فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۲۸۱ تا ۱۷٬۳۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
بررسی تطبیقی معراجیه های خمسة نظامی با نگاه موردی به سه معراج نامة «کتاب المعراج، معراج النبی و الإسراء و المعراج»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظامی گنجوی، مثنویسرای بزرگ قرن ششم هجری قمری و یکی از بنیان گذاران ادبیات داستانی منظوم فارسی است. یکی از جذابیتهای مثنویهای نظامی وجود تحمیدیهها، مناجات و معراجیههایی است که در آغاز هر یک از منظومههایش دیده می شود که به دلیل زیبایی و تخیل زائدالوصف آن ها بسیار مورد توجه پیروان او بوده است. مقالة حاضر در پی بررسی تطبیقی معراجیههای خمسة نظامی و سه معراجنامة عربی پیش از او یعنی المعراج قشیری، معراجالنبی ابنعباس و الإسراء و المعراج ابن حجر عسقلانی و سیوطی است که بر این اساس شباهتها و تفاوتها را در ساختار و محتوای آن ها نشان داده است و بدین نتیجه دست یافته که با وجود وجوه افتراق متعدد، نظامی در سرودن معراجیههای خود تحت تأثیر بسیار معراجنامههای مذکور بوده است. برای رسیدن به این برآیند، ابیات معراجیههای نظامی با شواهدی که از معراجنامههای مذکور به دست آمده، در کنار هم قرار گرفته تا بدین گونه میزان شباهتها آشکارتر شود.
تأثیر گزینش ادبی در سبک با تأکید بر دیدگاه پاول سیمپسون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سبک یک متن چگونگی استفادة نویسنده یا شاعر از زبان و حاصل انتخاب های وی از میان گنجینة زبانی فرهنگ خود است. در این انتخاب ذهن و روان هنرمند تأثیر دارد و هنرمند است که تصمیم می گیرد یک مضمون را به چه شیوه ای بیان کند.
بنابراین، سبک نویسنده یا شاعر بازتاب نگاه خاص او به جهان درون و بیرون است که در بیان وی متجلی می شود. اگر هنرمند نگاه تازه ای داشته باشد، برای انتقال مفاهیم ذهنی خود از زبان تازه ای استفاده می کند و ناگزیر دست به گزینش های خاص در زبان می زند. وی در این گزینش سلیقه های شخصی خود را در زبان اعمال می کند و گاه از هنجارهای متعارف زبان خارج می شود. به این ترتیب سبک محصول گزینش خاص هنرمند از واژه هاست.
در این مقاله تأثیر گزینش زبانی در شکل گیری سبک یک هنرمند از دیدگاه پاول سیمپسون (P. Simpson)، سبک شناس معاصر، بررسی می شود.
بررسی نام گذاری مضامین دفاع مقدس بر مبنای نظریه نظاممند نقشی هلیدی در اشعار قیصر امین پور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر اساس نظریه هلیدی [3] (1994)، نام گذاری مضامین و انتخاب واژگان، عاملی تعیین کنند ه در شکل گیری فرانقش اندیشگانی زبان به شمار می رود. در پژوهش حاضر، نام گذاری مضامین دفاع مقدس را در شعر های قیصر امین پور بررسی کرده ایم؛ بدین منظور، نام گذاری مضامین دفاع مقدس را از شعر های این شاعر استخراج کرده و آن ها را در دو بخش سال های دفاع مقدس و سال های بعد از دفاع مقدس، به صورت جداگانه و در دو حوزه معنایی صریح و ضمنی تفکیک کرده ایم.
مقایسه نتایج به دست آمده نشان می دهد که در شعر های آغازین، نام گذاری مضامین، با انتخاب هایی صریح آغاز شده است؛ ولی پس از آن، کم کم، انتخاب هایی ضمنی مطرح شده است. این گزینش های ضمنی در آغاز، با انتخاب هایی از فرهنگ سنتی و ادبی صورت گرفته و کم کم در سال های میانی دفاع مقدس، به انتخاب واژگانی از مسائل اجتماعی رسیده است. در سال های پایانی دفاع مقدس، توجه به جنبه های عرفانی، بیشتر نمود یافته است. در شعر های بعد از دفاع مقدس، نام گذاری ها با نوعی نگاه عرفانی- فلسفی همراه بوده و نام گذاری مضامین، بسیار انتزاعی تر شده است.
انسان گرائی در اشعار شمس لنگرودی
حوزههای تخصصی:
سیری در احوال وآثار میرزا شوقی
حوزههای تخصصی:
در میان شاعران ایرانی، فحول و بزرگانی داریم، که به خلق آثار ارزشمندی همچون گویش ها و لهجه های محلّی خود پرداخته اند. میرزا شوقی را باید از جمله ی این سخنوران دانست، که به رغم جایگاه ویژه اش در نزد اهالی بهبهان و کهگیلویه، در پهنه ی ادب فارسی چندان شناخته نیست. در این مقاله تلاش گردیده، تا در حد توان به شرح حال، آثار و طرز سخنوری این شاعر پرداخته شود. گفتنی است که آنچه انگیزه ی نگارش این مقاله را فراهم آورده است، علاوه بر اهمیّت جایگاه این شاعر در گویش بهبهانی و لری، مسأله ی پیش آهنگی وی در تلاش برای سرودن نخستین نمونه های شعر در قالب های تازه است، که تا کنون مورد غفلت بوده است. برای رعایت اختصار به شرحی کوتاه در این باره پرداخته و پژوهش های تکمیلی را به عهده ی ادیبان ارجمند گذاشته می شود.
«فراقنامه»؛ روایتی عاشقانه یا تغزّلی توصیفی؟(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات زبان و ادبیات غنایی سال سوم بهار ۱۳۹۲ شماره ۶
61 - 72
حوزههای تخصصی:
فراقنامه تلفیقی از روش های داستان پردازی ایرانی را که دو رکن ادبیات داستانی این سرزمین، فردوسی و نظامی، با بهره گیری از سنن داستان گویی پرداخته اند، به کار می گیرد. همه هدف سلمان ساوجی نه داستان سرایی که تغزّل در شکل یک داستان، با استفاده از توصیفات و تمثیلات فراوان است که جایی برای به نمایش درآمدن اراده آدمی باقی نمی گذارد. داستان فراقنامه، بی تردید اگر هم، در به کارگیری الگوی شاهنامه و لیلی و مجنون کوشیده باشد، در تعلیق و دراماتیزه کردن و دیگر خصیصه های رمانس ایرانی ناموفق بوده است، لیکن غایت هدف او ایجاد تصویری رنگارنگ از توصیفات و تمثیلات برای سرگرم ساختن و دلداری عاشقی دل سوخته است و همه برش های زمانی داستان هم که باید برای شتاب بخشیدن به هیجانات و رسیدن به اوج حادثه باشد، در فراقنامه برای رسیدن به مرگ معشوق است که خود دلیلی برای تمثیلات فراوان پس از مرگ اوست. در هر حال، فراقنامه داستانی روایی- حادثه ای نیست، بلکه داستانی تغزّلی با روش توصیف و تمثیل است.
نگاهی به خلوت عرفانی سعدی و جهاد اساطیری «او»(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
عارفان با گوشه گیری از دنیا و دوری از مردم در صددند تا مراحل عرفانی را طی کرده، در نهایت به خداوند دست یابند. با نگاهی به زندگی سعدی می توان رد پایی از این گوشه گیری ها و خلوت گزینی ها را در زندگی او پیدا کرد. در این پژوهش، بر آنیم تا با نگاهی به خلوت های سعدی، ویژگی های جهاد اساطیری او را در آن ها بیان کنیم. نتایج به دست آمده در این تحقیق بیانگر این است که سعدی در خلوت های خویش عارف صرف نیست؛ اگر از دنیا روی گردانده، از مردم دور نمی شود. اگر هدف او وصال حق و رسیدن به معبود حقیقی باشد، همواره فقیهی متشرع باقی می ماند. وی در جهاد اساطیری خویش علاوه بر مبارزه با نفس اماره و روی گردانی از دنیا سعی می کند، حاصل هر آن چه در خلوت می بیند، صادقانه با مخاطب خویش در میان گذارد و با ارشاد و راهنمایی اش خوب و بد را به او نشان دهد. سعدی اگر در خلوت خویش خدا را در می یابد، سعی می کند، او را با تمام صفاتش به دیگران نیز معرفی نماید. اصل مهم دیگری که در جهاد اساطیری سعدی در نتیجه خلوت گزینی او دیده می شود، عمل بر طبق موازین شرع است. کسی در دنیا و آخرت رستگار است و به مقام رضایت الهی دست می یابد که طبق دستور خداوند گام بردارد؛ حق همنوعان را رعایت کند و به دیگران ظلم و ستم روا ندارد. سعدی این مهم را نیز به دیگران گوشزد می کند. ره آورد سعدی از این خلوت گزینی بیش از آن که به کار او آید، دستگیری مخاطب است؛ زیرا همواره نتایج خلوت خویش را برای دیگران بیان می کند.
الکلاسیکیه والتجدد؛ صراعات ومعطیات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال پنجم تابستان ۱۳۹۲ شماره ۱۸
65 - 80
حوزههای تخصصی:
کانت تهدف الکلاسیکیه فی أوروبا إلی إحیاء التراث الأدبی الیونانی، واللاتینی فی القرن السادس عشر للمیلاد، بما کان فی ذلک التراث الأدبی من العناصر الفنیه والإنسانیه. ولقد أحدثت المدارس الأدبیه المختلفه کمدرسه کلیمان مارو ، لیون ، وبعدهما مالیرب ، تغییرات فی شکل القصیده ومضمونها. وفی أخریات القرن السابع عشر، بدأ دعاه التجدد بالصراع مع أدباء تلک المدرسه، ونادوا بالتمرد عن القوالب القدیمه الجافه، والمعانی المتکرره، واعتقدوا برساله أخری للأدب، والشعر. فشهد الأدب العربی، صراعات کانت معظمها بالتبعیه عن الغرب. وحاولت الجمعیات الأدبیه، والنقدیه مثل جماعه الدیوان، وآبولو، فی الشرق؛ والرابطه القلمیه، والعصبه الأندلسیه، فی الغرب، الوقوف أمام مظاهر الکلاسیکیه فی نتاجات أصحابها، حتی یکون الأدب، والشعر منبعثین عن الشخصیه المستقله، ویتسم الشعر بالوحده العضویه، والتجربه الشعریه والصوره الموحیه، وقد أحدثت هذه الآراء، والصراعات الأدبیه، والنقدیه تطوراً عظیماً فی نوعیه النظره إلی الشعر والأدب، ونتجت عنها المدارس الأدبیه المختلفه فی الأدب العربی المعاصر، فتبلورت إرهاصات الشعر الحدیث، إثر تلک التطورات.
درونمایه های مشترک در اشعار اخوان ثالث و ابوماضی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال هفتم پاییز ۱۳۹۲ شماره ۲۷
31 - 51
حوزههای تخصصی:
یافتن و مقایسه موضوعات مشترک در اشعار اخوان و ابوماضی این فرصت را فراهم می کند، تا از افکار و اندیشه های مشابه این دو شاعر نوگرا پرده برداریم؛ و به این مهم دست یابیم که حد و مرز جغرافیایی، و هم چنین فرهنگ و دین متفاوت نزد شاعران مردمی، مانعی برای رسیدن به همسواندیشی نیست. چراکه این دو شاعر ضمن مقدس شمردن اعتقادات خود، فرادینی و فرامرزی می اندیشند، و شعرشان بازتاب ناله و درد مردم جامعه ای است که طوفان خفقان و استبداد و استعمار درخت امیدشان را خشکانده است. این دو انسانیت را ارج می نهند، و با نگرش عمیق به محیط پیرامون خویش هستی و آفرینش را به چالش و پرسش می کشند.
بررسی نیک و بد در دو داستان حضرت یوسف و ایرج(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال هفتم پاییز ۱۳۹۲ شماره ۲۷
127 - 141
حوزههای تخصصی:
بررسی تطبیقی داستان حضرت یوسف در قرآن مجید، و داستان ایرج در «شاهنامه» فردوسی بیانگر حاکمیت مفاهیم واحدی از نیکی و بدی بر اشخاص و حوادث این دو داستان، علی رغم همه تفاوت های زمانی، مکانی و اجتماعی است. از جمله این مفاهیم که از حیث منطوق و مفهوم یکسان می باشند می توان به حضور پر رنگ حسادت ناشی از تبعیض پدران آن ها بین برادران، و علاقه وافر آن ها به فرزند کوچک تر( یوسف و ایرج ) اشاره نمود. از وجوه افتراق این دو داستان می توان به پایان آن ها اشاره نمود؛ که اولی به پایانی خوش، و دیگری به سرانجامی تراژیک ختم می شود. هدف مقاله حاضر بررسی مفاهیم نیک و بد در داستان یوسف پیامبر و داستان ایرج است.
ژول ورن: دانشمند نویسنده یا نویسندة دانشمند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بی تردید ژول ورن را باید بزرگ ترین نویسنده ای دانست که سبک نگارش داستان های علمی- تخیلی را پایه گذاری کرده است. خوانندگان و منتقدان آثار وی بر این عقیده هستند که درحقیقت، علم با ورن پا به عرصة ادبیات گذارده است. نگاه ژول ورن به پیشرفت های علمی و صنعتی نگاهی مثبت و خوش باورانه است. او با نگارش رمان های علمی، علاوه بر خلق ماشین های گوناگون و جدید و نیز اکتشاف مکان های ناشناخته، علم را در باطن خوب توصیف می کند و پیشرفت های علمی را سبب پیشرفت انسان می داند.
در این مقاله با نظری کلی به مجموعة آثار ژول ورن سعی داریم تا با نگاهی بر تأثیر تحولات و اختراعات صنعتی عصر در این آثار، تأثیر نویسنده و آثارش بر اختراعات بعد از خود را نیز بررسی کنیم. آن گاه از خلال این تحقیق به این سؤال پاسخ دهیم که با توجه به علاقة مفرط ورن به علم، آیا علمی که او در رمان هایش ارائه می کند، علمی تخصصی و حاصل مطالعات پراکندة او است یا علمی غیرتخصصی و حاصل تجربة شخصی نویسنده؟ به بیان دیگر، آیا می توان ورن را علاوه بر نویسنده، دانشمند نیز نامید؟
تحلیل گفتمان سه ترجمة انگلیسی قرآن (سوره های حمد و والعصر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترجمه عبارت است از انتقال یک سیستم زبانی به زبان دیگر که این امر در تمام سطوح زبانی و فرازبانی صورت می گیرد. همین مسئله در ترجمة قرآن نیز صادق است؛ زیرا، در ترجمة این کتاب مقدس نیز نباید، عوامل زبانی و عوامل فرازبانی را خدشه دار کرد. برای بررسی این شواهد، دو سوره از قرآن کریم (فاتحه الکتاب و والعصر) با استفاده از چارچوب تحلیلی حتیم و میسن (1990) در سطح محدودیت های گفتمانی بر روی سه ترجمة متفاوت از قرآن (دو مترجم مسلمان و یک مترجم مسیحی) تحلیل شدند. یافته ها نشان می دهد در تحلیل این سوره ها بیشترین محدودیت گفتمانی در سطح سازوکار تعدّی بوده است و کمترین آن مربوط به سطح پیوندهای واژگانی است. همچنین، می توان نتیجه گرفت اگر مترجم مسلط به زبان قرآنی و آشنا با سطوح بلاغی آن باشد، به خوبی می تواند در بیشتر موارد، صورت آیه را حفظ کند و کارش را فقط محدود به افزایش، کاهش و تکرار معنایی کند ودر ترجمة قرآن با محدودیت کمتری موفق عمل کند.
تأملات مرگ اندیشانه در آثار سنایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله تحلیل جامع تأمّلات مرگ اندیشانه در آثار سنایی است. مرگ، یکی از اندیشه های کلان و مهمّ در آثار سنایی است و او به پدیده مرگ از زاویه ها و چشم اندازهای گوناگون نگریسته و آن را به شیواترین و نغزترین بیان تصویر نموده است. این چشم اندازهای متنوّع را می توان حاصل ساحت های اندیشگی(حکیمانه، زاهدانه و عارفانه) و نیز نوعی نسبی نگری هستی شناسانه سنایی قلمداد کرد که نشان می دهد او در هر سه ساحت وجودی، تجربه و تأمّلات شگرف و نغزی دارد.
فرجام شناسی براساس متن اوستایی هادخت نسک و متون فارسی میانه مینوی خرد و بندهش(مقاله علمی وزارت علوم)
شخصیت پردازی در رمان دشت های سوزان
حوزههای تخصصی:
رمان دشت های سوزان رمانی شبه تاریخی از صادق کرمیار است که در آن واقعیت و تخیّل به گونه ای جذّاب و خواندنی به هم می آمیزند. کرمیار برای روایت وقایعی که در مقطعی از تاریخ ایران رخ داده است، به توصیف اعمال و رفتار شخصیت های تاریخی و داستانی با زبانی ساده و روایی می پردازد. در این رمان با شخصیت های فراوانی مواجه می شویم. به این دلیل این پژوهش در پی آن است که شخصیت پردازی های کرمیار را در این داستان مورد بررسی و تحلیل قرار دهد.
این پژوهش که با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است، نشان می دهد که کرمیار با ایجاد فضایی زنده و باورپذیر و در مجموع با شخصیت پردازی مناسب خود روایتی جاندار و گیرا آفریده است. کرمیار شخصیت های داستان خود را با دقّت برمی گزیند؛ آن ها را به تدریج وارد قصّه می کند و پس از ایفای نقش، آن ها را از داستان خارج می کند. اکثر شخصیت های رمان به شیوة غیرمستقیم و از طریق گفتگو و کنش معرّفی می شوند. در این رمان با همة انواع شخصیتی از قبیل شخصیت های اصلی، فرعی، ایستا، پویا، ساده و جامع روبه رو می شویم و این گوناگونی شخصیت ها به همراه حضور شخصیت های تاریخی سبب جذّابیت روایت کرمیار شده است.