این مقاله که به بهانه سالگشت درگذشت ادیب بزرگ دو زبانه (مسلط به زبان فارسی و عربی) جهان معاصر و شاعر پارسی و عربی، دکتر سید امیرمحمود انوار نگارش یافته است؛ به بررسی مقام ممتاز استاد در عصر حاضر می پردازد. ایشان در دانشگاه های جهان معاصر، به دلیل مقام شعر و شاعری در دو زبان پارسی و عربی، بی بدیل بوده است.
در برخی از متون تاریخی، مخاطب گاه با داستان هایی برخورد می کند که لبریز از وقایع شگفت انگیز است. در این داستان های واقعی، زبان به عنوان یک مؤلّفه مهم در روایت خرق عادت های تاریخی وارد عمل می شود و با تکنیک های رواییِ پیچیده و هنری به باورپذیری آنها کمک می کند. داستان مولود محمد مصطفی(ص) در کتاب تاریخ سیستان یکی از این آثار است که با شگردهای زبان روایی، تولّد پیامبر اسلام(ص) را به یکی از ماندگارترین اثر روایی متون کهن تبدیل کرده است؛ به گونه ای که خواننده را همزمان به اقناع عقلی و التذاذ روحی نایل می کند. نویسنده گمنام این اثر فاخر، چگونه توانسته تاریخ را به داستانی جذاب بدل کند، به گونه ای که نقش ابلاغی و بلاغیِ زبان همزمان محقق شده است؟ این مقاله برای یافتن پاسخی مناسب، به روش توصیفی- تحلیلی و با تأکید بر نظریه های روایت شناسی و زبان شناسی، آن را بررسی نموده؛ نتایج نشان می دهد، بخش عمده ای از کارکرد بلاغی- ابلاغیِ این اثر به شگردهای پیچیده روایتگری و قدرت زبانی مربوط است. نویسنده با تنوّع بخشیدن به زبان روایی، درآمیختن طرح و روایت، بهره مندی از روایت نقلی و نمایشی، تغییر مدام کانون روایت، استفاده از شخصیّت های موثّق تاریخی و مذهبی، بهره مندی از زبان رواییِ شخصیّت های اصلی با دیدگاه اوّل شخص، استفاده از دیدگاه رواییِ ضد قهرمان، صداهای قدسی، تنوّع در وجه روایی برای ایجاد زبان عاطفی، گفت و گو و...توانسته به شکل معناداری داستان مولود مصطفی(ص) را زیبا، هنری و باورپذیر نماید.
قربانی کردن از کهن ترین آیین های دینی است که مورد توجه انسان ها بوده و حیات آن را می توان به درازای زندگی بشر گره زد. هزارویک شب از آن جهت اهمیت و ضرورت دارد که شناخت عمیق تری از باورها و اعتقادات انسان ها در قرون گذشته را نشان می دهد. در خصوص قربانی و انواع آن در متون فارسی پژوهش های مختلفی صورت گرفته است. این مقاله با هدف بررسی اقسام قربانی (به ویژه قربانی انسان)، اهداف و چگونگی آن در داستان های هزارویک شب با روش توصیفی – تحلیلی پرداخته است. نتایج نشان می دهد که انواع قربانی (انسانی و حیوانی) در بین تمام ادیان رواج داشته است و هدف آن دفع بلا، ترس از خشم خدایان، روا شدن حاجت، یک عمل دینی در اعیاد مذاهب مختلف، عقیقه کردن و نظایر آن بوده است. این عمل آیینی پس از ظهور ادیان الهی و رشد فکری بشر دچار تغییر و دگرگونی گشت و حیوان جایگزین انسان شد. اکنون نیز کماکان در بین جوامع مختلف به ویژه مسلمان رواج دارد و در حال تبدیل به غیر خونی است.
یکی از مهمترین موضوعاتی که فلاسفه و عارفان شرقی بدان پرداخته اند مسئله انسان شناسی است و از مولفه های مهم مربوط به آن شناخت مرگ، عشق و علم انسان است که علم به این موضوعات در سرنوشت آدمی تأثیر به سزایی دارد، انسان معاصر با توجه به مکاتب و نظریه های مختلف در این مورد دچار سردرگمی شده است مطالعه در باب این موضوعات باعث برطرف شدن برخی ابهامات ذهنی و انتخاب مسیر درست زندگی خواهد شد. پژوهش حاضر با هدف بررسی انسان از دیدگاه مولانا و اقبال لاهوری با رویکرد به علم، مرگ و عشق به روش کتابخانه ای به انجام رسیده است. یافته های پژوهش: از تشابهات اندیشه دو شاعر: یکی از عوامل مهم و تاثیرگذار در ارتقای مقام انسان را کسب علم می دانند، مولانا سه علم، علم تجربی، علم شغل و علم صوفیانه را باور دارد،عنایت او به علم صوفیانه است. اما اقبال به علم حصولی و حضوری معتقد است. در مورد مرگ هر دو شاعر مرگ و جاودانگی را برای تمامی انسان ها محتوم می دانند. مولانا نوع زندگی و مرگ شخص را بازت اب ض میر و دل آدم ی می داند اما اقبال می گوید: جاودانگی حقیقی زمانی مطلوب است آدمی گوهر وجودی مفهومِ خودی را بشناسد. عشق از نظر هر دو از سوی خدا آمده است مولانا غایت و نهایت عشق را وصول به حضرت حق می داند . اما از نظر اقبال عشق به خدا در نهاد آدمی موجود است و اگر لحظه ای عشق به خدا از آنها گرفته شود نابود می شوند.
سبک هندی (اصفهانی) از سبک های معروف شعر فارسی است که هر چند در ابتدا مورد بی مهری بسیاری قرار گرفت امّا به مرور زمان توانست حقانیت خود را ثابت کند. صائب بزرگ ترین شاعر ایرانی این سبک است که از تمام امکانات فرهنگی، طبیعی و زبانی اطراف خود برای ساختن، ترکیبات و مضمون های شعری بهره گرفته و آن ها را با خیال های رنگارنگی ترکیب کرده تا در مخاطب تأثیر فراوانی به جا بگذارد. این شاعر که بیشتر مضمون های به کار رفته اش انسانی و جهانی است همواره مخاطبان خود را به شیوه های گوناگون و با استفاده از امکاناتی که از اطراف خود به وام گرفته است تعلیم می دهد. یکی از این امکانات فرهنگ عامه به ویژه مثل ها هستند که با وجود کوتاهی شان پیام های اخلاقی فراوانی در آن ها وجود دارد. مقاله مذکور درصدد است پیام اخلاقی و تعلیمی این مثل ها را در دیوان صائب بررسی نماید.
اسطوره از بدو پدید آمدنش، همواره تغییر کرده است. این تغییر، در میان اقوام و ملت های گوناگون به ویژه ایران و هند، همواره تکرار می شود. این پژوهش به روش مقایسه ای - توصیفی مبتنی بر تحلیل ساخت گرایانه نشان می دهد؛ در عین مشابهت های اساطیر ایران و هند، وجوه تمایز گوناگونی نیز وجود دارد که می توان به شکستن به آب، آتش، نابودگر و قهرمان اشاره کرد. برخی اسطوره ها مقام الوهیت دارند و در عین حال می شکنند؛ این امر، در اسطوره هایی که اسطوره - خدا نیستند؛ نیز دیده می شود. شکستگی در اسطوره های ایرانی در حقیقت، تکرار شکستگی اساطیر هند است اما در عین حال موجب دوری اسطوره های هندی و ایرانی از یکدیگر می شود. هنگامی که اسطوره ای هندی تغییرمی یابد؛ نمی ایستد. این عدم ایستایی در شکستگی اسطوره های ایرانی نیز دیده می شود. این نوع تغییر در اساطیر هند موجب شده است که برخی از اسطوره های مذکور، ایفاکننده نقش متضاد باشند و این امر در اسطوره های ایرانی شکسته شده دیده نمی شود.
تغییرات در محیط تولید ناشی از رقابت جهانی، محیط پیشرفته ساخت، مشتری مداری، مدیریت کیفیت جامع، زمان به عنوان یک عامل رقابتی و کارآیی اثر عمده ای بر محیط حسابداری مدیریت دارند. بعضی از روش های سنتی حسابداری مدیریت به علّت انقلاب صورت گرفته در بعضی از شرکت های تولیدی تغییر می کنند. حسابداری مدیریت به مدیران در تلاش برای بهبود عملکرد اقتصادی شرکت کمک می کند. مدیران از اطلاعات حسابداری برای شناسایی و حل مشکلات و ارزیابی عملکرد استفاده می کنند. سیستم مدیریت هزینه جزئی از سیستم اطلاعاتی حسابداری است و باید برای انجام هزینه یابی، برنامه ریزی، کنترل و تصمیم گیری طراحی شود. یکی از مهمترین اهداف سیستم مدیریت هزینه تخصیص دقیق هزینه ها به موضوع هزینه است. فرآیند تخصیص طی سه مرحله حاصل می شود: رهگیری مستقیم، رهگیری محرک و تسهیم، رهگیری یعنی اینکه هزینه ها را بتوان با استفاده از یک رابطه علّی (علّت و معلولی) به طور دقیق تخصیص داد. تسهیم، کمترین دقت را دارد و اطلاعات هزینه را تحریف می کند لذا حتی الامکان باید از استفاده آن اجتناب نمود. دو سیستم مدیریت هزینه وجود دارد. یکی سیستم مدیریت هزینه بر مبنای وظیفه که فقط از محرک های فعالیت بر مبنای واحد استفاده می کند و تسهیم گرا است. دیگری سیستم مدیریت هزینه بر مبنای فعالیت است که بر رهگیری تأکید می کند. این سیستم هم از محرک های فعالیت بر مبنای واحد و هم بر مبنای غیرواحد استفاده می کند. بنابراین، مدیریت هزینه بر مبنای فعالیت، دقت تخصیص های هزینه، کیفیت کلی و مربوط بودن اطلاعات هزینه را افزایش می دهد.
بی بی منجّمه سمنانی، بانوی نامدار و ستاره شناس ایرانی در قرن ششم از اهالی نیشابور، دختر کمال الدّین سمنانی رئیس فرقه شافعیّه نیشابور و منجّم باشی سلطان محمّد خوارزمشاه بود. او به دلیل مهارت در علم نجوم، در دربار سلطان جلال الدّین خوارزمشاه و علاءالدّین کیقباد از جایگاه ویژه ای برخوردار شد. بیجه منجّمه، از زنان شاعر، منجّم و ادیب اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم هجرى است. وی به ماه کرمان شهرت داشت. معاصر با مولانا عبد الرّحمن جامی، امیر علیشیر نوایی و سلطان حسین بایقرا(875 -912 ق) بود. بیجه با مولانا جامی مطایبات و مهاجات داشت. بعضی از مورّخان بی بی منجّمه سمنانی را بی بی منجّمه نیشابوری ثبت کرده اند، در حالی که نام وی در میان مشاهیر سمنان به چشم می خورد. بعضی از تذکره ها نیز به لحاظ شباهت اسمی بیجه منجّمه را همان بی بی منجّمه خوانده اند؛ به این دلیل که بیجه را مخفّف و تصغیر شده بی بی می دانند؛ نیز بیجه منجّمه را نهانی هروی از زنان شاعر قرن یازدهم هجری به شمار آورده، تخلّص بیجه(ماه) را به نهانی داده اند. در این مقاله تلاش برآن است تا پس از معرفی بیجه، پرده از ابهامات گوناگون در باره این شخصیّت تاریخی- ادبی برداشته شود
تقابل های دوگانه از ساختار ذهن و زبان انسان سرچشمه می گیرد و سپس در نظام های نشانه ای دیگر به کار می رود؛ ازین رو در متون ادبی، تقابل ها یکی از اساسی ترین نشانه ها و الگوهای تحلیل هستند که بستر درک مفاهیم ذهنی را فراهم می کنند. در این نوشتار تقابل های خُرد مثنوی و غزلیات شمس، با انتخاب نمونه «تقابل سازی با کلان نماد باز» استخراج، تحلیل و مقایسه شده است. تقابل هایی که با کلان نماد «باز» در مثنوی ساخته شده اند، اغلب در یک رابطه طبیعی و منطقی با مضامین تقریباً مشترک قرار دارند؛ و باز در بیشتر موارد نماد روح الهی و اولیاء است و در این معانی مولانا عالم روحانی را مقابل عالم جسمانی قرار می دهد. اما در غزلیات، حیواناتِ مقابلِ باز متفاوت هستند. نیز، هنجارشکنی و رابطه غیرطبیعی در روابط تقابلی، هم از لحاظ بسامد، هم از حیث تنوع، شاخص تر است و به تبع آن، تصویرهای تقابلی طبیعی و غیرطبیعی بیشتر و متنوع تر است. هنجارگریزی ها بیشتر به رفعِ تقابل و وحدت قطب های مقابل یا جابه جایی قطب های مثبت و منفی با روش های مختلف اشاره دارد. نمونه هایی از تقابل و هنجارشکنی آن در هر دومتن با لفظ و مضمون مشابه و مشترک وجود دارد و در برخی موارد هم تقابل ها فقط در یکی از دو متن مورد مطالعه پردازش شده اند.
افزایش روزافزون روابط بین جوامع در سراسر جهان موجب گسترش تعاملات تجاری شده است که کشورما نیز از این روابط مستثنی نیست. باتوجه به جایگاه مهم ایران در جهان امروز و روابط تجاری با سایر کشورها، نیاز به تدوین مجموعه ای به منظور آموزش زبان فارسی تجاری به غیر فارسی زبانان قابل طرح است. از سویی دیگر از بین چهار مهارت اصلی زبانی (شنیدن، صحبت کردن، خواندن و نوشتن)، خواندن، یکی از مهم ترین مهارت های زبانی است که موجب افزایش توانش ارتباطی فراگیران می شود. از این جهت، ما در پژوهش حاضر به دنبال تدوین محتوای خواندن متون بازرگانی برای فارسی آموزان سطح متوسط در چارچوب اندرسون (1994) هستیم. از این روی ابتدا با بررسی مجموعه های موفق آموزشی در زبان های مختلف و مشاوره با افراد متخصص حوزه بازرگانی یکی از رایج ترین موضوعات مطرح در بافت بازرگانی را برگزیدیم. سپس مجموعه ای از متون مرتبط با این موضوع را جمع آوری کردیم، با استفاده از چارچوب مرجع آموزش زبان فارسی دو مورد از آن متون را ساده سازی و با استفاده از فرمول خوانایی گانیگ (1951) و نظرخواهی از تعدادی از مدرسان زبان فارسی از تناسب آن متون با سطح متوسط اطمینان حاصل کردیم. سپس با بهره مندی از اصول شش گانه اندرسون (1994) که به اختصار ACTIVE نامیده می شود، فعالیت هایی در قالب پیش از خواندن، خواندن و پس از خواندن تدوین کردیم. در این مسیر از مجموعه کتاب های ACTIVE (2014) که اندرسون براساس الگوی خواندن خود (1994) تدوین کرده نیز جهت طراحی فعالیت ها بهره بردیم و در قالب یک درس ارائه نموده ایم.
بیان مسئله: رابطه زبان با ذهن و اینکه زبان انعکاس دهنده ذهن است، از موضوعات مهم مطالعات زبان شناسی شناختی است؛ «استعاره مفهومی» که خود از نتایج دانش زبان شناسی شناختی است، به این موضوع می پردازد. این نوع استعاره در زندگی روزمره مردم، جاری است و به کمک آن، مفاهیم انتزاعی، عینی و ملموس می شود. در استعاره مفهومی، حوزه مفهومی مقصد که انتزاعی و مجرّد است با کمک تجربیات روزمره و به تأثیر از فرهنگ در حوزه مبدأ به صورت عینی تبیبن می شود. «استعاره جهتی» که یکی از گونه های استعاره مفهومی است، با استفاده از جهت های مکانی (بالا، پایین، درون، برون، پیش، پس، سطح، عمق و...) بعضی از مفاهیم انتزاعی را مکانمند و فهم پذیرتر می کند. تجربیات عرفانی، اغلب مسائل انتزاعی است و عارف با کمک زبان، آن را برای مخاطبان خود درک پذیرتر می کند.
روش: در این پژوهش، استعاره های مفهومیِ مثنوی معنوی با تکیه بر استعاره های جهتی، با تمرکز بر دفتر اول مثنوی معنوی بررسی و تحلیل می شود.
یافته ها و نتایج: مولانا در دفتر اول مثنوی با کمک گرفتن از جهت های مکانی، برخی از مفاهیم انتزاعی را به صورت عینی مفهوم سازی کرده است؛ ازجمله اینکه مقام معنوی در جایگاه بالا قرار دارد و اینکه تأثیر موسیقی، سخنان اولیا و تأثیرپذیری از این سخنان باعث رشد و حرکت رو به سمت بالا (تعالی) می شود و نیز شادی و آزادی، حرکتی به سمت بالا دارد؛ بنابراین مسائل مثبت و ایدئال، جهتی رو به بالا دارند. غرور و سرمستی از مسائل منفی است که آنها نیز به بالا گرایش دارند. درمقابل، ناشکری، خواری و حقارت که مسائل منفی است، به جهت پایین گرایش دارند. تواضع و فروتنی که از ویژگی های مثبت اخلاقی است، برخلاف ویژگی های استعاره مفهومی، به سمت پایین می روند. درون، بیرون، پس، پیش، عمق و سطح نیز از جهت های مکانی است که دردفتر اولِ مثنوی به صورت استعاره مفهومی به کار رفته است و در این مقاله بررسی، دسته بندی و تحلیل می شود.
با توجه به تعدد گروه های عربی در دانشگاه های ایران، معدود بودن کتب بلاغی رایج در حوزه و دانشگاه و گستردگی تدریس برخی از این کتاب ها علی رغم کاستی هایشان، ، یافتن منابع معتبر جدید و حتی الامکان شیعی، ضروری به نظر می رسد. در این راستا پژوهش حاضر به معرفی و بررسی کتاب بلاغی «البرهان فی وجوه البیان» اثر اسحاق بن وهب کاتب پرداخته و تا حدودی آن را با کتب بلاغی معاصر خودش و کتب رایج کنونی، بویژه کتاب "جواهر البلاغه" سید احمد هاشمی مقایسه می کند و ارزش این کتاب شیعی مهجور را یادآوری می نماید. در مورد اثر مذکور پژوهش چندانی انجام نشده است. این تحقیق با استفاده از منابع کتابخانه ای، به روش تطبیقی انجام گرفته است و به ذکر مزایای این کتاب، روش منحصر به فرد مولف و برخی کاستی های آن پرداخته است. کلید واژهها: علوم بلاغی، اسحاق بن وهب کاتب، البرهان فی وجوه البیان، سید احمد هاشمی، جواهر البلاغه فی المعانی و البیان و البدیع
ولد فى القاهره سنه 1911 م.، و تلقى دراسته الابتدائیه فیها _وکان محباً للقراءه منذ ذلک الزمن .دخل المرحله الثانویه وکان فى الثامنه عمئمره من عمره. إلتعق بجامعه القاهره فى ه 1390 م. و تخرج فى سنه 1934 م بعد حصوله، على شهاده اللیسانس فى الفلسفه. ثم سجل اسمه للحصول على درجه الماجستیر و لم یتمکن من اتمامها، و قد أحسّ فى هذه الآثناء بصراع حاد بین الفلسفه و الادب فى نفسه حتى اتجه نهائیاً نحو الأدب. ثم انضم الى السلک الوظیفى سنه 1936 م. قضى فى الوظیفه مده 37 عاماً الى أن أحیل على المعاش عام 1971 م. تزوج محفوظ سنه 1954 م. و لم ینجب الا بنتین: أم کلثوم و فاطمه. أما حیاته الادبیه فقد بدأها محفوظ فى السن العشرین تقرب سنه 931 1 بکتابه المقالات الاجتماعیه و الفلسفیه، و بدأ ولى محاولاته الأدبیه بکتابه القصه القصیره ثم انصرف بعد ذلک الى کتابه الروایه متأثراً. بالافکار التى وجهه إلیها سلامه موسى.
یکی از موضوع های مهم در حوزه مولوی پژوهی، نقد و تحلیل شروح مثنوی است. شرح جواهرالاسرار خوارزمی بعد از شرح احمد رومی (720) کهن ترین شرح نگاشته شده بر مثنوی به زبان فارسی در ایران است که شارحان بسیاری در دوره های بعد از آن تأثیر پذیرفته اند. هرچند شارح نتوانسته از شروح دیگر استفاده کند و به احتمال زیاد شرح رومی را نیز در دست نداشته است، اما تأثیر اندیشه های عارفان و شاعران بزرگ فارسی و عربی را می توان در آن یافت. از این رو نگارندگان کوشیده اند با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و نیز اسناد کتابخانه ای مشخص کنند که کدام یک از آثار اصیل منثور عرفانی در تکوین ساختار و محتوای شرح جواهر الاسرار تأثیر بیشتری داشته و میزان وامداری این شرح نسبت به آن ها چقدر است. نتایج این پژوهش نه تنها به شارحان و مثنوی پژوهان در درک بهتر معانی و مفاهیم موجود در این شرح کمک می کند، بلکه سبب می شود با بررسی میزان تأثیرپذیری این شرح از دیگر متون عرفانی منثور مانند مرصادالعباد ، تذکره الاولیا ، مشکات الانوار ، فصوص الحکم و... از ابتکارات و تازه گویی ها یا تقلیدهای این شرح نیز بیشتر آگاه شوند. شایان ذکر است با وجود اهمیت فراوان این شرح و ذکر برخی نکته های تازه، نمی توان عنوان تصنیف یا تألیف را برای آن به کار برد؛ زیرا این شرحْ گزارش، تحریر یا گردآوری هنرمندانه از سایر میراث کهن و اصیل منثور عرفانی پیش از خود است که شارح اغلب بدون ذکر سند و گاهی هم با ذکر سند از آنها بهره برده و در تفسیر خود گنجانده است.
یغمای جندقی یکی از معروف ترین و برجسته ترین شاعران عصر قاجار در سرایش غزلیات اخلاقی و عاشقانه است. شاعران از آغاز شعر فارسی تا به امروز همواره به علوم بلاغی توجه داشته اند و یکی از مباحث اساسی بلاغت در زبان، صورخیال شاعرانه است که چهار مبحث تشبیه، استعاره، کنایه و مجاز را در بر می گیرد و کاربرد سنجیده و شایسته آن می تواند به خیال انگیزی و غنای شعر بیفزاید. غزلیات یغمای جندقی ازلحاظ اشتمال بر جلوه های علوم بلاغی به ویژه علم بیان و بهره گیری از تصویرپردازی شاعرانه از اهمیّت بسیاری برخوردار است. غزل های یغما در بر دارنده مضمون های اخلاقی و عاشقانه است که در اوزان گوناگون و بیشتر به شیوه اشعار حافظ سروده شده است. به دلیل کم توجهی به صورخیال در اشعار یغمای جندقی در این پژوهش تلاش شده است صورخیال به کار رفته در غزل های یغمای جندقی با ژرف نگری و با عنایت به ذوق شاعر در بهره گیری از آنها به عنوان یکی از راه های زیباشناختی و شگردهای بیانی و هنری تحلیل و بررسی شوند تا بتوان جلوه ای از محاسن شعری او را به مخاطبان عرضه کرد.
مطالعات تطبیقی ادبیات در مقام یک تخصص روشمند، از سازوکارهای پژوهشی متعددی برای تحلیل متون بهره گرفته است. تعمق در متون ادبی از رهگذر کشف پیوند آنها با هنرها یکی از سازوکارهای تعریف شده در این حوزه شناختی است. پژوهش حاضر با تکیه بر این انگاره کوشیده است داستان کوتاه «مینیاتورها» از مجموعه داستان دیوان سومنات از ابوتراب خسروی را واکاوی و تحلیل نماید. براساس پژوهش حاضر، عنوان پردازی متن ادبی، کاربست اصطلاحات و مفاهیم نگارگری و نقاشی در متن ادبی، توصیف های نگارگرانه و در نتیجه اثرگذاری آنها در روند روایت از مصادیق همکنشی ادبیات و نقاشی در این متن ادبی اند. همچنین درآمیختن پرسوناژ نگارگری با شخصیت روایی و خلق گونه ای جدید از شخصیت که می توان آن را «پیکره-شخصیت» نامید، نمونه دیگری از تعامل ادبیات و نقاشی در این روایت است. کمااینکه سپردن کنش روایتگری به نگارگر و در نتیجه ظهور نگارگر به مثابه راوی علاوه بر آنکه مصداق دیگر تلاقی ادبیات و نقاشی در متن است، باعث شده تا رویدادها از روزنه ای نگارگرانه بر مخاطب عرضه شوند و طبیعتا شخصیت ها و پدیده ها براساس رنگ هایشان توصیف می شوند. مکتب شناسی مینیاتورهای متن و شناخت سبک نگارگری آنها نیز بخش دیگری از پژوهش حاضر را شکل می دهد. پژوهش پیش رو نشان می دهد که کشف کیفیت نقش آفرینی نگارگری در ادبیات می تواند به کشف توانایی ها و ظرفیت های هنری نهفته در متن ادبی نیز منجر شود و از این طریق می توان به شناختی دقیق تر از ادبیات دست یازید و این همان هدفی است که پایه گذاران مکتب ساختارگرای ادبیات تطبیقی در ورای مطالعات خویش آن را دنبال می کردند.
پی یر لوتی، در میان نویسندگان فرانسه از معدود کسانی بود که به خاطر شغل دریانوردی به جای جای جهان سفر کرد و از نزدیک با مردم دیگر کشورها و آداب و رسوم آن ها آشنا شد. او احساسات ظریف و مشاهدات دقیق خود در این سفرها را با تخیلات شاعرانه اش درآمیخت و داستان های منحصربه فردی را نوشت. لوتی در ایران چهره ای نام آشناست، ولی عموماً او را یک خاورشناس می پندارند؛ حال آنکه شناخت او از ایران و برخی از دیگر کشورها محدود به مشاهدات گذرا و سطحی بوده است. درواقع، شهرت جهانی لوتی بیش از هرچیز برای آثار تغزلی، به ویژه توصیف منظره ها و شخصیت های داستانی اوست. نظر به فقر منابع به زبان فارسی- سوای مقدمه محمد مهریار در چاپ دوم کتاب به سوی اصفهان - و نیز بعضی اطلاعات سطحی و گاه ناقص در چند مقاله موجود در چند نشریه و سایت اینترنتی فارسی زبان، در این مقاله شناخت بهتری از این نویسنده و اطلاعات جامع تری از مضامین و منابع الهام شخصیت های داستانی او ارائه می شود.
کهن الگوها وجوه مشترکی از ادراک هستند که در جاهای مختلف به صورت های همسان تجلّی می یابند، یعنی افکار غریزی که به صورت فطری در ذات همه انسان ها وجود دارد. منظومه کوراوغلی، منظومه حماسی- غنایی، داستان «روشن»، مشهور به کوراوغلی، قهرمان دادورز ملل ترک می باشد. این منظومه از نظر کهن الگوهای رایج در بین ملل، بسیار غنی است، مقاله حاضر به روش توصیفی وتحلیلی به بررسی نمادها و نمودهای مختلف آنیما و آنیموس در منظومه کوراوغلی می پردازد. کهن الگوی مهم آنیما به صور مختلف: آنیمای مادر، آنیمای معشوق، و آنیمای راهنما در این منظومه دیده می شود ، نمادهای برجسته آنیمای مادر، در قالب پدیده های طبیعت در سیمای چنلی بل و قوشابولاغ (قوشابولاق)، و و به صورت مادر مثالی درچهره پیرزنان یاریگر دیده می شود.نماد آنیمای معشوق در سیمای مؤمنه که در واقع مواجهه نه چندان موفق قهرمان با آنیمای خود است ؛ و نگار که آنیمای مثبت اوست ظاهر می شود . نماد آنیمای راهنما نیزدر چهره نگار ، بانوی چنلی بل، همسر کوراوغلی نمود می یابد که البتّه به خاطر جایگاه خاص زن در آذربایجان، نقش آنیمای راهنما برجسته تر است چنان که بدون وجود نگار، به فردیّت رسیدن کوراوغلی ممکن نمی باشد.
داستان بیژن و منیژه از معدود داستان های عاشقانه فردوسی در شاهنامه است و در زمره داستان هایی محسوب می شود که فردوسی آن را در ایام جوانی خود سروده است. «مم و زین» نیز یکی از عاشقانه های زبان کُردی است که سالیانی متمادی ورد زبان بیت خوانان بوده است، تا این که احمد خانی شاعر پرآوازه کُرد آن را در قالب مثنوی به نظم کشید. هدف اصلی این مقاله بررسی طرح داستانی «بیژن و منیژه» فردوسی و «مم و زین» احمد خانی است. روش تحقیق به صورت توصیفی – تحلیلی است. در هر دو داستان طرح از جوانب مختلف قابل بررسی است. حوادث هر دو داستان به صورت یکنواخت و زنجیروار بر اساس رابطه علی و معلولی پیش می رود. عناصر سازنده طرح به ترتیب و منظم رعایت شده و حوادث متافیزیکی در داستان که بر صحیح بودن شکل طرح خدشه وارد می کند با منطق حاکم بر قصه های قدیمی قابل توجیه است. طرح در داستان «بیژن و منیژه» و «مم و زین» بسیار شبیه هم بوده و همه عناصر از جمله: گره افکنی، کشمکش، بحران، تعلیق و نقطه اوج، طبق اصول داستان نویسی رعایت شده است.