شعرای پارسی نه تنها بر علوم ادبی که برخی از آنها در علوم مختلف زمان از قبیل فقه و کلام، عرفان و فلسفه، تاریخ و جغرافیا، طب و نجوم از علما و دانشمندان معاصر خود بوده و با به کارگیری علوم مزبور، به ویژه علم طب، به آثار خویش، روح و لطافتی خاص بخشیدهاند. گروهی از این بزرگان نیز گرچه طبیب نبودهاند، با طبیبان حاذق زمان خود مجالست داشته و یا اینکه از نحوه طبابت مرسوم در آن دوران با خبر بودهاند؛ به طوری که تأثیر ژرف این دانش در اشعار نغزشان به خوبی تجلی کرده است. در این مقاله رد پای طب نوین در اشعار شاعران بزرگی چون فردوسی، مولوی، خاقانی، منوچهری و نظامی گنجوی بررسی شده و با یافتههای دانش پزشکی نوین مقایسه گردیده است.
در این مقاله حکایتى ازکلیله و دمنه با نام "ملک پیلان و خرگوش " از لحاظ اسطوره شناسى مورد بررسى و تحلیل قرارگرفته است، و این همان حکایتى است که مولانا نیز در دفتر سوم مثنوى آن را ذکرکرده و با نگاه خاص خویش، تأؤیلى معنوى از آن به دست داده است. کلیله و دمنه مجموعه اى از حکایات کهـن هندى است که مىگویند برزویه طبیب آن را پس از سفرى طولانى به دیار هند به ارمغان آورده است. حکایتهاى این کتاب همواره مورد توجه مولفان متون فارسى بوده و پلى در میان فرهنگ هند و ایران ایجادکرده است. در این مقاله، ریشه هاى حکایت "ملک پیلان و خرگوش " در اساطیر اقوام مختلف- چینى، هندى، ایرانى، بابلى و...- جستجو و مورد تحلیل و رمزگشایى قرارگرفته است. تحلیل رابطه مثلث اسطوره اى ماه و خرگوش و آب، و رابطه ماه و مرگ از مباحث این مقاله است.