داستان ملحمه الحرافیش(حماسه عیاران)، نوشته نجیب محفوظ، 13 بیت از غزل های حافظ شیرازی را، به زبان فارسی، دربر دارد واین شگفت انگیز می نماید که ابیاتی از غزل های حافظ، دست مایه یکی از برجسته ترین داستان های این نویسنده مشهورمصری و برنده جایزه نوبل 1988م گردد، داستانی که تاکنون هفت فیلم سینمایی از آن ساخته اند. این ابیات که از زبان خلوت نشینان «تکیه» و به زبان فارسی شنیده می شود و در سماع صوفیانه خود آن را زمزمه می کنند، نوعی هنجارشکنی در ادبیات داستانی عرب به شمار می رود و بیانگر آشنایی بزرگترین داستان نویس عرب با شعر حافظ می باشد، اماپرسش اساسی این است که این ابیات چه تناسبی با فضای داستانی دارد؟ با روش کتابخانه ای وتحلیلی – توصیفی که در آن، اصل این ابیات در دیوان حافظ با شکل کاربرد آن در داستان، سنجیده شده است، می توان دریافت که این ابیات مناسب با فضای صوفیانه داستان به کار رفته و با بهره گیری از آن ها، داستان زیباگونه اوج گرفته است.
مجلس پنجمین دوره بزرگداشت چهره های ماندگار میزبان دانشمند ایران شناس، ایوان میخائیلویچ استبلین کامنسکی بود. وی حایز اطلاعات با ارزشی درباره زبان های ایرانی از جمله زبان فارسی و دارای توانایی نگارش به زبان فارسی است. او، در دیداری که در تاریخ 25/8/84 با آقای دکتر حبیبی، رییس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، داشت از کتابخانه فرهنگستان نیز بازدید و سه کتاب به این کتابخانه هدیه کرد.
عصر مدرنیسم و به دنبال آن پسامدرنیسم را باید فرصتی شگفت برای بازگشت به دنیای اسطوره ها و بازشناسی و گاه بازآفرینی آنها با تأکید بر ماهیت زیباشناسانه آنها در عرصه هنر و ادبیات دانست. دلایل این بازخوانش پویا - بیشتر در قالب رمان های جدید- تاکنون به طور همه جانبه واکاوی نشده است. این جستار میکوشد دلایل این بازگشت ژرفکاوانه در برخی آثار هنری و ادبی، به ویژه رمان مدرنیستی و پسامدرنیستی را کشف و بازنمایی کند. بازگشت اسطوره در عصر مدرن، محصول فهم زیباشناسانه انسان مدرن و مبیّن ظرفیت بینامتنی و بیناگفتمانی ادبیات داستانی معاصر است. بازنمایی اسطوره ها در دوران پسامدرنیته، هم به دلیل ظرفیت های ساختاری و روایی خودِ اسطوره هاست، و هم ناشی از تغییر ذائقة زیباشناختی، بازگشت به معنویت، بازنگری در واقعیت، و پیدایش نهادهای اجتماعی- انتقادی.
در آثار ادبی فارسی، مردم و عوام متفاوتند. در این آثار مردم معنای مثبت انسان ها و عوام مردمان نادان و گاه آزاررسان هستند. نامگونه عنوانی است که در این مقاله برای شبه نام های برساخته توسط شاعران عارف که برای مخالفانشان به کار می رفته، انتخاب شده است. آثار ادبی که محل بروز اندیشه های عرفانی است، مملو از این نامگونه هاست. در پژوهش اصلی نزدیک به یک صد و بیست عنوان از این نامگونه ها از متون ادبی شناسایی، جمع آوری و به صورت فرهنگ تدوین شده است. در این مقاله سه نامگونه «گرانان، گران باران و گران جانان» مورد بررسی قرار گرفته اند. در سه نامگونه فوق مردمان بدخلق و خودخواه، تن پرست و کاهل، ریاکار و دنیاگرای، مردم آزار و ستمگر، سودجو و زرپرست، متبلور شده اند. مطالعه این نامگونه ها راه را برای شناخت هر چه بهتر و بیشتر مفاهیم ادبی فارسی و جوامع پیشین هموار می سازد.