ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۶۴۱ تا ۹٬۶۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۹۶۴۱.

تحلیل تطبیقی تصاویر بلاغی عشق، غم و مرگ در اشعار سهراب سپهری و مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳۱ تعداد دانلود : ۹۵۵
از میان شاعران صاحب سبک معاصر، سهراب سپهری شاعری است که شعرهایی با رنگ و بو و نگرش عرفانی دارد. با توجّه به عرفانی بودن برخی از این اشعار و نیز سرآمد بودن سپهری در میان شاعران عصر خود، بررسی مقایسه ای میان عناصری چون عشق، غم و مرگ در اشعار سپهری و مولوی می تواند نشان دهد چه شباهت ها و تفاوتهایی در نگاه این دو شاعر وجود دارد. این سه عنصر از عناصر اصلی و مفاهیم مشترک انسانی است که نوع نگاه شاعران به این مفاهیم می تواند بیانگر تفاوت ها و تشابه های اندیشگانی آن ها باشد به خصوص که هر دو شاعر نیز گرایش و تمایلات عرفانی دارند. این پژوهش به دلیل تفاوت در حجم آثار دو شاعر کیفی است و استفاده از جدول، تنها به دلیل سامان دادن و ایجاد نظم در بررسی و تحلیل داده هاست. در این پژوهش، از تمام اشعار سپهری و سه دفتر اول مثنوی استفاده شده است. همچنین، برای رسیدن به این هدف از ابزار «تشبیه» استفاده شده است؛ زیرا تصاویر بلاغی و به ویژه تشبیه، نشان دهنده تصوّرات هنرمند از خود و هستی است و نسبت به بیان مستقیم این مزیّت را دارد که با ناخودآگاه شاعر نیز در ارتباط است. بررسی ها در این پژوهش نشان می دهد که سپهری نسبت به مولوی، از طبیعت، به عنوان مشبه به بیشتر استفاده کرده و عالی ترین پدیده ها و عناصر را به طبیعت و عناصر آن تشبیه کرده است. این نکته، نشان می دهد که خداوند و طبیعت در تصوّرات سپهری و عرفان طبیعت گرای او همدوش و برابرند. درحالی که مولوی در تشبیهات خود از مشبّه به های مربوط به طبیعت به گونه ای استفاده کرده است، که نشان می دهد طبیعت، بالاترین پدیده نیست و در تصوّرات او امری متعالی که فراتر از طبیعت و نیروهای آن است، وجود دارد. همچنین، این پژوهش نشان می دهد که نگرش مولوی و سپهری به سه بن مایه «عشق»، «غم» و «مرگ»، به هم شبیه و نزدیک است. هر دو شاعر، به غم و مرگ، نگاهی مثبت دارند.
۹۶۴۲.

مینوی: معنا و متن صوفیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۶ تعداد دانلود : ۵۵۸
مجتبی مینوی (1282-1355) از چهره های شاخص فرهنگی کشور، برآیند دو پایگاه «حوزه کلاسیک مدرسی» و «نهاد تحقیقی و دانشگاهی» است. مطالعات گسترده او در تاریخ و ادب و فرهنگ و متون سبب گردید تا با عنوان منتقدی برجسته شناخته شود. یکی از حوزه های مطالعه و تحقیق او در متن، مربوط به «تصوّف و عرفان» است. نوشته های او در باب آزادی، تسامح، عبرت آموزی از تاریخ و مانند آن، بر ناظر بودن دیدگاه او در عرفان و تصوّف صحه می گذارد. همین شیوه تحقیق مینوی، نگاه انتقادی او را نیز در پی دارد و تفاوت نگرش او را با دین پژوهان و صاحب نظران حوزه عرفان و تصوّف – همچون هانری کربن و سید حسین نصر که به تفکّر فرا تاریخی تأکید می ورزند- آشکار می سازد.
۹۶۴۳.

بازتعریف «بنیادگرایی» در رمان بنیادگرای مردد نوشته ی محسن حمید(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۷ تعداد دانلود : ۴۶۵
مفهوم «بنیاد گرایی» اصالتاً متعلق به حوزه تحقیقات دین و به ویژه دین مسیحیت بوده؛ اما به تدریج آن را وارد سایر دین ها نیز کرده اند. پژوهشگران این حوزه در تلاش بوده اند ضمن بررسی تاریخ ظهور این پدیده، دلایل شکل گیری و وجوه مشترک آن در دین های مختلف را بکاوند. اما به دنبال چند واقعه تاریخی، ازجمله انقلاب ایران، قضیه سلمان رشدی و به ویژه اتفاق های 11 سپتامبر 2002، واژه «بنیاد گرایی» در عرصه عمومیِ غرب توسط رسانه ها مصادره شد و با استحاله کامل، به یک دال با دلالت های سیاسی و غیر دینی بدل گردید. در این فرایند که در چارچوب کلان روایت نو شرق شناسی تحقق یافت، دو راهبرد نشانه شناسی پیگیری شده است. ابتدا تلاش می شود مدلول های چند گانه «بنیادگرایی» در دین های مختلف به یک مدلول واحد و متعیّن، یعنی دین اسلام، تقلیل یابد و در گام بعد مدلول های گسترده دین اسلام (و به بیان بهتر مسلمانی) به یک مدلول بسیار کوچک یعنی «افراطی های مسلمان» فرو کاسته شود. محسن حمید در رمان جریان ساز خود بر آن بوده است تا ضمن باز نویسی این روایت/ فرایند، ضمن کمک به تکثیر دلالت های بنیاد گرایی، دلالت های اصیل دینی آن را احیا نماید، از تحدید مدلول های آن جلو گیری کند و راه را بر دو قطبی سازی مورد پسند گفتمان نوشرق شناسی یعنی همان دوقطبی شرق غرب یا اسلام لیبرالیسم ببندد. در مقاله حاضر با تکیه بر آرای نظریه پردازان حوزه «بنیادگرایی» و مقایسه آن با چگونگی بازنمایی آن در رمان بنیادگرای مردد ، نشان داده شده که چگونه اثر ادبی می تواند ضمن تأیید بخشی از نظریه ها، بینش های جدیدی در این حوزه ارائه دهد و کمک کند تا پیچیدگی های این موضوع در دنیای جدید واکاوی شود. این جستار درصدد است تا استدلال کند که چگونه رمان بنیادگرای مردد برداشت های رسانه ای و حتی نخبگانی در دنیای غرب از «بنیادگرایی» را به چالش می کشد و به باز تعریف و باز مصادره آن دست می زند.
۹۶۴۴.

صوره الشخصیه المثقفه فی القصه القصیره الإیرانیه: گلی ترقی نموذجاً(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۷ تعداد دانلود : ۵۹۱
تحاول هذه الدارسه إلقاء الضوء على صوره الشخصیه المثقفه فی القصه القصیره الإیرانیه، وذلک من خلال الترکیز على المجامیع القصصیه للکاتبه الإیرانیه گلی ترقی، وهی "أنا أیضاً غیفارا"(من هم چگوارا هستم) (1348ش/ 1969م)، و"الذکریات المبعثره" (خاطره های پراکنده) (1371ش/ 1992م)، و"مکان آخر" (جایی دیگر) (1379ش/ 2000م)، و"عالمین" (دو دنیا) (1381ش/ 2002م)، "الفرصه الثانیه" (فرصت دوباره) (1393ش/2014م). وتسعى الدراسه إلى تقسیم الشخصیات المثقفه إلى فئات حسب رؤى هذه الشخصیات وأقوالها، ومواقفها من الجمهور والسلطه، وما تتلقاه من ردود تنبثق من مجابهه بین قطبی ما یسمى بثنائیه الأصاله والحداثه. کما تکشف الدراسه عن غیاب النضج المعرفی لدى الشخصیه المثقفه وتأرجحها بین القطبین الحداثه والأصاله بوصفهما سمتین أساسیتین لهذه الشخصیه. کما تراءى للباحثین أن الشخصیات المثقفه فی قصص ترقی القصیره تضطر فی کثیر من الأحیان إلى إداره ظهرها إلى قناعاتها الفکریه الحداثیه، لأسباب أهمها: القمع الذی تمارسه السلطه السیاسیه والشارع ضد هذه الشخصیه، وخضوعها لاستمراریه الحیاه، وتفضیل مصالحها الشخصیه على هواجسها الإصلاحیه. وانقسمت الشخصیات المثقفه فی ضوء ما تقدم إلى (1) الشخصیه التی لا یهمها مصیر المجتمع، (2) الشخصیه المهمشه، (3) الشخصیه الخائنه لقناعاتها، (4) الشخصیه العاجزه عن الارتباط بالناس.
۹۶۴۵.

بررسیِ عوارضِ وزنِ عروضی در بلاغت و زبانِ روایتِ فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴۲ تعداد دانلود : ۶۴۵
جستار پیشرو کوششی است برای به دست دادنِ سنجه هایی علمی در شناختِ جزئیاتی که ناگزیر در پی منظوم شدنِ روایت فردوسی، به متن او افزوده شده یا در متن او دگرگون شده اند. در این پژوهش با این پیش فرض که فردوسی جز در مواردی که وزن عروضی تغییراتی را در زبانِ روایت، الزامی می کرده، تصرّف دیگری در روایتِ منثور منبع/منابع خود نکرده است، در پی یافتن چندی و چونیِ این تصرّفات به بررسی هزار بیت از داستانِ سیاوش، پرداخته ایم و در آن، ابیاتِ متأثرشده از وزنِ عروضی را مشخّص و تغییراتِ آن ها (فقط در سطح جمله) را بررسی کرده ایم. در بررسی ابیات، موارد افزوده شده یا دگرگون شده را در دو محور هم نشینی و جانشینی جای داده ایم. بر پایه این پژوهش می توان گفت که مهم ترین و آشکارترین عارضه وزن عروضی در روایتِ فردوسی «گسترش زبان» در محور هم نشینی و «کنایی شدنِ زبان» در نتیجه گزینش های ادبی در محور جانشینی، بوده است. در برخی نمونه ها برای گزارش دگرگونی هایِ روایتِ منظوم فردوسی، بخش هایی از آن را با روایتِ منثورِ ثعالبی مقایسه کرده ایم.
۹۶۴۶.

نقد پسااستعماری رمان «رازهای سرزمین من» رضا براهنی و «بین القصرین» نجیب محفوظ(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۶ تعداد دانلود : ۶۱۱
ادبیات پسااستعماری، به شاخه ای از ادبیات معاصر گویند که در زمان سلطه استعمار یا پس از آن، با هدف رهایی از یوغ آن در کشورهای مستعمره ظهور کرده است. از درون مایه های مهم این ادبیات، تقابل شخصیت ها و موضوعاتی است که «من» شرقی نویسنده را در تقابل با «دیگری» غربی و تعامل آنها را با هم، نشان می دهد. در ادبیات داستانی ایران و مصر، نویسندگان بسیاری در این زمینه قلم فرسایی کرده اند. پژوهش حاضر، بررسی تطبیقی دو رمان «رازهای سرزمین من» از رضا براهنی و «بین القصرین» نجیب محفوظ است. زمان رخدادهای هر دو اثر به اشغال غربی ها در سرزمین هایشان برمی گردد. یافته های این پژوهش که به شیوه تحلیل محتوایی و با رویکرد تطبیقی است، حاکی از آن است که نویسندگان با بیان و ارزیابی مفاهیم بنیادین پسااستعماری چون دیگری سازی، متن و حاشیه، جنسیت، اعتقادات، آزادی خواهی و استعمارستیزی، در پی نشان دادن«خود» و «دیگری» یا «متن» و «حاشیه» بوده اند.
۹۶۴۷.

تحلیل روان شناختی داستان سیمرغ از منطق الطیر عطار نیشابوری براساس نظریه آبراهام مازلو(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۵۲ تعداد دانلود : ۹۲۰
بررسی ادبیات عرفانی فرهنگ مان و تطبیق آن با نظریات نوین روان شناسی از موضوعات جالبی است که اخیراً بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. یکی از این موضوعات شباهت عرفان و مراحل آن با نظریه های روان شناسان انسان گرا است. از این روی هدف این مقاله بررسی داستان سیمرغ از منطق الطیر عطار نیشابوری به عنوان یکی از نمونه های ادبیات عرفانی با نظریه سلسله مراتب نیازهای آبراهام مازلو است. سلسله مراتب نیازهای مازلو به ترتیب شامل پنج نیاز فیزیولوژیک، نیاز به ایمنی، نیاز به محبت و تعلق پذیری، نیاز به احترام و نیاز به خودشکوفایی می شود. روش مطالعه به صورت تحلیل مفهومی و معنای مکالمات موجود بر اساس نظریه ذکر شده، است. بنابراین مجموعه استدلال های موجود در داستان تمثیلی سیمرغ با مراحل نیازهای مازلو تطبیق یافته و به صورت مفهومی و محتوایی مورد بررسی قرار گرفتند. از نتایج تطبیق های به عمل آمده می توان نتیجه گرفت که استدلال های تمثیلی پرندگان در هر طبقه به تدریج و با پیشروی در طی داستان با نیازهای مطرح شده در نظریه مازلو تاحدودی همخوانی دارند. علاوه براین به موازات پیش رفتن در داستان نیازهای سطح بالاتری مطرح شده است. اگرچه محتوا متفاوت است اما فرایندها مشابه به نظر می آیند. علاوه بر کلیات، موارد متعددی از جزئیات آنها نیز با همدیگر همخوانی دارند. بنایراین می توان گفت که نظریه مازلو می تواند قالب مفهومی مناسبی برای درک داستان سیمرغ در نظر گرفت.
۹۶۴۸.

رویکردی تعلیمی بر مفهوم واژه عشق درگزیده ای از منظومه های غنایی قرن های هفتم تانهم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۳ تعداد دانلود : ۴۸۲
این پژوهش در پی بررسی واژه عشق در منظومه های غنایی هفتم تا نهم است ومساله اصلی آن پاسخ به این پرسش است که سرایندگان این دوره زمانی با مواجهه با واژه عشق چه توصیه ای برای مخاطبان خود داشته اند و یا ایشان را به تشویق یا تحذیر رهنمون ساخته اند در این میان از مثنوی های عاشقانه محمد عصار تبریزی ، نزاری قهستانی و خواجوی کرمانی وقاضی مسعود قمی ،امین احمد صافی وسلیمی جرونی بهره گرفته شده است وچنین مشخص می شود که در تعلیم عشق شاعران مذکور بیشتر با دید مثبت به واژه عشق نظر داشته اند و خوانندگان را به گذشت و دوری از منیت و کمال گرایی تشویق نموده اند . واژهای کلیدی : عشق ، تعلیم ،منظومه غنایی ،قرن هفت وهشت این نگارش در پی آن است مفهوم تعلیمی واژه عشق ، در بین سرایندگان منظومه های عاشقانه قرون ششم تا نهم را بررسی نماید هرچند هرکدام از منظومه های غنایی این دو قرن مفاهیم تعلیمی بسیاری در منظومه های خود وارد ساخته اند که از حوصله بحث خارج است اما همانطور که اشاره شد برآن هستیم نظر سرایندگان در مواجهه با واژه عشق را بررسی نماییم تا آشکار گردد هر کدام ازایشان برای مخاطبان خود چه توصیه ای داشته اند و در این بین ازسرایندگانی مانند نزاری قهستانی، محمد عصار تبریزی، خواجوی کرمانی، خواجه مسعود قمی، سلیمی جرونی و امین احمدصافی نام می آوریم
۹۶۴۹.

بررسی سبک شناسی و جامعه شناختی«چراغ ها را من خاموش می کنم» با تأکید بر رویکرد لوسین گلدمن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰۹ تعداد دانلود : ۷۸۴
جامعه شناسی ادبیات شاخه ای از جامعه شناسی است که به رغم سنت دیرینه ادبی و آثار ادبی فراوان در تاریخ ایران، چندان که باید و شاید در میان خانواده علوم اجتماعی گسترش نیافته است. این عدم گسترش، هم در حوزه نظری (توریک) به چشم می خورد، هم در حوزه تحقیقات تجربی. در حوزه نظری با حدود و ثغور رشته جامعه شناسی گونه-های ادبی و رویکردهای نظری جامعه شناختی به آثار ادبی چندان روشن نیست.در عرصه پژوهش تجربی نیز تحقیقات، عمدتاً تنها به گونه (ژانر) ادبی داستان بلند (و با اندک تسامحی رمان) محدود شده و دیگر گونه های ادبی عموماً مورد غفلت قرار گرفته اند. مدعای اصلی مقاله حاضر این است که صرف نظر از رویکرد نظری ما در سبک شناسی و جامعه-شناسی ادبیات، هر گونه ی ادبی ویژگی هایی دارد که باید هنگام تحلیل مورد توجّه سبک شناسان و جامعه شناسان قرار گیرد.در این مقاله، به بررسی اجتماعی سیاسی و سبکیآثار زویا پیرزاد، نویسنده معاصر ارمنی تبار، با توجّه به روش ساختگرایی گلدمن می پردازیم. در این شیوه، محتوای اثر ادبی و رابطه آن با جامعه ای بررسی می شود که اثر در آن خلق شده است و به جای توصیف محتوای اثر ادبی، به بررسی محتوا و رابطه آن با جهان نگری در یک دوران خاص پرداخته شده است . لذا در این رمان به اختصار به روحیات و شرایط زندگی مردم وتبیین پدیده ها، رفتارها، ساخت ها و فرازونشیب های اجتماعی سیاسی زندگی شخصیّت های رمان اشاره شده است
۹۶۵۰.

نقش احجار کریمه در مضمون سازی شعر شاعران سبک خراسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۹ تعداد دانلود : ۴۹۴
       یکی از ویژگی های مهم شعری شاعران سبک خراسانی کاربرد واژگان و اصطلاحات علمی و بهره بردن از آن ها برای مضمون سازی است. شاعران سبک خراسانی آغازگر استفاده از علوم مختلف مانند نجوم، پزشکی، گیاه شناسی، جانورشناسی و کانی شناسی بوده اند. در این مقاله که به روش کتابخانه ای صورت گرفته است، واژگان، اصطلاحات، تشبیه ها، استعاره ها و مضامین ساخته شده با برخی احجار کریمه مانند الماس، پیروزه، درّ، زمزد، عقیق و یاقوت بررسی شده است و مسائل ادبی مطرح شده درباره ی این احجار کریمه در دیوان های رودکی، فردوسی، فرخی، عنصری، منوچهری، فخرالدین اسعد گرگانی، اسدی و ناصرخسرو تحلیل شده و با کتاب های علمی کانی شناسی از جمله: جواهرنامه ی نظامی (کهن ترین جواهرنامه به فارسی نوشته شده در سال 592 ه. ق.)، جامع العلوم ستینی (کهن ترین دانش نامه ای که در آن علم الجواهر به صورت علمی مستقل یاد شده است)، عرایس الجواهر و النفایس الاطایبتألیف  ابولقاسم عبدالله کاشانی و تنسوخ نامه ایلخانی و آثار دیگر تطبیق داده شده است. نتیجه ی حاصل از این پژوهش این است که شاعران سبک خراسانی تنها به رنگ و شکل ظاهری این کانی ها توجه داشته اند؛ اما از خواص طبی و شیمیایی آن ها صحبتی به میان نیاورده اند.
۹۶۵۱.

کهن الگوی وصلت مینوی در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴۱ تعداد دانلود : ۵۰۵
نقد کهن الگویی یکی از رویکردهای مهم در بررسی آثار ادبی مختلف، ازجمله متن ادبی قرآن کریم، است که بر شالوده یافته های تاریخی، مطالعات تطبیقی ادیان، انسان شناسی فرهنگی و روان شناسی به وجود آمده و بیشترین تأثیرات را از نظریات یونگ درباره ناخودآگاه جمعی و کهن الگوها پذیرفته است. در این پژوهش، با این رویکرد انگاره ازدواج مقدس که حاصل پیوند کهن الگوی مامِ زمین و پدرِ آسمان است در متن قرآن کریم بررسی شده است. فرضیه این انگاره نتیجه فرافکنی محتویات ناخودآگاه جمعی آدمیان در اجرام طبیعی همانند آسمان و زمین است که جفت یکدیگر تلقی شده و صاحب نقش هایی شده اند که در فرهنگ و ادب جهان، ازجمله باورهای فرهنگی مردمان عصر نزول قرآن کریم، نمود دارند. قرآن کریم با توجه به لسان قوم معرفی کردن خویش (ابراهیم/ 4)، به بازتاب این انگاره پرداخته و از آن برای القای پیام هدایت خویش بهره برده است. بر همین اساس، پرسش های این پژوهش عبارت اند از: دیرینه انگاره ازدواج مقدس در میان مردمان بین النهرین و اقوام سامی چیست؟ نحوه بازنمایی و تجلی این انگاره در آیات الهی چگونه است؟ این بن مایه در القای پیام هدایت الهی چه کارکردهایی را ایفا می کند؟ مطابق یافته های این پژوهش، به نظر می رسد قرآن کریم با رویکردی ایجابی به این انگاره، از مزایای کهن الگویی آن بهره برده و با کارکردی تعلیمی از آن، اولاً به اصلاح خودآگاه مخاطبان درباره معرفی هویت الله و تثبیت جایگاه او در هستی پرداخته؛ ثانیاً، با نفوذ در ناخودآگاه آدمیان پیدایش هستی را حاصل وحدت نمادین این اضداد، یعنی کهن الگوی مام زمین و پدر آسمان، معرفی کرده است. بر همین اساس از منظر قرآن کریم، درک این وحدت نمادینِ اضداد پلی است برای تعالی به سمت الله و آغا ز زایش و شکوفایی .
۹۶۵۲.

نشانه- بوم زیست ادبی: نظریه و روش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳۲ تعداد دانلود : ۸۷۶
هرگاه مکان و کیفیت زندگی در تلاقی با یکدیگر سبب شکل گیری گزاره هایی شوند که بر اثر انتقال از یک وضعیت به وضعیت دیگر به دست آیند، با نشانه بوم زیست مواجهیم. عناصر شکل دهنده بوم زیست ها انسان، مکان و کیفیتی است که به مکان نسبت می دهیم. بوم زیست را می توان زنجیره ای تراانسان مکانی یا به نقل از بِرک، مزولوژی دانست که به معنای قابلیت انتقال، حرکت، حضور و تحول در یک مجموعه است. اگر هر موقعیتی را وابسته به یک پیش موقعیت و در تعامل با موقعیت بعدی بدانیم، باید بوم زیست را فرایند بدانیم. در این فرایند، هر بُوِشی آمادگی تبدیل شدن به بُوِشی جدید را دارد، به این شرط که در زنجیره تراانسان مکانی قرار گیرد. مهم ترین دستاورد دیدگاه مزولوژیک، حذف جهان دوقطبی است. حال چگونه نشانه بوم زیست شکل می گیرد؟ هر حضوری قابلیت جابه جایی در درون مکان و حرکت به سوی دیگری جهت تبدیل شدن به حضوری جدید را دارد. بنابراین توجه به تجربه زیسته، شکل گیری گزاره ها براساس ادراک و موقعیت های تعاملی نشان می دهد هر حضور به واسطه جهش و گسست هایی که سبب تکامل آن می شود، خود را در مسیر فرایند کنش تکامل می بخشد. حضورها متکثرند و درون زمان و مکان، در طول فرایند کنشی رشد می کنند. هدف اصلی این پژوهش نشان دادنِ چگونگی این رشد و امکان تکثیر و انتقال آن به گزاره های جدید است. رویکرد اصلی این مقاله با تمرکز بر نشانه انسان شناسی و پدیدارشناسی حضور شکل گرفته است. همچنین با استفاده از روش تحلیل کیفی تلاش می کنیم تا نظریه نشانه بوم زیست ادبی را با تکیه بر دیدگاه مزولوژیک بِرک و زنجیره تراانسان مکانی ارائه کنیم.
۹۶۵۳.

بررسی نمایش نامه های اقتباسی رضا کمال (شهرزاد) از داستان های هزارو یک شب براساس نظریه اقتباس لیندا هاچن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸۲ تعداد دانلود : ۶۵۴
از میان آثار نمایشی رضا کمال شهرزاد، سه نمایش نامه «شب هزارو یکم»، «عباسه خواهر امیر» و «حرم هارون الرشید» یا «عزیز و عزیزه» به عنوان اقتباس های او از داستان های هزارویک شب ثبت شده اند. به نظر می رسد تلفیق رمانتیک فرانسوی با ظرفیت های تئاتری تازه ای که در دوره پهلوی اول به وجود آمد، در این آثار به اقتباس هایی انجامیده که با فرم آگاهی و ضرورت توجه به تمهیدات تئاتری (صحنه ای)، آ ن ها را به آثاری متفاوت تر با اسلاف خود تبدیل کرده اند. در این مقاله تلاش شده است علاوه بر خوانش اقتباس های کمال از داستان های هزارو یک شب براساس روش شناسی اقتباسی لیندا هاچن، سویه های صورت گرایانه این اقتباس ها و توجه آن ها به تمهیدات تئاتری در ایجاد آثار تازه بررسی شوند.
۹۶۵۴.

تحلیل ویژگی های سبکی مطلوب فرامرزنامه برای اقتباس انیمیشن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۳ تعداد دانلود : ۹۷۸
پویانمایی (انیمیشن) یکی از مهم ترین گونه ها یا ژانرهای تاریخ سینمای جهان است که همواره بسیاری از هنرمندان و مخاطبان به آن توجه داشته اند و آثار درخشان بسیاری در بستر آن خلق شده است. در طول شکل گیری و رشد این گونه تصویری، اقتباس از آثار ادبی یکی از زمینه هایی است که انیمیشن سازان به آن توجه داشته اند. در اقتباس برای انیمیشن به متونی با ویژگی های منطبق با نیازهای این گونه نمایشی لازم است تا بهترین کیفیت برای تحول یک متن ادبی به نسخه ای تصویری ایجاد شود؛ بنابراین نویسندگان در این مقاله می کوشند با رویکردی نوع محور و با تکیه بر ویژگی های سبکی فکری و ادبی در فرامرزنامه ، به روش توصیفی تحلیلی و با تطبیق داستان ادبی با اصول و مبانی انیمیشن، به این پرسش پاسخ دهند: در فرامرزنامه و آثار مشابه حماسی، وجود و تعدد و تنوعِ چه ویژگی هایی باعث تقویت وجوه نمایشی و ایجاد مطلوبیت برای اقتباس در گونه انیمیشن شده است؟ با این توصیف به نظر می رسد برخی ویژگی ها این نوع آثار را برای بازگردانی در این ژانر مناسب کرده است؛ از آن جمله است: فانتزی، خیال پردازی، تعدد انواع موجودات تخیلی در بستر انواع تعارضات و کشمکش ها، بیان موجز درون مایه های مناسب در جایگاه ویژگی های سبکی فکری، وجود برخی شگردهای ادبی مانند اغراق، تشخیص، نماد و انواع توصیفات دقیق و پرجزئیات در جایگاه ویژگی های سبکی ادبی و تطابق آن با نیازهای ساختاری و محتوایی انیمیشن. همچنین می توان با نمونه یابی این ویژگی ها با ظرفیت های کم و بیش مشابه در متون حماسی ادبیات فارسی، آثار اقتباسی مناسبی تولید کرد.
۹۶۵۵.

رد انتساب عجایب الدنیا به ابوالموید بلخی برحسب مقایسه این اثر و عجایب مندرج در گرشاسب نامه اسدی طوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵۸ تعداد دانلود : ۷۷۹
به ابوالموید بلخی کتابی با عنوان عجایب الدنیا منسوب است که برخی به قطعیت، آن را از وی دانسته و معتقدند در قرن هفتم دخل و تصرفاتی در آن ایجاد شده است. ابوالموید صاحب شاهنامه ای منثور بوده که بخشی از آن به داستان گرشاسب اختصاص داشته و بخش اخیر، منبع اسدی طوسی در نظم گرشاسب نامه نیز بوده است. این مقاله با توجه به تاریخ سیستان و برخی عجایب نامه های کهن دیگر به مقایسه عجایب الدنیا و منظومه گرشاسب نامه اسدی طوسی پرداخته است و سعی دارد نشان دهد آیا ابوالموید صاحب کتابی مستقل با موضوع عجایب سرزمین های مختلف بوده است و چه مشابهت هایی میان بخشی از عجایب مندرج در گرشاسب نامه اسدی و عجایب الدنیا که از منبعی واحد استفاده کرده اند، دیده می شود؟ از 90 داستان شگفت مندرج در منظومه اسدی طوسی 27 مورد در عجایب الدنیا نیز وجود دارد که برخی از آنها در جزیی ترین توصیفات و تصاویر، واژگان و ترکیبات و اسامی اشخاص مشابه اند و نشان دهنده منبع یکسان آنهاست. نظر به دخل و تصرف نکردن اسدی طوسی در درج عجایب در منظومه خود و بهره نگرفتن از منابع مختلف، مشابهت تام برخی شگفتی ها در این دو اثر، ذکرنشدن نزدیک به 60 پدیده شگفت منظومه اسدی در عجایب الدنیا، اشاره صاحب تاریخ سیستان به وجود عجایب در کتاب گرشاسب ابوالموید و دلایل دیگر می توان نتیجه گرفت ابوالموید بلخی کتابی مستقل با عنوان عجایب الدنیا نداشته، بلکه برخی عجایب را گردآورده و در بخشی از داستان گرشاسب و سفرهای او گنجانده است. کتاب عجایب بر و بحر که نام آن در تاریخ سیستان مذکور است از بشر مقسم است که در قرون بعد به عجایب الدنیا مشهور شده است. ابن محدث تبریزی که در قرن هفتم کتابی در زمینه عجایب تدوین کرده، چندین پدیده شگفت را از کتاب گرشاسب ابوالموید و اثر بشر مقسم اخذ و عجایب الدنیای موجود را تالیف کرده است.
۹۶۵۶.

مقایسه شیوه بیان نویسنده و کارگردان در شخصیت پردازی مورد مطالعه: کتاب و فیلم گاوخونی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴۰ تعداد دانلود : ۸۰۷
بررسی تفاوت ها و شباهت های یک داستان واحد در دو رسانه متفاوت، گونه ای از مطالعات بینارسانه ای است که ذیل ادبیات تطبیقی نوین تعریف می شود. اگر این مقایسه، بین یک داستان مکتوب و فیلم اقتباس شده از آن صورت بگیرد، در شمار مطالعات اقتباسی است. این نوع مطالعات به دو مرحله سنتی و متأخر قابل تقیسم است. در مطالعات سنتی، منتقدان به مقایسه موضوع داستانی در دو رسانه می پرداختند و در مطالعات متأخر بر ماهیت رسانه و تأثیر آن بر تفاوت روایت تأکید می کنند. در این تحقیق داستان مکتوب گاوخونی و فیلم اقتباسی آن بررسی شده و مسأله پژوهش این است که شیوه بیان نویسنده و کارگردان تحت تأثیر چه عواملی به یکدیگر دور و نزدیک می شوند. روش تحقیق، توصیفی است و محدودسازی پژوهش با انتخاب یک عنصر ساختاری در روایت، یعنی شخصیت صورت گرفته است. دو زمینه اصلی مطالعه عبارتند از: ظرفیت های متن کلامی برای تبدیل به متن سینمایی؛ و خلاقیت خاص کارگردان دربه کارگیری نشانه های رسانه میهمان. دریافت نهایی پژوهش این است که در تبدیل متن ادبی به سینمایی، تأثیر ظرفیت های نمایشی متن و خلاقیت اقتباس کننده نقش توأمان دارند.
۹۶۵۸.

تبیین مفهوم وحدت در مثنوی با استعاره شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۵ تعداد دانلود : ۵۲۴
وحدت از مفاهیم محوری در تفکر عرفانی است. مولانا برای تفهیم این مفهوم، همچون بسیاری از مفاهیم غامض عرفانی، از استعاره بهره برده است. در این پژوهش، استعاره های مولانا از مفهوم وحدت در مثنوی معنوی ، براساس نظریه استعاره شناختی لیکاف و جانسون، بررسی و تحلیل شده است. هدف از این مقاله آن است که با تحلیل استعاره ها و تشخیص نوع و کارکرد شناختی آن ها، دیدگاه مولانا به این مفهوم، نحوه معرفی آن به مخاطب و عوامل مؤثر در انتخاب این استعاره ها را دریابیم. ابتدا نمونه های استعاره های وحدت را استخراج کردیم و بعد به تحلیل و توصیف آن پرداختیم. مولانا در مثنوی ، از هفت کلان استعاره نور، انسان، عنصر طبیعی، شیء، مکان و ظرف، روییدنی ها و مفهوم انتزاعی استفاده کرده که اغلب استعاره ها از نوع هستی شناختی هستند. با این استعاره ها، تمام ویژگی ها و کارکردهای مفهوم وحدت، به نحوی که با اصل حفظ اسرار منافات نداشته باشد، برای مخاطب به تصویر کشیده شده است. عواملی مانند شغل خطابه و ارتباط با عموم مردم، سبک شاعری و محیط زندگی مولانا در گزینش استعاره هایی ساده، ملموس و عامیانه تأثیرگذار بوده است، اما دسته ای از استعاره ها هستند که تصویر ارائه شده از وحدت، در آن ها بسیار انتزاعی است و گویی برای محرمان و مخاطب خاص به کار رفته است، مانند «وحدت بی رنگی است»، «وحدت فکر است» و... . در این استعاره ها، تصویری که برای معرفی مفهوم انتزاعی وحدت به کار رفته، خود انتزاعی است و نیاز به معرفی دارد.
۹۶۵۹.

بررسی و تحلیل نامه های امام علی (ع) به معاویه با تکیه بر نظریه ساختارگرایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸۱ تعداد دانلود : ۵۸۵
نهج البلاغه مجموعه ای از خطبه ها، نامه ها و سخنان قصار امیرالمؤمنین علی (ع) است که دارای ساختاری مستحکم و اسلوبی شیوا در سخن پردازی است. نامه های امام علی (ع) به معاویه، بخش قابل توجّهی از نهج البلاغه را تشکیل می دهد. نظر به این که محتوای این نامه ها در جهت افشاگری و پاسخ گویی به اتّهامات معاویه نسبت به آن حضرت است؛ لذا امام (ع) از ساختار ادبی و زبانی خاصی جهت انتقال معنا به مخاطب بهره برده است. ما در این نوشتار پیش رو، با روش توصیفی – تحلیل برآنیم تا بر پایه نظریه ساختارگرایی به بررسی سطوح آوایی، ترکیبی و واژگانی این نامه ها بپردازیم. از مهم ترین نتایج بحث در سطح آوایی، به کارگیری اصوات مدّ «آ، ای، او» و حروف مجهور (ب،ج، ض، ع، غ) و شدید ( أ، ق)، تکرار، جناس و سجع است که علاوه بر آهنگین نمودن نامه ها، تأکیدی بر مضامین آن ها نیز به شمار می آید. در سطح ترکیبی، ساخت های همپایه آشکار و ناآشکار به شکل مکرر استفاده شده است که روابط معنایی میان آن ها را ترادف، تضاد، علّت و معلول، عموم و خصوص ، توالی نفی تشکیل می-دهد. در سطح واژگانی نیز امام (ع) با گزینش واژگان و عبارات محسوس و نشاندار، مشروعیّت رهبری خود را اثبات می کند و معاویه را از طریق افشای اعمال، ویژگی ها، گفتارها و رفتارهای نادرست، بدون صلاحیت نشان می دهد.
۹۶۶۰.

معناشناسی خلود در جهنم بر محور همنشینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸۷ تعداد دانلود : ۶۸۸
شبکه معنایی واژ گان خلود89 بار درفرآن آمده که 41 بار در مورد بهشتیان و 38 بار در مورد جهنمان است . 28 بار آن در مورد کفارمعاند و10 باردر باره گنهکاران دین دار است .با کمک دانش معناشناسی و ادبیات عرب و واژگان همنشین با خلود به این نتیجه رسیده ایم که که اولا خلود یک مفهوم فرازمانی است .چون مربوط به جهان آخرت است و زمان مربوط به دنیاست .ثانیا خلود در ادب عربی به دو معنای واقعی یعنی جاودانگی ومعنای نسبی که همان معنای لغوی ( مدت طولانی) است ..ثالثا با بررسی های به عمل آمده اکثریت گنهکاران خلودشان نسبی است وبعداز پاکسازی از جهنم و عذاب نجات می یابند اما اقلیتی که استحقاق خلود واقعی را دارند ،نفسشان زنگار زده و تمام چرک و تباهی و فساد را در درون خود فرو برده اندو سیاه وعین گناه شده و عذابهای دوزخ آنها را تطهیر نکرده ،درجهنم باقی می مانند وخلودشان واقعی و جاودانه است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان