فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۵۲۱ تا ۱۸٬۵۴۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
تطبیق نظرابن یعیش در شرح مفصّل در باب صفت و موصوف با نظردیگر نحویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نحو عربی، صفت یکی از انواع پنجگانه توابع است که قواعد، شروط و ویژگی های خاص خود را دارد. معمولا برای هر یک از این ویژگی ها یک قاعده اصلی وجود دارد که مورد اتفاق اکثر علمای نحو است و گاهی ممکن است برخی معتقد به خلاف آن باشند. در این نوشتار کوتاه کوشیده ایم نظر ابن یعیش را درباره هر یک از ویژگی های صفت و موصوف از خلال کتابش شرح مفصّل بیان کنیم و سپس با ذکر آرای دیگر علمای نحو در آن زمینه، به تطبیق آنها با نظر ابن یعیش بپردازیم. علت آن که در این پژوهش آرای شارحِ مفصّل را مبنای کار خود نهادیم، آن است که کتاب «المفصّل» زمخشری و شرح آن پس از «الکتاب» سیبویه، از معتبر ترین منابع صرف و نحو و بلاغت به شمار می آید.
بارقه های عفت در عاشقانه های ابراهیم ناجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عشق از مضامین برجسته شعر و ادب است که خمیر مایه اصلی بسیاری از آثار ادبی جهان و به خصوص آثار ادبی مشرق زمین را به خود اختصاص داده است. شاعران عرب در طول دوره های مختلف تاریخ ادبیات عربی، عشق را طلیعه آثار برجسته و ماندگار خود قرار داده اند و بسته به نوع شخصیت، تجربیات زندگی و اندیشه های خویش، تعبیرهای گوناگونی از آن داشته اند..در این میان، عنصر عفت در آثار غنایی برخی از ایشان، منزلت شایانی یافته است. شعر عربی از همان دوره جاهلی در آثار شاعرانی چون ”عنتره بن شداد عبسی“ با غزل عفیف آشنا بوده و شمیم روح نواز عفت در شعر بسیاری از شاعران عرب در دوره های پسین نیز قابل استشمام است. در دوره معاصر با ظهور شاعران رمانتیست در عرصه ادب عربی، ردپای عفت در آثار عشقی و غنایی به روشنی هویدا گشت. ابراهیم ناجی یکی از شاعران رمانتیست مصر است که عشق و حدیث عاشقانه، بخش قابل توجهی از مضامین شعری او را به خود اختصاص داده است. اما آنچه که اشعار عشقی او را ممتاز و درخور اهتمام می گرداند آراستگی آنها به زیورِ زیبای عفت است؛ عاشقانه های ناجی هرگز از حلقه عفت گام بیرون ننهاده و بطور غالب، ماهیت صوفیانه و عارفانه دارد. مقاله حاضر، گذشته از تبیین مفهوم عشق در اشعار ناجی، بر آن است انعکاس درخشان عفت را همراه با ابعاد مختلف آن، در عاشقانه های این شاعر عاشق و دلسوخته معاصر مصر، به صفحه نمایش گذارد.
سهم علائم ویرایشی در داستان پردازی پسامدرن فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داستان های پسامدرن معمولاً با بحث هایی بازیگوشانه درباره خودِ زبان و کنش داستان نویسی درصدد سلب اقتدار از «فراروایت» هستند. فراروایت نظامی دلالتی- معرفتی است که مدعی کشف معنای نهایی یا درک حقیقت است و می کوشد سلطه خود را بر ساختار دلالتی همه متون از جمله ادبیات بگستراند. ادبیات پسامدرن برای مقابله با این سلطه، هر گونه نظمی را که مایه قوام فراروایت هاست، در تمامی سطوحِ متن از جمله سطح دیداری به بازی می گیرد. در کنار بازی های نامتعارف سطح لفظی یا معنایی، هنجارشکنی های سطح دیداری این متون آن قدر زیاد است که می توان آنها را جزء ویژگی های سبکی به حساب آورد. یکی از اشکال هنجارشکنی که کاربرد خودآگاهانه آن خواننده را دچار تعلیق می کند، کاربرد نامتعارف علائم ویرایشی است. در این مقاله، هنجارشکنی های علائم ویرایشی در داستان های پسامدرن فارسی، با تأکید بر آثار بیست و شش تن از نویسندگان دهه های هفتاد و هشتاد بررسی می شود.
سنّت قصه پردازی و موقعیّت گوسانها در نقل روایات پهلوانی
حوزههای تخصصی:
وجود نام های مشترک و روایت های همانند در اوستا و حماسه های هند نشان از قدمت داستان های اساطیری و حماسی ایران، دست کم از زمان همراهی و همزیستی اقوام هند و ایرانی، یعنی بیش از دو هزار سال پیش از میلاد مسیح دارد. برخی نشانه ها از نوع جانوران شگفت، پرندگان خارق العاده و روایتهای مختلف از اسطورة دموزی واینانا، نماینده مشترکاتی با اقوام هند و اروپایی و ساکنان بین النهرین است. اشاره های هرودوت، کتزیاس و گزنفون در کتابها و گزارشهای خارس میتیلینی بارسالار اسکندر حکایت دارد که داستانهای دینی، پهلوانی و غنایی در مراکز فرهنگی و گنجینه های شاهان ایرانی نگهداری شده است.
روایتهای دیگری چون داستان رستم و سهراب، به آسمان رفتن کاوس نیز نشان از نقلهایی دارد که گوسانهای قصه پرداز در مناطق مختلف شاید با اندکی تغییر، غالباً به صورت منظوم و با آواز می خوانده اند. این روایتها که بیشتر تمثیل های غنایی پهلوانی است. در شاهنامه نیز در داستان خسروپرویز و باربد نمونه هایی دارد.
گوسانها با این که از میان تودة مردم برخاسته و بیشتر برای آنها روایت پردازی می کرده اند در میان برجستگان و حکومتگران هم از موقعیتی خاص برخوردار بوده و غالباً به مجالس آنان رفت و آمد داشته اند. در این گفتار کوشش شده است تا به اهمیت این روایتگران بدیهه سرا اشاره شود و مقام و موقعیّت آنان در جامعه مشخّص گردد.
نگاهی کوتاه به منظومه های حماسی – مذهبی در شعر فارسی و آغاز آنها
حوزههای تخصصی:
نفوذ و تأثیر شاهنامه فردوسی در ادب فارسی، باعث شکل گیری منظومه های حماسی ملی در ایران شد. به دنبال خاموشی تدریجی حماسه های ملی که از اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم قمری شروع شده بود، سرایش حماسه های تاریخی و پس از آن حماسه های مذهبی نیز شکل گرفت. با رسمیت یافتن آیین تشیّع و عنایت ویژه به اندیشه های دینی در دوره صفویه و حمایت دربار از سرایندگان دین خواه، تمایل شاعران به سرودن منظومه های حماسی - مذهبی در مدح و منقبت پیامبر اکرم (ص) و امام علی (ع) و دیگر امامان معصوم شدت گرفت. آغازگرِ سرودنِ منظومه های حماسی – مذهبی، میرزا ابوطالب فندرسکی اصفهانی (د 1127ق /1718 م) است که با سرودن منظومه ای تحت عنوان «جذبة حیدری» دربارة زندگی امام علی (ع)، سنّتی را پی افکند که بسیار زود مورد توجه و البته تقلید بسیاری از شاعران این دوره و دوره های بعد قرار گرفت و موجدِ موجِی جدید از خلق منظومه های حماسی با نام عمومیِ «حملة حیدری» شد. منظومه هایی که به طور معمول، موضوع و محتوای آن ها به زندگی پیامبر اکرم (ص)، امام علی (ع)، رویدادهای صدر اسلام و جنگ های حضرت علی (ع) مربوط می شد. این دسته از منظومه ها در تاریخ حماسه های مذهبی فارسی جایگاهی ویژه دارد. سروده هایی تحت عنوان حمله حیدری، از سدة 12 ق، با منظومة «حملة حیدری» سروده باذل مشهدی آغاز شد و در فاصله یک قرن پس از وی، چندین نفر به تقلید از او، به خلق آثاری تحت همین عنوان (حملة حیدری) پرداختند که آخرین ایشان، لطف الله قاجار متخلص به «مجنون» بود. نوشتة حاضر در پی آن است، که باختصار به زندگی و آثار میرزا ابوطالب اصفهانی، به عنوان آغازگر سرایش منظومه های حماسی – دینی بپردازد و سپس تأثیر او را در استمرار سرودن منظومه های حماسی – دینی و ایجاد سنّتی به نام «حمله سرایی» در شعر فارسی مورد توجه قرار دهد.
معانی رنگ ها در شعر یحیی سماوی (دلالات الألوان فی شعر یحیی السماوی )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یمثل اللون ملمحا جمالیا فی الشعر ویُعدُّ عنصرا مهما من عناصر البناء الفنی، بما یحمل من دلالات ذات علاقة مباشرة بالرؤیة الفنیة، ففی معظم الأحیان لایرد اللون فیما وصف له، بل یکشف عن إحساس الشاعر؛ فهو مبعث للحیویة والنشاط والراحة والاطمئنان، ورمز للمشاعر المختلفة من حزن وسرور.
اللون من أهم ظواهر الطبیعة وأجملها، ومن أهم العناصر التی تشّکل الصورة الفنیة، لما یشتمل علیه من الدلالات الفنیة والنفسیة والاجتماعیة والرمزیة. لذلک ینبغی دراسة اللون فی الشعر من خلال ربطه بسیاق النص الشعری، فالسیاق الشعری هو الذی یحدد وظیفته وفاعلیته.
یتناول هذا البحث دراسة الألوان ودلالاتها فی شعر الشاعر العراقی یحیی السماوی دراسة دلالیة أسلوبیة، ویهدف إلى إحصاء الظواهر اللونیة فی شعره وإبرازها؛ وقد اعتمد البحث منهج التحلیل والوصف والإحصاء فی تناول الألفاظ اللونیة. فالسماوی من الشعراء المعاصرین الذین قاموا بتوظیف الألوان الرمزیة علی مستوی وسیع. وتشیر نتائج هذا البحث إلی أنّ الشاعر اعتمد فی استخدامه للون علی ألوان بعینها، وهی علی الترتیب حسب قوة ظهورها لدیه: الأخضر والأبیض والأسود والأحمر والأصفر والأزرق.
مقاله به زبان فرانسه: استبداد حکومتی، تصویر ایران صفوی از منظر سیاحان اروپائی (Despotisme du pouvoir ; L’image de la cour safavide d’après les voyageurs européens)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکومت ایران در عصر صفویه و سلاطین بعد از آن توجه بسیاری از سیاحان اروپائی مثل شاردن˛ تاورونیه˛ تِوِنو ... را برانگیخته است. ایران در این دوره به شیوة مستبدانه و سلطنتی اداره می شده و شاه و حاکمان شهرها از قدرتی مطلق و بیچون و چرا برخوردار بودند. سلسلة صفویه به دو دوره تقسیم می شود. از یک سو دورهای که تمام قرن 17 را تشکیل می دهد و سیاحان از ایران تصویری بسیار زیبا و جالب توجه از جانشینان صوفی کبیر ارائه می دهند اما از سوئی دیگر و در قرن 18 نوعی خشونت و بی رحمی کم نظیر از شاهان صفوی به نمایش گذاشته می شود. دربار ایرانی بارها توسط این سیاحان به دربار فرانسه تشبیه شده است. اما تضادی بزرگ میان دربار ایران که تحت سلطة شاه عباس بوده و بسیار مورد تحسین شاردن قرار گرفته با دربار فرانسه وجود دارد. دربار ایران بعد از سلطنت شاه عباس دچار موقعیتی بسیار غم انگیز می شود. در حالی که دربار فرانسه بعد از 30 سال جنگ مداوم که در زمان لوئی 14 بوده بالاخره در قرن 18 میلادی 77 سال سرشار از صلح و آرامش را می بیند.
بررسی کارکردهای «لال شیش» در جشن «تیرماسیزّه شو» و تحلیل زمینه های اسطوره ای آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیشتر پژوهشگران خاستگاه اصلی جشن تیرماسیزّه شو را تیراندازی آرش کمان گیر، طلوع ستارة تیشتر (ایزد باران) و جشن باران خواهی دانسته اند، اما نکته این است که این جشن
- دست کم در مازندران- خاستگاه دیگری غیر از طلب باران می توانسته داشته باشد و آن تقدیس و گرامیداشت ایزدی نباتی بوده که در ماه آبان و شروعِ زمستان بزرگ – بنا بر گاهشماری زردشتی- به زیر زمین می رفته و با آغاز تابستان بزرگ، یعنی در ابتدای بهار سر از خاک بر می آورده است. این انگاره با توجه به اینکه جشن تیرماسیزّه شو در ماه آبان برگزار می¬شود، پذیرفتنی می¬نماید. از سوی دیگر، در مازندران، همراه با این جشن، مراسمی خاص به نام «لال شیش» برگزار می¬شود که در آن به شکل نمادین از ترکه یا چوبی (= شیش به زبان محلی) استفاده می¬شود و این مراسم به فرضیة ارتباط این جشن با ایزد نباتی قوّت می بخشد. افزون بر آن، «لال شیش» گسترة وسیعی از اساطیر کهن مربوط به گیاهان و نباتات را بازمی تاباند که بخش دوم این پژوهش به کارکردهای اسطوره¬ای آن معطوف شده است.
تحلیل محتوای مهارت های عام زندگی زناشویی و خانوادگی در «بوستان» سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تحلیل محتوای مهارت های عام زندگی زناشویی و خانوادگی در «بوستان» سعدی است. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع تحلیل محتوا و به صورت کیفی است. «بوستان» سعدی، به وسیله چک لیست محقق ساختة مهارت های عام زندگی زناشویی و خانوادگی مورد تحلیل محتوا قرار گرفت. سپس اطلاعات حاصل، به وسیله شاخص آماری فراوانی، مورد تحلیل قرار گرفت.
نتایج پژوهش نشان داد که «بوستان» سعدی در مجموع 302 مرتبه به مهارت های عام زندگی زناشویی و خانوادگی توجه کرده است. مهارت هایی از جمله: سنجیده سخن گفتن، پرحرفی نکردن، صحبت کردن در فرصت مناسب، فضیلت سکوت، اهمیت ارتباط غیرکلامی نسبت به ارتباط کلامی، مهار خشم، مهر و محبت، صبر و شکیبایی، تکانشی عمل نکردن، بخشش و چشم پوشی، انتقادپذیری و خوش اخلاقی. با بررسی مهارت های عام زندگی زناشویی و خانوادگی در «بوستان»، مشاهده شد که سعدی چگونه در تک تک اشعار خود مهارت های زندگی زناشویی و خانوادگی را ذکر کرده است. این مهارت ها با حلاوتی خاص به رشتة نظم کشیده شده و این نشان دهندة آن است که سعدی از میان دیگر هم طرازان خود نسبت به مسائل خانوادگی، اجتماعی، نگرش ها و ارزش های مذهبی عنایتی ویژه داشته است. بلاغت و رسایی سخن وی با عوامل متعددی پیوند دارد. او از هر فرصتی برای به اوج رساندن کلام خود و تسخیر بیشتر مخاطب بهره جسته است. اگرچه هدف اصلی سعدی حکایت پردازی نبوده است، بلکه از حکایت بیشتر به عنوان ابزاری برای تبیین دقیق تر اهداف تعلیمی و تربیتی خویش و همراه کردن مخاطب با خود بهره میگیرد؛ اما باریک بینیها و ظرافت کاریهای آگاهانة او در گزینش افراد یا اشخاص و عناصر حکایت ها نیز در بلاغت جویی او بیتأثیر نیست.
عدم و معانی آن در مثنوی و غزلیات مولانا جلال الدین محمّد بلخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عدم که در لغت و کاربرد در معنی حقیقی جز نیستی و بطلان محض نیست. در اشعار مولانا در معانی مختلف از جمله: مرگ طبیعی، مرگ ارادی، فنائ فی الله، وجود حقیقی، عالم غیب، عالم معنی، عالم وحدت، نیست هست نما و هست نیست نما و نظایر آن به کار رفته است. برخی از این معانی گوناگون این شبهه را برای عده ای از پژوهندگان ایجاد کرده است که مولانا نیز مانند برخی متکلّمان معتزلی و فیلسوف نمایان قدیم برای عدم نوعی شیئیت و ثبوت قائل است و از نظر او موجودات پیش از ورود به جهان هستی در عالم عدم یا در بین وجود و عدم از حقیقتی برخوردارند و الزاماً بر مبنای این فرض مولانا را از گرایندگان به اصالت ماهیت دانسته اند. در این مقاله به ثبوت خواهد رسید که از هیچ یک از مواردی که در مثنوی و غزلیات مولانا برای اثبات مدعای خود بدان استناد کرده اند مفید چنین معنایی نیست و مکتب توحیدی مولانا به هیچ وجه با این گونه اندیشه های نامعقول و دور از حقیقت سازگاری ندارد.
غزلی نویافته از عطّار نیشابوری(این خرابات مغان است و درو زنده دلان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، غزلی نویافته منسوب به عطّار نیشابوری معرفی می شود. در کتابِ اورادالاحباب و فصوص-الآداب، برای بیان معنی «خرابات» به این غزل استشهاد شده است. ابوالمفاخر یحیی باخرزی، مؤلّف این کتاب، به طور صریح بیان داشته که این شعر از عطار نیشابوری است. علاوه بر این تصریح، قراین زبانی و نبودن در اقدم نسخ دیوان عراقی نیز مؤیّد صحّت این انتساب است. در این میان، نکته حائز اهمیت این است که این غزل با اختلاف واژگانی بسیار اندک و افزودن دو بیت در دیوان فخرالدّین عراقی به تصحیح سعید نفیسی نیز دیده می شود. با بررسی نسخ هجده گانه مورد استفاده ایشان در این تصحیح، مشخص می گردد که این غزل در نسخه اساس نیامده و این گزینش برمبنای دو نسخه متأخّر صورت پذیرفته است، مضافاً اینکه این غزل در کلیات عراقی به تصحیح انتقادی محتشم که بر مبنای 15 نسخه صورت گرفته، وجود ندارد و در 9 نسخه خطی که نگارندگان این سطور آن را رؤیت کرده اند نیز پیدا نشد.
عقل از دیدگاه مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مولوی برخلاف برخی عارفان که از سر بی مهری به عقل می نگرند، در آثار خود به ویژه در مثنوی معنوی با اهتمامی ویژه به عقل نگریسته است. او تمام گونه ها و اطلاقات عقل و زوایای آن را بررسی کرده است. از این رو گاه به نکوهش و گاه به ستایش عقل پرداخته است. وی در مواردی مقام راهبری را به عقل سپرده و بیان می کند که کدام گونه عقل است که آدمی را به مقصد می رساند وکدام گونة آن آدمی را از رسیدن به هدف باز می دارد. از آنجا که به نظر مولوی، عقل های جزوی، معاش وهم و خیال اند، به نکوهش آن می پردازد و معتقد است که این عقول نمی توانند راهبر انسان باشند ولی از دیگرسو، عقل های کل، کلی را به عنوان عقولی راهگشا معرفی می کند و اظهار می دارد که این عقل ها هستند که می توانند سرانجام انسان را به سر منزل مقصود برسانند. هدف اصلی این نوشتار آن است که مسئلة عقل وجایگاه آن را از دیدگاه مولوی به روش تحلیلی و با استفاده از آثار وی مورد کند وکاو قرار دهد.
رؤیای خاکستری، تفسیر کلیدواژه ی رنگ خاکستری در بوف کور هدایت بر پایه ی فرهنگ باستانی «سفال خاکستری»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگاهی به سبک شعری ، شعرای آذربایجانی عهد قاجاریه با اتکا به تذکره بهجت الشعرا
منبع:
پژوهش های ادبی و بلاغی سال اول زمستان ۱۳۹۱ شماره ۱
43 - 56
حوزههای تخصصی:
از دیدگاه سبک شناسی نظم ، شعر دوره قاجاریه ، شعر دوره بازگشت نام دارد . این نامگذاریها در آغاز کار سبک شناسی مناسب و مفید بودهاند. اما حقیقت اینست که اگرچه شعر هر دوره ای ویژگیهای مشترکی دارد که بر اساس آن ، برای آن دوره نام گذاری کرده اند ولی در عین حال ، نمیتوان شعر هر شاعر یا هر منطقه ای را که در آن بازه زمانی بوده است دارای همان مشخصات ثابت دانست . برای رفع این نقیصه لازم است تا با دقت و حوصله سبکهای فردی و دوره ای هر منطقه یا زمانی را جداگانه واکاوید . در این پژوهش سعی شده است تا با شرح و معرفی یک نسخه خطی چاپ نشده به نام بهجت الشعرا که در سال 1294 ﻫ . ق. در شرح حال شعرای آذربایجان سروده شده ، ویژگیهای شعر آن منطقه در زمان قاجاریه بررسی گردد و از سوی دیگر علاوه بر بحث سبک شناسی شعر ، این مقاله را میتوان نوعی معرفی نسخه خطی نیز درنظر گرفت .
خردگرایی تعلیمی در شاه نامه حکیم توس
منبع:
تحقیقات تمثیلی در زبان و ادب فارسی دوره ۴ تابستان ۱۳۹۱ شماره ۱۲
159 - 176
حوزههای تخصصی:
شاه نامه بی تردید یکی از آثار گران سنگ ادب پارسی و در ردیف بزرگ ترین تراویده های ذهنی بشری، در قالب حماسه است. ستایش خرد در شاه نامه، چشمگیر است، چنانچه واژگان خرد، خردمندی، مفاهیم وتبعات معنایی آن را از شاه نامه بسترند با کالبدی بی جان روبرو خواهیم شد.
هر محقق شاه نامه شناسی، زوایا و خبایای شاه نامه را عمیقاً کنکاش کند، در می یابد که همواره خرد تعلیمی، با معنویت ودین مداری هم آغوش است، از این رو در دیدگاه او، خردگرایی منهای دین مداری نکوهیده است. در این جستار، نگارنده با رویکردی تعلیمی، نخست به مفاهیم خردگرایی تعلیمی، تبعات و پیامدهای آن در شاه نامه پرداخته،آنگاه نشان داده است عنصر خرد و مفاهیم معنوی دیگر،همچون دین مداری و دانایی، در دستگاه اندیشه شاعر ازچه ژرفای معنایی تعلیمی برخوردار است.
بررسی علم کلام در ادبیات تعلیمی
حوزههای تخصصی:
ادبیات تعلیمی، گستره وسیعی از ادبیات را در بر می گیرد. بسیاری از شاعران ادوار مختلف شعر فارسی که اشعار تعلیمی سروده اند؛ با عل وم مختلف رایج در زمان خود آشنا بوده اند و بدین گونه بر غنای ادبیات تعلیمی افزوده اند. از جمله این علوم، علم کلام است. شاعران اشعار خود را با توجه به مباحث مطرح در ح وزه کلامی که بدان معتقد بوده اند؛ سروده اند. در واقع می توان شعر را نموداری از اعتقادات شاعر دانست که به تعلیم مخاطب در آن حوزه کلامی می پردازد. این موضوع کمتر در ادبیات فارسی مورد توجه و بررسی قرار گرفته است. بدین منظور برای بررسی تاثیر علم کلام در ادبیات فارسی ابتدا به معرفی علم کلام پرداخته، عوامل پیدایش و حوزه های اصلی علم کلام را بررسی می شود. سپس برخی از آرای کلامی که در ادبیات مورد توجه قرار گرفته است؛ مطرح می شود. در ادامه، تأثیر علم کلام بر فلسفه و جریان ایجاد شده در ادبیات مورد بررسی قرار می گیرد.