ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴٬۷۶۱ تا ۲۴٬۷۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۲۴۷۶۵.

مانی در آیینه هنر و ادبیات ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸۸ تعداد دانلود : ۳۲۰۱
تاریخ نقاشی ایران با نام مانی درآمیخته است. پژوهشگران او را نخستین نقاش شناخته شده ایرانی می دانند. وی همچنین مبدع دینی جدید بود که گستره تعلیمات آن در زمان حیات او و پس از آن با گذر از مرزهای ایران تا چین، هند، مصر، روم و... گسترش یافت. روایات متعدد حاکی از آن است که مانی آموزه‏های خود را برای مردم با نقاشی قابل فهم می کرد، نظر به این‏که آثار مصور یافت شده و منسوب به وی محدود به یک یا دو نمونه است، تنها با بررسی آثار هنری به جا مانده از پیروان او و روایات مختلف می توان با قیاس به ویژگی‏های هنر مانی پی برد. این مقاله بر آن است از منابع دیگری چون دواوین شعرا و متون ادبی و یا آثار مصور برای معرفی این شخصیت بهره گیرد و به پرسش‏هایی در این خصوص پاسخ دهد: آیا مانی به عنوان یک هنرمند ایرانی در ادبیات مورد توجه قرار گرفته است؟ به چه جنبه یا جنبه‏هایی از وجوه مختلف این شخصیت بیشتر پرداخته شده است؟ آیا تصویری از این هنرمند در نگارگری ایرانی نقش شده است؟ و... بر این اساس پس از شرح کوتاهی راجع به مانی و ویژگی‏های هنر وی، نقش و تصویری که از این هنرمند در لابه‏لای متون ادبی و هنری ارائه شده است، مورد مداقه قرار می‏گیرد.
۲۴۷۶۶.

حکایت های عرفانی و نقش آن ها در گفتمان منثور صوفیانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات روایی و داستانی گونه های کلاسیک حکایت
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه عرفان و تصوف در ادبیات متون عرفانی و تحلیل عرفانی متون ادبی
تعداد بازدید : ۳۱۲۹ تعداد دانلود : ۲۵۷۱
دقیقه اصلی این مقاله تبیین اهمیت و نشان دادن جایگاه حکایت در آثار منثور عرفانی است. از همین‏رو با اختیار منظری که تصوف را نگاه هنری و جمال شناسانه به الاهیات و دین می داند، یکی از فرم های پربسامد و هنری نثر عرفانی، یعنی «حکایت» بررسی شده است. بعد از تعریف لغوی و اصطلاحی و بیان قواعد اصلی و ویژگی هایش، اهمیت و کارکردهای آن در تصوف خاطر نشان شده و در ادامه بعد از بحث در باب شیوه های مختلف طبقه بندی حکایت های صوفیانه، با استناد به آثار برتر منثور عرفانی تقسیم بندی متفاوتی از این نوع حکایت ها در سه دسته رئالیستی ، خارق العاده و ابداعی ارائه شده است. ر
۲۴۷۶۷.

نقد و بررسی اندیشه ها و تعابیر مشترک در آثار ابوالعلاء معری و سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸۰ تعداد دانلود : ۱۹۴۳
سعدی شیرازی (557 ـ 691) شاعر، نویسنده و غزل‏سرای بزرگ فارسی با وجود تفاوت هایی چند که در برخی زمینه های فکری با ابوالعلاء معری (363 ـ 449) دارد، در دو زمینه به‏طور مشخص با وی در اندیشه ها و شیوه بیان، شباهت و اشتراک دارد: 1ـ انتقادهای اجتماعی 2ـ اندیشه های حکمی و اخلاقی. در مقاله حاضر، تعدادی از موارد اشتراک و مشابهت میان آثار این دو شاعر در اندیشه ها و شیوه بیان، عرضه می شود؛ و نیز ابوالعلاء معری، شاعر بزرگ عرب، در زمینه های انتقادی اجتماعی و آسیب شناسی جامعه دینی، یکی از سرچشمه های مهم این گونه مضامین در شعر فارسی، از نیمه دوم قرن پنجم به بعد، شمرده می گردد: و سرانجام این احتمال بررسی می شود که سعدی در بیان این‏گونه اندیشه ها از ابوالعلاء تاثیر پذیرفته باشد.
۲۴۷۶۸.

وضع و دلالت الفاظ در گلشن راز(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷۵ تعداد دانلود : ۱۲۸۴
نظر شیخ محمود شبستری درباره وضع و دلالت الفاظ این است که الفاظ دو گونه وضع دارند؛ وضع اول که وضع جلالی است، و وضع ثانی که وضع جمالی است. در وضع اول، هر لفظی، دارای رابطه ای ذاتی و تکوینی با مدلول خویش است؛ اما آن معنای ذاتی دور از دسترس افهام عموم مردم است. لفظ، از صُقع وجودی خود تنزل می کند و توسط ارباب کشف و شهود در اختیار مردم، قرار می گیرد و عقلا با رعایت مناسبت، آن الفاظ را با وضعی ثانوی و براساس عرف زندگی، در معانی محسوس وضع می کنند. اکنون برای عبور از معنای محسوس، به مدلول ذاتی و غیبی لفظ، ناگزیریم از تاویل بهره بگیریم تا بتوانیم از معنای ثانی به معنای اول بازگردیم. آن چه می تواند در این کشف معنوی ما را یاری کند و راه عبور از محسوس به نامحسوس را هموار نماید، تمثیل و تشبیه است.
۲۴۷۷۰.

اصلاح چند خطا در متون ادبی ، جغرافیایی و تاریخی مربوط به منطقه بلخ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲۴
در کتابهای تاریخی و جغرافیایی و ادبی، به فراوانی از نام مکانهای قدیمی و تاریخی یاد می شود، ولی به دلیل از بین رفتن آن آبادیها و مکانها و به دلیل تحول و تغییرنامها،گاهی مؤلفان، مصححان و مترجمان این آثار، دچار لغزشهایی می شوند. در این مقاله برای چند نمونه از این نوع خطاها که مربوط به نامهای جغرافیایی آبادیهای ولایت بلخ قدیم است و در کتابهای سفرنامه ناصرخسرو، تاریخ بیهقی، نزهت القلوب، مسالک و ممالک اصطخری، تذکره جغرافیای تاریخی ایران، احسن التقاسیم و قانون مسعودی راه یافته، توضیحاتی آمده و اصلاحاتی پیشنهاد شده است. این نامها عبارت است از سدره/ سه دره، کلان/ سمنگان، طالقان / طایقان، مَدر/ مادر، سیاهگرد / شاوکرد، رباط میله / مثله.
۲۴۷۷۱.

بیگانه در دریا (ابولحسن باخرزی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳۱
تحولات اجتماعی فرهنگی و ادبی در میان یک ملت، همیشه تابعی از تحولات سیاسی آن قوم است. گاهی در یک محدوده زمانی خاص، ممکن است شاعر، ادیب و نویسنده ای به دلایلی خاص مورد توجه اربابان امور و یا مورد بی توجهی قرار گیرد. روزگارانی دیگر، همین شخص، که شاید قرنها نیز از ایامش سپری شده است، جایگاهی ویژه را به خویش اختصاص دهد، که از نمونه های بارز آنها می توان به ادیب اندیشمند، ثعالبی نیشابوری اشاره کرد که به رغم موقعیت متعالیش درگذشته اکنون جایگاهش در ادب ایران کم رنگ، بلکه فراموش شده است. اکنون ما نیز، به دنبال این گفتار، از سخنوری (ابوالحسن باخرزی) یاد می کنیم که بر خلاف آوازه گذشته اش، امروز در زیر چرخهای سیر تحول اجتماعی و سیاسی وطن ما مجروح، بلکه مقتول شده و در میان غبار این تحولات پیوسته و شگرف زمان و مکان مدفون گشته و به دست فراموشی سپرده شده است.
۲۴۷۷۲.

تلخندهای فلسفی شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۶۲
سده های چهارم و پنجم و اوایل قرن ششم، از دوره های تاریخی است که افکار فلسفی در آن نمود آشکاری دارد، رودکی سمرقندی، ابوشکور بلخی، فردوسی توسی و خیام نیشابوری از جمله شاعرانی هستند که در این دوران زندگی می کنند و رگه هایی از این تفکرات در آثارشان دیده می شود. شاهنامه نیز در میان این آثار از ویژگی خاصی برخوردار است. فردوسی به عنوان شاعری حکیم، اندیشه های فلسفی خود را در قالب خنده ای تلخ و گزنده مطرح کرده که از آن به "تلخند" یاد کرده ایم. تلخندهای او دیدگاه فلسفی و طرز نگرش وی را به جهان آفرینش نشان می دهد. در این پژوهش، گونه ای از طنز با عنوان طنز فلسفی مطرح شده و سپس تاملات فلسفی حکیم توس با آوردن مثالهایی از شاهنامه مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. این گونه طنز در شاهنامه اندک نیست، اما با توجه به مطالعاتی که در زمینه شاهنامه شده است، به نظر می رسد این موضوع چنان که باید مورد توجه شاهنامه پژوهان واقع نگردیده است. در حالی که با توجه به تعاریف موجود از این گونه طنز، زمینه های مناسب آن در شاهنامه وجود دارد و فردوسی متناسب با دانش، فرهنگ و رعایت درک مخاطبان و فضای حماسی اثر با مهارتی کم نظیر در اثر خود از آن بهره گرفته است. با وجود این گونه افکار در شعر حکیم توس، نه تنها او به یاس فلسفی گرفتار نشده است، بلکه در کنار بیان این گونه اندیشه ها، خواننده را به تساهل دعوت و بدین وسیله تحمل رنج را بر خود و دیگران آسان می کند.
۲۴۷۷۳.

زمینه های اجتماعی فروپاشی حکومت ساسانی بر اساس شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۰۷ تعداد دانلود : ۱۵۸۱
در این مقاله به ریشه یابی زمینه های جامعه شناختی شکست و فروپاشی دولت دیرینه سال و نیرومند ساسانی در برابر سپاه کم شمار و بی جنگ افزار مسلمانان از دریچه شاهنامه پرداخته شده است. پاره ای از عوامل مانند: جنگ قدرت در دربار ساسانیان مورد اشاره تاریخ نگاران نیز قرار گرفته است. اما باز نگاه فردوسی در این موارد هم از تازگی هایی تهی نیست و برخی دیگر از عوامل، دیدگاه شخصی شاعر است، از جمله فرمانروایی زنان. علت های دیگری نیز یافتنی است که تنها از فحوای سخن فردوسی بر می آید، مانند نبود هویت فراگیر ملی. با آن که گزینش سرآغازی برای این پژوهش دشوار می نماید، اما به دلایلی که در متن خواهد آمد، پادشاهی خسرو پرویز نقطه عزیمت پژوهش قرار گرفته است.
۲۴۷۷۴.

کشمکش سایه و خودآگاه در داستان «خیر و شر» نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۲۷ تعداد دانلود : ۲۳۴۲
نظامی گنجوی از شاعران مطرح عرصه جهانی است. داستان پردازی های او که بر اساس واقعیت است به همراه تخیل وصف ناپذیرش، وی را به عنوان شاعری توانا در حوزه انسان شناختی و روان کاوی معرفی نموده است. به نظر می رسد اوج هنر نظامی در هفت پیکر او باشد. در این اثر ارزشمند ـ به خصوص در هفت افسانه آن ـ که از لایه های درونی و عناصر برونی داستانی برخوردار است، می توان از مسیر روساخت به ژرف ساخت راه یافت و ابعاد نهانی وجود انسانی را بازیابی نمود. یکی از داستان های هفت پیکر، داستان «خیر و شر» است که در گنبد ششم (پنج شنبه) آمده و موضوع آن کشمکش دو جوان به نام های «خیر» و «شر» است. این داستان را می توان بر اساس دیدگاه روان شناسی یونگ تحلیل نمود. در این دیدگاه کهن الگوهای پنهان در روان آدمی جایگاه ویژه ای دارند و گاهی به گونه ای نمادین در خودآگاهی متجلی شده، نمود می یابند. در این داستان می توان خیر را نماد خودآگاهی آدمی و «شر» را نشانه «سایه» و ضمیر ناخودآگاه او دانست که در یک ساختار بسیار منسجم و منطقی به درگیری پرداخته و در نهایت به وحدت می رسند و کهن الگوهای متعددی چون آنیما، سایه، تولد ثانوی، سفر، آب، درخت و... در این کشمکش نقش ویژه ای دارند که در این مقاله به بررسی آن ها پرداخته می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان