ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۴۸۱ تا ۷٬۵۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۷۴۸۱.

نگاهی تازه به بیت هایی از شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه شاهنامه پژوهی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات کلیات شرح متون
تعداد بازدید : ۱۹۶۳ تعداد دانلود : ۱۰۹۶
شاهنامه، حماسه بزرگ ادب فارسی، همواره توجّه بسیاری را به خود جلب کرده و درباره آن فراوان نوشته اند. شرح بیت های دشوار یا بیت هایی نیز که بر سر فهم آن اختلاف بوده است، توجّه صاحب نظران را به خود معطوف داشته است. گاهی بیتی ساده بنظر می رسد و ظاهراً بر سر آن اختلاف دیدگاهی دیده نمی شود، امّا با دقّتِ نظر می توان دریافت که از این گونه بیت ها نتیجه ای مطلوب تر و روشن تر می توان استنباط کرد که از جملة آن دو بیت زیر است:
۷۴۸۷.

بررسی خطاب به پروانه ها ازمنظر دستور زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶۲ تعداد دانلود : ۱۰۱۳
شعر پس از انقلاب اسلامی را به جریان های متفاوتی می توان تقسیم کرد: یکی از این جریان های مهم شعر پیشرو با شخصیت شناخته شده آن رضا براهنی است، شاعری که با انتشار مجموعه شعر خطاب به پروانه ها و تبیین اندیشه های ادبی خود در مقالات مختلف، به یکی از شاعران و نظریه پردازان تأثیرگذار پس از انقلاب تبدیل شد. براهنی در نظریه شعری خود، که با نام ""زبانیت"" شهرت یافته است، به دنبال چندزبانی کردن شعر، تعدد فرم و زبان، پاشیدگی معنا، پاشیدگی روایت، پاشیدگی دستور زبان، صورت گرایی و پاشیدگی توصیف است. مقاله حاضر به بررسی نوآوری ها و هنجارگریزی های صرفی و نحوی در مجموعه خطاب به پروانه ها می پردازد و نشان می دهد که هنجارگریزی های صرفی شاعر در این مجموعه اغلب با موفقیت همراه بوده است. براهنی با دستکاری در ساخت های صرفی زبان، بی آنکه ساختار صرفی کلمات را متلاشی سازد، موفق به خلق واژگان جدید می شود، اما در بخش نحو، موفقیتی حاصل نمی کند؛ زیرا با متلاشی کردن قواعد حاکم بر جمله ارتباط خواننده را با شعر قطع می کند.
۷۴۹۱.

عرض خود میبری و زحمت ما میداری

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه سعدی پژوهی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی نقد تحقیقات ادبی
تعداد بازدید : ۱۹۶۲ تعداد دانلود : ۸۶۸
در این مقاله باز شاهد پاسخ منتقد کتاب مگر این پنج روزه.. هستیم که در جواب مقاله «جولان سرخوشانه در جهان قدیم» آقای ناصر پورپیرار نوشته شده است.
۷۴۹۲.

تأثیر تاریخ ترجمة متون فارسی بر فرهنگ فرانسه در قرون هجدهم و نوزدهم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶۲ تعداد دانلود : ۸۶۴
آشنایی فرانسویان با فرهنگ و ادب ایرانی در مقایسه با شناخت فرهنگ یونانی و لاتین دیر صورت گرفت. تاریخ زبان فرانسه را باید از تاریخ ادبیات فرانسه جدا کرد. زبان فرانسه کم کم از قرن پنجم میلادی بعد از استقلال از امپراتوری روم شکل گرفت، حال آنکه تاریخ ادبیات فرانسه از قرن دوازدهم با جنگ های صلیبی و اولین بار با ادبیات حماسی خودنمایی کرد. کشیشان مسیحی فرانسوی، که در به وجود آوردن زبان فرانسه و ادبیات فرانسه نقش به سزایی داشتند، با نام زرتشت از طریق ترجمة کتاب های تاریخی یونانی و لاتین آشنا بودند. اما بیشتر، از طریق تورات و انجیل، ایران باستان را نجات دهندة یهودیان و بعداً عیسی مسیح می دانستند. در طول جنگ های صلیبی ایران همواره چون کشوری عربی شناخته می شد. با رفت و آمد کشیشان مسیحی در دوران مغول و تأثیر مسیحیان در دربار نام ایران بالا گرفت. اما ارائه ترجمه های تاثیرگذار را باید از دوران صفویه به بعد و در نتیجة اقامت های طولانی آنان در ایران و فراگیری زبان فارسی دانست. اینجا به دو مقطع زمانی مهم برای شهرت نام ایران باید توجه کرد: قرن هجدهم که در آثار این دوره، دست مایه هایی تحت تأثیر ترجمه متون فارسی، و نیز اثار اقتباسی و تقلیدی دیده می شود. این ترجمه ها از رنسانس تا آخر قرن هفدهم بیشتر به دست فرستندگان دربار، به خصوص مبلّغان مسیحی، صورت گرفته بود و به شکل لغت نامه ی تحلیلی، رمان های شرقی، موضوعات نمایشنامه ای، حکایت و افسانه بود. همچنین خاطراتی از سیّاحان پروتستان فرانسوی در دست بود که دید انتقادی شان، به دلیل در اقلیت قرار داشتن، گشایشی بود بر نقد رژیم های استبدادی در اروپا، نقد کشیشان مسیحی و نیز روش های تعلیم و تربیت در قرن هجدهم. این منابع بر آثار متفکرانی چون مونتسکیو، ولتر، آنکتیل دوپرون و نویسندگان دایر ة المعارف مانند دیدرو که دوران بحران تفکر انقلاب کبیر فرانسه را رقم زدند، تأثیر به سزایی بر جای گذاشت. گرچه ترجمه ها افلاطونی، فرامتنی و قوم مدار بودند و به دلیل عدم تسلط بر زبان فارسی کاستی هایی داشتند، چنان تأثیری بر تفکر جامعة فرانسه گذاشتند که تأسیس رشتة بااهمیتی به نام شرق شناسی در قرن نوزدهم پیامد این تأثیر بود. مقطع زمانی دوم، قرن نوزدهم است که در خلال آن، ترجمة آثار فارسی نظام مندتر شد و به قلم فرستاده های سیاسی آموزش دیده صورت گرفت. تأثیر این ترجمه ها نه تنها در بخش سیاسی بلکه در بخش ادبی نیز مشاهده می شود. آثار شاعرانی چون سعدی و حافظ بر مکتب رمانتیسم به خصوص آثار ویکتور هوگو، و بر مکاتب ادبی دیگر چون سمبولیسم و سوررئالیسم بسیار تأثیرگذار بود. در بخش مردم شناسی، گوبینو تحت تأثیر نژاد آریایی بحث ها و تبادل نظرهای زیادی برانگیخت که منجربه آرمان های نژادپرستانه در قرن بیستم شد.
۷۴۹۴.

حافظ از دو نگاه: رمانتیسم گوته و تعالی گرایی امرسن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶۱ تعداد دانلود : ۲۰۲۵
گوته، اندیشمند و شاعر آلمانی، و امرسن، شاعر فیلسوف امریکایی، از جمله شاعرانی هستند که نه تنها در ادبیّات ملّی کشورشان، بلکه در ادبیّات جهان نیز بسیار تأثیر کرده اند. وجوه مشابه فراوانی در نگرش و اندیشه های این دو شاعر به چشم می خورَد که از مهم ترین آنها علاقه مندی هر دو شاعر به حافظ و معرفی وی به ملّت های خود است. پژوهش حاضر، علاوه بر بررسی تأثیرپذیری گوته و امرسن از حافظ، تلاش هدفمندی را که این دو شاعر برای ایجادِ اقبال ادبی حافظ در ادب غرب انجام داده اند، و چگونگی استقبال از شعر واندیشه حافظ در ادبیّات آلمان و امریکا را، بر اساس دیدگاه یکی از صاحب نظران ادبیّات تطبیقی به نام پراور، بررسی می کند. در این پژوهش، ابتدا چگونگی آشنایی گوته با حافظ و بررسی عوامل مؤثر در ایجاد شیفتگی او نسبت به این شاعر ایرانی ارائه خواهد شد. پس از آن چگونگی آشنایی امرسن با حافظ و نهایتاً تفاوت دیدگاه های گوته و امرسن نسبت به شناخت و پذیرش حافظ در ادبیّات غرب بررسی می شود. انگیزه اصلی گوته در تقلید از حافظ یافتن طرحی برای عاشقانه سرودن بود، درحالی که امرسن در جست وجوی یافتن اندیشه ای بود که علاوه بر ستایش زیبایی و آرامش، جوابگوی روح آزادی خواهی و استقلال فردی و هویت ملی جامعه معاصرش نیز باشد و به همین دلیل، شعر حافظ را، هماهنگ با فرهنگ و ملّیّت خود، به امریکائیان معرفی کرد. حاصل تلاش این دو، موجب اقبال یافتنِ حافظ، در مسند اندیشمندی جهانی، در فرهنگ و ادب غرب شد.
۷۴۹۵.

تأثیر حافظ بر ذهن و زبان شفیعی کدکنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶۲ تعداد دانلود : ۱۱۵۵
سنّت، اساس بنای استوار شعر است و هر شاعری متأثر از سنّت ادبی و اشعار پیشینیان است. این تأثیرپذیری در شعر برخی شاعران کم و در شعر برخی، پُر رنگ است. شفیعی از شاعرانی است که سنّت و اشعار پیشینیان و جلوه های آن در شعر او پر رنگ تر از اغلب شاعران معاصر است. او به سبب دلبستگی به میراث کهن ادب فارسی، از شاعران پیشین متأثر شده است. در این میان، حافظ نقشی برجسته در ذهن و زبان شفیعی کدکنی دارد. شفیعی، شیفته حافظ است و این علاقه سبب شده تا حافظ در شعر او تأثیر بسزایی داشته باشد. این تأثیر، گاه در قالب تضمین ابیات، مصراع ها و نیم مصراع ها، وگاه در قالب تکرار واژگان شعری دیده می شود. در کنار این، تفکّر غالب شعر حافظ که ریاستیزی و انتقاد از شخصیّت های دینی و حکومتی ریاکار است، در شعر او دیده می شود و شفیعی برخی از واژگان مرتبط با این تفکّر از جمله: رند، محتسب، شحنه، عسس و... را از حافظ گرفته و با انطباق آن با تفکّر سیاسی اجتماعی خود و چون حافظ در قالب شخصیّت هایی مثبت و منفی، بکار می گیرد. برخی از ابیات و مصراع های حافظ نیز منبعِ الهامی برای سرودن شعر و پرداخت مضمونی در شعر شفیعی می شود. علاوه بر این در بُعد تصویرسازی نیز نشان تأثیرپذیری از حافظ، دیده می شود. مطالعه و تطبیق زبان شعری، موضوعات و تصاویر شعری دو شاعر، این تأثیرپذیری را آشکار می سازد و مقاله حاضر با ذکر نمونه ها و به شیوه تحلیلی توصیفی، این تأثیر را مورد بررسی قرار داده است.  بررسی شعر شفیعی کدکنی از این لحاظ، ما را به این نتیجه می رساند که حافظ یکی از شاعران بسیار اثرگذار سنّتی بر ذهن و زبان شفیعی کدکنی است.
۷۴۹۶.

کارکرد مشترک اسطوره و عرفان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه عرفان و تصوف در ادبیات
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای اسطوره شناسی
تعداد بازدید : ۱۹۶۱ تعداد دانلود : ۱۱۳۴
در نگاه نخست، به نظر می رسد اسطوره و عرفان دو مقوله متفاوت در حیطه علوم انسانی هستند؛ در حالی که با بررسی آن دو از منظری که در این مقاله فرا روی خواننده باز می شود، این دو نه تنها جدا از هم نیستند بلکه می توان گفت عرفان دنباله و تکمله اساطیر خدایان است. اساسی ترین کارکرد مشترک اسطوره و عرفان، انگیزه نیرومند تقرب انسان به خدا یا خدایان است، انگیزه ای که اساطیر با پایین آوردن خدایان به سطح زندگی زمینی انسان و عرفان با بالا بردن انسان به سوی ملکوت خداوندی بدان دست یافته است. از این رو کارکرد اساطیر در برداشتن فاصله انسان و خدایانش کارکرد تنزلی است؛ اما کارکرد عرفان برای حصول به این مقصود کارکرد صعودی است. آیینها و ادیان اساطیری، مبلغان نزول خدایان به سوی انسان و پدید آمدن گروهی «خدایان انسان وار» است؛ در حالی که ادیان و آیینهای عرفانی تبیین کننده چگونگی صعود و معراج انسانهای کامل به ملکوت خداوندی و در فرجام پیدایش گروهی« انسانهای خداگونه» هستند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان