشیدن تبعیض ها و تضادهای سیاسی- اجتماعی و ایدئولوژیکی فراهم می سازد. وفور واژگان و ترکیبات عامیانه به عنوان ابزاری برای طرح مسائل اجتماعی به زبان مردمی از ویژگی های زبانی طنز روحانی است. تشبیه بنیاد بودن طنزهای روحانی دال بر این است که تشبیه در تصویر موضوعات اجتماعی و دریافت آنها توسط مردم، قدرت بیشتری دارد. انتقاد از شرایط محیطی همچون آلودگی شهرها و نبود زیرساخت های مورد نیاز، واقعه کشف حجاب و جنگ جهانی و پیامدهای آن، مشکلات اقتصادی و برخی از موضوعات اجتماعی، مانند غرب زدگی، مسائل زنان، بیکاری و وضعیت بغرنج اداری از جمله موضوعاتی است که در طنز روحانی بازتاب یافته اند. تحلیل طنزهای شاعر بیانگر کنش اجتماعی وی برای اصلاح، تغییر یا نفی گفتمان های موجود محسوب می شود. شاعر جز در برخی موارد، همچون پیشرفت و تحصیل و اشتغال زنان و یا حمایت از کالای ملی، غالباً به انتقاد و نفی وضع جامعه می پردازد و به دنبال تغییر آنهاست.
درون مایه مرگ یکی از موضوعات مهم برای بازنمایی در ادبیات جهان است. نوشتار پسامدرنیستی با شبیه سازی مرگ و مواجهه خواننده با دنیاهای متعدد و گذار از مرزهای هستی شناسانه این مضمون را به رویه و سطح روایت سوق داده و بر نقش غیرقابل انکار آن در شکل گیری قصه های بشری تأکید ورزیده است. اندیشمند پسامدرنیست برایان مک هیل، به ارتباط محتوایی مرگ و گفتمان در ادوار مختلف به ویژه در حوزه ادبیات پسامدرنیستی اشاره کرده است. در این پژوهش با بازخوانی روایت های داستانی محمدرضا کاتب به این سؤال مقدر پاسخ می دهیم که آیا اندیشه پیوند میان مرگ و کلام در متون داستانی محمدرضا کاتب به چشم می خورد؟ و سپس در بازنمایی مضمون مرگ این ارتباط با پسامدرنیسم محفوظ مانده است؟ در این جستار تلاش شده است پیوند محتوایی مرگ با کلام و گفتار پسامرگی در پسامدرنیسم و تلازم و همبستگی محوری این مضامین در روایت های داستانی این داستان نویس معاصر نشان داده شود.
استفاده از عناصر پسامدرن در داستان های کودکان با دشواری هایی همراه است؛ زیرا ممکن است مخاطب کم تجربه فهم درستی از این عناصر نداشته باشد و روند درک داستان برایش کند شود. با این اوصاف، بسیاری از شاخصه های پسامدرن را در داستان های کودکانه محمدرضا شمس و سیامک گلشیری می توان دید. مانند: گسست در پیرنگ، خلق دنیایی دیگر، شخصیت های تخیلی و توهمی، راوی غیر قابل اعتماد و تعلیق آگاهانه ناباوری. در این پژوهش برای آنکه نشان دادن تمایز داستان های پسامدرن در برابر داستان های متعارف، داستان های پسامدرنی محمدرضا شمس («من، زن بابا و دماغ بابام» و «من من کله گنده») و تهران کوچه اشباح از سیامک گلشیری را در مقابله با اندیشه های روایت شناختی ماریا نیکولایوا بررسی می کنیم. نیکولایوا با گرایش های پساساختارگرایی، ابزاری را که روایت شناسی می تواند برای بررسی ادبیات داستانی کودکان در اختیار ما بگذارد، به ما نشان می دهد. روایت همزمان سه داستان در آثار شمس و تجویف در داستان گلشیری، نمونه ای برای گسست و شکاف در روایت است. در پایان داستان نیز شاهد روزنه ای به آغاز یک داستان تازه ایم.
اغلب نویسندگان رئالیسم جادویی از قوه تخیل بسیار بالا و خلاقیت ادبی قابل تحسینی برخوردارند. این نویسندگان، برای ایجاد فضای متفاوت از دیگر ژانرهای ادبی، تحولاتی در سطح زبان روایت مرسوم در رئالیسم سنتی ایجاد می کنند. این تحولات در جنبه های مختلف فنون نویسندگی، از جمله صحنه پردازی، شخصیت پردازی و زبان روایت پدیدار می شوند. نویسندگان رئالیسم جادویی، در سطح زبان روایت، آشنایی زدایی از زبان را به نوع دیگری وارد آثارشان کرده اند. این نویسندگان گاهی استعاره های مرده و معانی مجازی رنگ ورو رفته را در معنای تحت الفظی شان به کار می گیرند و جان دوباره به آنها می بخشند. همچنین معمولاً بر خلاف روال معمول در رئالیسم سنتی حسن تناسب بین بزرگی حادثه و زبان روایت را عمداً رعایت نمی کند. به همین خاطر اغلب با توجه خاصی که به لحن روایت دارند عناصر خارق العاده را عادی جلوه می دهند یا بالعکس، عناصر عادی و روزمره را در نگاه شخصیت های داستان و خواننده خارق العاده می نمایانند. این نوع استفاده از زبان به نویسنده رئالیسم جادویی کمک می کند تا تصاویر جادویی ولی در عین حال ملموس تر و طنازانه ای را چاشنی اثر خود کند.
اسطوره روایتی قدسی از خلقتی آغازین است که با آیین، مراسمات و ادبیّات جامعه پیوستگی دارد. اساطیر ریشه و بن، ادامه دهنده و مکمّل اسطورة آفرینش اند. آیین ایزدی، آیینی محلّی در منطقه ای کوچک از کردستان عراق است که دارای دو کتاب مقدّس و مجموعه ای سروده های دینی شفاهی است. این سروده ها در مراسم هایی مانند تولّد، مرگ، اعیاد و هر مراسمی که در آن زایشی نو اتفاق می افتد، خوانده می شوند. این پژوهش به بررسی عناصر اسطوره ای رایج در سروده ها و اقوالی می پردازد که با اسطورة آفرینش آغازین در ارتباط است. روش تحقیق از نوع تحلیلی-توصیفی است. این سروده ها مستقیماً از نسخه ای گرفته شده اند که خلیل جندی ره شو به زبان کردی تدوین کرده است. عناصر اسطوره ای اصلی در این قول ها عبارتند از: درّ (مروارید)، بحر، خرقه، مرکب، گاو و ماهی. با دقّت در عناصر اسطوره ای در متون مقدّس و سروده های دینی ایزدیان که دربارة آفرینش ثبت شده است، مشخّص می گردد که عناصر «درّ»، «بحر» و «ماهی» به مبحث زمین، زنانگی و زایندگی اشاره دارند. «خرقه» با توجه محتوای متون، نشان دهنده تأثیر عناصر صوفیه و عرفان اسلامی است. «مرکب» نیز از آنِ خدای آسمان است. عنصر مقدّس «گاو»، نمادی از خدایان آسمان و کشتن آن در عید اصلی ایزدیان، با ازدواج مقدّس و اسطورة آفرینش آغازین در ارتباط است.
در هجونامه منسوب به فردوسی سه بیتِ معروف وجود دارد که ضبط اصلیِ آن ها مطابق با کهن ترین منابع چنین است: درختی که تلخ آمد او را سرشت ور از جوی خُلدش به هنگامِ آب سرانجام گوهر به کار آورد گرش درنشانی به باغ بهشت به بیخ انگبین ریزی و شیرِ ناب همان میوه تلخ بار آورد این سه بیت که به احتمالِ بسیار، بر الگوی دو بیت از آفرین نامه بوشکور بلخی ساخته شده، به دلیلِ شهرتِ انتساب به فردوسی و هجونامه نامدارِ او بسیار مورد توجّه و تقلیدِ شعرای دیگر قرار گرفته است؛ به طوری که می توان آن را یکی از پرتقلیدترین قطعاتِ شعریِ منسوب به فردوسی و حتّی تاریخ شعر فارسی دانست. قدیمی ترین استقبال از این سه بیت در فرامرزنامه بزرگ (اواخر قرن پنجم) است و پس از آن از سده هشتم و نهم به بعد، گویندگانِ مختلف به نظیره گوییِ آن برخاسته اند که مشهورترینِ آن ها چهار بیتِ هاتفی جامی است. در این مقاله چهارده نمونه از تقلیدها و قطعاتِ مشابهِ سه بیتِ منسوب به فردوسی، به ترتیبِ تاریخی معرّفی و بررسی شده است.
مردم ایران که ندای حیات بخش اسلام را با گوش جان شنیدند، با اشتیاق تمام این فرهنگ را پذیرفتند؛ فرهنگی که قرآن کریم، جامع تمامی ویژگی های آن بود. شوق آراستگی به قرآن و آداب قرآنی نیز در در جنبه های مختلف زندگی ایرانیان از جمله عرصه شعر و ادب فارسی راه یافت و شاعران ادب فارسی از همان آغاز با بهره گیری از آیات قرآن کریم به صورت های مختلف با اشاره به آیات قرآنی و استفاده از معنی و مفهوم آنها بلاغت و فصاحت خویش را نشان دادند و سخن خویش را به مضامین و لطایف قرآنی آراستند و علاوه بر تاثیرپذیری از جنبه های محتوایی و مضمونی، در بُعد بلاغت نیز از اسلوب و شیوه بیان کلام وحی تاثیر پذیرفتند و گفتار خویش را زیبایی و ارج بخشیدند. ادیب الممالک فراهانی از جمله شاعرانی است که تاثیرپذیری از قرآن را می توان یکی از خصایص سبکی سخن او به شمار آورد که اشارات قرآنی به صورت های مختلف وامگیری، اقتباس، تلمیح، حلّ، ترجمه و تاثیرپذیری تصویری به وفور در شعر او تجلی یافته است. در پژوهش حاضر، اَشکال گوناگون تأثیرپذیری ادیب الممالک از قرآن کریم بررسی و شواهد مربوط استخراج و طبقه بندی شده است. در میان اشکال مختلف، وامگیری و اقتباس بیشترین بسامد و تأثّر تصویری و ترجمه پایین ترین بسامد را داراست.
بخش قابل توجهی از ادبیات فارسی شامل منظومه های علمی است که با اهداف آموزشی سروده شده است. هدف این مقاله بررسی این منظومه هاست که از منظرهایی چون مؤلفه های این نوع ادبی، دلایل و انگیزه های سرایش و سیر آن در ادبیات فارسی بررسی شده است. این نوع ادبیات به نظم علوم مختلف می پردازد و اگرچه از عناصر شعری چون وزن و قافیه بهره می گیرد، عناصری چون خیال جایگاه بسیار اندک و ثانویه ای در آن دارد. دلایلی چون تنوع و گسترش شیوه های آموزشی و نقش وزن در ایجاد رغبت به مطالعه و حفظ و به خاطر سپردن موضوعات از عوامل گسترش این منظومه ها بوده است. از منظر دسته بندی علوم، این منظومه ها بیشتر در علوم منقول همچون بلاغت، عروض و لغت است. نخستین اثری که در این حوزه سروده شده قصیده ای از ابوالهیثم (اواخر قرن چهارم) است و از قرن هفتم به بعد رواج این منظومه ها گسترش قابل توجهی یافته است. از نظر تقسیم بندی علوم در گذشته، منظومه های آموزشی هم در علوم معقول و هم در علوم منقول سروده شده؛ اگرچه میزان منظومه هایی در علوم نقلی مانند کلام، لغت، صرف و نحو و علوم بلاغی بسیار بیشتر از علوم عقلی مانند طب است. البته در لابه لای برخی آثار نیز سروده هایی دیده می شود که می توان از مقوله آموزشی محسوب کرد.
کلود لوی استروس برای منطق اسطوره قائل به ساختاری دوقطبی -تقابلی است. به عقیده او ساختار ذهن انسان برای درک پدیده ها هر پیوستاری را در قطب های متقابل دوگانه ای قرار می دهد و این کنشِ ذهنیِ فراگیر در نهایت منجر به تقابل های دوگانه ای چون شب/ روز، سیاه/ سفید، خام/ پخته و مفاهیمی از این دست می شود. او معتقد است در یک مطالعه ساختارگرایانه نمی توان از زنجیره تشکیک مراتب اجزا غافل بود. بنابراین باید هر تقابل کلی در اسطوره قابل تقسیم به تقابل هایی جزئی تر باشد. البته این تجزیه پذیری پیوسته، بدان معنا نیست که تجزیه پذیری اسطوره ای به معنی قطع ارتباط جزء و کل است؛ بلکه کنش و معنای هر تقابل خُرد همواره در راستای تقابل کلان تر قرار دارد. در این جستار با بررسی اسطوره ضحاک از منظر تقابل های دوگانه روشن شد که تقابل هایی چون تقابل ایرانیان و انیرانیان، شیر و خون، کاوه و ضحاک، جامعه اشتراکی و حکومت متمرکز، شهرناز، ارنواز و تقابل های آتیِ شاهنامه و ... همه در خدمت تقابل های کلّی تر و در جهت تقویت سویه های متقابل بنیادین اسطوره است. به عبارتی دیگر، اسطوره در بطن خود تقابل های کلانی دارد که هریک قابل تجزیه به تقابل هایی خردترند.
طرح، چهارچوب ساختار شعر است و تعیین کننده شیوه ترکیب و تلفیق اجزای شعر. این مقاله به روش توصیفی–تحلیلی می کوشد که در مسیر شناخت بیشتر ابعاد و آفاق نوآوری های شاعران معاصر، پاره-ای از تازه ترین و ابتکاری ترین طرح های شعری را در آثار آنان، معرّفی، تبیین و تشریح کند. از میان انبوه طرح های تازه و مبتکرانه در قلمرو شعر امروز، در اینجا به برجسته ترین و نوآیین ترین آنها از جمله طرح-های نامه ای، سفرنامه ای، داستانکی، سینمایی، گزارشی، مکالمه تلفنی، بیان کابوس و رویا، بازجویی، سیلان ذهنی، غافلگیری پرداخته شده و با ارائه نمونه ها و شواهد شعری نشان داده شده است که اغلب این طرح و پلات های تازه، حاصل الگوهای تازه فرهنگی، ظهور ژانرهای هنری و ادبی تازه و نیز فن آوری های نوظهور در عرصه زندگی امروز است. کاربرد این طرح های شعری تازه، اغلب به ایجاد ظرفیّت های تازه در عرصه فرم، محتوا و زیبا شناختی شعر معاصر انجامیده است.
تقوم هذه المقاله إلی الموازنه بین امرئ القیس و ابن حمدیس الصقلی فی وصف الطبیعه بهدف معرفه المظاهر التی قام الشاعران فی الأدب الجاهلی والأدب الأندلسی بوصفها من الطبیعه والسؤال الأساسی فیها هو ما هی المظاهر المشرقه التی قام بوصفها امرؤالقیس و ابن حمدیس فی الطبیعه رغم أنهما یعیشان فی العصرین المختلفین؟ وعندنا فرضیه یمکننا الوصول إلی الإجابه وهی الطبیعه التی قام بوصفها امرؤالقیس هی المطر والسیول والأزهار واللیل وهذا النوع من الطبیعه ملائم بالبیئه التی کان یعیش امرؤالقیس فیها و ابن حمدیس قام بوصف الزهریات الموجوده فی بلاده والمائیات کنموذجین؛ یمکن القول أنّ کل شاعر قام بوصف مشاهداته فی بیئته.
بررسی تطبیقی مفهوم مقاومت، به عنوان یکی از مضامین برجسته ادبیات جهان و نیز بخش مهمی از ادب متعهد و ملتزم در شعر دو کشور ایران و فلسطین است. ادبیات پایداری ادبیات ستیزه و عشق به آرمان ها و ارزش هاست. ادبیات پرتلاطمی است که یأس و ناامیدی را نمی پذیرد. جایگاه ادبیات پایداری، به ویژه شعر، در تحولات ملت ها انکارناپذیر است. دغدغه های شاعران این نوع ادبیات بیدارکردن و آگاهی انسان هاست. از مهم ترین درونمایه های شعر پایداری، شهید، دعوت به مبارزه، وطن، نماد، مقاومت، صلح و دوستی و ... می باشد. هدف این مقاله که با روش تحلیلی - توصیفی انجام گرفته است بررسی مضامین مشترک ادب مقاومت در شعر شاعران معاصر ایران و فلسطین است. برای نیل به این منظور سلمان هراتی و قیصر امین پور به عنوان دو شاعر مقاومت معاصر ایرانی و سمیح القاسم و محمود درویش به عنوان دو شاعر مقاومت معاصر فلسطینی انتخاب شدند. شهید و شهادت، دعوت به مبارزه، وطن و وطن پرستی، هویت ملی و مذهبی و ... همگی از مضامینی هستند که جلوه خاصی در هر دو ادب دارند.
در طول تاریخ کتب وحی توسط اشخاص مختلف با انگیزه های متفاوت ترجمه شده است. قرآن مهم ترین منبع کتبی برای شناخت دین اسلام است که از طرف خدا به حضرت محمد(ص) وحی شده است. به دلیل گسترش دین اسلام و وجود بیش از چهار میلیون مسلمان آلمانی زبان، نیاز به ترجمه قرآن در تمام زمان ها احساس می شود. از این رو مقاله پیش رو به نقد و بررسی سه ترجمه برجسته قرآن به زبان آلمانی توسط فریدریش روکرت ، عادل تئودور خوری و رودی پارت بر اساس تئوری یوجین نایدا و با تمرکز بر سوره ناس پرداخته است. در ضمن این مقاله به انگیزه این مترجمان و سبک و شیوه ترجمه آن ها، امانت داری در ساختار لغوی و نحوی زبان عربی و زیبایی کلام در برگردان این کتاب آسمانی می پردازد. هم چنین می توان با مشخص کردن نقاط قوت و ضعف این ترجمه ها از اشتباهات آتی در ترجمه قرآن اجتناب کرد.