اسطوره روایتی قدسی از خلقتی آغازین است که با آیین، مراسمات و ادبیّات جامعه پیوستگی دارد. اساطیر ریشه و بن، ادامه دهنده و مکمّل اسطورة آفرینش اند. آیین ایزدی، آیینی محلّی در منطقه ای کوچک از کردستان عراق است که دارای دو کتاب مقدّس و مجموعه ای سروده های دینی شفاهی است. این سروده ها در مراسم هایی مانند تولّد، مرگ، اعیاد و هر مراسمی که در آن زایشی نو اتفاق می افتد، خوانده می شوند. این پژوهش به بررسی عناصر اسطوره ای رایج در سروده ها و اقوالی می پردازد که با اسطورة آفرینش آغازین در ارتباط است. روش تحقیق از نوع تحلیلی-توصیفی است. این سروده ها مستقیماً از نسخه ای گرفته شده اند که خلیل جندی ره شو به زبان کردی تدوین کرده است. عناصر اسطوره ای اصلی در این قول ها عبارتند از: درّ (مروارید)، بحر، خرقه، مرکب، گاو و ماهی. با دقّت در عناصر اسطوره ای در متون مقدّس و سروده های دینی ایزدیان که دربارة آفرینش ثبت شده است، مشخّص می گردد که عناصر «درّ»، «بحر» و «ماهی» به مبحث زمین، زنانگی و زایندگی اشاره دارند. «خرقه» با توجه محتوای متون، نشان دهنده تأثیر عناصر صوفیه و عرفان اسلامی است. «مرکب» نیز از آنِ خدای آسمان است. عنصر مقدّس «گاو»، نمادی از خدایان آسمان و کشتن آن در عید اصلی ایزدیان، با ازدواج مقدّس و اسطورة آفرینش آغازین در ارتباط است.
یکی از نظریه های نوین درباره زبان شناسی و جنسیت، تیوری DSL از دکتر رابین لیکاف، زبان شناس برجسته آمریکایی است. وی به اختصار معتقد است که سبک گفتار زنان و مردان، حتی در پوشیده ترین حالات، کاملاً متمایز از هم است و بر مبنای تقسیم ساختار جنسیتی زبان به دوشاخه فکری و زبانی تشخیص داده می شود. نگارندگان مقاله حاضر از این نظریه برای تحلیل کارکرد زبان در شعر جهان ملک خاتون، شاعره قرن هشتم هجری که نخستین شاعره ای است که دیوان نسبتاً کاملی از وی به جامانده است، بهره برده اند. علت این بررسی ازآن روست که در چند اثر پژوهشی که به صورت مختصر و ضمنی از شعر جهان ملک سخن رفته، زبان اشعار او پیرو زبان موجود در شعر مردان هم عصر و پیش از وی دانسته شده است و جنبه زنانه کارکرد زبان در شعر او موردتوجه قرار نگرفته است. یافته های این بررسی در شاخه زبانی که ازجمله آن ها، بسامد بالای استفاده شاعر از واژگان با بار معنایی اشتراک و معیت است و نیز در شاخه فکری که ازجمله آن ها، بسامد بالای صراحت در اظهار عواطف زنانه است، نشان دهنده کارکرد زبان زنانه در شعر جهان ملک است. در واقع، نظریه لیکاف به دلیل توجه به زوایای مختلف کارکرد زبان و جنسیت در آثار ادبی، الگویی مناسب برای بررسی آثار ادبی از نگاه زبان و جنسیت است.
یکی از رویکردهایی که در نقد داستان از منظر زبان شناختی بسیار متحول شده، نظریه راجر فالر است. این نظریه آمیزه ای از نظریات دستورزبان گشتاری چامسکی و زبان شناسی نقش گرای هالیدی است. ازآنجاکه داستان «خانه روشنان» گلشیری به شیوه جریان سیال ذهن نوشته شده و فالر نیز معتقد است، در چنین داستان هایی، روساخت به فهم ژرف ساخت کمک می کند، در مقاله حاضر، با روش توصیفی تحلیلی و ابزار کتابخانه ای و با رویکرد زبان شناختی برمبنای نظریه زبان شناختی فالر، داستان «خانه روشنان» تحلیل شده است. نتایج این تحقیق حاکی است نوع گشتار و شیوه جریان سیال در این اثر باعث به هم ریختگی ساختار نحوی جملات، عدم پیروی از قواعد دستوری، تکرار مرجع ضمایر، ایجاد ضرباهنگ و موسیقی در کلام، کاربرد تضادهای تداعی گر و تکرارهای مبتنی بر تأکید، سردرگمی مخاطبان، و ایجاد تعلیق و تعویق در کلام می شود. شخصیت اصلی این اثر، کنشگر و راویانِ جمع، همگی، منفعل و حسی ادراکی اند. گویی، نباید کلامی ضدایدئولوژی غالب متن بر زبان رانند که باعث برهم خوردن فضای تک صدای متن شود. گلشیری در این اثر نیز خواسته مانند بقیه آثارش به مشکلات جامعه نقب بزند و قضاوت های مداخله جویانه اش را در متن حاکم کند. از حیث نگاه به متن، نویسنده گاه از منظر بیرونی به متن پرداخته و خود را قادر به فهم ادراکات اشخاص داستان ندانسته و گاه از منظر درونی متن را کاویده و گرایش های شناختی خود را با متن همگام کرده است. از حیث بازنمود گفتار و اندیشه نیز این اثر هم از گفتار باواسطه (مستقیم آزاد) استفاده کرده است و هم از گفتار بدون واسطه و مستقیم. هردوی این شیوه ها توانسته تا حد امکان مکنونات درونی و کلامی شخصیت های اصلی و فرعی را بازنماید.