وفور واژگان ترسایی و تأثیرپذیری خاقانی از فرهنگ مادری، این سؤال ها را پیش می آورد که با توجه به کُرد بودن مادر نظامی آیا او نیز از زبان و فرهنگ مادری خود متأثّر بوده یا خیر؟ هدف پژوهش حاضر بررسی این مسأله در دو اثر خسرو و شیرین و هفت پیکر نظامی است. برای این منظور واژه ها، ترکیبات، کنایات، امثال و حکم و مسایلی از این دست که مربوط به حوزه زبانی فرهنگ مادری نظامی است، استخراج گردیده و با تحلیل آنها به این نتیجه دست یافته که فرهنگ مادری نظامی بر مفاهیم دو منظومه او تأثیرگذار بوده است.
رؤیا و تخیّل با جهان فراواقعیت چه سنخیّتی دارد؟ آیا دریافت های روح سیّال انسان در هیچ شرایطی متوقّف می گردد؟ خواب و رؤیای صادقه یا صالحه به عنوان بخشی از زندگی دنیوی انسان با تخیل از نوع خلّاق به لحاظ اینکه هر دو منشأ معرفت، خلاقیت، مکاشفه، آینده بینی، ... هستند، همسویی دارند. و سنخیّت این دو پدیده پیچیده به عنوان دو توانایی و استعداد، با عالم فراواقعیت، امکان شناخت و معرفت هرچه بیشتر آن عالم را فراهم کرده است.
اغلب متون عرفانی و بعضی متون روان شناختی و فلسفی کم وبیش به بیان ماهیت این دو پدیده مبادرت ورزیده اند؛ بعد از کلام آسمانی قرآن، مثنوی مولوی از بین متون عرفانی، گوی سبقت را در واکاوی و نقد رویا و تخیل ربوده است. آیا توجه به رویا و تخیل-که پیونددهنده آدمی با عالم فراواقعیت است- می تواند نشانه ای از تعامل و همسونگری عرفا و بعضی روان شناسان باشد؟
این نوشتار افزون بر پاسخ دادن به این پرسش ها، با نظری تحلیلی به سروده های مولوی درباره رویا و تخیل، به بررسی این موضوع می پردازد و به این نتیجه می رسد که رویا و تخیل منشا تحولات روحی، دگرگونی و خلاقیت هستند و به صورت ناخودآگاه و غیر ارادی بروز یافته، امکان درک و شناخت فراواقعیت را فراهم می سازند. رویاها در متون عرفانی با برخی اندیشه های روانشناختی و سوررئالیستی همسویی دارند.
جامعه شناسی ادبی به علّت کارکردهای بیرونی آن از اهمّیّ ت اجتماعی والایی برخوردار است. مطالعه آثار ادبی با همین نوع نگرش، جلوه ها و نمودهای مختلف اجتماعی را، از زوایای تصاویر ادبی نمایان می سازد. هشت سال دفاع مقدس تاثیر شگرفی در عرصه های هنری و ادبی، از جمله شعر دفاع مقدس بر جای گذاشت و شعر دفاع مقدس نیز که دارای خمیر مایه پایداری، مبارزه با دشمن و دفاع از ارزش ها و باورهای دینی و مل ی و تلاش برای حفظ استقلال و آزادی کشور است، در کنار صورتگری های ادبی آن، بسیاری از حوادث و نشانه های بیرونی دوران جنگ را در خود منعکس ساخت. به طوری که مطالعه آن ما را با بخش عظیمی از تاریخ پرحوادث و خونبار معاصر کشورمان آشنا می سازد.
در این نوع از ادبی ات، موضوعاتی چون میهن دوستی، دفاع از نظام اسلامی، مبارزه با دشمنان داخلی و خارجی، ترسیم حوادث و صحنه های گوناگون جنگ، حوادث داخلی کشور، تفرقه دشمنان، سودجویی فرصت طلبان، کم رنگ شدن ارزش های دفاع مقدّس و دنیازدگی عده ای از مردم و سرانجام همدلی با ملل مظلوم جهان از جمله موضوعاتی هستند که از رویکردهای اجتماعی شعر دفاع مقدس به شمار می آیند.
تجلی عشق در حماسه ها داستان های عاشقانه حماسی است که چنان که از نامشان پیداست، از دیدگاه انواع ادبی آمیزه ای از نوع حماسی و غنایی است. در این مقاله کوشش شده است ساختار و ویژگی های این داستان ها در یکی از بزرگ ترین حماسه های ایران و جهان یعنی شاهنامه بحث و بررسی شود و آن ها را از نظر راوی، وزن، استقلال یا عدم استقلال، هدفدار بودن، منجر شدن به ازدواج، نوع عشق مطرح شده، حوادث و حالات عشق، پند و موعظه و... مورد بررسی قرار داده شود و به نتایجی دست یافته شود که آن ها را از منظومه های غنایی متمایز نماید و وجوه تشابه و افتراق آن ها بر شمرده گردد.
امروزه، شعر معاصر عرب چهره جدیدی از خود به جهانیان عرضه کرده است. از نظر ساختاری علاوه بر قالب شکنی- که یکی دو دهه بعد از شعر فارسی رخ داد- نحوه کاربرد تعابیر و واژگان، وسعت خیال، مهارت شعرای عرب در تصویر آفرینی و مسائلی از این دست، شعر معاصر عرب را به کلی متفاوت از گذشته خویش کرده است. از نظر محتوایی نیز شعر معاصر عرب چهره جدیدی به خود گرفته است؛ علاوه بر توصیفات طبیعی و عاشقانه سرایی و توجه خاص به جنس زن، که تقریباً از مضامین رایج شعر عرب است، بروز برخی مسائل جدید نیز باعث تغییر شعر عرب در ساحت اندیشه شده است؛ جنگ جهانی اول و دوم، نهضت مقاومت فلسطین، جنگ شش روزه اعراب، استعمار و همچنین آشنایی جهان عرب با دنیای غرب و به تبع آن تغییرات بنیادین در نوع زندگی و نحوه نگاه اعراب به جهان پیرامون، همه عواملی هستند که شعر امروز عرب را دستخوش تغییر کرده اند. اصلی ترین نتیجه عوامل فوق در شعر امروز عرب، ایجاد روح ناامیدی و یأسی است که بر شعر این دوره سایه افکنده است، تا جایی که از این اشعار، با عنوان خاص «عبیثیه» یاد می شود. بدر شاکرسیاب، نازک الملائکه، نزار قبانی، عبدالوهاب بیاتی، آدونیس، بلند الحیدری و محمد مفتاح الفیتوری، شعرایی هستند که نمونه اشعارشان در نوشتار حاضر بررسی شده است.
حافظ و شعر او از دیدگاه های گوناگون، بارها و بارها مورد بحث قرار گرفته است به گونه ای که بیم آن می رود هرچه بگوییم و بنویسیم، گفته و نوشته باشند. درین زمینه مطالب تکراری و دریافتهای شخصی نامستدل، بازی با عبارات، کلی گوییها و فلسفه بافیها و عرفان بازیها، به حدّی است که به راستی خسته کننده شده است. درین مختصر به مطلبی که شاید کمتر متعرض آن شده باشند، می پردازم و آن مقایسه سعدی و حافظ از جهت توجه به مبانی عرفان اسلامی است. و البته مدعی کمال سخن خود نیستم و از صاحبنظران می خواهم مرا به لغزشهایم آگاه سازند. شاید خوانندگان صاحبنظر در بادی امر با خود بگویند مقایسه درستی نیست و به اصطلاح قیاس مع الفارق است و یا اینکه معلوم است که حافظ در عرفان بسی والاتر از سعدی است. شعر سعدی همه پیرامون عشق مجازی و باده و ساده و شاهد است او را با حافظ آسمانی چه کار! به هرحال نگارنده درست یا غلط، بدین گمان است که سعدی در کل به مراتب بیش از حافظ، عناصر عرفان اسلامی را در آثارش به کار برده است. البته این موضوع بسیار گسترده است و برای تبیین کامل آن، کتابی بزرگ باید تألیف شود.
یعتبر الجاحظ من أبرز مشاهیر العلم والأدب فی العالم، کما یعتبر إلى جانب اضطلاعه فی مختلف العلوم والمعارف والأدب، من جهابذه علم الکلام والعقائد، بحیث وضع باسمه مذهب جدید سمِّی فی تاریخ علم الکلام بالجاحظیّه. أما آثاره ومؤلفاته، أیّا کان موضوعها، فلا تکاد تخلو من الجانب الأدبی، بل ویغلب علیها الأسلوب الأدبی. إن من أهم مآثر الجاحظ کتاب "البیان والتبی ین" الذی طبقت الآفاق شهرته، ویحتوی علی العدید من المواضیع المفیده. ومما یستشف فی هذا الکتاب فضلا عن تعدد الموضوعات هو ما عرض الجاحظ من مقدرته العلمیه الکبیره، وقریحته الأدبیه الفائقه، ومن أبلغ أعماله فی الکتاب أهمیه من الوجهه الأدبیه، یمکن الإشاره إلى دراسات علم الدلاله للألفاظ وفق المنهجین القدیم والحدیث، وإن قام علم الدلاله الحدیثه علی أسس لم تکن معهوده شائعه فی القدیم، فلا یدل هذا علی أن المناهج التی کان المتقدمون یتناولون بحوثهم علی أساسها غیر مقبوله لدی المعاصرین، وقد حاولت کاتبه هذه السطور فی إثبات وثاقه أخبار المتقدمین وإتقان أسالیب استخدمها الجاحظ کأحد المتقدمین فی بیان الألفاظ وتفسیرها.
شعر المقاومه هو الشعر الملتزم الذی لایکون فی خدمه مصالح نظام حاکم مستبد ومتطلّباته، وهو ما یبیّن بلسان واضح دون الالتفات إلی الإبداع فی مجال التخیّل فَمِن میزاته أنّه لاتعقید فیه، بل یصرّح بالحقائق، وینبّه مخاطبیه إلاّحینما یسطر علیه الکبت السیاسی فحینئذ یبیّن الشاعر أغراضه بالصّور الرمزیّه وغیرها. ففی هذا البیان شعر المقاومه نوع من الشعر الملتزم، وعلی هذا یجب أن یکون هادفاً تعلیمیّاً، وأن یبلغ رساله الشاعر المهمّ فیه هو شعر یعلّم مخاطبیه کیفیّه المواجهه أمام النظم المستبده، وأصول المقاومه.
إن الکاتبه الفلسطینیه هی فی موطنها تعانی من الاحتلال الصهیونی. والأنظمه العربیه تمارس القمع ضد الکلمه الحرّه الشریفه وضد محترفیها، فإذا استطاعت الأمه العربیه أن تحرر نفسها من أنظمه حکامها سوف یسهل علی الشعب العربی تحریر فلسطین.
مرّ النثر العربی خلال تطوره بمراحل مختلفه؛ والأدب العربی بشکل عام کان مهبطا لأجناس أدبیه ظهرت لها فی العصر الحاضر عناصر فنیه.یری قله من النقاد أن بعض الأجناس الأدبیه نثرا – کالروایه، والمسرحیه، و... - مأخوذه من الغرب بینما إذا أمعنا النظر نجد نماذج منها فی أدبنا العربی القدیم، وإن کان القدماء لم یعرفوا مصطلحاتها التی نشأت حدیثا، حتی ولو أن الأدباء المعاصرین فی بعض عناصرها تأثروا بالغرب. تعتبر التراجم والسیر من الأجناس النثریه القدیمه فی الآداب العالمیه بشکل عام والأدب العربی بشکل خاص لأنها قدیمه قدم الإنسان، والسیره الذاتیه شعبه من التراجم والسیر، یقوم مؤلفها بسرد مراحل حیاته الشخصیه بقلمه.یهدف هذا المقال إلی إحصاء الدراسات الموجوده فی هذا المجال کما یتطرق إلی مدلول السیره الذاتیه لدی الباحثین والنقاد وأخیرا یقدّم أهم ملامح هذا الفن الأدبی وشروطه.
در سپهر ادبیات جهان کم تر اثر عاشقانه ای را می توان یافت که یارای هماوردی با منظومه عاشقانه «خسرو و شیرین» نظامی گنجوی را داشته باشد. شاید تنها اثری را که می توان با این شاهکار ادبی قیاس کرد، داستان عاشقانه تراژیک «رومئو و ژولیت»، س روده ویلیام شکسپیر ، شاعر و نمایشنامه نویس بی مثال ادبیات انگلیس باشد که سرشار از ظرایف و دقایق ادبی و غنایی است. این نوشتار بر آن است تا با خوانشی مقایسه ای، به بررسی محتوا و نحوه پردازش شخصیت های دو داستان مذکور بپردازد و شباهت های موجود در آن را آشکار سازد تا از این طریق پرتوی تازه بر زوایای مغفول مانده این دو اثر گران سنگ و جاوید بیفکند.
در مقاله حاضر داستان فریدون و لیرشاه با توجه به عناصر داستانی هر یک، مورد بررسی قرار گرفته است. منطق آشکاری که مقایسه این دو داستان را توجیه می کند تصمیم مشترکی است که دو پادشاه برای سرزمین خود می گیرند. در پی این تصمیم جدال ها و رویدادهایی رخ می دهد که فرجام هر یک از شخصیت های داستان را، که نکته قابل توجه و با اهمیت دو داستان است، نمایان می سازد. این بررسی مستقل از جنبه های حماسی، اساطیری، تاریخی و دیدگاه تأثیرپذیری و تأثیرگذاری ادبیات ملل از یک دیگر است. رویکرد ما در مقایسه دو داستان بر اساس طرح، شخصیت ها، رویدادها و نکات برجسته آنهاست.
زندان و سروده های مربوط به آن، بخش وسیعی از ادبیات عرب و فارسی را به خود اختصاص داده است. شاعران آزاده از گذشته دور تا امروز در این زمینه معانی زیبا و مضامینی انسانی آفریده اند که مطالعه و بررسی آن خالی از لطف و فایده نیست. ابوفراس حمدانی، شاعر معروف قرن چهارم هجری از پیشگامان حبسیه سرایی در ادبیات عرب محسوب می شود که در طول اسارت خویش در قصایدی موسوم به «رومیات » مقوله زندان و متعلقات آن را به رشته نظم درآورده است. در ادبیات فارسی نیز قدیم یترین حبسیه متعلق به مسعود سعد سلمان، شاعر نامور قرن پنجم و ششم است. در این مقاله حبسیات این دو شاعر با هدف یافتن مضامین مشترک مورد بررسی قرار گرفته است.
در این مقاله با تکیه بر این نکته که سخن با گوینده اش شباهت دارد و به اعتباری عین گوینده آن است؛ نویسنده زیبایی پاره ای از سخنان را به پیرایه های آن هم چون صنایع بدیعی و لفظی آن نسبت داده و پاره ای دیگر را بی هیچ پیرایه ای زیبا دانسته و زیبایی آن ها را ذاتی می داند. و براساس رابطه لفظ و معنا در کلام سعدی؛ به اثبات این امر می پردازد و معتقد است که موج سخن سعدی در برگیرنده دو مسیر محوری: نخست سیر باطنی در جغرافیای ملکوتی وجود و دوم آینه داری در پیشگاه ذوق و لذت های روحانی است.