ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۵۶۱ تا ۱۴٬۵۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۱۴۵۶۱.

بررسی تطبیقی سیمای امام رضا (ع) در شعر دعبل خزاعی و سیّد حمیدرضا برقعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای علوم اسلامی بازتاب رویدادها و شخصیتهای مذهبی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی تطبیق ادبیات فارسی و ادبیات عرب
تعداد بازدید : ۱۵۳۲ تعداد دانلود : ۷۸۵
وصف شخصیّت امام رضا (ع) از موضوعات مهمی است که در کانون توجه شاعران فراوانی قرار گرفته است، از جمله این شاعران دعبل خزاعی، شاعر نامدار عصر عبّاسی و حمیدرضا برقعی، آیینی سرای معاصر ایرانی است. پژوهش حاضر بر آن است تا سروده های رضوی این دو شاعر را با رویکرد تطبیقی بررسی نماید. این مقاله کوشیده است ضمن استخراج وجوه تشابه و تباین در نوع نگاه دو شاعر به امام رضا (ع)، هنر زبان آن دو را در بیان سروده های رضوی بررسی نماید. پژوهش انجام شده بیانگر آن است که مفاهیم مشترک بسیاری همانند بیان شأن و مقام امام (ع)، امیدواری، حزن و اندوه، شفاعت خواهی و کرم و بخشندگی در شعر دو شاعر به چشم می خورد. امّا آنچه شایستة توجّه بوده و دو شاعر را از هم متمایز می سازد، آن است که دعبل در هجو دشمنان آن حضرت و بیان نفاق آن ها دادِ سخن می دهد و در بیان این مضامین، بیشتر از اسلوب خطابی بهره می گیرد، امّا توجّه برقعی به اشتیاق و دل باختگی و غرق شدن در شکوه و عظمت آن حضرت معطوف است و با اسلوب ادبی به بیان احساسات و عواطف درونی خویش می پردازد.
۱۴۵۶۴.

ساختارهای دوقطبی در نوشتار محمود دولت آبادی؛ از ذهنیت تقابلی تا اندیشة تحلیلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳۲ تعداد دانلود : ۹۹۲
اگرچه ساخت بحرانی آثار محمود دولت آبادی سیمای شخصیت های داستانی نویسنده را انعطاف ناپذیر و گاه خشن معرفی کرده است و ساختارهای نشانه شناسی روایی داستان آنان را به سمت تقابل یا رویارویی مستقیم با عامل برهم زنندة نظم و آرامش ناپایدار اولیه سوق می دهد؛ با این حال معتقدیم که تقابل پرسناژ با خود و نیز با دیگری بیش از آنکه منوط به لزوم حفظ هماهنگی ماهیت و نحوة کنش شخصیت های داستانی با ساخت بحرانی اثر باشد؛ برآمده از اندیشة دو قطبی و ذهنیت تقابلی است که نظام تخیلی نویسنده در برابر دنیای پرآشوب و پراضطراب بیرونی از خود به نمایش می گذارد. اگر در بدو امر نوع رویکرد فلسفی و نحوة پاسخگویی نظام تخیلی دولت آبادی در برابر دنیای پرتلاطم و بیرحم پیرامونی ـ آنچنان که در عالم داستانی نویسنده متبلور شده ـ وی را به خلق شخصیت های داستانی سوق داده که با خود و سپس با دنیای پیرامونی در جنگ و ستیزی نابود کننده هستند؛ ذهنیت تخیلی نویسنده، به مرور، دوئیت درون را به نوعی تجربة دیالکتیکی و فرصتی برای بروز چالش های ذهنی-فکری بدل می کند؛ چالش هایی که درلابلای سیرعادی روایت داستانی در قالب گفتمان تحلیلی-استفهامی مجال بروز پیدا کرده و ورای تقسیم بندی عالم داستانی به دو قطب روایت داستانی و رسالة تحلیلی- نظری، نوع نگرش نویسنده را به خود و دیگری آشکار می سازد.
۱۴۵۷۱.

بررسی تطبیقیِ دو رویکرد تحلیلی و اروپایی در فلسفه ادبیات، با دفاعیه ای از فلسفه تحلیلیِ ادبیات(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳۱ تعداد دانلود : ۱۰۳۰
هرچند از دیرباز اندیشه های فلسفی درباره سرشت و کارکرد ادبیات رواج داشته اند، فلسفه ادبیات، در حکم حوزه فکری یا رشته ای مستقل، به تازگی ظهور پیدا کرده است. دو نوع نگرشی که از حدود یک سده پیش در فلسفه غرب از هم متمایز شده اند، یعنی فلسفه تحلیلی در برابر فلسفه اروپایی، در فلسفه ادبیات هم وجود دارند. این جستار با روش تطبیقی ابتدا به بررسی تفاوت های فلسفه تحلیلی و اروپایی و، سپس، فلسفه تحلیلیِ ادبیات و فلسفه اروپاییِ ادبیات می پردازد. تأکید این مقاله بر فلسفه تحلیلیِ ادبیات است، زیرا به نظر می رسد این نوع فلسفه با روش منطقی و واقع نگرانه اش به ما در درک واقعیِ سرشت و کارکرد ادبیات بیشتر کمک می کند. مدعای این جستار آن است که فلسفه اروپاییِ ادبیات خود جلوه دیگری از ادبیات است و فقط بر ابهام مفهوم ادبیات می افزاید. فیلسوفان اروپاییِ ادبیات نیز، مانند آفرینندگان آثار ادبی، برای معنابخشیدن به زندگی و ادبیات متوسل به استعاره-هایی متافیزیکی یا کلام-خِردمحور شده و با خیال پردازی های فلسفه گون سعی در معناکردن ادبیات داشته اند. با وجود این، حاصل کار آنان تا حدود زیادی همان کارکردها و تأثیرهای ادبیات را دارد. البته، این به هیچ وجه به معنای نفی ارزش رویکرد اروپایی نیست. به زعم نگارنده، آن چه در وضع کنونی در ایران به آن بیشتر نیاز داریم نه فلسفه اروپاییِ ادبیات بلکه فلسفه تحلیلیِ ادبیات است، زیرا این رویکرد با تمرکز بر روش تحلیل و واکاوی منطقیِ مفهوم «ادبیات» و مفهوم های مرتبط با آن زمینه را برای شناخت دقیق تر این حوزه فراهم می کند، و آن گاه است که می توان با رویکرد اروپایی به بررسی جنبه های دیگر ادبیات پرداخت.
۱۴۵۷۲.

تداوم تصویر در محور عمودیِ قصاید خاقانی، مختصه ای سبکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳۱ تعداد دانلود : ۱۴۷۳
هدف از این پژوهش بررسی ویژگی های تصویر در قصاید خاقانی- از شاعران سرآمد پارسی گو و صاحب سبک- است. خلق تصاویر بدیع، شگرف و معماگونه آن هم در روزگاری که کوشش شاعران، بیشتر در تقلید، تلفیق و تکرار مضامین و تصاویر پیشینیان خلاصه می شود، جایگاه برتر شعر او را بیشتر و بهتر روشن می سازد. یکی از ویژگی های سبک شخصی خاقانی تداوم تصویر در محور عمودی قصاید اوست که ناشی از دو دلیل عمده است: الف) وابستگی عاطفی/ اندیشگی شاعر به تصویر. ب) اظهار فضل و قدرت شاعری مبنی بر ساختن تصاویر متنوع و متداوم از یک واژه یا موتیو. تداوم تصویر در اشعار خاقانی دارای سه گونه متفاوت است که عبارت اند از: 1- تداوم تصویر در ابیات به صورت پیوسته و بی فاصله؛ 2- تداوم تصویر با یک بیت فاصله؛ 3- تداوم تصویر با دو بیت فاصله. در حوزه معناشناسی شعر خاقانی، بی توجهی به تداوم تصویر، نادیده گرفتن بخش قابل توجهی از معنا و مضمون و انسجام متنی شعر اوست؛ نکته ای که متأسفانه در بیشتر شروحی که بر قصاید خاقانی نوشته شده است دیده می شود.
۱۴۵۷۹.

حافظ اکنون زیست در الگوی پرلز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳۱ تعداد دانلود : ۵۴۸
با وجود شهرت فراوان نظریه پردازانی چون گوردن ویلارد آلپورت (۱۸۹۸ - ۱۹۶۷م)، کارل گوستاو یونگ (۱۸۷۵ – ۱۹۶۱م)، کارل راجرز(۸۱۹۰۲ - ۱۹۸۷) و آبراهام هَرولد مَزلو (۱۹۰۸ - ۱۹۷۰م) در روان-شناسی آکادمیک، فریتز پرلز (1893 – 1970م) رهبر بزرگ مکتب گشتالت(Gestalt) در میان توده های مردم شهرت فراوان یافته است و الگوی او با عنوان انسان سالم(The ""Here and now"" person ) هم اکنون طرفداران بسیار دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان