برای ارایه ساخت روایی اسطوره مرگ و رستاخیز، با بهره گیری از دانش ساختار گرایی، داستان های متاثر از این اسطوره را تا حد یک پی رفت تقلیل داده ایم. پی رفت مرگ و رستاخیز، کوچک ترین ساخت روایی است که آن را از داستان های نشات گرفته از اسطوره مرگ و رستاخیز برگرفته ایم. این پی رفت چهار کار کردی شامل دل بستن ایزدبانوی عشق به قهرمان داستان (روساخت خدای باروری) است که چون با بی توجهی قهرمان همراه است، به مرگ تراژیک قهرمان می انجامد. این مرگ که در پایان با آیین رستاخیز قهرمان همراه است، نماد خزان گیاهی و باروری مجدد آن در اساطیر و حماسه های ملی جهان است که از ریشه ای بین النهرینی با قدمتی شش تا هفت هزار ساله بر خوردار است و در اساطیر و داستان های ملل گوناگون تجلی داشته است. کهنگی اسطوره مرگ و رستاخیز در سرزمین های آسیایی غربی از یک سو و گستردگی پهنه داستانی این اسطوره در میان اقوام و ملل شرق و غرب از سوی دیگر، این پی رفت را به شکل کهن الگوی مرگ و رستاخیز جلوه گر ساخته است.
نقد و بررسی کتاب های درسی دانشگاهی نقش بسیار مؤثری در پیشبرد هدف های تعریف شده آموزشی و نیز بازنگری در شیوه های آموزش، با توجه به نیاز مخاطب، دارد و باعث می شود کتاب های آموزشی به هدف های تعریف شده نزدیک تر شود. کتاب های درسی دانشگاهی به دلیل مخاطبان خاص خود اهمیت ویژه ای دارند و نگارش آن ها دقت فراوانی می طلبد. با توجه به نیاز برخی رشته های علوم انسانی به کتاب های صرف و نحو عربی، نقد و تحلیل این کتاب ها گامی مؤثر در بهتر شدن شیوه های آموزش صرف و نحو است.
از این رو کتاب قواعد کاربردی زبان عربی تألیف زهرا ریاحی زمین و سیدفضل الله میرقادری انتخاب شد تا با معرفی این کتاب به علاقه مندان، ویژگی ها و کاستی های نگارشی و نگرشی این اثر بررسی شود. بنابراین، پس از مقدمه ای در مورد کتاب های صرف و نحو عربی، ابتدا کتاب مورد نظر معرفی و سپس به مهم ترین ویژگی ها و کاستی های کتاب اشاره می شود.
موضوع این مقاله ناخشنودی های مهدی اخوان ثالث از اوضاع و احوال خویش و جامعه ای است که در آن زندگی می کند؛ نگارنده با مطالعه و بررسی کلیه منظومه ها و مجموعه های شعر وی و بیان مهمترین دلایل این ناخشنودی ها چنین نتیجه گیری می کند که اولا ناامیدی و یاسی که در برخی از اشعار اخوان دیده می شود در حقیقت، خود عامل دیگری دارد که همانا نارضایتی او از وضع خود و وضعیت مردم وطنش است، ثانیا این ناخشنودی و نارضایتی از وضعیت خویش و جامعه به اشکال مختلفی بروز کرده است که اهم آنها عبارتند از:خشم و خروش، نفرت و نفرین یا طنز و لودگی یا دعوت به تلاش و امیدواری یا مرثیه خوانی و حتی افسردگی ها و ناامیدی ها.
در این مقاله که بخشی از پژوهشی وسیع دربارة میزان کارایی نظریة آمیختگی مفهومی در تبیین مؤلفة شناختی فرآیند ساخت معنا در قصه های عامیانه است، می کوشیم با توجه به مبانی نظریة «آمیختگی مفهومی»، پیوستگی معنایی را که یکی از مهم ترین عوامل ساخت معناست، در قصه ای از قصه های عامیانه ایرانی بررسی کنیم. دو پرسش اصلی این مقاله عبارت اند از این که آیا به استناد مبانی و قواعد نظریه آمیختگی مفهومی می توان پیوستگی معنایی در قصه ها را تحلیل کرد؟ و دیگر این که تا چه اندازه یافته های حاصل از این تحلیل قابل تعمیم هستند؟
فرض ما بر این است که با استفاده از چارچوب نظریة آمیختگی مفهومی- که توسط ژ. فوکونیه و م. ترنر(2002) مطرح شده است- می توان چگونگی ایجاد و حفظ پیوستگی معنایی متن را در قصه های عامیانه تبیین کرد. نتایج این بررسی نشان می دهد که کاربست نظریة آمیختگی مفهومی می تواند در تحلیل پیوستگی معنایی و تفسیر متن از منظر معنا شناسی شناختی راهگشا باشد؛ علاوه برآن که با استفاده از انگارة چهار فضایی مطرح شده در این نظریه می توان چگونگی تصویرسازی در ذهن مخاطب و پیوستگی معنایی این تصاویر را با هم نشان داد.
از ویژگیهای شعری پروین اعتصامی استفاده از فنمناظره بیان اشیاء با یکدیگر است. او با استفاده از تصویرسازیهای ذهنی متعارف و براساس خلق تز و آنتیتز مناظره را گسترش و ادامه میدهد و سرانجام و در پایان بحث نقطهنظر خود را در قالب سنتز ارائه میکند. محورها و موضوعات اصلی شعر پروین جبر یا تقدیر، بیان حال توده مردم در برابر استثمارگرایی طبقات بهتر و وضع نابسامان بیوهها، سالخوردگان و تهیدستان جامعه است. پروین اعتصامی درباره مردان و زنان وابسته به گروه با زمینههای مختلف اجتماعی سخن گفته است و بدینسان آینهای را در برابر مخاطبان خود قرار داده است و کژیها و کاستیهای جامه و قصور آنها درباره تعهدات اخلاقی را به آنان مینمایاند. همچنین در این مناظرهها او با زبان و بیانی فصیح و رسا اندیشههای اساسی خود را درباره زندگی و مرگ عدالت اجتماعی، اخلاقیات، آموزش و اهمیت والای دانایی و موقعیت را ارائه میکند
نظامی گنجوی، مثنویسرای بزرگ قرن ششم هجری قمری و یکی از بنیان گذاران ادبیات داستانی منظوم فارسی است. یکی از جذابیتهای مثنویهای نظامی وجود تحمیدیهها، مناجات و معراجیههایی است که در آغاز هر یک از منظومههایش دیده می شود که به دلیل زیبایی و تخیل زائدالوصف آن ها بسیار مورد توجه پیروان او بوده است. مقالة حاضر در پی بررسی تطبیقی معراجیههای خمسة نظامی و سه معراجنامة عربی پیش از او یعنی المعراج قشیری، معراجالنبی ابنعباس و الإسراء و المعراج ابن حجر عسقلانی و سیوطی است که بر این اساس شباهتها و تفاوتها را در ساختار و محتوای آن ها نشان داده است و بدین نتیجه دست یافته که با وجود وجوه افتراق متعدد، نظامی در سرودن معراجیههای خود تحت تأثیر بسیار معراجنامههای مذکور بوده است. برای رسیدن به این برآیند، ابیات معراجیههای نظامی با شواهدی که از معراجنامههای مذکور به دست آمده، در کنار هم قرار گرفته تا بدین گونه میزان شباهتها آشکارتر شود.
در نقد کهن الگویی تحلیل نمادهای مظهر کهن الگو، محور اصلی مباحث را تشکیل می دهد. پیر فرزانه از برجسته ترین نمونه های کهن الگو است که به گفته یونگ، شخصیت ثانوی همه افراد است و در ادبیات و اساطیر، در قالب شخصیت پیران خردمند روشن ضمیر، تمثل یافتهاست. یونگ در آثار مختلف خود شاخصه های متعددی همچون دانش، تعمق، بینش، خرد، زیرکی، جذبه و نیز ارتباط با ماوراءالطبیعه را برای این کهن الگو برشمرده و مصادیقی چند برای آن در اساطیر جهان مشخص کردهاست. در داستان های شاهنامه فردوسی نیز چهره های زیادی همچون فریدون، جاماسپ و بزرگمهر وجود دارند که شاخصه های کهن الگوی پیر فرزانه بر آنها قابل تطبیق است، اما برجسته ترین مصداق پیرفرزانه در بخش حماسی شاهنامه، زال زر است؛ پیر خردمندی که در مقاطع حساس تاریخ اسطوره ای به یاری ایرانیان می شتابد و با بهره گیری از هوش متعالی و خرد ناب خود، گره گشای معضلات فروبسته است.
ادبیات آینه ی جامعه است. در اجتماع انسانها در بستر مکانها با یکدیگر ملاقات می کنند. مکان ملاقات به عنوان مکانی اجتماعی انسانها را تحت تاثیر قرار داده و اعمال و احساسات آنها را کنترل می کند. این مکان که حضور قابل توجهی در دنیای ادبیات دارد، رفتار خاصی را بر می انگیزد که در همه ی آثار ادبی یکسان است. این ویژگی وجود ساختاری جهانی و اسطوره ای را برای این مکان نشان می دهد. این پژوهش بر آن است تا با بررسی مکان ملاقات در در یاچه ی لامارتین، ساختار اسطوره ای این مکان را ثابت کند. در ابتدا، نظریه ی « مکان اجتماعی » دی مئو و بولئون، امکان بررسی نحوه ی تاثیر گذاری مکان ملاقات را برای ما فراهم می کند. سپس برای اثبات ساختار اسطوره ای مکان ملاقات از نقد اسطوره ای بهره می جوییم.
محمد تقی بهار با انتشار تاریخ تطوّر نثر فارسی (1331) آغازگر سبک شناسی تاریخی در ایران است و شیوة وی تا به امروز ادامه یافته است. برای خروج از وضعیت رکودی که سبک شناسی نثر فارسی بدان دچار است، یکی از راه حل هایی که در این مقاله پیشنهاد می شود، به کارگیری شاخه های جدید سبک شناسی و بازیابی ابزارهایی مناسب برای تجزیه و تحلیل متون فارسی است. به منظور برداشتن گامی در این باره، در مقالة حاضر سبک شناسی انتقادی را به عنوان یکی از شاخه های جدید، مورد توجه قرار می دهیم و به طور خاص به لایه های سبکی قابل بررسی در سبک شناسی انتقادی داستان کوتاه و رمان می پردازیم.
پرسش اساسی ای که پژوهش حاضر به آن می پردازد، این است که در بررسی انتقادی سبک داستان کوتاه و رمان چه متغیّرهای سبکی ای را می توان مطرح کرد که منجر به کشف ایدئولوژی و رابطة قدرت در متن شود؟
برای پاسخ گویی به پرسش ذکر شده، بررسی داستان و رمان را در کلان لایه های روایی و متنی با تجزیه و تحلیل کانون سازی، میزان تداوم کانون سازی (کانونی سازی متغیر و چندگانه) و جنبه های کانون سازی (جنبة ادراکی: زمان؛ ترتیب، دیرش، بسامد و مکان؛ دیدی پرنده وار و کلی یا دیدی جزئی نگرانه و درشت نما، جنبة شناختی و جنبة ایدئولوژیکی) و نیز خردلایه های واژگانی، نحوی، کاربردشناسی و بلاغی را در ارتباط با لایة بیرونی آن (بافت موقعیتی متن) مورد توجه قرار می دهیم. با این هدف که به کارگیری شاخه های جدید سبک شناسی در بررسی متون ادب فارسی مورد توجه قرار گیرد. گفتنی است بسیاری از معیارها و مؤلفه های سبکی مطرح شده در این مقاله را در مطالعة ویژگی های سبکی دیگر شاخه های ادبیات داستانی: اسطوره، قصه، حکایت و رمانس نیز می توان به کار گرفت.
هدف این پژوهش، واکاوی و مقایسه ی رابطه ی متن و تصویر، با توجه به سازه های داستانی، در کتاب های داستانی تصویریِ برگزیده ی ایرانی و خارجی است. پژوهش گران، در بررسی این نمونه ها که هدفمندانه و با نظر صاحب نظران هر گروه، گزینش شده اند، به واژه، جمله، پاراگراف، تک گستره ، دوگستره، متن، تصویر، جلد و کل داستان توجه دارند. پژوهش پیشِ رو، بر پایه ی نظریه ی ماریا نیکولایوا و کارول اسکات بنا شده، اما راه خود را برای گشایش افقی تازه تر، بازگذاشته است؛ از این رو، در کنار رویکرد توصیفی تفسیری، به رویکرد تفسیری تجریدی نیز نزدیک شده و در بررسی آثار، هر دو راه تحلیل محتوای کیفی قیاسی و استقرایی را به روش تعریفی میرینگ (2000)، پیموده است. در پی چنین خوانشی، مبانی نظری مقوله های یادشده را پرداخته تر کرده و در زمینه ی رابطه ی متن و تصویر، به الگویی نو و همه جانبه تر رسیده که برای بیان آن، اصطلاح توصیفیِ «تارنمایِ برهم کنشی» را برگزیده است. یافته یِ جانبی این پژوهش، ارزش همراهی و گفت وگوی نویسنده و تصویرگر را برای خلق آثاری خلاق تر، گوشزد می کند.
این پژوهش نشان داد، داستان های خارجی با ساختاری نو و معنادار و خلق گمانه زنی، سپیدخوانی، رفت و-برگشت های درون متنی و تصویری و... سنجیده و پرورده تر از داستان های ایرانی است و حتی چشم اندازی گسترده و پیچیده تر از راه کارهای نیکولایوا و اسکات، پیشِ روی مخاطب می گذارد.
ژیلبر دیوران، شاگرد گاستون باشلار، برای بنا کردن «نقد اسطوره شناختی»، «نقد تخیل مادی» را که الهام گرفته از باشلار است رها می کند. در واقع، بین افکار گاستون باشلار و ژیلبر دیوران هم تداوم فکری و هم گسستگی فکری وجود دارد. این اختلاف فکری برای بهتر شناختن کار بدیع ژیلبر دیوران دارای اهمیت بسیار است زیرا به لطف تحقیقات و پیشرفت های علمی اواخر قرن گذشته، ژِیلبر دیوران توانست انقلاب و تحول باشلاری در نقد ادبی را به انتهای مسیر برساند. یکی از ویژگی های اصلی تفکر دیوران تداوم همیشگی افکارش می باشد. خواننده آثار ژیلبر دیوران، برخلاف گاستون باشلار، از میان نوشته ها با یک «تغییر» مواجه نمی شود. بلکه، می توانیم در کارهای ژیلبر دیوران یک پیوستگی و تداوم همیشگی را در روش های نقد ادبی مشاهده کنیم؛ برای مثال، اسطوره ویژگی مشترک و همیشگی در مطالعات و بررسی های گوناگون او می باشد؛ در واقع، اسطوره موضوع (تم) اصلی در تحقیقات اوست. با این حال، می توان در عمق این پیوستگی و تداوم همیشگی چندین شاخه روشمند را از دل آن بیرون کشید و آن را شاخه شاخه کرد
مقاله حاضر مشتمل بر سه بخش است:در بخش نخست، تحولات شعر معاصر عربی از عصر نهضت به بعد بررسی و پس از ذکر عوامل تحول ادبی، دگرگونی های پدید آمده در شعر عربی و تاثیرپذیری آن از ادب غربی بیان شده است.بخش دوم مقاله، به بررسی عوامل جامعه شناختی تحول ادبی در کشور ما که به بیداری اجتماعی ـ فکری مردم ایران منجر شد و درنهایت، زمینه ایجاد انقلاب مشروطه را فراهم ساخت، اختصاص دارد. در این مورد، دیدگاه های جامعه شناختی باختین و لوتمان مدنظر قرار گرفته و درپی آن، ویژگی های شعر این دوره بیان شده است.در بخش سوم مقاله، اشتراکات ادبی شعر پارسی پس از عصر مشروطه و شعر عربی پس از عصر نهضت بررسی شده که این اشتراکات، هم در بیان عوامل تحول و هم در تحولات ادبی پدید آمده در شعر هر دو ملت یکسان است.چکیده عربی:ینقسم هذا المقال إلی ثلاثة أقسام: یدرس القسم الأول تطورات الشعر العربی المعاصر منذ عصر النهضة، وبعد الإشارة إلی أسبابها یشیر إلی تلک التطورات ملقیا الضوء علی تأثرها بالأدب الغربی.و یعالج القسم الثانی العوامل الاجتماعیة للتطورات الأدبیة فی بلدنا و التی تمخضت عن صحو الإیرانیین الاجتماعیة و الفکریة ممهدة الظروف للثورة الدستوریة. و فی هذا المجال تم الاعتماد علی آراء باختین ولوتمان الاجتماعیة ثم أشیر إلی میزات الشعر فی تلک الفترة.و أخیرا ألقی القسم الثالث الضوء علی المشترکات الأدبیة بین الشعر الفارسی بعد الثورة الدستوریة و الشعر العربی بعد النهضة، تلک المشترکات التی نجدها واحدة سویة فی شعر الأدبین سواء فی بیان أسباب التطور أو التطورات الأدبیة الموجودة.
" روزگار حکیم عمر خیام با رویدادهای رنگارنگ و پیشامدهای گوناگون روبه رو بوده است و این نوشته بر آن است تا با واکاوی و بازبینی رویدادها و پیشامدهای زمانه خیام، رنگ پذیری او را از آن شرایط بشناسد و بازنماید. نگاهاین نوشته بیشتر به سوی خیام شاعر است، سراینده ی اندیشه ورز و پرمایه ای که با همین سروده های اندک خود، این همه شور و شر در انداخته و این همه نام و آوازه برآورده است...
"