ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۳٬۴۴۱ تا ۳۳٬۴۶۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۳۳۴۴۱.

تقسیم بندی نوین «کنایه» در محور زبانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳۲ تعداد دانلود : ۶۷۱
به دلیل کاربرد وسیع «کنایه»، از گذشته تا به امروز، تعاریف متعددی از آن ارائه شده است. تعاریف گذشتگان چندان روشن و دقیق نبوده و مرز مشخصی بین تعریف ها و مثال هایشان وجود ندارد. از سوی دیگر، کنایه را تنها در آثار ادبی جستجو و شواهدی هم که به عنوان مثال آورده اند فقط از میان آثار ادبی گزینش شده است. بی توجّهی به خاستگاه اصلی کنایه؛ یعنی زبان عام، در تعریف و دسته بندی آن، سبب خلط انواع کنایه شده است. در این مقاله، ابتدا مبهم و سلیقه ای بودن تعاریف گذشتگان از کنایه بررسی و سپس، لزوم توجه به کنایات موجود در زبان عام و وارد شدن آن ها به زبان ادبی مطرح شده است. در ادامه، با ارائه مثال هایی از زبان عام و ادبی، کنایه در سه نوع «کنایه از موصوف»، «کنایه از صفت» و «کنایه از نسبت» با توجه به دایره کاربردشان در بستر زبان عام و ادبی، در دو نوع محدود و نامحدود، به دوازده قسم کنایه تقسیم شده است. در پایان، «کنایه از نسبت» به دلیل قدرت بالای توصیف، باارزش ترین نوع کنایه تشخیص داده شده است.
۳۳۴۴۲.

La douleur d’être étranger en ce monde: Essence de l’amour dans la mystique persane(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳۰ تعداد دانلود : ۵۷۳
بدون شک واژه غربت واژه ای است جهانی. انسان طبیعتاً با ابن درد غربت زاده می شود زیرا که از بدو خلقت، خود را دورافتاده از اصل خویش می بیند. در پی این جدایی، او در جستجوی چشیدن طعم سعادت، وصل و عشق مطلق خواهد بود (آیا در دوران جنینی نیز طعم وحدت را می چشد؟). تمامی متون کلاسیک ادب پارسی به ویژه ادبیّات عرفانی از این غم دوری از عشق ازلی (موطن اصلی روح)، متأثر شده اند. در جستجوی معشوق و معشوقه بودن در آثار ادبی، نماد این غم جدایی و دوری از یار است و حاکی از یک عشق مطلق پاک. منبع این عشق پاک در شرق و آثاری که به ابعاد الهی وجود می پردازند هویدا است. درد اصلی انسان این است که خود را غریب، در تبعید و تنها حس می کند. با یأس به دنبال معشوق بودن او فقط زمانی مداوا می شود که خود را از قید دستیابی به معشوق برهاند. وصل زمانی محقق می شود که شخص از نیاز به وصل رها شده باشد. البته ابن چشم پوشی، ثمره دوبینی عرفانی نیست، زیرا که منشأ عرفان پارسی دریکی شدن دو واقعیت به ظاهر متضاد است که به نوعی به یکدیگر وابسته اند، زیرا که هر دو واقعیّت از خداوند نشأت می گیرند. موطن اصلی روح، عالم نور و عشقی است که منبع و منشأ وجود کلیّه موجودات است. شرایط انسانی ما ایجاب می کند که با قدرت پالایش روحی که در جدایی وجود دارد، شعله بر خرمن ""خود"" زنیم و این مانع حریص اصلی وبانی و باعث جدایی از مظهر وجود را ریشه کن کنیم. ارزش این جهان درمکان آزمایش بودن آن است. تنها عامل و بزرگترین منبع انرژی که می تواند ما را به بوته این آزمایش هدایت می کند و باعث گذراندن و با موفقیّت سپری کردن آن می شود، عشق است، زیرا که از عشق زاده شده ایم و به عشق نیز باز خواهیم گشت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان