«حافظ تمام هنرش در اسلوب است و در مرکز اسلوب حافظ، نوعی بیان نقیض ی و پارادوکس ی وج ود دارد. ساختار شعر حافظ در تحلیل نهایی، یک ساختار متضاد و متناقض نما (پارادوکس) است. مفاهیم متضاد در جامه لغات و ترکیبات و عبارات متضاد رخ می نماید. استراتژی او برای بیان این رفتار ذهنی و زبانی، عمدتاً طنز و ایهام است. با بررسی دلایل و عوامل ایجاد پارادوکس می توان به این نتیجه رسید که دلایل ذیل سبب ایجاد پارادوکس در دیوان حافظ است: 1. توصیف انسان در مقام برزخی یا اراده معطوف به آزادی 2. نهادهای اجتماعی، سیاسی و دینی(شامل: سیاسیون، متشرعان، اهل تصوف) 3. بوطیقای بلاغی ویژه حافظ 4. عشق. در پژوهش حاضر بعد از تعریف مختصری از پارادوکس، به دلایل ایجاد پارادوکس و محورهای آن در دیوان حافظ پرداخته و در پایان تعداد 225 مورد از ابیات معرفی یا تشریح شده است. مطالعه حاضر با ذکر نمونه هایی نشان داده است که توجه به پارادوکس می تواند نقش بسیار مهمی در تصحیح دیوان حافظ داشته باشد.»
رفتن در لغت به معنای حرکت کردن از جایی به جایی دیگر است؛ امّا در زبان فارسی با توجّه به بافت جمله، معانی مختلفی می یابد. این پژوهش، معانی متعدّد این فعل را در غزلیات حافظ مورد بررسی قرار می دهد و برای تبیین بهتر از نظریه ی طرح واره های تصویری در حوزه ی معنی شناسی شناختی کمک می گیرد. در غزلیات حافظ به جز چند مورد، فعل رفتن اغلب در معنایی غیر از «حرکت فیزیکی از جایی به جای دیگر» به کار رفته است. مفاهیم انتزاعی بیان شده با فعل رفتن عبارتند از : مردن، گذر زمان، وجود داشتن و متحمّل شدن، عاشق شدن، طلب معشوق، وصال، آغاز و اتمام کار، رد کردن و ثبات. کاربرد فعل رفتن در هریک از موارد مذکور تبیین کننده ی دیدگاه ها و اندیشه-های حافظ است که به مواردی از جمله نگاه مثبت به پدیده ی مرگ، توجه به کیفیت گذر زمان، گذرا بودن سختی ها و ماهیت پویای عشق و برگشت-ناپذیری و جبر موجود در آن می توان اشاره کرد.
هزار و یک شب یکی از متون ادبی چند ملیتی است که عناصر فرهنگ های ملل گوناگون را در خود جای داده است. در این اثر به وضوح، فرهنگ جنسیتی و نظام مردسالار به چشم می خورد، پژوهش حاضر با بررسی حکایت های هزار و یک شب، انگاره ها و اندیشه های جنسیتی فرهنگ گذشته ی شرقی را به نمایش گذاشته؛نقش هر یک از دو جنس (زن و مرد ) را در این فرهنگ تبیین کرده است. این پژوهش ، با هدف بررسی و نمایاندن وضعیت فرهنگی جوامع شرقی در عهد قدیم به ویژه عصر ساسانی، نقش و جایگاه زنان و مردان در تقابل با همدیگر (تقابل های جنسیتی) تدوین شده که در آن شهرزاد به عنوان الگوی تمام عیار جنسیت زن و شهریار نماد جنسیت مرد و نظام مردسالاری معرفی شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد، زن در تمام حکایت های هزار و یک شب دارای نقش های متفاوتی است؛ تمام سعی و تلاش شهرزاد بر این است که نقش های مختلفی به زنان قصه هایش واگذار کند که از یک طرف قابل پذیرش در جامعه ی مرد سالارِ عهد ساسانی باشد و از طرف دیگر برای شهرزاد بسیار مهم است که بتواند ذهن بیمار گونه شهریار را تلطیف کرده و آماده دریافت نقش های مثبت برای زنان باشد.
یکی از انواع ادبی تمثیل است. در تاریخ ادب فارسی بسیاری از شعرا و نویسندگان تمثیل را به عنوان قالبی جهت بیان افکار و عقاید خود برگزیده اند. تمثیل زاییده ی تصویرگرایی و تصویرگرایی زاییده ی تخیل قوی یک شاعر یا نویسنده و حتی یک قوم و ملت است. تمثیل در زبان فارسی از نظر ساختار به دو بخش توصیفی (کوتاه یا فشرده) و روایی (گسترده) تقسیم می شود. تمثیل روایی بیش ترشکل داستانی دارد که شامل حکایات انسانی، حیوانی، فابل و.... است و تمثیل توصیفی در برگیرنده ی یک یا چند جمله است که برخی از آن ها عبارت اند از: تشبیه تمثیلی، اسلوب معادله، کنایه و استعاره ی تمثیلی. در این مقاله ی توصیفی با واکاوی نسخه خطی دیوان اشعارمیرزا احمد متولی باشی از شعرای عصر قاجاری و دوره ی بازگشت ادبی، به جست و جوی انواع تمثیل روایی و توصیفی در اشعار وی پرداخته و چگونگی کاربرد و انواع هریک از تمثیل های به کار رفته در دیوان اشعار وی را بیان می کنیم.
البرغماتیه هی أحدث الاتجاهات الفلسفیه فی العالم. وهی تلقی نظره خاصه على مکوّنات الیوتوبیا البشریه وتقترح مبدأ العمل على أساس الاستنتاجات، وبعباره أخرى، محاوله العمل للوصول إلى منفعه حقیقیه. تنظر هذه الفلسفه إلى قضایا مثل العداله والقانون والأخلاق بنظره مغایره للفلسفه القدیمه. تعدّ رائعه فردوسی "الشاهنامه"، باعتبارها کتاباً ملحمیاً، انعکاساً متعالیاً لثقافه أمه ونموذجاً رائعا لطقوسها، وبالتالی یمکن أن تکون ذا أهمیه کبیره لمنظّری الفلسفه البراغماتیه. وبنظره موازیه على المجتمع الأسطوری للشاهنامه وتحلیل سلوک الشخصیات فیها؛ مثل رستم وأبطال الشاهنامه الآخرین على أساس هذه المؤشرات، تظهر العلاقه بین یوتوبیا فردوسی والفلسفه البراغماتیه. قامت الباحثتان بعد تقدیم الفلسفه البراغماتیه والنظریات المختلفه حولها، بالمقارنه بین المجتمع المثالی للشاهنامه والیوتوبیا البراغماتیه، وقد اعتمد البحث المنهج الوصفی التحلیلی، مستنداً إلى أبحاث المکتبات وتجمیع المصادر المترجمه المکتوبه المتعلقه بالفلسفه البراغماتیه. وفی هذا المقطع، مع إلقاء نظره خاصه على شخصیه رستم کرمز أسطوری وممثل إیرانی فی الشاهنامه، نجد أن أفعال رستم وأبطال الشاهامنه الآخرین أخذ الجانب العملی البرغماتی، وقد أثرت هذه الأفعال فی ترسیخ أهدافهم وتنمیه مجتمعهم.
نوشتن شرح بر دیوان های شعری کار دشواری است و نیاز به صرف وقت و دقّت بسیار دارد. شارح باید با دنیای فکری و ذهنی شاعر آشنایی کامل داشته باشد تا بتواند شرحی دقیق و مستوفی بنویسد؛ به عبارت دیگر، شارح باید ارتباط بین محتوای کلام شاعر و بُعد فنی و شیوه بیان او را بداند تا شرحی منقح به دست دهد. خاقانی از همان دست شاعرانی است که علاوه بر اندیشیدن به محتوای کلام به جنبه فنی و شیوه گفتن خود تأکید می ورزد. لذا، برای درک شعر او باید به تکنیک-ها و ظرایف سخن وی توجّه کرد؛ در همین راستا بخش عمده ای از تحقیقات در مورد دیوان خاقانی از همان نخستین تحقیقات، به شرح ابیات و معنی لغات اختصاص دارد. یکی از کتاب هایی که در سال های اخیر در عرصه خاقانی پژوهی منتشر شده؛ کتاب خاقانی شروانی نکته ها از گفته ها نوشته استاد محترم دکتر برات زنجانی است. در جستار حاضر، برآنیم تا با وجود مزایای کتاب، اشکالاتی را که در شرح پاره ای از ابیات کتاب رخ داده است بیان کنیم. در بخش ابتدایی نقد کتاب حاضر به نقد و بررسی شکل ظاهری کتاب پرداخته ایم و در بخش دوم مقاله، که بخش مهم جستار را دربر می گیرد، بر اشکالات محتوایی کتاب متمرکز شده ایم و لغزش هایی که در شرح ابیات رخ داده است را واکاوی کرده ایم و در نهایت به برخی ابیات که نیازمند تتمیم و تکمیل بود در حدّ ضرورت اشاره کرده ایم.
سعدی گاه با ذکر حکایات و تأویل آنها خود به سطح دیگری از معنا تصریح کرده است. حکایاتی نیز هست که می توان آنها را حاوی سطح دیگری دانست و با تأویل به معنای احتمالی آن دست یافت. حکایت عابد و پادشاه با نظر به گفتار، کنش ها و حوادث، یکی از این حکایت هاست. در این مقاله در تبیین مدعای مفروض به روش توصیفی-تحلیلی از شیوه هرمنوتیک و مشخصاً «دور هرمنوتیکی» و بینامتنیت استفاده شده است؛ یعنی با استفاده از شبکه ای از نشانه های قرآنی و متن هایی که با «افق ذهنی» سعدی اشتراک دارند و بر مفاهیم مشترک از طریق تشبیه یا توصیف تصریح کرده اند و همچنین از طریق تأویل های خود سعدی در دیگر مواضع، سطح دیگر معنای متن مشخص شده است. سوالات اصلی این است که کنش های نامعمول شخصیت ها در این حکایت دال بر چه معنایی است؟ «فهم» معنای پنهان اثر چگونه از طریق آثار «هم افق» با این حکایت میسر می شود؟ هدف نشان دادن معنای دیگر از راه تأویل است. نتایج نشان می دهد که این حکایت در بطن خود حاکی از رابطه انسان و شیطان است که به ترفندهای مختلف در پی به بی راه کشاندن آدمیان است. حکایت مذکور گویی بسط داستانی آیه 64 سوره اسراء است؛ مشابه ترتیبی که در آیه آمده است.
عشق در خلق شاهکارهای ادبی نقش بسزایی داشته و خود نیز در این آثار جلوه های گوناگونی یافته است. مقاله حاضر به بررسی نظریه مولوی و حافظ درباره عقل و عشق است. طنازی شنیدنی و خاطر نوازی مکرر که ذائقه فرد را شیرین می کند. در این مقاله به شیوه تطبیقی، عشق در غزلیات دو شاعر بررسی و بر مبنای گزینش برخی غزلیات آنان، ابیات حاوی نظرات مشترک و متفاوت بیان شده است. اگرچه می توان گفت عشق زمینی و آسمانی دو رنگ اصلی عشق هستند و عشق به قدمت عمر و گستردگی اش، وسیع و مبهم است اما تطبیق عقاید بزرگان ادبیات همچون مولانا و حافظ درباره عشق می تواند در روشنگری پیچیدگی های این موضوع جهانشمول مؤثر باشد. همچنین با بررسی دیدگاه آنان علت شهرت هر یک در گونه ای از غزل عاشقانه مشخص خواهد شد. بحث عقل و عشق از مباحث بسیار مهم و کلیدی شعر مولانا و حافظ است. لذا در این نوشتار به بحث و تفحص در خصوص عقل و عشق در این دو اثر پرداخته شده است.
دیوان خاقانی مشحون از تصاویر، تعابیر و مفردات غریبی است که باعث دیریابی اشعار وی شده است. یکی از بسترهایی که خاقانی در آن مفردات دیریاب استعمال نموده ، فرهنگ عامه ی جغرافیا و اقلیم زیستی خود بوده است. «شیشه ی بازیچ» از نمونه واژه هایی است که مربوط به منطقه ی اران و جغرافیای زیستی خاقانی بوده که در برخی نسخ کاتبان و به تبع آن مصححان برای مأنوس سازی، این وجه غریب را به «شیشه ی نارنج» و «شیشه ی بازیچه» تحریف کرده اند؛ یعنی ازیک طرف به خاطر تسامح در نقطه گذاری، آن را به «شیشه ی نارنج» و ازطرف دیگر با افزودن هاء غیرملفوظ، به «شیشه ی بازیچه» بدل کرده اند که البته گویا مورد دوم شکل دیگری از تلفظ همان بازیچ است. وجه غریب «شیشه ی بازیچ» یا «بازیچ» در برخی نسخ محفوظ مانده است. با دقت در موارد استعمال، نشانه هایی ایضاحی از این پدیده نمایان گر می شود. این پدیده که به خاطر غرابت استعمال از فرهنگ ها نیز فوت گردیده ، آن گونه که از ابیات مستعمل در آن برمی آید، حقه ای شیشه ای مربوط به مشعبدان و معرکه گیران است که گاه آن را از گلاب و آب پر می کرده و بر سر می گذاشته و با آن حرکات نمایشی و محیرالعقول انجام می داده و گاه نیز با شعبده از آن اشکالی و اشیای را بیرون می آورده اند. به خاطر جنس شیشه ای این پدیده، گاه به آسمان تشبیه شده که شیشه سان بودن آن در اساطیر هم مذکور است و گاه دل و گاه شیشه ی کافور به آن مانند شده است.
برزونامه اثری حماسی است که شمس الدین محمد کوسج در قرن هشتم هجری، آن را به تقلید از شاهنامه فردوسی و در ادامه آن سرود. این منظومه به سرگذشت برزو، پسر سهراب و شرح دلاوری ها و پهلوانی های وی می پردازد. در این پژوهش که به برزونامه اختصاص دارد کوشیده شده است تا با روش توصیفی تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای نشان داده شود که سراینده برزونامه، علاوه بر تقلید شیوه و سبک فردوسی در حماسه سرایی، از برخی ریزه کاری های او تقلید کرده است؛ از آن جمله آوردن و نقل اندرز و پند در لابه لای مطالب مختلف است. از مهم ترین یافته های این پژوهش نیز می توان به تأثیرپذیری فراوان و توجه برانگیز برزونامه از اندرزها و پندهای شاهنامه، به ویژه بسامد بالای مضامینی مانند چگونگی رسم و آیین چرخ و اندرزهای مرتبط با آن اشاره کرد؛ اندرزهایی که خود تاحدّ بسیاری تحت تأثیر اندیشه های کهن و اندرزهای متون پهلوی قرار دارد؛ البته گاهی تأثیر اندرزهای شاعران و نویسندگانی مانند نظامی و عنصرالمعالی کیکاوس نیز دیده می شود.
فرهنگ عامه با عناصر متعدّد خود، با زندگی و فرهنگ عمومی بشر، امتزاجی ناگسستنی دارد. شاعران و نویسندگان بزرگ به شکل های مختلف، آگاهانه و ناآگاهانه، از عناصر فرهنگ عامه برای تصویرآفرینی و یا انتقال اندیشه ها و اهداف خود به خوانندگان بهره می گیرند. طب القلوب نقشبندی، رساله ای است که محتوای ارزشمند و پرمایه ای را در زمینه پزشکی و طب در خود جای داده است. در این کتاب، اصطلاحات طبی فراوانی آمده است: نام داروها، اشاره های متعدد به اصول طبی قدیم، نام بیماری ها و غیره. نقشبندی این اصطلاحات را در بیشتر موارد به صورت تشبیه به کار برده تا پیام اخلاقی و عرفانی خود را بیان کند، والّا منظورش تعلیم قواعد طبی نبوده است. کاربرد دقیق و بیان این اصطلاحات، نشان می دهد که نویسنده با علم طب، آشنایی داشته است؛ به طوری که اگر کسی با این اصطلاحات آشنایی نداشته باشد، در فهم و بیان بعضی از مطالب، دچار مشکل می گردد. حتی در دوره ما، هنوز برخی از این اعتقادات در حوزه پزشکی وجود دارد. نقشبندی همچنین از باورهای عامیانه ای که در طب و شیوه درمان بیماری ها وجود داشته، استفاده فراوانی کرده است. در این پژوهش با روش تحلیلی – توصیفی و با مراجعه به منابع نظری تحقیق، تلاش شده است تا پاره ای از باورهای عامیانه کتاب طب القلوب را با استناد به امهّات منابع و مراجع طب سنتی، مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.
پیدایش گونه های جدید ادبی از یک سو و نگرش های زبان شناختی به ادبیات از سوی دیگر ضرورت بازنگری در آموزه های بلاغت سنتی را محسوس تر کرد و درنهایت به نقد جدیِ ساختار و محتوای بلاغت قدیم و بازنگاری یا نونگاری آن ها و پدید آمدن بلاغت جدید انجامید. از جمله ده ها اثری که به زبان عربی در این باره نگاشته شده کتاب البلاغه الجدیده (تنظیرٌ لبلاغه البیان و التبیین) تألیف محمد خاقانی است. مقاله پیشِ رو به پیشنهاد گروه زبان و ادبیات عربیِ شورای بررسی متون و کتب علوم انسانی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، با روش سنتیِ نقد کتاب به بررسی شکلی و محتوایی این کتاب پرداخته، و درنهایت در پذیرش ِآن به منزله کتابی درسی تردید جدی وارد کرده است.
عملیات روانی تدبیری است عاری از خشونت که زمینه نفوذ و غلبه بر دشمن را فراهم می سازد. امروزه دانش سیاست و امنیت این تدبیر را در عقلانیت راهبردی حاکمیت ها قرار داده است. در حکومت های کهن نیز این تدبیر به صورت تعلیمی، ورزشی و تفریحی مورد تمرین قرار می گرفت و با بررسی عملکردهای سیاسی و نظامی گذشتگان همواره می توان برای این تدبیر پیچیده و سیاسی بشریت نمونه های فراوانی چه در بخش راهبردی و چه در بخش تاکتیکی ذکر کرد. در این مقاله از باب نمونه بخش تاکتیکی عملیات روانی داستان "رستم و سهراب" مورد بررسی قرار گرفته و پس از ذکر مصداق برای هفتاد و هشت مورد از انواع نوزده گانه عملیات روانی تاکتیکی به این نتیجه می رسد که انگاره سازی و پلیس خوب و بد هر کدام با ضریب 82/12% بالاترین و دسته واگن با ضریب 29/1% در پایین ترین سطح از فروانی نمودار قرار گرفته است. قابل ذکرست که سطوح و انواع عملیات روانی همواره از گفتمان و عقلانیت زمان پیروی کرده است.
یک متن تاریخی؛ میراث ملی. فرهنگی یک جامعه است که در لایه های الفاظ و معانی آن با دست تاریخ رازها و رمزهای گران بهایی نهفته شده است. دانش «نشانه شناسی» و فن «تحلیل محتوا» در انتهای قرن بیستم راهکارهایی را برای درک درست از نهفتگی های معنایی این نوع متن ها فرا راه بشریت قرار داده است. این نوشته با استفاده از دو راهکار «کنش گفتاری» «جان سرل» و نشانه شناسی «ژان مری» متن تاریخی «نظامنامه مدرسه معرفت خامنه» را مورد واکاوی قرار داد. ابتدا از پنج «کنش گفتاری ««جان سرل «تعریف اجمالی ارائه شد. سپس با تعریف «هنجار عینی و ارزشی» به ساختار «مرکزمدار و مرکزگریز» زبان و کاربرد «جغرافیایی، زمانی و اجتماعی» آن اشاره رفت و بعد هر سه عکس العمل؛ «خاموشی، بیش تصحیحی و تلافی» مورد بحث قرار گرفت؛ تا مقدار امنیت در ارتباط هنجار رایج و هنجار موردنظر زبان معلوم گردد. سپس عبارات متن نظامنامه بر اساس هر دو نظریه یادشده مورد بررسی قرار گرفت و در پایان مشخص شد که کنش گفتاری متن به ترتیب؛ اعلامی، تعهدی یا ترغیبی است و بین هنجارهای رایج جامعه و هنجارهای ارزشی مدنظر متن، ناهمخوانی، عدم امنیت و شکاف وجود دارد.
خوانش کتاب ها با دیدگاه انتقادی، یکی از بهترین شیوه های سوق دادن نویسندگان به سمت کاربردی سازی آثار و بهبود سطح علمی و آموزشی تألیفات آن هاست. بررسی و سنجش ساختاری و محتوایی اثر با معیارهای علمی و ارائه راه کارهایی برای رفع نواقص و افزایش اثربخشی مطالب کتاب، به نویسنده در ارائه هر چه بهتر محتوای علمی و آموزشی یاری می رساند. در این میان، نقد کتاب های درسی اهمیت ویژه ای دارد. از جمله این کتاب ها، می توان به آموزش صرف عربی اثر عبدالهادی فقهی زاده اشاره کرد. روش نویسنده در این کتاب روش استنباطی است؛ بدین صورت که ابتدا شاهد مثال ها را ذکر می کند و سپس قواعد را توضیح می دهد. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی نقاط قوت و ضعف این اثر را از دو جنبه شکل و محتوا بررسی کرده و به این نتیجه رسیده است که کتاب در برخی درس ها به آن دسته از قواعدی که ضروری به نظر نمی رسد و گاهی در حاشیه قرار دارند، پرداخته است. همچنین، به مسئله معنا و ظرافت های