فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴٬۳۴۱ تا ۲۴٬۳۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
عامل زمان در رمان «سووشون»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در میان شاکله های روایی، عامل زمان در رمان سووشون، در اولویت قرار دارد و لایه های زمانی مختلف، در بطن روایت، با یکدیگر در تلاقی هستند. روایت در این رمان، بیشتر به گذشته باز می گردد و گاه نیز به شکل آینده نگر به پیش بینی وقایع می پردازد. این کار با مهارت تمام و به گونه ای انجام می شود که از چارچوب دنیای بازنمایی شده داستان فاصله نگیرد. تداوم داستان در رمان سووشون، هشتاد روز است و شتاب ثابت (معیار) بر اساس 3.17 صفحه در روز ارزیابی می شود. میانگین وزنی شتاب سووشون بر پایه 7.64 صفحه در روز به دست می آید که نشانگر ضرباهنگ شتاب منفی کل متن است و اینکه حداقل سرعت بر فضای داستان حاکم است. کارکرد انواع بسامد در این رمان متداول است. دانشور معمولا وقایع را با ذکر جزییات، به صورت مکث توصیفی می آورد.
مقاله «احتذاء» یا تقلید ادبی در گلستان سعدی
حوزههای تخصصی:
در این مقاله نویسنده کوشیده است تا تاثیر سعدی از دیگر شعرا و نویسندگان پیش از خود را در سرودن گلستان با توجه به ارتباط سعدی با سرایندگان عرب و سخنوران پیش از خود، با استناد به منابعی چون شعر العجم و مطالعات خود نشان دهد. از جمله کتابها و افرادی که در گلستان تشابهاتی با آنها دیده میشود میتوان از کتابهایی چون امثال و حکم همچنین آیات و روایات و افرادی چون رابعه عدویه، بایزید بسطامی، ثعالبی، رشیدالدین وطواط، اصمعی و... نام برد. وی همچنین در مورد تقلید ادبی در گلستان سعدی بیان میکند: «سعدی این تقلید را تقلید حسن و یا بیخبر از گفته دیگران و به عنوان «توارد» در لباسی بسیار زیباتر و برازندهتر از کهن مفاهیم مقدم در جلوه آورده و خطبت آن عروس به نام خویش خوانده است».
بررسی روان کاوانه و نماد شناسانه سه مرحله کیمیا گری در داستان زیبای خفته با توجه به نظرات کارل گوستاو یونگ
حوزههای تخصصی:
هم زبان کودکی باید گشاد
حوزههای تخصصی:
تقابل عنصر روایتگری و توصیف در هفت پیکر نظامی
حوزههای تخصصی:
در این مقاله سعی برآن است که تا به مدد نظریه روایت شناسی ساختارگرا به تحلیل و بررسی دو عنصر مهم روایتگری و توصیف در روایت های داستانی پرداخته شود. در هر روایت داستانی مکتوبی، روایتگری جنبه اساسی و اولیه آن است که به بازنمایی کنش ها، رخدادها و اعمال شخصیت ها می پردازد. توصیف نیز عنصر ثانوی هر روایت داستانی است که بازنمایی اشیاء، مکان ها و جنبه های ایستای داستان و شخصیت ها از طریق آن صورت می گیرد. اگر چه توصیف بدون روایتگری نیز می تواند وجود داشته باشد، به خودی خود نمی تواند سازنده روایت داستانی شود؛ از دیگر سوی هر چند روایتگری عنصر اساسی هر داستان روایی است، هرگز بی نیاز از توصیف نیست. روایتگری جنبه پویای متن است که هم دارای زمان داستان است و هم زمان سخن؛ در حالی که توصیف فقط دارای زمان متن است. توصیفات در متون روایی می توانند دارای کارکرد تزیینی، توضیحی و نمادین باشند و در عین حال فضای داستان را مشخص کنند. برای ملموس و عملی کردن این بحث های انتزاعی، شواهد و مثال هایی از هفت پیکر نظامی برگزیده ایم که در آن انواع توصیفها موجود است.
فواید و قواعد ساده نویسی
حوزههای تخصصی:
کلیات: بیاض علا مرندی
حوزههای تخصصی:
مناظره سرو و آب
حوزههای تخصصی:
مجلس بزرگداشت نجمی علوی در دایرة المعارف ایران شناسی
حوزههای تخصصی:
صادق قلی خان پونلی شاعری از تالش
منبع:
حافظ مرداد ۱۳۸۷ شماره ۵۳
حوزههای تخصصی:
تاگور و تصوف اسلامی (بخش سوم و پایانی)
حوزههای تخصصی:
تأثر اقبال از حافظ
حوزههای تخصصی:
فرهنگ کهن و جاودان ایران
منبع:
حافظ خرداد ۱۳۸۷ شماره ۵۱
حوزههای تخصصی:
مولوی شناسی: مولانا کیست؟ عارف؟ شاعر؟
منبع:
حافظ خرداد ۱۳۸۷ شماره ۵۱
حوزههای تخصصی:
از یمگان تا لاهور
حوزههای تخصصی:
بررسی و مقایسه محتوایی و بلاغی بهارستان جامی با گلستان سعدی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
گلستان سعدی چونان ستاره ای در آسمان ادبیات فارسی می درخشد و فروغش چشم ها را جاودانه خیره خواهد ساخت و چه بسا، چیره دستان پهنه سخن، از زیبایی ها و جاذبه های آن سخن رانده اند. به جرات می توان گفت نخستین کسی که توانست در نثر نویسی، سادگی را با صنعتگری درآمیزد و از هریک به اندازه لازم سود برد و به راه افراط و تفریط نرود، شیخ اجل سعدی است. با وجود تقلید عده زیادی از نویسندگان و ادیبان بزرگ واستادان نظم و نثر از گلستان و شیوه نگارش آن هیچ کس نتوانست در این کار توفیق چندانی یابد و آنچه به تقلید از گلستان نوشته شده، هیچ یک قابلیت آن را نیز نیافت که از نظر ارزش ادبی، بی فاصله بعد ازگلستان قرار گیرد، تا چه رسد به آن که از گلستان درگذرد. چرا که نگاه به آثار تقلیدی ازگلستان، نشان می دهد که توجه مقلدان بیشتر به ظاهر کتاب وطرز تنظیم و حتی نامگذاری آن معطوف بوده است و هیچ یک ازآنان نخواسته یا نتوانسته اند روح زبان سعدی را درک کنند و هنری را که زبان وی را چنین زنده و پر احساس و کهنه نشدنی ساخته است بشناسند. در این میان بهارستان جامی نیز چنین وضعی دارد و بررسی هر دو اثر از لحاظ محتوایی و سبکی و بلاغی در این مقاله نشانگر این است که بهارستان با گلستان قابل مقایسه نیست و فقط تقلید گونه ای است از اثر جاودان شیخ سعدی.