ایرانیان باستان چون نمی توانستند انسان آرمانی خود را در جهان واقع بیابند، در جهان اساطیر، پهلوانی به نام رستم پدید آوردند که جامع تمام صفات نیک و آرمانی بود. پس از اسلام، دلبستگی ایرانیان به رستم به زودی با محبت آنان به علی (ع) همراه شد که برخلاف رستم نه در جهان خیالات و اساطیر، بلکه بر روی زمین و در میان مردمان زیسته بود. در شعر فارسی، تا پیش از قرن یازدهم هجری قمری و تشکیل حکومت شیعه مذهب صفویه، علی (ع) غالبا در کنار رستم به عنوان مظهر شجاعت و مردانگی مطرح گشته و گاه نیز برتر از رستم قرار گرفته است. در ادب عامه نیز نظیر همین جریان دیده می شود. در مجموع، مردم ایران کوشیده اند تا این دو ابرمرد افسانه و تاریخ را به یکدیگر پیوند دهند. به این ترتیب اعتقادات مذهبی خود را در این مورد با علایق باستانی درآمیخته اند.
اگر بپذیریم که شعر رستاخیز کلمات است و هنر شاعر نوعی آشنایی زدایی از زبان است، خاقانی شروانی یکی از نوادر شعر جهان به حساب می آید. بی گمان خاقانی یکی از شگفتی های ادبیات ایران است. هر نوع اطلاعی از زندگی او می تواند به شناخت بیشتر او کمک کند. در این مقاله چند نکته مهم از زندگی و روحیات او، بر اساس قدیم ترین اسناد برای اولین بار عرضه می شود.
برای همه آشنایان ادبیات فارسی ، به ویژه شیفتگان تغزلات شاعرانه سرایندگان ایرانی، آشکار است که معشوق شاعران ما ، شباهتی تام با یکدیگر دارند و توصیفات و تشبیهات به کار رفته درباره آنها یکی است. برای نگارنده - همانند بسیاری دیگر - مدتها چنین می نمود که این یکنواختی و مشابهت معشوق شاعران ما ، معلول کلیشه ای شدن پاره ای از تصاویر شعری و محدودیت غزل در پذیرش شمار اندکی تصویر و تشبیه و استعاره بوده است ؛ اما اینک نگارنده در این نوشتار با شناختی که از انگاره زن ایزد آناهیتا در فرهنگ ایرانی حاصل نموده ، می تواند این فرضیه را طرح کند که تمام توصیفات و خویشکاری های منسوب به آن زن ایزد ایرانی ، در تمام توصیفات شاعرانه از معشوق ایرانی ، پژواک و استمرار یافته است ؛ به عبارت بهتر ، شاید آن زن ایزد ، ارکتیپ یا کهن الگو و سنخ باستانی معشوق شعری ما ایرانیان باشد.