در ادبیات به طور عام و در ادبیات ایران و سوریه به طور خاص، غالبا شخصیت واقعی موجود زن در جامعه ترسیم شده؛ و از آنجا که همیشه ادبیات آینه تمام نمای زندگی واقعی و واقعیت اجتماع است، می توان از این مقوله ها دریافت که زن در جامعه نقش مهم و کلیدی دارد و اینکه آیا در جامعه ایران و سوریه به زن چنین بهایی داده شده است یا نه، خود جای بحث است.آنچه مسلم است، نتیجه حاصل از این تحقیق که برگرفته از رمان النعنع البری از انیسه عبود در سوریه و دیوان پروین اعتصامی و افکار او در ایران است، این است که «زن» به عنوان مادر، معمولا سنگ صبور و مرکز مهر و عطوفت خانواده، و در بسیاری از موارد، سپر بلای فرزندان خود است.اما زن به عنوان یک همسر، متاسفانه جایگاه قابل توجهی ندارد و مردان در این جوامع، همیشه خود را سرآمد و فرمانده و به نوعی، ارباب همسر خود می دانند و به این ترتیب، شخصیت زنان را تحقیر می کنند. البته حضور زن در محافل علمی و عرصه های مختلف فعالیت های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی تقریبا کمرنگ است و آنچه بیشتر مشاهده می شود، دربین نسل جوان است که متاسفانه این حضور، حضوری متاثر از فرهنگ های غربی است، یعنی بیش از آنکه به علم و دانش اهمیت داده شود، در چنین محافلی به مسایل جانبی، ازجمله بدحجابی و غرب زدگی گرایش و سوق داده می شوند.چکیده عربی:تتناول الآداب العالمیة عامة وآداب إیران وسوریا علی وجه الخصوص، شخصیة المرأة الحقیقیة فی المجتمع الذی تعیش فیه. وبما أن الأدب مرآة صادقة لحقائق الحیاة والمجتمع یمکننا أن نستنتج أن المرأة لها دور هام وخطیر فی المجتمع.والنقاش حول مکانة المرأة فی المجتمعین الإیرانی والسوری ومدی الاهتمام بها یحتاج إلی مجال آخر للدراسة.والواقع أن هذا المقال بعد معالجة روایة النعنع البری لأنیسة عبود السوریة ودیوان پروین اعتصامی الإیرانیة کشف اللثام عن وجه المرأة بوصفها أمّاً تصلح أن تکون موضع سرّ الأسرة ومهبط الحنان والعطف فیها بالإضافة إلی کونها ملاذا للأطفال تجاه حدثان الدهر فی أکثر الأحیان.هذا وإن المرأة بوصفها شریکة حیاة الرجل لاتمتلک للأسف الشدید مکانة مرموقة والرجال یرون سیادتهم المطلقة نحوها بل الولایة التامة علیها وهذا الأمر یسوقهم إلی إهانتها. تجدر الإشارة إلی أن مشارکة المرأة فی الأوساط العلمیة ومختلف النشاطات السیاسیة والاجتماعیة والثقافیة ضئیلة إلی حدٍّ ما غیر أن هناک حضورا للجیل الجدید لکنه تشوبه ثمرات الحضارة الغربیة حیث تعتنی المرأة بالسفور والتغرّب أکثر من اهتمامها بالعلوم والفنون.
درباره جلال آل احمد و آثارش کم نوشته نشده؛ اما آنچه در این مقاله به آن توجه شده، از رنگی دیگر است.این مقاله، تلاشی است درجهت بررسی تاثیر اندیشه های آلبرکامو بر جلال آل احمد. اگر بپذیریم که ادبیات فرانسه بر برخی از نویسندگان ایرانی تاثیر گذاشته است، در گفتار حاضر، جایگاه جلال آل احمد به عنوان یکی از نامدارترین و اندیشمندترین نویسنده معاصر که آثارش از حیث سیر تفکر و اندیشه با آلبر کامو شباهت هایی دارد، بررسی می شود. با بررسی تطبیقی، تاثیر و تاثرهایی آشکار می شود که قیاس آنها می تواند در بسیاری از موارد راهگشای پژوهشگران در درک بهینه آثار ادبی این نویسنده باشد. جهت نیل به این مقصود، در این مقال سعی شده است با انجام نقد روان شناسی از دیدگاه ژاک لاکان و نشانه شناسی رولان بارت، برروی یکی از داستان های کوتاه جلال آل احمد با نام خواهرم و عنکبوت، بتوانیم به ژرفای متن نفوذ کنیم و ناخودآگاه آن را بیرون بکشیم و مضامینی مانند نیهیلیسم، ماشینیسم و مدرنیته ستیزی را که این نویسنده ایرانی با الهام از تفکرات و اندیشه های کامو به عاریت گرفته است، استخراج کنیم، و به این ترتیب، به تشابهات و مشترکات فکری این دو نویسنده پی ببریم.چکیده عربی:الداراسات التی تتناول جلال آل أحمد ونتاجاته لیست قلیلة إلا أن ما تطرقنا إلیه فی هذا المقال یختلف عن مثیلاته حیث یحاول هذا المقال أن یدرس تأثیر آراء ألبیر کامو علی جلال آل أحمد. إذا قبلنا أن الأدب الفرنسی أثّر علی عدد من الکتّاب الإیرانیین، یمکننا أن نعتبر آل أحمد بوصفه مفکرا ذا شهرة أدبیة واسعة من أکثر الکتّاب المعاصرین الذین یقترب کثیرا فی نتاجاته من ألبیر کامو. فالدراسة المقارنة بین الأدیبین تمهد الطریق للباحثین فی استیعاب أفضل لنتاجات آل أحمد الأدبیة. یحاول هذا المقال أن یدرس إحدی قصص آل أحمد القصیرة بعنوان (أختی والعنکبوت) دراسة نقدیة وفقا لمکتب جاک لاکان للتحلیل النفسی وسیموطیقا رولان بارت؛ وذلک للوصول إلی أعماق النص وخفایاه کی یستخرج مضامین: کعداءه للعبثیة وثورة الماکینات والحداثة، التی استعارها هذا الأدیب الإیرانی من آراء ألبیر کامو. وأخیرا یبین المقال المشترکات الفکریة لدی الأدیبین.
پزشک و اندیشمند و دین شناس نامدار ایرانی، برزویه طبیب، در زیست نامه فرهنگی و اندیشه ای خویش که چونان دیباچه ای در آغاز کلیله و دمنه آورده شده، دستانه ای (= تمثیل) را به کار گرفته است که پیوندها و همانندی هایی شگفت آور با دستانه «مردی در چاه» در متنی از ادب آیینی جینی دارد. آیین جین، یکی از آیین های باستانی هند است که برپایه بازگفتی بیش پذیرفته شده، برزویه کلیله و دمنه را، با رنج و تلاش بسیار، از آن سرزمین به ایران آورده است. در این جستار، دستانه «مردی در چاه»، در این دو متن ایرانی و هندی کاویده و بررسیده آمده است.چکیده عربی:استخدم برزویه الطبیب، المفکر، ورجل الدین الإیرانی الشهیر، فی سیرته الثقافیة، والفکریة التی وردت فی دیباجة کلیلة ودمنة، تمثیلا له صلات عجیبة بتمثیل «رجل فی البئر» فی أحد نصوص الآداب الجاینیة. والجاینیة دیانة هندیة قدیمة. والقول الغالب إن برزویه جاء بکلیلة ودمنة من تلک الدیار إلی إیران بعد عناء، وجهد وفیرین. حاول هذا المقال أن یدرس تمثیل «رجل فی البئر» فی هذین النصین الإیرانی، والهندی.
داستان رستم و اسفندیار، یکی از زیباترین و جذاب ترین داستان های شاهنامه فردوسی است. مکبث نیز نمایشنام های معروف از شکسپیر است.این دو اثر ادبی، از جهاتی، وجوه اشتراکی دارند. مقاله حاضر، تلاشی است برای بررسی وجوه اشتراک داستان های رستم و اسفندیار و مکبث، با تکیه بر سیر روایت، رخدادها و شخصیت های این دو اثر.