جلوه های زنانه یکی از رهیافت های نقد ادبی مربوط به زنان است که به بررسی شخصیت زنان در آثار نویسندگان می پردازد و این موضوع بستر مناسبی است برای رمان «طوبا و معنای شب» که در آن مسائل و دغدغه های زندگی زنان که به نوعی مورد ستم فرهنگ نرینه سالار قرار گرفته اند، بیان شده است. پارسی پور در این رمان با ترسیم دوره گذار از جامعه سنتی دوران قاجار به تجدد دوران پهلوی و درنهایت به دگرگونی دوران انقلاب می رسد و همزمان با تغییرات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه با پرده برداشتن از بخش های جدید هویت زنانه، زوایای پنهان وجود زنان و مبارزه آنها برای کسب هویت از دست رفته شان را به تصویر می کشد و با انتقاد از نظام مردسالار نشان می دهد چطور با تغییر فرهنگی جامعه، نوع نگرش و شیوه زندگی زنان نیز تغییر می یابد و این تحول فرهنگی و اجتماعی به تحول شخصیتی زنان و پوست اندازی و بیرون آمدن آنها از پیله کهنه نظام مردسالار ایران منجر می شود. در این مقاله بر آن شده ایم تا به نقد رمان طوبا و معنای شب از منظر فمنیستی بپردازیم و نگاه زنانه او را در این مجال واکاوی نماییم.
سال های اول دهه چهل هجری شمسی دوره ظهور موج نو در شعر فارسی است. جریانی که مقدمه ظهور شعر حجم در اواخر این دهه است. بیانیه شعر حجم که در زمستان1348 به امضای عده ای از شعرا، نویسندگان و سینماگران ایران رسید چشم اندازی شاعرانه را در برابر مخاطبان شعر فارسی قرار می داد؛ اما مصادیق این بیانیه چندان در شعر شاعران حجم گرا قابل تشخیص نبود. این موضوع که نسبت موارد مطرح شده در بیانیه شعر حجم و شعر یدالله رویایی-که در عمل تنها شاعری بود که به حجم گرایی وفادار ماند- چیست، سوالی ست که تا کنون پاسخ روشنی به آن داده نشده است. این نوشتار سعی دارد به این سوال که نسبت بیانیه شعر حجم و اصول مطرح شده در آن با اشعار رویایی چیست پاسخ نسبتا روشنی بدهد. مقاله پیش رو شامل یک مقدمه و بخش هایی شامل بررسی زمینه های پیدایش شعر حجم، بررسی مولفه های اشعار یدالله رویایی و تحلیل نسبت این اشعار با اصول مطرح شده در بیانیه شعر حجم است. پایان این نوشتار به جمع بندی مطالب و نتیجه گیری اختصاص دارد.
از آن جا که قرار است در این نوشتار کوتاه غزلی از حافظ بررسی شود که از جهت قالب ساقی نامه نیست اما به لحاظ معنی و محتوا می شود آن را ساقی نامه فرض کرد، ابتدا شرحی را که در باره ی ساقی نامه نوشته اند، نقل می کنم. در دایره المعارف (2/1236) ذیل ساقی نامه نوشته اند:
در فرهنگ ایرانی، همواره بر عدل و داد تأکید شده است و این موضوع در ادبیات پیش از اسلام، در قالب اندرزنامه ها نمود یافته است. آداب الملوک هایی همچون سیاست نامه و قابوس نامه و نصیحه الملوک نیز تحت تأثیر آثار و فرهنگ پیش از اسلام نگاشته شده و همان درون مایه ها را در قالب مفاهیم و استعارات بیان کرده اند. پژوهش حاضر به بررسی استعاره های مفهومی «عدالت» و «ظلم» از دیدگاه زبان شناسی شناختی می پردازد. در این پژوهش تلاش شده است در سه آداب الملوک نام برده، استعاره های مفهومی عدالت و ظلم بر مبنای نظریه استعاره مفهومی لیکاف و جانسون استخراج و بر اساس روش فرکلاف، تحلیل شود. یافته های این پژوهش نشان می دهد که بیشترین حوزه های مبدأ مربوط به طبیعت، اخلاق و خرد و دین است که از پس تمامی این استعاره های مفهومی به دو کلید مفهومی «عدالت، خیر» و «ظلم، شر است» می رسیم و در نهایت درمی یابیم که بنیان اندیشگانی چنین استعاره هایی، اندیشه های باستانی ایرانیان است که به دو مبدأ خیر و شر قائل بودند. اهمیت این مطالب در اندیشه دینی ایرانیان باعث راهیابی آن ها به کتاب های دینی و غیر دینی از جمله اندرزنامه ها و در نتیجه راهیابی به قلمرو ادبیات شد و بعدها در ادبیات دوران اسلامی به کتاب های ادبی و اخلاقی همچون سیاست نامه و قابوس نامه و نصیحه الملوک راه یافت. مفهوم عدالت و ظلم، به عنوان یکی از مهم ترین اندیشه های ایران کهن، در قالب استعاره های مفهومی ای که در این پژوهش آورده شد، به حیات خود ادامه داد و درون مایه فرهنگی و دینی ایرانیان باستان، به نسل های بعد منتقل شد.
بررسی آثار اساطیری و حماسی از منظر حکمت عملی، به عنوان روایت کننده ی اندیشه و تفکّر پیشینیان و بیان کننده ی تاریخ و فرهنگ زندگی مردم، سندی محکم در اثبات وجود مبانی و آداب اخلاقی در جامعه ی ایران باستان است که بعد از اسلام ادامه یافته است. در این پژوهش با هدف تحلیل جایگاه زنان در حکمت عملی، منظومه ی «بانوگشسب نامه» مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهد اعمال و رفتار بانوگشسب، مطابق حکمت عملی قابل بررسی است و می توان او را الگوی زن موفق فرهنگ اقوام ایرانی نامید که در قالب پهلوان بانو، فضایل اخلاقی را انتقال داده است. از منظر حکمت عملی در حوزه اخلاق فردی، بانو فرزند خردمند، شجاع، با عفت، معتقد و متعهدِ رستم، نماینده ی پهلوان بانوانی است که با رفتار و کردارش الگوی فضیلت قرار گرفته است. در حوزه تدبیر منزل و سیاست مدن، جایگاه والای بانو در خانواده، نمایانگر ارزشمندی زنان در فرهنگ اصیل ایرانی است، فارغ از نگرش به جامعه مردسالاری، شخصیّتی مستقل و جنگجو دارد که زن بودنش، باعث سستی در انجام امور، نفی در اراده و عدم تساوی با مردان نشده است. در موقعیت خانوادگی فرزند صالح، دلاور و مسئولیت پذیر است که با صلاحدید پدر(مدبر منزل) زندگی می کند.