فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۱۰۱ تا ۱۹٬۱۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
چالش های شعر کلاسیک با نهادهای حکومتی (تا قرن ششم)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قصیده النثر عند محمد الماغوط وأحمد شاملو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال سوم تابستان ۱۳۹۰ شماره ۱۰
77 - 95
حوزههای تخصصی:
بعد أن فقد الشعر الکلاسیکی سیطرته علی الذائقه الشعریه فی الأدبین العربی والفارسی، أصبحت قصیده النثر دعوه حقیقیه للواقع الشعری، واقتحمت الساحه الشعریه وفرضت هیمنتها فی أواخر السبعینات وأوائل الثمانینات من القرن المنصرم، وفتحت آفاقا جدیده أمام الکلمه برمتها، وأثارت جدلا واسعا فی الأوساط الأدبیه عند العرب والإیرانیین.فالأدبان العربی والفارسی شهدا تحولاً فی بنیه أدبهما، وفتحت أبواب کبری أمام الأجیال الشعریه العربیه والفارسیه أدَّت إلی إثراء تجاربهما وتطویر تراثهما.
یحاول هذا المقال ولوج أبواب التشابه والتقارب والاختلاف ما بین الشاعرین الرائدین، محمد الماغوط من سوریا وأحمد شاملو من إیران، وأهمیه هذا المقال تتجلی فی کشف الدور الذی لعبه کل من الشاعرین فی حمل قصیده النثر إلی برّ الإبداع والتمیز، بالسعی المتواصل فی الخروج بها من أسلوبها التقلیدی الجامد الذی جاء به المعاصرون لهما.
الأدب السّاخر، أنواعه وتطوره مدی العصور الماضیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال سوم زمستان ۱۳۹۰ شماره ۱۲
102 - 124
حوزههای تخصصی:
السخریه فی الأدب فنّ ینم عن ألم دفین ویشف من کرب خفی یرید اللجوء إلیه لیداوی ألمه بالضد ویشفی کربه بالنقیض، ومن هنا کان الألم الذی یشعر به الأدیب أو الشاعر وعدم قدرته علی إلغاء أسباب هذا الألم هو الدافع وراء هذه السّخریه التی یصطنعها.غیر أنّ البواعث للجوء إلی هذا الأسلوب یختلف من عصر إلی عصر حیث کانت غایه السخریه فی عصر فردیه وفی عصر آخر جماعیه، وهدف کاتب من کتابه هذا النصوص سیاسیه وآخر اجتماعیه، أو له أسباب أخری؛ ولهذا نقول إن السخریه لونٌ من الهجاء، أو المجون، أو التهکم، أو الفکاهه، أو النکته، أو الظرف، أو الهزل، أو... ولکن بفارق.
مکانه الأمثال فی الأدب العربی
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال سوم بهار ۱۳۹۰ شماره ۹
25 - 41
حوزههای تخصصی:
الأمثال فن بیانی یقرب المراد إلی العقول، ویثبت المعانی فی النفوس لأجل إیجاز اللفظ، وإصابه المعنی، وحسن التشبیه، وتقریب المحسوس إلی المعقول، واکتساب صفه الشیوع؛ ولهذا تسامی هذا اللون البدیع فی الأدب العربی، وأصبح حکمه العرب فی الجاهلیه والإسلام، وحمل بین ثنایاه جوانب شتّی من التراث الفکری والاجتماعی. المثل یحتفظ بصورته المنطوقه المرسله، ولایتغیر بل یجری کما جاءت عن العرب، وغرضه التنویه علی العواقب المحموده والمذمومه فی حاله التعرض للأسباب المؤدیه إلی تلک العواقب، ولذلک کثرت الأمثال القصصیه والقیاسیه فی الأدب العربی خاصه فی الأدب الجاهلی، وشاعت فی بیئه العرب، وعلی سجیتهم لاکتساب الآداب البارعه فی صوره تمثیلیه وحملها علی الإدراک.
التقلید فی الشعر الأندلسی
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال سوم بهار ۱۳۹۰ شماره ۹
43 - 56
حوزههای تخصصی:
یری کثیر من النقاد والباحثین أنّ الشعر الأندلسی هو امتداد للشعر الشرقی. وهذا لأنّ الأندلسیین کانوا ینظرون إلى الشرق نظر المؤمل إلى المأمول فیه. فالشعر فی الشرق کان غایه آمالهم ینسجون على منواله فی الشکل و المضمون. فالأغراض التی نرى فی أشعارهم من مدح، ورثاء، وغزل، وفخر، وهجاء هی نفس الأغراض التی نراها فی شعر المشارقه، کما أن مضامین أشعارهم، وأوزانها محاکاه لما کان الشعر الشرقی علیه، إلّا أن لکل بیئه جوّا یسود علی أبنائها ویحیط بهم بحیث یظهر نفسها فی إنتاجاتهم شعوریا أم لاشعوریا.
دراسه هیکلیه القصیده عند الحبوبی النجفی
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال سوم بهار ۱۳۹۰ شماره ۹
59 - 82
حوزههای تخصصی:
إن العناصر الخمسه لهیکل القصیده التی تمثل نظره النقد العربی القدیم إلی هیکل القصیده، هی الافتتاح، والرحله، والتخلص، والتناسب، والخاتمه؛ لها أهمیتها فی دراسه هیکل القصیده عند الحبوبی.لأنه ومعاصریه لم یخرجوا علی هذه العناصر، وإنما عملوا علی استمرار وجودها وتقلیدها ومراعاه قواعدها کما ذکرتها کتب النقد، بما أن هذا الهیکل وتلک العناصر تمثل نموذجا موروثا یسعی الشاعر إلی بلوغه وإدراک أسراره وجمالیاته الفنیه. فنری الحبوبی قد برع فی التقاط نقطه البدءِ والمضمون ووفی خواتیم قصائده، وظهر ذکاؤه فی توظیف المناسبه ومحیطها توظیفاً فنیاً بارعاً. وهو مایبدو واضحاً فی مطالع مراثیه خاصه، وفی بعض مطالع غزله حیث اهتم الشاعر بمطالع قصائده اهتماماً بالغا.ففی هذه المقاله ولأجل تبین القیم الجمالیه فی شعره نرکّز الضوء علی أهم عناصر شعره، لنکشف عن ملامح من شاعریته ونجعلها تحت المجهر.
شبیخون در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاهنامه سروده ای حماسی است که فرهنگ و تمدن ایران زمین را در قالب رزم سپاهیان ایرانی با دشمنان، به زیبایی به تصویر می کشد؛ بویژه که فردوسی با استادی تمام، فنون و مهارت های رزم و ریزه کاری های میدان جنگ را چنان پیش چشم خواننده می نهد که گویی خود در تمام آن میدان ها حضور داشته و جنگ را با تمام وجود حس کرده است. زبردستی او در توصیف صحنه های نبرد، آرایش رزمی سپاهیان، ترتیب دادن میمنه و میسره، قلب و جناح، فرستادن طلایه و گروه شناسایی، شبیخون، توصیف دقیق سلاح های رزمی و کاربرد و ویژگی های آنها بخوبی مشهود است.
بررسی شیوه شبیخون در شاهنامه نشان می دهد که فردوسی نه تنها در جنگ های رویاروی و تن به تن و نبردهای همگانی و بانبوه، که از شیوه های رسمی و سازمان یافته رایج و جوانمردانه جنگ بوده، استادی و مهارت داشته، بلکه از شبیخون که -بر پایه گزارش برخی متون حماسی- شیوه ای ناجوانمردانه و ویژه دشمن بوده نیز آگاهی کافی داشته و فنون و ریزه کاری های آن را بخوبی می دانسته است. فرستادن گروه های شناسایی پیش از شبیخون، برگزیدن سپاهیان کارآزموده برای اقدام و سرعت عمل مناسب به گاه کار، همگی نشان از این دانش رزمی دارد.
وی در ترسیم صحنه های شبیخون تورانیان بر سپاه ایران، افزون بر رعایت اصول اساسی شبیخون، با کمین کردن، کندن خندق، گسیل کردن طلایه، گماشتن دیده بان بر بلندی و افروختن آتش؛ راه های مقابله با آنها و باز پس راندن سپاهیان شب تاز را نیز به درستی نشان می دهد.
در این نوشته، تلاش شده تا شیوه شبیخون، ویژگی ها، اصول و ظرافت های آن در شاهنامه و دیگر متون رزمی، چون گرشاسب نامه، آداب الحرب والشجاعه، سمک عیار و ... بررسی و بیان شود.
اهمّیّت پرسش در متون عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این بررسی بر پایه «بیان اهمّیّت پرسش و جایگاه آن در متون عرفانی» صورت می گیرد. یکی از طرحهای موفّقی که می تواند ما را در شناخت زبان عرفان و فهم متون عرفانی یاری رساند، بررسی و تحلیل این آثار از منظر علم معانی و ابزارهای کارآمد آن نظیر مقاصد ثانوی جملات است. در این میان کارایی و تأثیر درخور توجهی که پرسش در ساختار کلام دارد، اهمّیّت این بحث را مضاعف می کند. آنچه در متون ادبی و عرفانی کاربرد بیشتری دارد، رویکرد بلاغی و غیر ایجابی پرسش است. عارف برای استفاده از نهایت قابلیّت زبان در زمینه القای اندیشه های متعالی خود از پرسش و اغراض ثانوی آن هوشمندانه بهره می برد. نوع و میزان این کاربرد برای ابعاد گوناگون پرسش در علم معانی موضوع این پژوهش است که بر اساس سه اثر عرفانی متعلق به سده پنجم تا هفتم، تبیین یافته است. در بررسی های انجام یافته به نظر می رسد نمودار کاربرد اسلوب استفهام در متون نثر عرفانی از قرن پنج تا هفت سیر نزولی یافته است. همچنین کاربرد ادات پرسش در سده ششم و بویژه هفتم تنوع و تعدد بیشتری دارد.
پیروزی و تخت پیروزه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هنگام جنگ دوم کیخسرو با تورانیان، فردوسی، در بیتی ماه را در آسمان آبی به شاهی پیروزمند تشبیه کرده که بر تختی از جنس پیروزه نشسته است، این مضمون به عنوان مشبّهٌ به نه تنها در شاهنامه، بلکه در سایر متون ادبی تکرار شده است. نگارنده در این مقاله سعی کرده است با استناد به متون حماسی، تاریخی و ادبی ثابت کند که تخت پیروزه تخت خاصّ فریدون بوده که ویژگی های منحصر به فرد داشته و به مرور زمان نماد سلطنت شده و پیروز شاه نیز کسی نیست جز فریدون که به خاطر پیروزی بر ضحاک و دارا بودن ویژگی های پادشاه آرمانی و پیشینه اساطیری ارتباط با ایزدان هندوایرانی به این صفت نایل آمده و این صفتِ خاصّ او اندک اندک جانشین نام وی شده و به همراه تخت او در ذهن شعرا مشبه به ای شده برای تشبیه شاهان پیروز و پیروز بخت.
مقایسه دیدگاه جلال آل احمد و مصطفی لطفی منفلوطی در زمینه روشنفکری و غربزدگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال پنجم زمستان ۱۳۹۰ شماره ۲۰
101 - 116
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به بررسی و تطبیق آثار مصطفی لطفی منفلوطی، شاعر و نویسنده مبارز و برجسته مصری با آثار جلال آل احمد، با تکیه بر نظریه پسا استعماری (روشنفکری و غرب زدگی) پرداخته شد؛ نیز به مقوله هایی مانند: دیدگاه های این دو نویسنده در مورد زن، هجوم غرب به زنان جامعه مصری و ایرانی، تحت شعاع قرار گرفتن حجاب و عفاف، تهاجم غرب به روستاهای این دو کشور و علت لامذهبی و دین گریزی جوانان مصری و ایرانی و بی قیدیشان نسبت به خانواده و وطن. همچنین نظر نویسنده درباره لزوم تصفیه دستاوردهای غربی، وجه اشتراک و افتراق آنها و در پایان نیز دیدگا ههای برخی از روشنفکران و متفکران معاصر این دو نویسنده آورده شده است.
روزگار، خرد و جهل از دیدگاه ناصرخسرو قبادیانی و احمد شوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال پنجم بهار ۱۳۹۰ شماره ۱۷
89 - 109
حوزههای تخصصی:
ناصر خسرو و احمد شوقی اگرچه هم از نظر زمان و هم از نظر مکان زندگی، بسیار از هم دورند و به دو فرهنگ و تمدن و دو زمان متفاوت تعلق دارند، لیک در پرداخت و بیان برخی مضامین؛ دیدگاههایی شبیه به هم دارند.
در این جستار، تلاش می کنیم به بررسی تطبیقی دیدگاه این دو شاعر درباره روزگار، خرد و جهل بپردازیم.
نگاهی تطبیقی به تصویرِشب از نگاه ادوارد یونگ و آلفرد دو موسه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال پنجم بهار ۱۳۹۰ شماره ۱۷
135 - 148
حوزههای تخصصی:
ادوارد یونگ شاعر انگلیسی اواخر قرن هفدهم در اثر معروف خود با عنوان تفکراتِ شبانه تصویری غریبانه از صحنه مرگِ همسرشارائه می هد. آلفرد دو موسه، شاعرِ فرانسوی قرنِ نوزدهم در سرودنِ مجموعه شعری اش با عنوان شبها از ادوراد یونگ الهام می پذیرد. او شب را تنها شاهد روزگار غم زده اش در نظر می گیرد و الهه های شعر را برای التیامِ دردِ فراقش از ژرژ ساند به یاری می طلبد. در این مقاله در نظر داریم این دو مجموعه ی شعری را باهم مقایسه کنیم.
بررسی تطبیقی مفهوم «فنا» در شعر حافظ و تائیه کبری ابن فارض(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال پنجم تابستان ۱۳۹۰ شماره ۱۸
69 - 90
حوزههای تخصصی:
ابن فارض از بزرگ ترین سرایندگان شعر صوفیانه در ادبیات عرب است؛ از طرفی حافظ، خداوندگار غزل های عاشقانه - عارفانه است. موضوع عرفان از لطیف ترین و بااهمیت ترین موضوعات بشری است و آن، دستیابی به کنه حقیقت و فناشدن در ذات حضرت معشوق است. هدف عرفان و عارف رسیدن به صفای باطن، فانی شدن از صفات رذیله و غرق شدن در دریای حضرت حق از طریق کشف و شهود، و نایل شدن به معرفت حقیقی و اتّحاد با حضرت حق است که اهمیّت این موضوع و شباهت هایی که میان اندیشه های خواجه شیراز و ابن فارض وجود دارد، باعث شد تا نگارنده به بررسی تطبیقی مفهوم عرفانی «فنا» در «دیوان» حافظ و «تائیه» کبری ابن فارض حموی بپردازد.
بررسی تطبیقی یوتوپیای تامس مور با شهر نیکان نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال پنجم تابستان ۱۳۹۰ شماره ۱۸
91 - 109
حوزههای تخصصی:
تشکیل جامعه آرمانی از دغدغه های فکری بشر است که از دیرباز اندیشه او را به خود مشغول کرده است. کتاب «زرّین کوچک» تامس مور را می توان به عنوان شاهد مثالی بر این ادّعا ذکر کرد. در این کتاب، که از مشهورترین نمونه های آرمان شهر غربی به شمار می رود، نویسنده کوشیده است تا با توصیف جزئیات به خلق جهان مطلوب خود بپردازد. از سوی دیگر نیز یکی از آرمان شهرهای شرقی (ایران) شهر «نیکان» است که نظامی در آن به توصیف جامعه آرمانی خود پرداخته است. راقم این سطور سعی کرده است تا با بررسی این دو جامعه آرمانی تفاوت نگرش اندیشه های شرق و غرب و همچنین وجوه شباهت و افتراق این دو مدینه را بیان کند.
اندرزهای عنصرالمعالی در قابوسنامه و مقایسه آن با نظرات تربیتی ژان ژاک روسو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله ابتدا سعی می شود ویژگی های تربیتی «قابوسنامه» و اهمیت آن در حکمت عملی بیان شود و آنگاه مقایسه ای میان این اثر و آرا و اندیشه های تربیتی ژان ژاک روسو در کتاب «امیل» صورت گیرد. اهمیت و ضرورت این موضوع بدان جهت است که آرای تربیتی روسو در «امیل» مورد استناد منابع علوم تربیتی و روانشناسی تربیتی است. این در حالی است که منابع فارسی نظیر «قابوسنامه»، در این زمینه سرشار از موضوعات اخلاقی و تربیتی است و می تواند در اکثر مباحث دانش تربیتی و روانشناسی رشد مفید واقع شود. در این مقایسه به دیدگاه های مشترک و وجوه اختلاف در روش های «قابوسنامه» عنصرالمعالی و «امیل» روسو اشاره شده است و حاصل این مقایسه آن است که اثر عنصرالمعالی با آن که به شیوه اندرز بیان شده است نسبت به کتاب روسو، که دستورات تربیتی را به صورت تجویزی و الزامی مطرح می کند، فراگیرتر و عملی تر است.
سهم سعدی در تکوین شعر غنایی فارسی
حوزههای تخصصی:
نویسنده مقاله معتقد است که سعدی در کلام خود از جادویی سحرآمیز بهره می گیرد که این چنین همگان را شیفته کلام خود می سازد. زبان در دست سعدی هم چون موم است و او این حداکثر بالقوه های کلامی یا منتهای زبان را با نزدیک تر ساختن زبان گفتار و زبان نوشتار از سویی و همآمیزی زبان نثر و زبان شعر از سوی دیگر میسر می سازد. در ادامه، نویسنده به بررسی این زبان خاص در شعر غنایی و سهم سعدی در ارتقای آن می پردازد.
پائول فلمینگ (نخستین شاعر آلمانی در ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازتاب: اجر دفتر دگرسانی ها در غزل های حافظ
حوزههای تخصصی:
تحلیل روایت شناختی بر دوازده روایت از «سلیمان و مرد گریزان از عزرائیل»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قصه پردازی از سنت های رایج و ریشه دار در ادبیات همه ملل و به ویژه در ادبیات فارسی است. در این فن، قصه پرداز با دخل و تصرف در قصه های کهن، روایتی نو پدید می آورد که عصاره نگرش او و پیشینیان را با خود دارد. بر این اساس، در طول زمان، روایت های متنوعی شکل می گیرد که هر یک برپایه دستکاری های قصه پرداز و میزان هنرمندی او می تواند با ریشه ها و نمونه های پیشین، مشابه یا متفاوت باشد. مطالعه در ساختار روایات متعدد از یک حکایت و مقایسه آنها، می تواند ما را به سرچشمه های پیدایش قصه های فارسی برساند، روند تکامل روایات را آشکار سازد و از کم و کیفِ دادوستد قصه پردازان، و نیز نوع تعاملات فرهنگ ها پرده بردارد. در این مقاله حکایت «سلیمان و مرد گریزان از عزرائیل» از مثنوی مولوی را براساس رویکرد ساختارگرایی، با دوازده روایت مشابه مقایسه می کنیم. نتیجه پژوهش نشان می دهد که مولانا نسبت به شکل داستان ها و ساختار بیرونی و درونی روایات خویش، آگاهی و اشراف کافی دارد و در مواجهه با داستان، همچون قصه پردازی صاحب فن، با هنرمندی تمام رفتار می کند.