عارفان به عنوان یکی از شاخص ترین طبقات فکری و فرهنگی در تبیین موضوعات عرفان و تصوف و در بیان تجارب درونی – ذوقی خود از شیوه بیان رمزی – در سطحی بسیار گسترده – بهره جسته اند . در این میان سلطان العاشقین ابن الفارض مصری در دیوان پرآوازه خود – که یکی از تأثیر گذارترین آثار عرفانی در شرق و غرب عالم است – این شیوه فاخر را به گونه ای ممتاز و عمیق به کا رگرفته است . هدف نویسنده در این مقاله آن است که ضمن نمودن گوشه هایی از اسلوب رمزی – ذوقی این دیوان – با اختصار – بر موضوعاتی چون : سیر تحول رمز ‘ چگونگی پیوستن آن به سمبولیسم ‘ تراسل حواس و گونه های مختلف رمز در دیوان او پرتوی بیفکند .
ما در این مقاله ضمن بیان شگردها و ترفندهای نوین استعمار چون شبیخون فرهنگی و انعکاس آن در آثار نویسندگان و شاعران متعهد مصر به بررسی موضع این اندیشمندان و فرهیختگان پرداختیم . پس از بررسی آثار ادبی نویسندگانی که در مقابل جامعه و تحولات اجتماعی خود را مسؤول می دانستند ‘ معلوم شد که این قشر از نویسندگان و شاعران را میتوان به سه گروه تقسیم کرد: گروه اول : چون قاسم امین و سعد زغلول که به استقلال این تهاجم فرهنگی به عنوان یک تحول اجتماعی می شتابند و گروه دوم چون المنفلوطی ‘ الرافعی ‘ محمد عبده و احمد محرم که با تمام قدرت و توان خویش در مقابل این شبیخون فرهنگی ایستادگی می کنند ‘ و گروه سوم چون احمد شوقی و حافظ ابراهیم راه میانه را در پیش می گیرند .
بنی عباس در سال 132 ه با شعار حکومت خاندان پیامبر(ص) قدرت را در سرزمینهای اسلامی به دست گرفتند . اما پس از تحکیم پایه های حکومت خود ‘ دست به کشتار نوادگان پیامبراکرم (ص) در گستره زمین و درازای زمان زدند . ابوفراس شاعر‘ گوشه ای از این جنایات بنی عباس را فهرست وار در لابه لای قصیده ای 60 بیتی گنجانده است و بدین گونه دلهای دردمند شیعیان اهل بیت پیامبر(ص) را شفا بخشیده است که این قصیده را از همین روی ((قصیده شافیه )) نامیده اند . در این مقاله ‘ به ترجمه کامل و شرح لازم و مناسب اشعار ‘ و ذکر حوادث تاریخی آن ‘ پرداخته شده است
در این مقاله نخست از قصور در توصیف مقام والای حضرت علی (ع) و ابعاد گوناگون شخصیتش که عالم وجود را به حیرت درانداخته سخن رفته و اینکه شرافت واصالت ‘دانایی ودرایت ‘دلیری وشجاعت ‘ رهبری و کفایت و مهرو محبت به وجود شریفش عزت و مکانت واوج ومرام و جلوه ومقام یافته است دیگر اینکه همه این صفات در خلوص و اخلاص او غرقند. اگر سخنان والایش نبود بسیاری از اشعار تازی وپارسی نبود و سرانجام از خلوص و اخلاص و تقوی و یقین و حقیقت از نظر علی (ع) یاد شده است و اینکه قرآن علیّ خالق درباره علیّ قرآن ناطق چه میگوید؟
سیمای مسیح در مثنوی مولوی مطابق نقل قرآن مطرح شده است . مولانا ضمن بیان داستان ولادت مسیح ودر گهواره سخن گفتنش ‘ از آنچه برمریم مادر او که بی داشتن همسری به امر الهی بر مسیح باردار شده است و مورد سرزنش مردم واقع گردیده‘سخن به میان می آورد و پس به ذکر احوال زندگی مسیح و معجزات او چون زنده کردن مردگان و شفای بیماران و بینا کردن کوران و درخواست رسیدن مائده (غذای آسمانی ) می پردازد ودر عین حال مولانا از بیان نتیجه عرفانی از احوال عیسی در نقل داستانها غافل نیست.
در این گفتار با مقایسه کتاب ((اصول العشره)) اثر شیخ نجم الدین کبری که کتاب ((اربعین حدیث)) اثر امام خمینی ‘ برخی از زوایای فکری و روحی این دو عارف سترگ بازگو شده است. با وجود واقعیت انکارناپذیر 7 قرن فاصله زمانی وتفاوت آشکار در شیوه آموزشی ‘ حوزه تحصیلی ومشرب سلوکی این دو بزرگ ‘ باز هم به نقاط مشترک و وجوه متشابه چشمگیری بین این دو پیر شیخ پرور و ولی تراش برمیخوریم. مهمترین اصول مشترک در مسلک عرفانی این دو عبارتند از: توبه‘توکل‘زهد‘قناعت‘عزلت‘ذکر‘توجه الی الله‘صبر‘مراقبه و رضا . نکته دیگر اینکه هردو برای اصول مورد نظر معتقد به مدارج و مراحل معین هستند. از میان اصول مذکور شیوه عملی و نظریه عرفانی در دو اصل توبه و صبر بسیار نزدیک است . شیخ نجم الدین کبری شرایط اساسی صبر را ‘ خروج از حظوظ نفس‘اختیاری بودن صبر‘قبول رنج ومشقت در منزل صبر و تداوم و استمرار صبر میداند.
انعکاس داستان زندگی پیامبران یکی از بن مایه های اصلی نزد شاعران است . با بازخوانی زندگی حضرت یوسف در قرآن و استخراج و مطالعه تلمیحاتی که در دیوان صائب از این داستان انعکاس یافته است در می یابیم که بازتاب زندگی یوسف د رآینه صور خیال صائب به قدری متنوع ومواج است که می توان به استناد نمونه های شعری مدعی شد ‘ صائب در بیان تمام زوایای زندگی یوسف چیزی را فرو گذار نکرده است . از جمله رؤیای آغاز داستان ‘ به چاه افکندن توسط برادران ‘ حسادت برادران ‘ فروش یوسف به قافله و به پادشاه مصر بنا به درخواست زلیخا ‘ اظهار علاقه زلیخا نسبت به یوسف ‘ تهمت ناروا زدن به یوسف ‘ به زندان افکندن او ‘ توانایی تعبیر خواب ‘ عزیز مصر شدن ‘ فراق پدر بر جدایی فرزند ‘ حسن و جمال یوسف ‘ به حکومت رسیدن یوسف ‘ دیدار با پدر ‘ و سرانجام به حقیقت پیوستن رؤیای آغازین داستان .