داستان سیاوش در شاهنامه چنین آغاز می شود که روزی گیو و گودرز و توس، به همراه چند سوار، به نخجبیر می روند و، پس از شکارگوران، در بیشه ای دختری زیبا رو و تنها می یابند. میان توس و گیو بر سر تصاحب دختر گفت و گو در می گیرد و ستیزه و پرخاش به جای می رسد که می گویند: «که این ماه را سر بباید برید.» با میانجگری یکی از بزرگان، داوری این کار را به نزد کاووس می برند و کاووس، که با دیدن دختر به یکباره شیفته او می شود، وی را به همسری خویش در می آورد و «بسی برنیامد بر این روزگار» که سیاوش از این زن زاده می شود ...
برگزاری همایشی معتبر در شهرستان، آن هم با بودجه اندک، کار ساده ای نیست. کار وقتی دشوارتر هم می شود که بخواهیم سخنرانی ها کم و بیش درباره موضوعی واحد باشد و انتظار داشته باشید به هدف معینی هم برسد. برای این کار لازم است بسیاری از مقالات ارسالی را بپذیرید و دل های بسیاری را بشکنید. از طرف دیگر، باید کاری بکنید که افراد خاصی حتما در همایش شرکت داشته باشند. ولی، اگر این افراد غیردانشگاهی باشند و شرکت در همایش برایشان امتیازی به حساب نیاید، چه باید کرد ...
این مقاله بخش دوم از معرفى "خردمندان و بى خردان شاهنامه " است که به معرفى پنجاه و سه تن از قهرمانان این اثر از دید موضوع مقاله یعنى خردمندى و بى خردى پرداخته است. در بخش نخست 62 تن دیگر به ترتیب الفبائى معرفى شده بودند. روش کار در هر دو مقاله تحلیل و معرفى قهرمانان این اثر فقط از دید موضوع مقاله بوده و به جنبه هاى دیگر توجه نشده است. مجموع شخصیتهاى معرفى شده در دو مقاله 115 تن است که صد و چهار نفر از آنان یعنى 4/90 %خردمند و 6/9% آنها یعنى یازده نفر از جانب دوستان یا دشمنان بى خرد توصیف شده اند. در پایان باید متذکر شد خرد مورد نظر شاهنامه بیشتر حکمت عملى یا خرد شرقى است.