لاشک أن ازدهار الأدب القومی وتقارب المجتمعات البشریه و وفاقها رهین لمزید من التعرف علی نتاجات الأمم الأخری وأدبائها وطالما اعتنی الباحثون والنقاد فی مختلف مجالات الفکر والثقافه والأدب بهذا التعارف المتبادل کما امتد نطاقه فی عصرنا الراهن امتدادا واسعا و أخذ طریقه نحو الرقی و الازدهار وفقا لرؤی المفکرین فی أی بلد. وبناء علی هذا یهدف هذا المقال إلی التعرف بنتاجات أدیب و ناقد و فنان کویتی معاصر عسی أن تتبعه دراسات معمقه أخری فی مقارنه الأدب الإیرانی المعاصر وبلدان الخلیج الفارسی التی لها علاقات ثقافیه واقتصادیه قدیمه مع بلدنا إیران ولعله یرشد إلی بحوث تتصف بالجداره والعمق. یعد هذا المقال قراءه أدبیه لعدد من النتاجات النقدیه التی هی حصیله عمر أدیب له مؤلفات شامله و یعتبر من الشعراء البارزین المعاصرین فی الکویت وکان لآرائه النقدیه انعکاس واسع فی الحقول الأدبیه فی العالم العربی.
احتل العلامه أبوالقاسم الزمخشری مکانه رفیعه بین العلماء و أرباب الأدب. و قد ترک آثارا قیمه فی مختلف العلوم، منها تفسیره الکشاف الذی عنی فیه المؤلف بالجانب الأدبی و البلاغی فی القرآن الکریم، و اهتم به المثقفون و أرباب العلم والأدب اهتماما یکاد یکون منفردا فی نوعه، و تناولوه بالشرح والتعلیق أو الاختصار تازه، والنقد تازه أخری. و من الجوانب الهامه فی هذا التفسیر هی الجانب اللغوی و تحقیق المفردات اللغویه التی أشبعها المؤلف بالبحث اعتمادا علی ما کان متمتعا به من سعه الاطلاع علی اللغه العربیه و المعرفه التامه بدقائقها و أسرارها. و قد تناول هذا المقال نبذه من الأبحاث المتعلقه بهذا الجانب مع مقارنه بینها و بین ما فی بعض التفاسیر والمصادر اللغویه مبدیاً الرأی فیها بالاستناد إلی الأدله و الشواهد.
سیف الدین اسفرنگی شاعر پارسی گوی کم شناخته به اقرب احتمالات در سدة ششم هجری دیده بر جهان گشود. زادگاه او به گواهی نامش و اتفاقِ تذکره نویسان اسفرنگ یا اسفره از توابع سمرقند است و از این نگاه دیوان او در بررسی زبان حوزة فرارود (= ماوراءالنهر) پایگاه و جایگاهی ویژه دارد.
سیف در صناعت شاعری به بسیاری از پیشینیان و هم روزگارانِ خود چشم داشته و قصاید آنان را نمونه قرار داده و استقبال کرده است؛ از خیلِ منظورانِ او می توان به مسعودسعد، امیرمعزّی، عثمان مختاری، عمعق بخاری، سنایی، انوری، مجیر بیلقانی، خاقانی و ظهیر فاریابی اشاره کرد که از این میان اقبال او به شعر خاقانی نظرگیرتر و از لونی دیگر است.
در این مقاله شماری از همانندی های واژگانی و معنایی میان ابیات سیف اسفرنگی و خاقانی را به دست داده ایم؛ این همانندی ها می تواند نشان از آن داشته باشد که سیف دیوان خاقانی را از نظر گذرانده است.
آوازه و بزرگی بیدل تنها به شیوه بیان و پیچ و خم های زبانی او ختم نمی شود، بلکه برخی از شکوه و جلال و جذابیت شعر او به اندیشه اش مربوط است که به مثابه زبانش پر رمز و راز است. اگر بپذیریم که در حوزه معنا و اندیشه بیدل نیز برجستگی و خصوصیت های سبکی هست، می توان پرسید که این دگرگونی ها در قالب غزل چگونه خود را نشان داده است؟ اگر غزل، آیینه تغزل و سخنان غنایی است، عشق و اندیشه در آن چگونه با هم گره خورده است؟ آیا از نظر اندیشه می توان غزل بیدل را نوعی غزل خاص نامید؟ در این مقاله با طرح یکی از غزل های پرآوازه بیدل، به نقد اندیشه های مندرج در این غزل پرداخته ایم. حاصل این پردازش نیز این است که چنان که شعر سبک هندی در قالب گفتار و فرم متحول و دگرگون شده است، از جهت اندیشه و فکر نیز این تحول در نمونه های بارز شعر سبک هندی که سروده های بیدل یکی از نمایندگان پرآوازه آن است، دیده می شود.
"عبدی بیک نویدی، از جمله مستوفیان، مورخان و شاعران عهد شاه تهماسب است که به اقتفای نظامی دو بار به سرودن خمسه همت گماشت. به رغم آنکه عبدی بیک از پیشگامان نهضت تقلید از نظامی در عصر صفوی به شمار می رود و سخنش در مقایسه با بسیاری از گویندگان هم عصر خویش سلامت نسبی دارد، در ایران کمتر بررسی شده است. در مقاله حاضر با مقایسه تطبیقی منظومه های مجنون و لیلی عبدی بیک و لیلی و مجنون نظامی، برجسته ترین شاخص های شعری وی در منظومه مجنون و لیلی، بر اساس مقایسه محتوایی و ساختاری- زبانی، دیدگاه شیعی و کلامی شاعر، دیدگاه وی نسبت به شاعری، نسبت به زن، عشق، ویژگی های داستانی و هنری اشعارش، توصیفات، تصویرسازی، دایره واژگانی و... بررسی شده است.
"
"در نگرش جامعه شناختی ادبی، ادبیات هر دوره، علاوه بر رویکردهای زیباشناختی و هنری، نقش آشکار و قابل اعتمادی در شناسایی جلوه های گوناگون اجتماعی و فرهنگی جامعه دارد. جهان بینی نویسنده که متاثر از آگاهی های طبقاتی و اجتماعی است، بخش عظیمی از اثر ادبی او را تشکیل می دهد. سیمین دانشور، در مجموعه داستانی شهری چون بهشت، با نگرشی جامعه شناختی به تبیین و معرفی سیمای افسرده زنان ایرانی و سایر قشرهای درمانده و ضعیف در دوره ای خاص از تاریخ گذشته ما می پردازد. او تحجرگرایی و خرافه پرستی سنتی را عامل عقب ماندگی مردم می داند که با نفوذ و دخالت استعمارگران غربی، به خصوص آمریکا، قوت بیشتری می یابد.
توجه به فرهنگ و تمدن باستانی ایران و اعتقادات اصیل دینی و تکیه بر توانمندی های ملی در رویارویی با استعمار و رفع تبعیض، عامل موثر و تعیین کننده ای است که دانشور در مجموعه داستانی شهری چون بهشت، به خصوص در داستان «عید ایرانی ها»، به آن توجه دارد.
لحن بیان و سبک نویسندگی و صحنه پردازی داستانی نویسنده، نمادین است و با القای معانی و مفاهیم داستان، همخوانی و همسویی دارد.
"