فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۵۸۱ تا ۱۵٬۶۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
درخت آسوری (2)
حوزههای تخصصی:
حج
معانی غنایی مشترک در شعر ناصر خسرو و متنبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از شعرای برجسته ی عرب که دیوان وی، بویژه به دلیل اشتمال آن بر مسائل و مفاهیم فلسفی و حکمی و تمثیل های متنوع، همیشه مورد توجه شاعران زبان فارسی و همچنین در حوزه ی آموزش های ادبی، همواره مدار بحث و فحص اهل ادب بوده، متنبی شاعر مشهور قرن چهارم هجری است. فرضیه ی این پژوهش آن بوده که ناصر خسرو، هم بنابر سنت های آموزشی رایج در عصر خویش و هم به دلیل تعلقش به طبقه ی دیوانیان که چنین شغل و منصبی در آن عهد، توغل و تبحر در ادب عربی را اقتضا می نموده، بی شک با شعر متنبی آشنایی داشته است.
این تحقیق نشان می دهد که تعدادی از مضامین شعر ناصر خسرو را می توان مقتبس از دیوان متنبی و حاصل آشنایی وی با شعر این شاعر عرب دانست.
گزارش دو دهه داستان
بررسی بازتاب شاهنامة فردوسی در شاهکار رحیم معینی کرمانشاهی بر اساس نظریّة ترامتنیّت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ژرار ژنت نظریّة ترامتنیّت را با توجّه به آشنایی با نظریّة بینامتنیّت یولیا کریستوا در نیمة دوم قرن بیستم میلادی مطرح کرد. نظریّة ترامتنیّت به پنج بخش تقسیم می شود: 1 بینامتنیّت. 2 فرامتنیّت. 3 سرمتنیّت.4 پیرامتنیّت. 5 زبرمتنیّت. پس از فردوسی، سنّت حماسه سرایی با الهام گیری از شاهنامه ادامه پیدا کرد. بازتاب شاهنامة فردوسی در تمام آثار حماسی که پس از قرن چهارم هجری سروده شده، مشهود است. از جملة این آثار، «شاهکار» اثر رحیم معینی کرمانشاهی است که در آن تاریخ پس از سقوط ساسانیان تا اواخر دورة قاجاریّه در قالب مثنوی و به وزن شاهنامه به نظم کشیده شده است. «شاهکار» که در نوع حماسة مصنوع و تاریخی قرار می گیرد، از شاهنامة فردوسی در زمینه های مختلف تأثیر پذیرفته است.بازتاب شاهنامه بر اساس نظریّة ترامتنیّت در شاهکار معینی کرمانشاهی زیاد است و این بازتاب باعث شده است تا اثری زیبا و درخور ستایش شکل گیرد. نگارندگان در این جستار بر آنند که بر اساس نظریّة ترامتنیّت، به صورت مدوّن و منسجم این تأثیرها را مورد بررسی و تحلیل قرار دهند.
تحلیل سبک عزیزی در یک لیوان شطح داغ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از کتاب های منثور برجسته دهه هشتاد، «یک لیوان شطح داغ» احمد عزیزی است که به سبک آیرونیک و در گلایه و شکوه از نابخردی مردمان این روزگار نوشته شده است. هنر عزیزی در زبان آوری و ظهور آگاهی های وسیعش در بیشتر حوزه های معرفتی، جهت روایت فراز و نشیب های زندگی اجتماعی و رویارویی گفتمان های متعدّد است. آمیختگی مفاهیم عمیق انتزاعی، فلسفی، عرفانی، حکمی با واژه ها، ترکیبات و تعابیر عامیانه، نوعی سنخیّت با سبک هندی را در اثر او نشان می دهد. ضمن آنکه سبک غالب او آیرونیک است که به دو نوع فاخر و حکیمانه و عامیانه تقسیم می شود. ابتکارات و برجستگی های سبکی به لحاظ زبانی، ادبی و اندیشگی اسلوب نوشتاری وی را از سایر نویسندگان متمایز می کند. زبان عزیزی در بخش هایی از این کتاب با صلابت، تند و گزنده و در بخش هایی دیگر لطیف، آرام بخش و برانگیزاننده عواطف درونی است. یکی از خلّاقیّت های سبکی او تسرّی جریان سیّال ذهن از فضای داستان و رمان به نثر عادی است.
هنوز: یک قید نمودی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تخیل خلاق
خاطره ها
حوزههای تخصصی:
تجربه ی عاطفی ویلیام وردزورث و منوچهری دامغانی در توصیف طبیعت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ادبیات انگلیسی و فارسی وصف طبیعت از جایگاه والایی برخوردار است. در این مقاله، تلاش بر این است تا نشان داده شود که نگاه وردزورث به طبیعت، انفسی است در حالی که نگاه منوچهری به طبیعت، آفاقی است. ویلیام وردزورث طبیعت را مأمنی قرار می دهد برای مفاهیم اخلاقی، عرفانی، شخصی و معنوی. وی عناصر ساده زیست طبیعت از جمله کشاورزان ساده زیست، مردم عامه و روستایی را به صحنه ی ادبیات می آورد که تا زمان او از قلمرو ادبیات حذف شده بودند. حال آنکه منوچهری شاعر دم است و به دنبال تجربه ی حسی است. وی همانند عکاسی است که به ضبط وقایع می پردازد و در عکسبرداری از طبیعت، هیچ تصرفی نمی نماید. منوچهری در پس عناصر و تصاویر طبیعت، چیزی را جز تجربه حسیشاعرانه جستجو نمـی کند. برای وی قطرات باران، گل های بهـاری، شبنـم، باد نوروزی، زیبایند مادامی که شاعر سرخوش و سرمست است. این تحقیق با تکیه و استناد به روش توصیفی - تحلیلی مکتب امریکایی ادبیات تطبیقی انجام می شود، که قایل به بررسی های موازنه ای و مقایسه ای است و تمرکز در این مقاله بر مقایسه نگاه این دو شاعر به عناصر طبیعت است تا از این منظر به عمق نگاه آنان پی برده و تفاوت و تشابهات آنان را بدست دهیم.
کارکرد عناصر داستانی در ماجرای فرود شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این جستار، ساختار داستان فرود در شاهنامه و عناصر ساختاری تأثیرگذار در آن بررسی و تحلیل می شود. ساختار داستانی ماهیتی دارد که متأثر از عناصر خود، شکلی کنشی و روایی می پذیرد. نویسنده در پرتو این خصوصیات و عناصر ساختاری، چون طرح و نقشه، زاویه دید، کشمکش، بحران، نقطه اوج و گره گشایی، ساختار داستانی را پی می ریزد. به این منظور، ابتدا تعریفی از داستان و ساختار ارائه می گردد و سپس، ضمن بررسی عناصر این ساختار و تعیین مناسبات بین این عناصر به جست وجوی این ویژگی ها در متن داستان فرود پرداخته می شود. بر اساس شواهد ارائه شده، این نتیجه به دست آمد که متن مورد نظر روایی-نمایشی است و در آن عناصر داستانی به خوبی در خدمت پیشبرد داستان به کار گرفته شده است و طرحی مبتنی بر روابط علی آن را از آغاز تا پایان، استحکام و انسجام می بخشد. همچنین، با بررسی داستان دریافته شد که شواهد فراوانی مبتنی بر وجود ساختاری داستانی در این متن وجود دارد و متن از کلیتی پیوسته مبتنی بر شروع از وضعیتی پایدار و تغییر به سوی موقعیت پایداری متفاوت با وضعیت اول پیروی می کند.
تحلیل مقایسهای دریافت و پاسداشت لحظه در تفکر خیامی و نگره بودایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در میان متفکرانی که درباره مسأله «گذر زمان» تأمل جدی کرده اند و بر تمرکز بر لحظه تأکید ویژه ای داشته اند؛ بودا و خیام از اهمیت و جایگاه خاصی برخوردارند. در این پژوهش ابتدا مبنای اندیشگی این دو متفکر را درباره زمان و جهان بررسی کرده ایم و سپس با توجه به عناصری مانند مرگ، بیماری، زوال، حیات پس از مرگ، رنج و لذت و ... به تبیین دیدگاه بودا و خیام از لحظه پرداخته ایم. در تبیین عوامل رویکرد خیام و بودا به لحظه یا دم و دلایل پاسداشت آن و تفاوت های نگره ای این دو به مسأله زمان، باید گفت که خیام به گریز از آگاهی در بستر لحظه باور دارد تا از فکر فرجام لحظه و عاقبت کار آدمی بگریزد؛ لذا دیدگاه وی با لذت گرایی پیوند می یابد؛ اما تبیین بودا از لحظه ژرفا و عمق بیشتری دارد و با دیدگاه وی نسبت به آگاهی، شناخت و کلیت هستی پیوند می خورد. همچنین حاصل پژوهش حاضر نشان می دهد که اگرچه هر دو به تقلیل مرارت و کاستن رنج معتقدند، تفاوت نگاه آنها به رنجی که از گذر زمان و ناپایداری آنات ناشی می شود، باعث شده که آنان نسبت به شیوه کاهش این ر نج مواضع متفاوتی اتخاذ کنند.
القصیدة البِشریّة وترجمتها الفارسیّة المنظومة من منظور موسیقیّ (قصیده بشریه و ترجمه منظوم آن از منظر موسیقایی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بدیع الزمان همدانی در آخرین مقامه خود از شاعری به نام ""بشر بن عوانه"" یاد و قصیده ای منسوب به او را با عنوان ""قصیده بشریه"" در همانجا نقل می کند؛ این قصیده را محمد حسین شهریار شاعر معاصر ایرانی با شیوه ای زیبا به شعر فارسی کلاسیک ترجمه کرده و توانسته است جوانب مختلف و مهم شعریت متن - و از همه مهمتر ""موسیقی"" شعر - را به متن مقصد انتقال دهد.
مهم ترین یافته های این تحقیق نشان می دهد که عنصر موسیقی در هر دو متن اصلی و مقصد به خوبی به شاعر کمک کرده است تا مفاهیم و معانی مورد نظر خود را به مخاطب القاء کند، لذا گاهی فضای موسیقی با فخر و حماسه مناسبت دارد و گاهی هم با فضای غزلی و عاطفی. در همین راستا موسیقی وزن و بحر با حماسه و موسیقی قافیه با غزل تناسبی تام دارد؛ این مهم در مورد موسیقی معنوی داخل ابیات هم صادق است.
ویژگی های ناگفته شعر و فضای ادبی عصر قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال یازدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۲۸)
15 - 30
حوزههای تخصصی:
تحقیقات اصیل و بنیادی درباره موضوع شعر دوره بازگشت و عصر پس از صفویه، نسبت به دوره های دیگر شعر فارسی بسیار اندک است. این مقطع تاریخی شاید به دلیل تقلید و تکرار از دیگر دوره های ادبی کم اهمیت تر باشد؛ ولی ترک و طرد بخش عظیمی از تاریخ و فرهنگ این سرزمین و فراموشی و گمنامی آثار عمده و شاعران بزرگ این دوره نیز خسرانی بزرگ در پی خواهد داشت. همین کم مهری و ناچیزانگاری درباره شعر دوره بازگشت سبب ناشناخته ماندن ویژگی های فضای ادبی آن دوره و قوانین حاکم بر آن شده است. با تأمل دقیق در جامعه ادبی، تعاملات میان شاعران و همچنین محصولات شعری این دوره به مؤلفه ها و مشخصاتی برمی خوریم که یا محصول این عصر است یا نسبت به دیگر ادوار شعر و ادب فارسی به صورت ممتازتری نمودار شده است. در این مقاله در دو بخش باعنوانِ 1. ویژگی های فضای ادبی دوره بازگشت و 2. ویژگی های شعر و ادب دوره بازگشت، به موضوعاتی همچون انجمن های ادبی و روابط حاکم بر آن، گسترش خوش نویسی و هنرورزی در میان شاعران، اعتبار بسیار شعر و ادب در میان درباریان، فراوانی خاندان های اهل فضل و هنر و تغییر تخلص خواهیم پرداخت. این ویژگی ها نمونه هایی شاخص و گاه منحصربه فردی است که در فضای ادبی عصر قاجار دیده می شود و پیشتر از دیدگان پژوهندگان پنهان بوده است. در این مقاله به تفصیل و با ذکر نمونه های متعدد این ویژگی ها بررسی و تحلیل می شود.
بررسی تلمیح و اقتباس مضامین قرآنی و احادیث نبوی در مثنوی نه سپهر امیرخسرو دهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرآن برای مسلمانان همواره سرچشمه الهام و بزرگ ترین مکتب برای پرورش مؤمنان و جویندگان حقیقت بوده است. ظاهر و باطن قرآن سرشار از زیبایی ها و رازهایی است که به فراخور استعداد و فهم متوسلان بدان، رخ می نماید. عارفان و شاعران، برای بیان یافته های خود، از کلام قرآن شاهدانی آورده اند که جلوه آن در آیینه سخن تماشایی است. امیرخسرو دهلوی شاعر عارف مسلک پارسی گوی سرزمین هند یکی از کسانی است که شعر او، با الهام از قرآن، ارزش والایی یافته است. بررسی پرتوها و اشارات قرآنی در مثنوی نه سپهراو کمک می کند تا روند شکل گیری زبان اشارات قرآنی در ادب فارسی را بهتر بشناسیم، به ویژه اینکه او از مسلمانان پارسی گوی در شبه قاره هند بوده است و به یکی از سلسله های بزرگ صوفیه، یعنی طریقه چشتیه، منسوب است. این مقاله با هدف معرفی ابعاد قرآنی این اثر و آشنایی علاقه مندان با آثار ادبی الهام گرفته از وحی الهی و احادیث نبوی فراهم آمده است.