داستان رستم و اسفندیار شاهنامه به رغم شرح و تحلیلهای گوناگونی که درباره آن نوشته شده، هنوز نیازمند بازخوانی و توضیح برخی نکات و مبهمات است. در این مقاله با بررسی سه بیت درخور تامل و در عین حال کمتر توجه شده داستان، نشان داده شده است که: 1. بنابر اسناد و قراینی، گشتاسپ برای خوار داشت اسفندیار، پسرش را در زندان زنان به بند کشیده بوده و احتمالا «بدکارگان» در مصراعی از داستان ناظر بر این روایت است. 2. «کریمان» در بیتی از این داستان که در سنت شاهنامه خوانی و گذشته ادبی ایران گاهی اسم خاص و نام پدر نریمان دانسته شده به دلایلی جمع «کریم» و در معنای واژگانی آن است. 3. اشاره به کشته شدن شاه هاماوران به دست رستم در یک یا دو جا از این داستان، که با سرانجام این کس در روایت جنگ هاماوران، متفاوت و ظاهرا از تناقضات شاهنامه است به دلیل بودن دو گزارش از این داستان در ادب حماسی ایران و نشانه های هر دو روایت در شاهنامه به جای مانده است.
سعدی را بعضی به عنوان یک جامعهشناس و حتی پدر جامعهشناسی مطرح کردهاند چرا که سعدی با آنچه ارایه کرده، نشان داده است که آگاهی او از لایههای پنهان و پیدای جامعه فراتر از شناخت عادی مردان همعصر او و حتی افرادی است که پس از او زندگی کردهاند. نویسنده این مقاله بر این باور است که سعدی را به حق مصلح الدین نامیدهاند زیرا او هم مصلح دین و هم مصلح اجتماعی است و اصلاح اجتماعی او متاثر از آموزه های دینی است که او از آن برخوردار است. جامعه مورد نظر سعدی جامعه ای مشحون از فضیلت های اخلاقی است، در صورتی که جامعه امروزی، جامعه گسسته از خالق هستی است. افراد زیادی به لحاظ فرهنگی از سعدی متاثر شدهاند. سخنان سعدی سراسر دستورالعملهای روزمره زندگی است.
ابونواس، شاعر ایرانی الاصل، از شعرای بنام عصر عباسی است. در دیوانش می توان آمیزه ای از فرهنگ عصر او، به ویژه فرهنگ ایرانی را مشاهده کرد و آن را سندی موثّق از تاریخ و فرهنگ ایران زمین دانست که در قرن دوم هجری تألیف شده است. این امر در شعرهای باده گساری شاعر مشهودتر است؛ چرا که سراینده مجال آن را یافته است تا از قیودی که موضوعاتی چون مدح خلفا برایش به همراه داشته رهایی یافته، میدان را برای تاختن اسب سرکش قلمش مهیا ببیند. ابونواس در اشعار خود بارها بر سنت های کهن عربی شوریده و به ایرانیت خود مباهات کرده است.در ویژگی هایی که برای منادمان و یاران می خواره اش بر می شمرد جلوه هایی از فرهنگ نژاد آریایی را به وضوح می توان دید. آزادگی، راستی، خضوع و دانایی از مهمترین ویژگی های یاران اوست.
از قصاید مشهور خاقانی، شاعر دیر آشنای زبان فارسی، قصیده ترساییه است با مطلع: فلک کژروتر است از خط ترسا مرا دارد مسلسل راهب آسا این قصیده به دلیل آنکه شماری از مصطلحات آیین ترسایان در آن به کار رفته، از قصاید دشوار خاقانی به شمار آمده است و در دوره های مختلف اهل ادب به شرح آن پرداخته اند. تا کنون چندین شرح از آن به چاپ رسیده، ولی قدیمترین شرح این قصیده از شیخ آذری طوسی (م866 هـ. ق) است که در سال 830 هـ ق آن را فراهم کرده. وی این شرح را در باب چهارم از کتاب ارزشمند مفتاح الاسرار و خلاصه مشهورتر آن جواهر الاسرار آورده است. از این شرح زرین کوب در تعلیقات خود بر ترجمه شرح قصیده ترساییه مینورسکی و سید ضیاء الدین سجادی در تصحیح و تعلیق دیوان خاقانی و دیگر پژوهشگران در آثار بهره برده اند. شیخ آذری 35 بیت از 91 بیت این قصیده را شرح نموده است. وی در این شرح گاهی برخی ابیات را به طور کامل شرح کرده و گاهی فقط یک واژه را توضیح داده است. شرح شیخ آذری به خاطر فضل تقدم و اینکه به نکاتی اشاره کرده است که در شروح دیگر به آن توجه نشده است و اینکه نمایانگر توجیهات عجیب و غریب قدما در شرح مشکلات متون است، اهمیت ویژه ای دارد.