نقد ادبی در دوران معاصر که شمار آثار منتشر شده درحوزه داستان بسیاراست، اهمیتی بسزا دارد. در این مقاله کوشش کرده ایم، یکی ازشاخص ترین رمان های فارسی، یعنی شازده احتجاب نوشته هوشنگ گلشیری، را با دیدگاه روانشناختی، نقد و بررسی کنیم. به همین منظور، ابتدا کلیاتی درباب نقد روانشناختی مطرح کرده ایم وسپس با طرح پرسش هایی ازمتنِ رمان، کوشش کرده ایم با استفاده از دیدگاههای روانکاوان صاحب نامی همچون فروید و لاکان به آن ها پاسخ دهیم.
جرج گردن بایرون (1824-1788) مشهور به گردن بایرون از شعرای رمانتیک انگلستان علاقه خاصی به شرق بخصوص به ایران باستان داشت. این مقاله به بررسی تلمیحات اشعار لرد بایرون به ایران و آیین زرتشتی می پردازد همچنین تاثیر آیین دوگانگی زرتشتی را بر آثار بایرون مورد بررسی قرار می دهد. پس از این بررسی به نظر می رسد که بایرون با ایران و تفکر ایرانی دوگانه برخورد می کند. بایرون از یک سو پادشاه ایرانی، نادر را خون ریز و جلاد معرفی می-کند از سوی دیگر از حافظ شاعر بزرگ ایرانی نقل قول می کند. گاهی او از آیین زرتشت به عنوان آیین شیطانی یاد می کند و گاهی زرتشت را نیک کردار می نامد. بایرون برای توجیه آشفتگی قهرمانان اشعار خود از دوگانگی آیین زرتشت بهره می برد. شیفتگی بایرون به ایران و آیین ایرانی به حدی است که حس منفی او را نسبت به شرق و آنچه یونانی نیست کمرنگ می کند